Prvních 200 řádků.
کاری اختصاصی از تیم ترجمه مدیاسیتی
ترجمه و تنظیم Aligma
پیچک
با دکل های خمیده و سینه فرو رفته بسان آنانی که با نعره و ضربت دنبال می شوند
و از برابر سایه دشمنان می گریزند سرخمانده به پیش
شتابناک ره می پیمود و طوفان سهمگین می وزید .و آری ما به جنوب گریختیم
...احمق ها. اینا دیگه از کجا پیداشون شد. نمیدونم
مهمت. بنداز. بنداز
پایین تر. پایین تر
خوش اومدید آقایون
همه روز باید منتظر اینا باشیم؟
جِنک هستم. کشتیبان
آلپر هستم. کشتیبان
فرمانده. فرمانده
.پسر.برو بهشون بگو سریع تر لنگر رو بکشن صدا بهشون نمیرسه
من کُرد هستم
همه شون. همه شون
مگه با همه شون کار کردی؟ تو از کجا میدونی؟
میدونم دیگه. رفیق
.تو کشتی های خارجی یکشنبه ها برنج و لوبیا سرو میشه درسته؟
نه. تو کشتی های تُرک عادت شده
توی کشتی های خارجی از این خبرها نیست
بعضی مواقع یکشنبه ها برنج و لوبیا هم سرو میشه
شهرداری بسیاری از این کلبه ها را ویران کرده در همین رابطه پلیس 17 نفر را تحت تعقیب قرار داده
چه بوی پخت و پزی میاد؟ - پخت و پز؟ -
آره بابا. غذای تازه و خوشمزه دارن
این اتاق توئه
ممنون
نادر. کاپیتان اهل کجاست؟
منظورت. خان باباست؟ - آره -
قبرسیِ
اینم اتاق توئه - ممنون -
آماده بشید. شام حاضره
آماده بشید. شام حاضره
باشه
بشینید. بشینید. عافیت باشه
عافیت باشه
مهندس. بشین اینجا
خب. وضعیت چطوره؟
خسته ست. اما کم و بیش کار می کنه
با بچه ها داریم باهاش سر و کله میزنیم
خوبه
من یه بار کار کردم
ممنون داداش
نوش جون
با دوستم مصطفی بحث میکردی توی اون کشتی کار می کرد
اون قبل از اینکه من بیام رفته بود
رفت یه کشتی دیگه یا شغلش رو عوض کرد؟ - رفت یه کشتی دیگه؟ -
هر کاری کردیم با ما نموند
این نیروهای جدید رو چطور دیدی؟
یکی شون که تازه کاره
اون یکی هم دومین تجربه شه
پس میشه گفت تازه کار هستن
.همه اش داره روغن و خاک سوخته پس میده کی تجهیزات می فرستن؟
فعلا چیزی نپرس. فردا بهشون زنگ میزنم و در این مورد باهاشون صحبت می کنم
فعلا باید مدیریت کنیم. چی کار کنم؟
.تا 4- 5 روزی می تونیم اداره کنیم بعدش ممکنه هر بلایی سرش بیاد
چند روزه در خواست کلی وسیله دادم هیچ کدوم رو برام نفرستادن
به خدا همه خسته شدن. رئیس
دو ماه که حقوق نگرفتیم
کشتی های دیگه هم با اینجا فرقی ندارن
هیچ کدوم به موقع حقوق نمیدن
اونی که چشمش زخمی شده. اسمش چیه؟
جِنک - جِنک -
اون یکی هم آلپر. آره؟ - آره. آلپر -
تو. پسرم. بیا اینجا ببینم
بفرمایید. رئیس
قبلا از اینجا کجا بودی؟
کشتی تورهان خان بودم
این چندمین باره؟ - دومین باره -
دومین باره
خوبه. برو غذاتو بخور. بعدا صحبت می کنیم
چشم
عافیت باشه
خیر باشه
روش کار رو خودت میدونی
قبل از اینکه به مصر برسیم
بچه ها رو بفرست هر چی که هست. تمیز کنن
باشه؟ - باشه -
بیا
بذارش اونجا. نادر
از فرمانده نپرسیدم اما میخوام با شما صحبت کنم
چیه نادر؟
بگو. پسرم
خان بابا. من باید برم
خونه مون رو خراب کردن. پدر و مادرم تو کوچه موندن
کی خراب کرده؟
دولت
دولت برای چی باید خراب کنه؟
خراب کرده دیگه. تو اخبار دیدم
.از منطقه کوله شروع کردن امروز فردا به خونه ما هم میرسن
باید کنار خانواده ام باشم. می خوام ببرم شون جاناکالا
چی میگی نادر؟ مگه بچه بازیه؟
تازه 2 روزه پرسنل رو عوض کردیم می خوای برای استخدام پرسنل جدید کشتی رو تعطیل کنیم؟
...خان بابا - برنامه رو که نمی تونیم عوض کنیم -
خان بابا وضعیت شما رو درک می کنم اما من باید نقل مکان کنم
باشه پسرم. نکنه می خوای بری جلوی بولدوزرها مقاوت کنی؟
دولت هیچ وقت مردم رو آواره کوچه ها نمی کنه
...اما، خان بابا - ببینم. تو مگه به پول احتیاج نداری؟ -
تو باید چه کار کنی؟ هر وقت خانواده ات پول لازم داشتن براشون بفرستی
فکر میکنی بری بازم می تونی کار پیدا کنی؟
اینجوری نمیشه. خان بابا
نادر. پسرم. مگه تو به پول احتیاج نداری؟
حداقل اینجوری سر هر ماه داری حقوقت رو میگیری
خان بابا. دو ماهه که حقوق هم نگرفتیم
باشه. به فکرش هستم. میدونم خیلی سخته
مالکین کشتی هم تو روزهای سختی گرفتار شدن
اما نگران نباش. پول هیچ کس توی این شرکت نمی مونه
.من فردا با شرکت صحبت می کنم تمام حقوقت رو آخر همین ماه واریز کنن. خوبه؟
خوبه. خان بابا. هر چی شما بگید
چیزی لازم ندارید؟ - نه. نه. ممنون -
حشیش داری؟
بیا
رئیس چی می گفت؟ - سوال و جواب -
دومین تجربته؟ - آره -
قبلا راننده تاکسی بودم
چرا یه کار بهتر پیدا نکردی و اومدی اینجا؟
وضعیت خراب شد
خراب شد؟
.خراب شد رفیق. خودم هم دلم می خواست یه کم دور باشم هوشیار باش
کیرم تو هوشیاری. بگیر
دمت گرم. وای
دین رئیس چیه؟ اعتقاد داره؟
چی؟
رئیس به دین و مذهب اعتقاد داره؟
نه. بی اعتقاده. فقط در مورد الکل و مشروب می پرسید
.دید منم به اینجور حرفا اعتقاد ندارم شروع کرد به سوال پرسیدن
بعدش گفت اگه چیزی احتیاج داشتی به خودم بگو
منم گفتم: رئیس ریدم تو هر چی اعتقاده
تو گفتی؟
چی می تونستم بگم؟ گفتم: چشم رئیس. دمت گرم
از چشمات فهمیدم دومین باره که میای
منم از چشم تو فهمیدم
دمت گرم
آدمی که زورش زیاد میشه زیر چشمش کبوده
بذار نیم ساعت دیگه همه جا که ساکت شد
یه چیزی بذارم زیر سرت که عقل از سرت بپره
کجا؟
زیر سرت
دمت گرم
باشه. جدا بشم چی کار کنم؟
کار دیگه ای سراغ داری؟
...تو هم عجب حرفی میزنی. یه کمی هم
...یا تو کاری نکن فردا زنگ میزنم خبر میگیرم
باشه. تو نگران نباش
بذار برسیم مصر. یه کاریش می کنم
نه. نه... من نیستم... کلا برای هیچ کس کاری نمی کنن
میگم: برای هیچ کس کاری نمی کنن
استغفرلله
نه. باشه. من جدا میشم. نترس تا 2 روز دیگه جدا میشم
..تو . نه... نگران نباش
باشه. باشه. قطع کن
ای خدا
چشمت چی شده؟
وضعیت خراب شد - خراب شد -
خوردم تو در
جدا چی شده؟
اتفاق بود - تو کشتی اینجوری شد؟ -
آخرین جایی که کار میکردم. اداره برق بِداش بود
یه دوستی داشتم به اسم مجید که اونجا کار می کرد اون هم اخراج کردن
اون هم روز اخراج دو تا از یونیفرم های اداره رو دزدید
ما هم هر روز صبح یونیفروم هارو رو می پوشیدیم و توی منطقه بیلیک می چرخیدیم
.با این لباس ها می رفتیم سر کنتور برق مردم مجید میدونست کدوم خونه ها برق دزدیدن
:در خونه مردم رو میزدیم و می گفتیم اومدیم برق تونو قطع کنیم
مردم هم که همیشه خونه بودن
داد و بیداد میکردم که جریمه اش 7 سال حبسِ مثلا من نقش اون مامور بد اخلاق رو بازی میکردم
.به طرف همه جور انگی میزدیم شما آدم های ضعیفی هستین
شما دارید از بیت المال دزدی می کنید. کلی می خندیدیم
پس زن های زیادی جلوت زانو زدن
کدوم زن ها؟
آها. اون زن ها. حتما
بهشون چپ نگاه می کردیم میزدن زیر گریه
بهشون می گفتم: برق دزدی کردید الان گزارش می نویسم
می رفتم یه گوشه الکی شروع می کردم گزارش نوشتن ...چرت و پرت
بعد مجید با زن ها می رفت تو خونه و کنتور رو الکی چک می کرد
اینجوری نگاه میکرد به کنتور برق
.مثلا من بد اخلاق بودم زن ها می رفتن پیش مجید گریه می کردن
حالا منم با عصبانیت الکی دارم گزارش می نویسم
چه گزارشی؟ همه اش فیلمه
بعد مجید شروع می کرد با زن ها حرف زدن
.بهشون می گفت: این کار درست نیست بیچاره شدین 7 سال حبس داره
خر شون میکرد و مخ شونو میزد
بعد زنِ می گفت: راه دیگه ای نداره خودمون حلش کنیم
تازه اون لحظه فیلم شروع می شد
وای
...زنه هم حاضر بود هر کاری کنه. آره؟ ای شغال ها
چیه هیجان زده شدی؟ فیلم پورنو که تعریف نمی کنم
زنِ می گفت: شوهرم یکی دو ساعت دیگه میاد خونه
می گفت: بیایید خودمون حلش کنیم. چاره دیگه ای نداریم؟
مجید هم می گفت: اگه گزارش نکنیم
...خودمون تو دردسر می افتیم
دست به کار کثیفی زدین
آره
بعد الکی میومد پیش من بعد می رفت پیش زنِ
...این وسط مجید الکی شروع میکرد به مذاکره. بعدش
.مثلا تلاش می کرد منو قانع کنه منم وانمود می کردم خیلی عصبانی ام
بعد منو راضی می کرد و می رفت پیش زن
می گفت: چقدر تو خونه پول داری؟
واقعا پول هم میدادن؟
آره که میدادن. طلا. پول
No comments yet. Be the first to leave one.