Prvních 200 řádků.
:نويسنده و کارگردان هونگ سانگ-سو
«روزي که او ميآيد»
چهار راه دادگاه قانون اساسي
.تلفن يونگ-هو خاموشه
.بايد قبل از اومدن زنگ ميزدم
.همين اطراف منتظر ميمونم .جاي ديگهاي ندارم برم
.نميخوام به جز اون کس ديگهاي رو ببينم
اين چند روزي که اينجام بايد چيکار کنم؟
.براي خودم ميگردم، چند تا کتاب ميخرم
.غذاهاي خوشمزه ميخورم
بايد بي سر و صدا .از شر سئول خلاص شم
.خيلي آروم به کارام برسم
!بعد جَلدي برگردم خونه
!کارگردان يو
شما کجا اينجا کجا؟
.سلام- خوب هستين؟ -
خودت چه عجب اين طرفا؟ - .خوشحالم ميبينمتون -
خوبيد؟ - .خوبم -
اومدي قهوه بخوري؟ - .بله، با دوستام -
.بعدش هم با چند تا از داشنجوها قرار دارم
اين روزا ديگه فيلم نميسازيد؟ - .ديگه اينجا زندگي نميکنم -
.اوه
يعني ديگه تو سئول زندگي نميکنيد؟ - .نه ديگه -
.آهان
داشتيد کجا ميرفتيد؟
داشتم اين اطراف ميگشتم .يکم بعد با يه نفر قرار دارم
خودت چطوري؟ - .منم اخيراً يه نمايشو تموم کردم -
.«به اسم «سرآغاز - .سرآغاز، خوبه -
.خيلي خوبه
کجا ميرفتين؟
.دنبال يه جاي دنج ميگشتم براي سيگار کشيدن
.فکر کنم اينجا بتونيد بکشيد
.اونجام همينطور - .فهميدم -
.راستش ميخوام يکم ديگه اين طرفا بگردم
.ممنون ازت
.خوشحال شدم ديدمتون - .منم همينطور -
بعد اينکه اطرافو گشتيد .يکم استراحت کنيد
.باشه، ممنون
!حتماً ها
!خيلي خوشحال شدم - .قربانت -
الو يونگ-هو؟
.منم سئونگ-جون .من توي سئولم
،همين اطرافم .بهم زنگ بزن
.ميرم يه دوري بزنم، يه چيزي بخورم
.خلاصه زنگ بزن
،ديوث زنگ نزد .براي همين اومدم اينسادونگ
.توي يه ميخونهي قديمي يه چيزي خوردم
.ببخشيد
،ميگم تنها نشين .پاشو بيا پيش ما
جدي؟
جا دارين آخه؟ - .آره بابا، بيا -
.تنهايي نخور
نويسندهاي؟ - .نه بابا -
.اگه دلت ميخواد پاشو بيا ديگه
.به نظر آدم معروفي مياي
نه بابا؟ - .آره -
.آدم باحاليه
!سلامتي
.من ديگه نميتونم بخورم
.امروز دومين بارمه
.من معذرت ميخوام قربان
.که به جا نياوردمتون - .نه بابا، ايرادي نداره -
.حتي يه دونه از فيلمهاتونم نديدم
.شرمنده - .نه بابا، اشکالي نداره -
.راستش آدمهاي خيلي کمي فيلمهاي منو ديدهن
.ولي ديدن عزيزان فيلمسازي چون شما باعث خوشحاليه
.به همچنين، قربان
.من فيلمهاتونو ديدهم - .ديدي؟ باريکلا -
راست ميگي؟
.منم ديدهم
.حسابي با اين دانشجوهاي سينما خورديم
ديگه فيلم نميسازيد؟ - .فعلاً دارم استراحت ميکنم -
.شايد به زودي ساختم
خودتون ولش کرديد يا مجبورتون کردن؟
.نميدونم
چه فرقي ميکنه؟
بيکاري چجورياست؟ فيلم نساختن؟
.فعلاً که اينجوري راحتم
.مثل اينکه داريم مصاحبه ميکنيم - .آره گمونم -
تا به حال چند تا فيلم ساختيد؟
.چهار تا
.به اين ميگن کارگردان
.شايد يه روز ديدينشون - .معلومه که ميبينيم -
نظرتون راجعبه فيلمهايي که تا الان ساختيد چيه؟
به نظرم بايد يه مدت بگذره
.تا بشه راجعبه فيلمها اظهار نظر کرد
.خيلي خوشحال شديم رئيس - .قربونت -
پايهايد بريم يه جاي مشتي؟
کجا؟
.يه جاي توپ ميشناسم
فقط يکم دوره. هستين؟
بچهها بريم؟
.آره، خيلي تعريف ميکنه - حالا چجور جاييه؟ -
.يه جايي که بريد پشيمون نميشيد
.فقط بايد خودتون ببينيد
.گرفتم
.من که هستم - .آره، بزن بريم -
!بريم بينيم چي هست - !بريم -
.بريم ببينيم
ميوه بخريم؟
.بريد تو
.بريد چند تا خوبشو سوا کنيد
!اي کس کش ها
براي چي داريد اداي منو در ميآريد؟ - چيکار ميکنيم؟ -
خجالت نميکشيد؟ - چيکار کرديم مگه؟ -
براي چي افتاديد دنبال من داريد ادامو در ميآريد؟
!اداي منو در نياريد ديگه
چي شد آخه؟ - !ديگه دنبالم نياين کس کش ها -
...چي شد - !کارگردان يو -
!دنبال من نياين تخم سگ ها
چي شد آخه يه دفعه؟
بريم دنبالش؟ - بريم؟ -
براي چي آخه؟
.ولش کن بابا
چه مرگش بود اين؟
ما اينجا داريم چه گهي ميخوريم؟
.يکم قبل حالش خوب بود آخه - !خودِ ديوثش ما رو آورد اينجا -
!کارگردان يو
.ديگه ديده نميشه - .نه بابا اوناهاش دارم ميبينم -
.مردک خوب ميدوئه
اي بابا چهش شد اين يهو؟
کسي چيزي گفت بهش؟
.رفت ديگه
.خيلي سختم بود برم خونهي اون
يعني هنوز اينجا ميشينه؟
.حدوداً دو سال شده
اينجايي؟
هنوز اينجايي؟
کيه؟ - .منم -
کي؟ - .منم، سئونگ-جون -
اينجا چيکار ميکني؟ -
.من ميبندم
تلويزيون گرفتي؟
.ميخواستم يه بزرگترشو بگيرم
.همينم خوبه
.تلويزيون حس خونهي واقعي رو به آدم ميده
.آره، ولي باعث شده ديگه زياد مطالعه نکنم
.بذار حالا يه نخ سيگار بکشم
.يه چيزي بيارم خاکسترشو بزن - .باشه -
.ممنون
مشروب خوردي؟
.آره با چند تا بچه تا خرخره خوردم
اگه مست نبودي نمياومدي اينجا، نه؟
.از تو بيشتر از اين هم انتظار نميره
وضعيت سلامتيت چطوره؟
حالت خوبه؟
ميدونستي اينجا بودم؟
از کجا ميدونستم؟ - اگه يه نفر اينجا بود چي؟ -
کي؟
.شرمنده
چون مست بودي اومدي؟
.نه
...بدجوري مست کرده بودم
.نبايد مياومدم
خيلي با خودم کلنجار رفتم که نيام .ولي خب ديگه اومدم
.خيلي متأسفم
.سرتو بيار بالا - .نميخوام -
.ببينمت - .نه، نميخوام -
چرا مثل بچهها آبغوره گرفتي؟
فکر کردي با گريه کردن چيزي عوض ميشه!؟
.منو نگاه کن بعد گريه کن
.گفتم نگام کن
.حوس سيگار کردم
اومدي اينجا آبغوره بگيري؟
.فقط تو يکي رو کم داشتم
!اينقدر فيلم بازي نکن - !فيلم نيست بابا -
!نميتونم بدون تو زندگي کنم - !صداتو بيار پايين بابا -
.شرمنده .ولي بدون تو نميتونم زندگي کنم
.لنگهي تو پيدا نميشه
.کس ديگهاي رو نميخوام
!فقط خودت
.بيا اينجا جانم
.بيا اينجا، عزيزم
!ديگه داري ديوونهم ميکني ها
...عزيزم
.دلم برات يه ذره شده بود
.ميخوام حسابي بغلت کنم - اين ديگه چه مصيبتي بود!؟ -
!خيلي دوست دارم، کينگ-جين
.ديگه هيچوقت بر نميگردم
.باشه
.اصلا نترس
.به خاطرت خودکشي نميکنم
.زنگ هم نميزنم
.اينطوري هم براي من خوبه هم براي تو
.مرد نيستم اگه زنگ بزنم
.نميخوام کاري کنم اذيت بشي
.ولي بعضي وقتها بهت اس ام اس ميدم
.روز تولدت و اينا
.لازم نکرده
.شروع دوبارهي اين رابطه بيفايدهس
.باشه، پس اس ام اس هم نميفرستم
شمارهت همونه؟
.آره همونه
.بازم بد نشد
.يکم از سر تقصيراتت گذشتم
.ممنونم
.اين خودش خيلي خوبه
.دوست دارم، کينگ-جين
.براي تو هم خوب شد
.برو زندگيتو بکن
No comments yet. Be the first to leave one.