Prvních 200 řádků.
میتونی به اسکلتو بگی
لعنتی جفرسون. کارمون تمومه
قراره جلومون رو بگیرن
هیچکس جلومون رو نمیگیره
اگه بخوان صندوق رو ببینن؟ گازشو میگیرم
ساکت باش
میتونی بری
پیغام نذار. بعداً دوباره امتحان کن
کجایی؟
جوابمو بده. جدی میگم
بذار خودم انجامش بدم
فکر میکنی بار اولمه؟
متأسفم
دوستت دارم
این
اولین باره
حکمرانان ثروت
جفرسون!
تهدیدش کردی و رفته. کجاست؟
میدونی چیه؟ تو نباید با من حرف بزنی
باید با نلینیو صحبت کنی. اونم نه برای درخواست
باید عذرخواهی کنی که یه خبرچین لعنتی رو آوردی تو خونهمون
کسی که میخواست به بوفالو بفروشتش
کجاست؟
کجاست؟
نمیتونستی بدونی
سومبرا با ما بزرگ شده. خفه شو
اون یه حرومزاده پولپرست بود. خب که چی؟
منظورت اینه که داشت ازم استفاده میکرد؟ ما خانوادهایم. اون اینجوری نبود
تو هیچوقت لعنتی نذاشتی اون اینجوری باشه
لعنتی، جفرسون!
تو کاملاً دیوونهای، رفیق
میدونی کی خانواده نیست؟
میخوای بدونی کی خانواده نیست؟
تو، تو یه تیکه آشغالی
تو یه آشغالی
دلسیو. یه طرد شده!
بهم دست نزن لعنتی
میکشمت، حرومزاده
حتی نمیبینی از کجا میام
آروم باش، رئیس. اگه راننده کامیون باشه، زود میفهمیم
صبح بخیر، رفیق. صبح بخیر
باشه. یک، دو، سه، برو
باشه
اونا این کارخونه بتن رو خریدن و موقع تمیز کردن مخزن پیداش کردن
لعنتی
بوش خیلی شدیده. حتماً یه مدتی اونجا بوده
بذار یه چیزی بهت بگم
من قراره یه مدتی تو شهر بمونم
میخوام اولین نفر باشم که از گزارش باخبر میشه
متوجه شدم
مشروب میخوری؟ بعضی وقتا
اینو بگیر. برای آخر هفته. ممنون، رفیق
دکتر پلگرینو، من خاویر فرناندز هستم، طبق قرارمون
نه
الان نمیتونم وقت ملاقات بذارم
فقط بعد از کارناوال میتونم برنامهریزی کنم
فقط میخواستم یه سؤال ازتون بپرسم
میدازولام
آره، اون دارو
میتونید عوارض جانبیش رو بهم بگید؟
پروفتا - اسکلتو اینجا بود. باهاش موافق نیست
یه حمله؟
کار خانوادگیه
میدونی که؟
همون خانوادهای که از وقتی تو پیدات شده داره غرق میشه
خانواده تو قراره صاحب مناطق شمالی و جنوبی ریو بشه
بیشتر از چیزی که حتی خوابش رو میدیدی. نه
من میخواستم گسترش بدم
و دلمیرا و بچهها رو بیارم ریو
بعد تو با جفرسون پیدات شد
دلمیرا مُرد. قبل از اینکه بفهمم تو اون زندگی گیر افتادم
فکر میکنی بزرگ کردن سه نفر آسونه... فقط تو قصه غمانگیزت رو باور داری
بهت خوب پول دادن که از جفرسون مراقبت کنی
من از باجگیری تو نمیترسم
جرئت نداری به گالگو بگی
ولی جفرسون هنوز هم میتونه بفهمه
تو این کار رو نمیکنی
میخوای شرط ببندیم، لیلا؟
نه
میخوام تو تیمم باشی
میتونیم به نفرت از همدیگه ادامه بدیم. این گذشته رو عوض نمیکنه
یا میتونیم به آینده فکر کنیم
آینده؟
چطوری؟
میخوام شریک من باشی
میخوام دستیار لورن رو پیدا کنی
ما هر دو یه چیز رو میخوایم، مگه نه؟
ریوا در راهه. ببینیم چی میتونیم بفهمیم
اگه میخوای درباره سومبرا حرف بزنی
نمیخوام حرف بزنم، میرنا
میخوام یه کاری کنم و باید دردناک باشه
وگرنه بوفالو شروع میکنه به کشتن آدمهای بیگناه
ما از احضاریه استفاده میکنیم تا در پرونده پودیم شهادت بدیم و افشاش کنیم
وقتی پلیس دنبالش باشه، نمیتونه دیوونهبازی دربیاره
میدونی چی دیوونگیه، میرنا؟
فکر کردن به اینکه میتونیم با اتهام زدن متوقفش کنیم
هی، ریوا. چطوری، بچه؟
ژاکلین بچه نمیخواد
جولیانا سومی رو میخواد
من همیشه بیشتر شبیه ژاکلین بودم.
تو هم گفته بودی هیچوقت ازدواج نمیکنی.
اون کار سوزانا بود.
حالش چطوره، ریوا؟
ریوا، ما که بهزور همدیگرو میشناسیم.
من که قدیس نیستم.
کاری که اینجا میکنیم، اصلاً مقدس نیست.
اما برای اینکه شب تو تختم راحت بخوابم...
یه سری قوانین برای خودم دارم.
یکی از اونا اینه که هیچ غیرنظامیای نباید بمیره.
جونهای بیگناه.
بوفالو، از اون طرف...
واسه همین آوردیمت اینجا.
که یه بار واسه همیشه تمومش کنیم.
فقط از اون تخت خونین دست بکشه.
خودش با خون لکهدارش کرده.
ما میخوایم جلوی خونریزی رو بگیریم. اگه بزنیم به زخمش، تموم میکنه.
اون کوتاه نمیاد.
اون کوتاه میاد.
سوزانا میفهمه.
اما به یه چیزی نیاز دارم که کمکش کنم.
باشه.
یه چیزایی شنیدم.
اما گوش کن، بچهجان.
باید قول بدی که سعی کنی با خواهرت کنار بیای.
و قسم بخور که کسی آسیب نمیبینه.
قسم میخورم، ریوا.
قسم میخورم.
خب.
بعد از اون اتفاقی که افتاد...
بوفالو شروع کرد مالشو اونجا قایم کردن.
سلاحهای بیشتری رو توی باشگاهش قایم کردن.
همین قدر رو میدونم.
جنگ که بدون اسلحه نمیشه.
خب؟
بریم.
راننده هیچی نمیدونه، لعنتی.
اون کمد نو به نظر میاد.
یالا! همه چی رو بردار.
همشو بذار توی کیف. یالا!
یالا. همهچی رو اینجا بذار.
صبر کن، جفرسون.
لازم نیست.
چرا، لازم هست.
یک آتشسوزی عمدی ساکنان بارا رو طی شب ترسوند.
صاحب باشگاه، بوفالو ویکتور، مبارز سابق MMA و متهم به جرم...
توسط خواهرزنش، میرنا گوئرا، متهم شده.
وقتی بوفالو پای کاره، هیچی تصادفی نیست.
ادواردو زنده موند، اما اون یه استثناست. پس پروندههای دیگهای هم هست؟
اون حرومزاده رو میکشم.
عالی میشه، اما نمیتونی. اوه، واقعاً؟
اگه خواهرت رو توی مدرسه سامبا نزده بودی...
اونم درباره ما تو تلویزیون حرف نمیزد.
حالا این گند رو ببین.
تقصیر منه یا توئه؟
تقریباً پسرعمومو کشتی. مدیرها رو زدی که تحریکشون کنی.
هی، رئیس. اینم داره میره؟
معلومه، احمق! که مدرک نذارم.
این «احمق» از حکم تفتیش باخبر شد.
چی؟
جسد راننده کامیونه، رئیس.
به گفته همسرش، پرکردگی دندوناش مطابقت داره.
خب؟ جسدها که حرف نمیزنن، لعنتی.
من اینجا میمونم تا یکی رو پیدا کنم که حرف بزنه.
جمعش کن، امرسون.
اونو بده به من.
اگه متحدهاشو میکشه، تصور کن با دشمنهاش چیکار میکنه.
من از جونم میترسم.
حالا بوفالو، جفرسون مورایس، شوهر میرنا رو مقصر میدونه...
بخاطر آتیش زدن باشگاه توی بارا دا تیژوکا.
توی قلمرو ما. حرومزاده!
تو اخبار اسمی از تو نبردن.
هنوز نه، درسته، خاویر؟
مثل همیشه میگم، بذار هر سگی زخم خودشو بلیسه.
پروفتا تازه مال منو گاز گرفت، حالا منم مال اونو گاز میگیرم.
وایسا. کولیئو داره زنگ میزنه.
اون دهنلق لعنتی.
برو، باهاش حرف بزن.
من با مارسینیو حرف میزنم.
باشه.
هی، کولیئو!
فکر میکنی اون پاچهخواره خیلی خنگه...
...یا فقط یه کم خنگه؟
اگه خیلی خنگ باشه...
...ممکنه چیزی توی خونهاش جا گذاشته باشه که ما رو لو بده.
توی خونهاش؟
تو کلاً تو باغ نیستی.
تلویزیون رو روشن کن.
نظری در مورد حکم دستگیری دارید؟
من فقط با وکیلم حرف میزنم.
حرفی برای گفتن داری؟
آره، اما گالگو میخواد پشتش وایسه.
حدس میزدم، اما اون گندکاری توی قلمرو من اتفاق نیفتاده.
به جهنم!
میخوای صبر کنی تا ضربه بخوری؟
از این ور! بوفالو؟
اتهامات چیه؟ چی میتونید به ما بگید؟
اون دستا کجا میرن، مارسینیو؟
دویست سالته و هنوزم مثل نوجوونها تماس تصویری میگیری.
گمشو، کولیئو.
No comments yet. Be the first to leave one.