Prvních 174 řádků.
Pouya
آیوفیلم تقدیم میکند
این دختر روی یه مرز وایساده
و الان مطمئنا زندگی دردناکی پیش رو داره
مهم نیست چقدر تاب خورده و سفت شده
میخوام که در نهایت به خوشبختی انسانیش برسه
شما میدونید که باید چیکار کنید، نه؟
سلام؟
منم ، زوهی
ببخشید که مزاحم شدم
ولی باید راجب نوهم صحبت کنم
بله؟
فکردم بتونم بهش کمک کنم اگه یمدت پیش شما بمونه
میشه یه نگاهی بهش بندازین؟
قطعا
ولی حاضری در ازاش شرطی رو قبول کنی؟
روح نحس
:مترجم
Pouya
آیوفیلم تقدیم میکند
ترتیب
لیست حامیان کوناتو هیوما
سان
• ناگی
• کاگامی
• سوزوری
• هائوری
• کوشیگه
• یو
• یو
بلاخره تونستم جمعش کنم
نه... از همون اولشم هیچی اوکی نبود
بهرحال،
اینجا ارتباط رو میتونم حس کنم
نسبت به هرچی که راجب خانواده ناگاتسوکی فکر کردم
ولی وظیفه من اینه که مشخص کنم
که ایا اینا واقعا تسوکوموگامی هایی ان که بشه بهشون اعتماد کامل کرد؟
هیوما سان!
تو واقعا رضایت (امضای) همرو گرفتی؟
ببخشید که اینجوری ترسوندمت
مهم نیست بهرحال
درست گفتی
من براتون دردسر های زیادی ایجاد کردم
راجب بی ادبی ای که کردم منو میبخشی؟
و بزاری تا از اول شروع کنم؟
ببخشید! تو همیشه عصبی ای
یروز خودتو سکته میدی
وقتی که از دوییدن نفست بند میاد نباید بخندی
م....من خوبم
باش
پس یسال کامل باهمیم
اره
ممنون از مهمان نوازیتون
باد جنگل آتش کوه
واقعا میخوایم که بهش بگیم؟
اره. یعنی اون باید شرایطو بدونه
یو-چان فقط به خاطر همین امضا کرد که از مشکلی که براش پیش آورد احساس بدی میکرد ، درست میگم؟
و مطئن نیستم که هردوشون بخوان که این مشکل رو دوششون باشه
ما یسال کامل رو پیش رو داریم
چرا مدت بیشتری بهش ندیم؟
لیست حامیان کوناتو هیوما
سان
• ناگی
• کاگامی
• سوزوری
• هائوری
• کوشیگه
• یو
هرکاری که میکنیم، همین الانشم داریم ازش حمایت میکنیم
تو یه دوره کیری کوتاه
من بهش میگم دوران کمال
درسته، کوشیگه؟
هائوری ام به همین نتیجه رسیده
اوه، اره درسته
ما اینجا شام رو شیفتی درست میکنیم
میتونی آشپزی کنی، هیوما سان؟
تو خونه خیلی آشپزی میکردم
البته نمیتونم چیز خاصی رو بپزم
هی، مشکلی نیست
ناگی نمیتونه چیزی بپزه ولی آبجو، اسنک..
هیوماسان، بوتان
یچیزایی هست که باید بهتون بگیم
میشه بیاین تو هال؟
مربوط به چیزیه که قبلا با زوهی هماهنگ کردم
درعوض اومدن هیوما سان به اینجا
چی؟
ما تو ناگاتسوکی تسوکوموگامی هدف خاصی داریم
درخواست اومدن شما به اینجا کاملا با انگیزه های ما هماهنگ بود
ما قبول کردیم که بهت اجازه بدیم تو به مدت یسال کنار ما باشی
و بترتیب ایجاد یه درخواست از زوهی سان
و همچنین ما ام یسال اجازه داشته باشیم که شمارو ارزیابی کنیم
وایسا! دوباره ن----
خفشو الان.
نمیفهمم
چرا میخوای اینکارو بکنی
و چرا الان بهم میگی
نظرمون این بود که این سال رو صرف ارزیابی تو بکنیم تا بفهمیم شایسته ای یا نه
ولی مارو مجبور کردی که همچین کاری رو صرف این 3 روز انجام بدیم
پس بنظرم الان وقتش رسیده بود که بهت بگم
این هدف ماست....
جشن! ورود شوهر با استعداد در خانه ناگاتسوکی تسوکوموگامی
!خوش اومدی
جشن! ورود شوهر با استعداد در خونه ناگاتسوکی تسوکوموگامی
خوش اومدی!
زندگی دراز
اولین قدم برای پیدا کردن مردی شایسته برای معشوقه ما
این یه...
!جشن ورود شوهر با استعداد
اشتباه نگیر
این یه شوخی احمقانه ای چیزیه
لطفا... اشتباه فکر نکن
دهنتو ببند بابا
بیا بابا، خانوم جون
داریم واقعا این کارو میکنیم
درسته، کوشیگه؟
ر-راست میگه! ما واقعا داریم تلاشمونو میکنیم
با سوزوری کون تو کلاس سوم
)سوزوری کون(9
با تاناکا کون تو کلاس هفتم
(تاناکا کون (13
ما هردوی اونارو خیلی جدی میپاییدیم
ولی،ولی، ولی... بهت گفتم که بس کنی، نگفتم؟
هردوتاشون رد شدن، البته
متاسفانه بنظر میاد کاریش نمیشه کرد، بوتان
ما از چیزایی سرچشمه گرفتیم وظیفهشون پیدا کردن یه همسر خوب برای صاحبشه
وظیفه...
بله
ما فقط از یچیز سرچشمه نمیگیریم
ما از یه جهاز عروس سرچشمه گرفتیم چیزایی که عروس هنگام ازدواج تقدیم میکنه
پس ما یه هدف داریم و باید انجامش بدیم
هیوما سان...
علاوه بر اهدافی که داری
امضای ما نشون میده که شما ارزیابی مارو گذرونده این
به شکلی کاملا موقت
تو ببند، یو
زوهی سان هم مشکلی نداشت و قبول کرد
میخوای که این ازدواجو یه ازدواج آزمایشی درنظر بگیریم؟
ببخشیدا! شما واقعا نمیتونید
من هنوز قانع نشدم
و اگه کاری یا چیزی بکنه و بگه که بوتان ناراحت شه
همونجا میزنم ناکارش میکنم
میشه لطفا نکنی؟
هنوزم، هیوما کون تو حالت پوکر فیس وایساده
فقط امیدوارم قاطی نکنه
خسته شدم
چیکار میخوای بکنی، کوناتو هیوما
شما ممکنه که موافقت پدربزرگمو دریافت کرده باشین
ولی خواسته های خودتون در این مورد به کنار
من هنوز ارزیابی شمارو تموم نکردم
این درخواست ناگهانی برای اومدن به خونه شما هم هنوز چیزی نیست که من بتونم به راحتی قبولش کنم
با اینحال، اگه رد هم کنم بی احترامی میشه به پدربزرگم
پس فعلا، میخوام که یکم درموردش فکر کنم
خب.... فکنم درست میگی
ناگاتسوکی سان
بله؟!
چهارشنبه ها روز تمرین دو منه
میشه طبق معمول من برم؟
برو.
احسنت. برمیگردم
واکنش عجیبی بود. خیلیم منطقی
اره
خیلی آرومه، یکم منو میترسونه
با اینکه....
من باید یسال دیگه با این پسر زندگی کنم
و حالا رفتین و دوباره ریدین بهش
م-ما نیت خوبی داشتیم، ولی
ازونور...
من واقعا... نمیتونم همچین کاری رو بکنم
میدونین چی میگم
تو خیلی درمورد همچی نگرانیا
این خیلی مارو مظطرب میکنه میدونستی؟
با اینحال، هیوما سان خیلیم اوکی بود اونجا
اره بهتر از این بود که از کوره در بره
این دیگه چه وضعشه
No comments yet. Be the first to leave one.