Prvních 200 řádků.
پشتم درد میکنه
تو باید رودخانه هانو خیلی دوست داشته باشی
چرا دوباره اینجاییم ؟
دیگه چیو میخوای بررسی کنی؟
یه چیزیو یادم اومد
سه سال پیش ما همو دیدیدم تو و مین هیون جونگو
رو تو هاینان دیدم - من که مطمئن نیستم-
من یادم نمیاد
"Mors sola"
"فقط مرگ میتونه مارو از هم جدا کنه"
تو اون غرفه خالکوبی با پرچم قرمزو یادت نیست ؟
من یادمه
خب ؟ تو چی دیدی؟
فکر میکنی چی دیدم ؟
هر چی که دیده باشی یا شنیده باشی هیچ فایده ای نداره
کله ت خوب کار نمیکنه
اگه توضیحات من خیلی دقیق باشن ، چی؟
دادستان حرفای کیو باور میکنه ؟
!مین هیونگ جون تو اونو کشتی
...اگه تو بهم شک داری
... اگه میتونی ثابت کن
تو فقط صبر کن
من همه چیو به خاطر میارم
قول میدم
گونگ ما سونگ ؟ چقدرشو به یاد میاری؟
خوبین؟
یه چیزیو مطمئنم
کیم بوم سو یه نقشه ای کشیده
خیلی وقت نداریم باید خیلی زود یادم بیاد
منظورت از اون مغازهای که دیروز گفتی چی بود ؟
من میرم بیمارستان بعدا می بینمت
بله قربان
Mors sola.
باید برم تو اون مغازه
من اون پرچمو می بینم فقط نمیتونم برم توش
اومدین؟ - خدای من -
حالتون خوبه ؟- آره من خوبم -
اینجوری نمیشه ،احتمالا تو چند روز گذشته هیچی نخوردی
بریم - کجا ؟-
گوشت خوک ترش و شیرین اینجا معروفه
اشتها ندارم
... ممکنه دادستان از گی بوم باز جویی کنه
...و تو منو آوردی رستوران؟
تو این چند روز هیچی نخوردی
اگه واقعا از حال بری چی؟
و برای یه بار ، بیا چیزیو که من دوست دارم بخوریم
باشه ، بخوریم
یه میز می گیرم باشه ؟ باشه
چیکار میکنی ؟ زود بیاین
باشه
چی میخواین ؟- جاجانگ میون -
من گفتم گوشت خوک ترش و شیرین من سفارش میدم
ببخشید ؟
ما گوشت خوک ترش و شیرین و ...گوشتش نرم باشه
... و سبزیجات
حتما - آقا، این چه چایی هستش؟-
چای نارگیل ، دم کرده برگهای نارگیله
بوش غیر عادی نیست ؟
ولی این مال کجاست ؟
...فکر کنم این اصلش ماله
درسته ، هاینان چینه
هاینان ؟ - بله -
من غذاتونو میارم
باشه؟ - ممنون -
موضوع چیه ؟
هیچی
من به وکیل کانگ زنگ زدم اون سه سال پیش بهمون کمک کرد
بزار بعد ناهار باهاش حرف بزنیم و کارارو مرتب کنیم
....تو دفتر دادستان
اون مواد از کجا اومده ؟
این خیلی ناامید کننده ست
پشت گردنم گرفته
رئیس جانگ
...خیلی ممنون
اما به وکیل کانگ بگید... لازم نیست بیاد
من خودم میتونم بهش رسیدگی کنم
باهاش برو
اون اول زنگ زد و گفت قضیه بو داره
اون بهمون تخفیف میده
من دفعه قبل خیلی چیزا یاد گرفتم
منو میشناسین
من الان قوی ترم و میتونم از پسش بربیام
...بازم یه مشاور قانونی - من از پسش برمیام -
میتونم این کارو بکنم بهم اعتماد کنین
باشه پس
ما بهت اعتماد میکنیم
کی جون کدوم گوریه ؟
یه خانواده تو همچین زمانی باید با هم باشن
بهش زنگ بزنم ؟
نه ، نمیخواد بدون اون راحت تریم
ببخشید . ببخشید
گروه سان وو آشنایی تو دادگستری نداره ؟
اصلا معنی میده؟- بله -
چی؟
...مدتها پیش، رئیس گونگ
بهمون دستور دادن که.... سمت قدرت سیاسی نریم
بنا براین هر نوع رشوه و ....هدیه رو ممنوع کرد
یا حتی اهدای پول ... با هدف سیاسی رو
... مطمئنم اینو میدونی
از اون موقع برای مبارزه با رشوه خواری ...و اجرایی کردن این
حتی جلو هدایای عید هم گرفته شد
تمومش کنم . فهمیدم
چه دوره وحشتناکی
لعنتی
رئیس گونگ
باید درموردش بدونه یا نه ؟
پرده های قرمز
چای نارگیل
یه فنجون گلدار
فکر کردم دیگه برای کمک گرفتن از من نمیای
این اواخر اشتها ندارم
....نمیدونم که این بی اشتهایی فصلیه
...یا یه نشونه غیرعادی از مغزمه
تو از هر کسی بهتر میدونی واسه چیه
دکتر
...تو گفتی چیزایی هستن که
در مورد آدما چیزایی هست که نمیشه توضیحی براش داد اونم همش بخاطر تلاش و امیده
باور دارم بخاطر کار سخت و امیدواری
تا الان اینجوری از پسش بر اومدم
و یه خاطره هم هست که باید به خاطر بیارم
میخوام دوباره منو هیپنوتیزم کنی
این درباره یه خاطره از سه سال پیشه
...همونطور که میدونی بارها امتحانش کردیم
میدونی هیپنوتیزم یه مدته دیگه روی تو تاثیری نداره
....من از دو بینی رنج میکشم
... و خیلی چیزا عوض شده
این خیلی خطرناکه
دکتر ، وقتی نمونده
من به کمکت نیاز دارم
بخاطر اون زنه ؟
داری خودتو بخاطر اون بخطر میاندازی؟
... فقط باید یه چیزو یادت باشه
... وضعیتت از این چه هست بدتر میشه
الان مغزت با هیپنوتیزم اون ... فضا رو دوباره میسازه
میتونه باعث مشکل تو ...سیستم فرماندهی بدنت بشه
همونطور که قبلا هم گفتم تمام حواست ضعیف میشن
مشکلات بی اشتهاییت زیادتر میشه
خیلی سریعتر و مستقیم تر از قبل خودش رو نشون میده
و نشانه های بدتری هم ...خودشونو نشون میدن
با همه اینا مشکلی نداری؟
اگه فقط سرعت نشانه ها بالابره
اجتناب ناپذیره
...تو داری شانستو برای به تاخیر انداختن
روند بیماری از دست میدی
میدونم
... این حفاظت از جو گی بومه
...که از همه چیز...
دست بکشی ؟
هنوز بهوش نیامده
هنوز در حالت بیهوشیه
... یه استراحت کوتاهی بهش دادم
تو این حالت ذهنش مثل یه بچه بیگناهه
خب اون چی گفت ؟
... الان به طرز جالب ، همه خاطراتش
درباره جو گی بوم متمرکز شده
چرا اون دختر با اون سابقه بد
رو اینقدر دوست داره ؟
....راهی هست که
بشه رو کاراش بعد از بیدار شدنش تاثیر گذاشت ؟
اصلا
اما میتونیم با یه تصویر سازی اونو تحت تاثیر قرار بدیم
دوست دارم این کارو بکنی
اینو تو این شرایطش پیشنهاد نمیدم
...هر نوع تصویر سازی توی مغز
خوب نیست چه قوی باشه چه ضعیف باشه
...دیدن این کارایی که میکنی
....قلب منو میشکنه
از پشتیبانی خواسته های رئیس ناتوان هستی
....نمیدونم چرامیخوای قلعه ای
رو که این همه برای ساختش تلاش کردیو خراب کنی ؟
فقط برای یه زن
اون چیه مگه ؟
عمه
عمه ، ازم متنفر نباش
عمه . من دوستت دارم
... کی جون رو هم دوست دارم
... و دکتر رو هم دوست دارم
...ولی ... ولی
چرا تو ازم متنفری ؟
من ....من دوستت دارم ، عمه
نه . من دوستت ندارم
چونکه تو پسر خیلی بدی هستی
رسیدیم
ممنون- خودت میتونی بهش رسیدگی کنی ؟-
بله ، میتونم
اولین بارم نیست
تا در جلویی میرسونمت
تو زمان سختی خواهی داشت- نه ، قربان-
من تو درگیری و کشمکش بیشتر از این رو هم طاقت آوردم
از اینجا رو دیگه خودم میرم
رئیس جانگ ،جائه مین
از هر اتفاقی که بخاطرمن براتون افتاد متاسفم
بعد باز جویی میبینمتون
انگیزه ات از قتل چی بود ؟
تصادفی بود یا عمدی ؟
چی داری به هیونگ جون مرحوم بگی؟
گونگ ماسونگ دلم برات تنگ شده
! این جو گی بومه
یکم دیر کردم ، ببخشید
ماسونگ - نگران نباش
No comments yet. Be the first to leave one.