Prvních 200 řádků.
شما با پیغامگیر صوتی جکسون لَمب تماس گرفتین
پیغام بذارین، باهاتون تماس میگیریم
متأسفم که عامل غافلگیری رو از بین میبرم
اما میشه تلفن رو جواب بدی؟
تا حدودی تحت تأثیر قرار گرفتم
از کجا میدونستی من میام اینجا؟
دفتر خالیه، حواسم نیست
من اگر بودم اینکارو میکردم
،پس، اگر خیلی سرت شلوغ نیست لطفاً یه سر سر بیا اینجا
خب، این پیشنهاد وسوسه کنندهایه اما میخوای من رو به قتل برسونی، نیکی
…پس اگر مشکلی نداری
بجای خودم، تیم واکنش مسلحانه رو میفرستم
گوش کن، واسۀ کشتن نِوسکی یه قطره سم رادیواکتیو کافی بود
تصور کن توی یه خیابون شلوغ چه اتفاقی میتونه بیافته
،اونم در شرایطی که باد هم بیاد کی میدونه چند نفر میمیرن؟
نیازی نیست اینکارو توی دفتر من انجام بدی، نیکی
کسی از اونا نیروی تو رو نکشته
من تفنگم رو توی دهنش گذاشتم و ماشه رو فشار دادم
بعلاوه، دلم نمیخوام وقتی خدمتکار میاد با یه اوضاع بهمریخته روبرو بشه
خدمتکار داری؟
خب، نه اونجوری
اسم کاترین استندیش واسهت آشنا نیست؟
واسۀ چارلی کار میکرد
فهمید که چه بلایی سر چارلی آوردم
الان واسۀ من کار میکنه
نیازی نیست دوباره همون اتفاقات رو با یه رئیس دیگه تجربه کنه
،اگرچه، اگر اتفاقی واسۀ من بیافته شاید یه بطری شامپاین غیر الکلی هم باز کنه
چه پیشنهادی داری؟
خونۀ تو
،منظورم اینه، در هر صورت قرار نیست اجارهت رو تمدید کنی
« اسبهای تَنبَل »
کاترین استندیش
هنوز مارکوس و لوئیزا رو از گلسهاوس خارج نکردی؟
ببخشید
!برو کنار
خیلی طول کشید، جکسون
۱۵ سال دیگه میبینمت، مالی
جکسون، واقعاً شک دارم امروز رو زنده بمونی
،گولف ویسکی، آلفا چارلی ویسکی صدام رو میشنوی؟
،یه کانال ارتباطی باز کردیم …تکرار میکنم، یه کانال ارتباطی
لطفاً از طریق نزدیکترین خروجی یا راه پله از ساختمون خارج بشین
همۀ آسانسورها از کار افتادهن
توجه کنین. این یه اطلاعیۀ اضطراریه
لطفاً از طریق نزدیکترین خروجی یا راه پله از ساختمون خارج بشین
همۀ آسانسورها از کار افتادهن
ظاهراً خونریزی قطع شده اما بیهوش شده
…هشدار امنیتی، خودتون رو
کِی اسلحه رو گذاشتی زیر میز؟ - در حین انجام بررسی شنود -
واسۀ چی بهم نگفتی؟
ببین، لَمب بهم گفت مراقبت باشم، خب؟
…بعد از ماجرای دیشب
فکر نمیکردم عاقلانه باشه وقتی یه اسلحه هست دور و بر پَشکین باشی
این در از چی ساخته شده؟
،گلوله احتمالاً به یکی از رگهای اصلیت خورده پس باید از رگبند استفاده کنیم، باشه؟
میشه کَمَربندت رو باز کنم؟
،هشدار امنیتی خودتون رو به نزدیکترین خروجی برسونین
،هشدار امنیتی خودتون رو به نزدیکترین خروجی برسونین
اگر جلوی خونریزی رو نگیرم، میمیری
زخمت رو بهم نشون بده
لوئیزا، داری چه غلطی میکنی؟ - قضیه چیه؟ -
قضیه چیه؟ - !لوئیزا -
تو سعی کن در رو بشکنی. قضیه چیه؟
!بس کن
میخواستیم گلسهاوس رو تعطیل کنیم
واسۀ چی؟
واسۀ قرار دادن ویروس توی کامپیوترهای نِوسکی. مسکو میتونه حسابهاش رو خالی کنه
این دیگه چی بود؟ انفجار بود؟
جدی میگم، باید صندوق عقب ماشین رو بررسی میکردیم
آره! میدونم
چطور میخواستین وارد حسابها بشین؟ حتماً توی کامپیوترهاش مسائل امنیتی رعایت شده
…انگشت شستش رو قطع کردیم
و در ازای رمزهای عبور اسلحهش رو بهش پس دادیم
یه مرگ سریع پاداشش بود
لوئیزا
…هشدار امنیتی، خودتون رو
نه
نه
گُمش کردم
سوار قطار شد - کدوم قطار؟ -
نمیدونم
،چی… نمیتونم بشونم چی میگی واسۀ چی یواش حرف میزنی؟
واسۀ اینکه منم باهاش سوار قطار شدم
چی؟ الان همراه با چرنتیسکی سوار قطاری؟
آره
خب، قطار داره کجا میره؟
دارم سعی میکنم همین رو بفهمم
خب، بفهم
توی اورپینگتون توقف میکنه
سونوکس و تانبریج ولز - باشه، همونجا منتظر بمون. به لَمب خبر میدم -
به محض اینکه بتونم خودم رو بهت میرسونم - چطور میخوای اینکارو انجام بدی؟ -
اینکارو بذار به عهدۀ من
بابت همۀ این اتفاقها متأسفم
مطمئن حتماً واسهتون مثل یه شوک بوده
مطمئنم میتونیم واسۀ کنار اومدن با این مشکل ازتون حمایت کنیم
اگر خودتون بخواین
…یه نفر
میرم و تنهاتون میذارم
وای، نه
لعنتی، لعنتی، لعنتی
وای خدا
چی شده؟
اینا چیزهایی هستن که فکر می کردم بردنشون توی هواپیما
بمب؟
آره، بمب
،فکر کردم بردنشون توی هواپیما وایسا ببینم، واسۀ چی نبردنشون توی هواپیما؟
خودت دیدی بمب رو ببرن توی هواپیما؟ - نه -
خب، واسۀ چی… پس واسۀ چی فکر کردی
یه بمب توی هواپیما گذاشته شده؟ - چون فکر کردم بردنش توی هواپیما -
…ببخشید، یه لحظه. این
،منظورم اینه، نحوۀ صحبت کردنشون …حرفایی که زد، واسۀ چی نباید
،میخواستن اطلاع بدم بمب توی هواپیماست …واسۀ همین یه موبایل گذاشتن اونجا
ای… لعنتی - قضیه چیه؟ -
،آقای کلهکیری اشتباه کرده …بمبی توی کار نیست. پس
آره، آره، آره - چی؟ -
باورم نمیشه دوباره داره همین اتفاق میافته - دوباره؟ -
…آره. توی عملیات تمرینی، من… مهم نیست
بهشون بگو بمبی در کار نیست
در غیر این صورت، هواپیماش رو میزنن
درسته، اما اونجوری باید… باشه، باشه
وای خدا
درسته، خب، یه گوشی بهم بدین. گوشی
آره
وای خدا
و همینطور رمز گوشی رو. میتونی بازش کنی؟ - لعنتی -
ممنون
لعنتی
لعنتی
همۀ آسانسورها از کار افتادهن
توجه کنین. این یه اطلاعیۀ اضطراریه
،لطفاً از طریق نزدیکترین خروجی یا راه پله از ساختمون خارج بشین
همۀ آسانسورها از کار افتادهن
یالا
توجه کنین. این یه اطلاعیۀ اضطراریه
،لطفاً از طریق نزدیکترین خروجی یا راه پله از ساختمون خارج بشین
همۀ آسانسورها از کار افتادهن
هشدار امنیتی
برو - خودتون رو به نزدیکترین خروجی برسونین -
کدوم طبقهست - طبقۀ ۴۲اُم -
…لطفاً از ساختمون خارج بشین - لعنتی -
بسیارخب، باید از پلهها بریم - آره -
همۀ آسانسورها از کار افتادهن
زیرو، صدام رو میشنوی؟
،گولف ویسکی آلفا چارلی ویسکی یه کانال ارتباطی باز کن
…یه اسکورت نظامی
،گولف ویسکی آلفا چارلی ویسکی شغال شمارۀ ۱ هستم
زیرو، شغال شمارۀ ۱ هستم. سوژه پاسخگو نیست
کارترایت هستم، مأمور شمارۀ ۵۲۶۳
کد دسترسی: براوو، تنجرین، اکسلسیور، ۸، ۹
براوو، تنجرین، اکسلسیور، ۸، ۹
تأیید میشه
آره
کارترایت
اطلاعات جدیدی بدستم رسیده، خانم
اصلاً بمب رو آماده نکردهن. هنوز روی زمینه
هر دو طرف اون هواپیما هلیکوپتر نظامی قرار دادم
منتظر علامت منن تا اون هواپیما رو نابود کنن
،باید جلوشون رو بگیرین، خانم بمبی در کار نیست
پس واسۀ چی هواپیما داره مستقیماً به سمت گلسهاوس میره؟
این یه حقهست، خانم
فکر میکنم میخواستن کد سپتامبر رو فعال کنن
میخواستن؟ - بله، یه زنجره و مربیهای روسش -
اونا تو رو فریب دادن که فکر کنی یه بمب وجود داره
و الان داری بهم میگی که همۀ اینها بخشی از یه نقشهست؟
ببینین، مأمورهای روس به یه دلیلی میخوان شهر تعطیل بشه
،نمیدونم به چه دلیلی، اما بمبی در کار نیست باید اون دستور رو لغو کنین
هواپیما داره به منطقۀ ممنوعه نزدیک میشه، خانم
این قضیه مثل لغو کردن سفارش غذا که نیست، کارترایت
این دستور فقط در صورتی لغو میشه که هر فرد مشکوک
هر کیف رها شده
هر فنجون قهوۀ خالی بررسی بشه، مجدداً بررسی بشه
و حتی اگر نیاز باشه منفجر بشه
نمیتونین اون هواپیما رو نابود کنین
تا یه دقیقۀ دیگه، هواپیما کمتر از ۱.۶ کیلومتر با هدف فاصله خواهد داشت
اگر تا اون موقع خلبان ارتباط برقرار نکرده …یا تغییر مسیر نداده باشه
نابودش میکنن
…فق
شاید مجبور بشیم هواپیما رو نابود کنیم
به تأییدیۀ شما نیاز دارم
جناب وزیر؟
طبق دستور تو عمل میشه، دایانا
،هر تصمیمی که فکر میکنی درسته بگیر از حمایت کامل من برخورداری
سلاح آمادهست
،شغال شمارۀ ۲، زیرو هستم اجازه داری به سوژه حمله کنی
تکرار میکنم، اجازه داری به سوژه حمله کنی
هنوز هیچ پاسخی نداده
خلبانها دارن هدفگیری میکنن، خانم
این آخرین هشداره
،تکرار میکنم، اگر پاسخ ندی به زور متوسل میشیم
،شغال شمارۀ ۲ هدفگیری کرده …در محدودۀ مورد نیاز واسۀ شلیک
،منتظر دستورهای بعدی هستم آمادۀ حمله هستم
۳۰ ثانیه تا شلیک
،آخرین هشدار تغییر مسیر بده، وگرنه بهت شلیک میکنیم
رودی، میخوام رد یه هواپیما رو واسهم بگیری
کدوم گوری بودی؟
ببین، خفه شو و گوش کن ببین چی میگم
،یه هواپیمای ملخیه پداره به سمت گلسهاوس میره
میخوام بدونم بهش شلیک کردن یا نه
توی قطارم. نمیتونم اینکارو انجام بدم - خب، ایستگاه بعدی پیاده شو -
نمیتونم. توی مأموریتام
…رودی
No comments yet. Be the first to leave one.