Prvních 141 řádků.
!جادوگران،بهم گوش بدید
!فقط ده ثانیه فرصت دارید تا تسلیم بشید
!مشت تایتان
!صف اول،اماده باش
!قطره شهابسنگ
!صف دوم
!میلی
!فقط الکی وول نخور
!تسلیم شید،جادوگر های کثیف
،من کونارد دی ماربورگ هستم
...و من از شهر رامبل محافظت خواهم کرد
!به عنوان دیوار محافظش
صدای زنگ مصبیت دوم میاید
"صدای زنگ مصبیت دوم میاید"
.تکون خور،جادوگر مو شخمی
.اوه،میبینم که کاپتان دراگونوو هم تشریف اوردنه
.برای کمک در اسیر کردن این جادوگرا ازت تشکر میکنم
...اون همون یارویی هستش که
اروم، اروم... بهت پشنهاد .میکنم که کار خطرناکی نکنی
.ممکنه که اون رفیقت اخرش بمیره ها
!داک
!داری چیکار میکنی؟ !مکه تو نمیخواخستی برگردب ارتمیس؟
...سث
.اون جادوگره رو هم بندازید توی قفس
!ول کنین!ولم کنین
.اون موش الوده هم بیارید این طرف
.بله،قربان
!لعنت بهت
!سث
.کونارد،زیاد سخت نگیر
.جنرال تورکه اونو زنده میخواد
.خیلی خب
.در هر صورت،هنوز این یکی دیگه برام قابل استفادست
،بدون دستکش هات .نمیتونی از جادوی کثیفت استفاده کنی
...یه اخطار
.امیدوارم که اون یکی رو دست کم نگیری
ها؟ داری میگی که ممکنه شکست بخورم؟
داری کجا میری،کاپتان دراگونوو؟
.من باید تحقیقاتمو ادامه بدم
!کاپتان
.وحشت در حل پخش شدن در منطقه دوازده هستش
.مردم مسلح در حال حمله به مهاجران هستن
!اونا از کنترل خارج شدنه
.من باهاشون صحبت خواهم کرد
قبل از اینکه به کاپتان دراگونوو .درس بدم نمیزارم که چیزی بفهمه
....سث...تاجی
.من باید یه کاری بکنم
...ولی چوب جادوییم
.تاثیری نداره
.این قفس....از نقره سیاه درست شده
.داخلش ...نمیتونی از جادو استفاده کنی
!داک،تو واقعا حالت خوب نیست
...از اون ...مهم تر
...نمسیس هایی...در این...شهر هستن
داک؟
!داک
!داک،باهام بمون!داک
!مردمی که در منطقه دوازده جمع شدنیه
!جادوگر اعتراف کرد
!مهاجران به حقیقت یه الوده رو سرپناه داده بودن
!پس واقعا درست بوده
!افرین،کاپتان کونارد
...این
!تاجی
اوه،نه!اونم بعد از اینکه .تونستیم فرار کنیم
!و این همه ماجرا نیست
ما حالا میدونیم که اونا یه نمسیس رو
!در منطقه خودشون قایم کرده بودن
!نمسیس؟
!اشتباه میکنی
!دامیتور(طرفدار) کسی هستش که پشت قضیه نمسیس هاست
.میدونم
.همگی،فکر کنم که الان دیگه متوجه شدنیه
.چیزی که نیاز داریم بردباری نیست
بلکه شجاعتی هستش که باهاش تا ! اخرین نفر این اشغال ها رو از بین ببریم
!اره!باید ازشون خلاص بشیم
!کاپتان کونارد درست میگه
!شجاعتی برای از بین بردن اشغال ها
.از همگی ممنونم
حالا من به اندازه کافی شجاعت .رو دارم که این تصمیم سخت رو بگیرم
!دروازه رو ببندید
!د-دروازه
!اون میخواد ما رو اینجا گیر بندازه؟
!ه-هی،ما که مهاجر نیستیم
!چرا ما هم اینجا گیر انداختی؟
!ما وقتی برای از دست دادن نداریم
من متاسفم،ولی تمام مردم !توی منطقه دوازه باید پاک بشن
!ا-اصلا
!نه!ما انسان های معمولی ای هستیم
!نجاتمون بدید
!توپ ها رو اماده کنین
!تمام منطقه دوازده رو هدف بگیرید
!وایسا
!تو میخوای تمام این منطقه رو بفرستی هوا؟
!چطور میتونی اینکار رو بکنی؟
...فکر ها و فرهنگ قدیمی و مزخرفشون
!همه چیز اونا با ما فرق میکنه،و این تفاوت حال منو به هم میزنه
...برای..برای دلیلی به این مزخرفی
!غیر ممکنه!چطور میتونی بدون دستکش اینقدر فانتزیا جمع کنی؟
!من خودت و اون دلیل های احمقانت رو میرفستم هوا
!کاپیتان
!اون دقیقا چیه؟
.بمباران رو ادامه بدید
!بله،قربان
!وایسا!شلیک نکنین
او-اون خمپاره ها رو جذب کرد؟
!یه جادوگر جدید
پسر،وقتشه که با هم . یه صحبتی داشته باشیم
.اگه دروغ میگی گریم خیلی سریع میفهمه
...تو
اون دختر با فلوت دامیتور، دوستته؟،
!من نمیشناسمش !من حتی ندیدمشه
!دور دوم رو اماده کنید
پس چرا با اون اکو نمسیس ها میپریدی؟
!من فقط داشتم تلاش میکردم تا اسیرشون کنم
.دردم رفت
بانداج گریم از یه درخت درست . شده که پر درست میکنه
.اون با استفاده از فانزیا زخم ها رو خوب میکنه
!ت-تانک ها از بین رفتن
چرا داری بهم کمک میکنی؟
.عذرخواهی منو قبول کنین
.گریم حتما فراموش کرده که ازتون تشکر کنه
بنظر میاد که یه .سوءتفاهم بزرگی پیش اومده
متحد غیر منتظره گریم
.گریم به این شهر اومده که یه دامیتور مشخص رو پیدا کنه
اون دختر با فلوت رو که در موردش سوال پرسیدی رو میگی؟
...اگه اون دامیتوری باشه که گریم به دنبالشه
!این همه فانتزیا اینجا چیکار میکنه؟
..صحبتش شد خودش پیداش شد
.بنظر میاد که بالاخره حرکت خودشو شروع کرد
یه ماده نایاب که قدرت جلوگیری اون در برابر فانتزیا از نقره سیاه بیشتره هر چه جادو قوی تر باشه،سریع تر باهاش مقابله میکند
!ا-اونو نگاه کن
!یه گرباد زندیک برج ساعت هستش
.حالا برو
.این زنگ پیشرو، اغاز خواهد بود
!اون داره نمسیس ها رو توی شهر پخش میکنه
،اگه سریه به حسابش نرسیم .اتفاقات بدی میافته
!تاجی،برو و قایم شو
!ما حساب نمسیس ها رو میرسیم
!ب-باشه
!وایسا
No comments yet. Be the first to leave one.