Prvních 200 řádků.
و همينجا قرعه کشي بابا نوئل مخفي تموم ميشه
:يکبار ديگه سريع قوانين رو ميگم
بيشتر از چهل دلار هزينه نکنيد مواد فاسد شدني نباشه
و کوپن ماساژ خونگي هم نباشه، هيچکاک
باشه، اينطوري بايد کامل پول بديد
اوه سروان، من يه کارت هديه چهل دلاري
واسه هر رستوراني که ناچو دارن ميخوام
اسم تو واسه من در نيومده، پارلتا- نه تنها ميدونم-
قطعا اسم من واست در اومده بلکه اينم ميدونه
بقيه اسم کي رو دارن- امکان نداره-
شايد واسه مرد عادي مثل تو امکان نداشته باشه، جفردز
...ولي براي مغز بي نظير کاراگاه جیکوب شرلوک پرالتا
...به صورت قانوني اسمم رو عوض کردم ...اين کاملا
ساده و ابتداييه
همونطور که ميبينيد ايمي
صورتش جوري شده که من از اتاق خوابمون ميشناسمش
که يعني اسم سروان هولت واسش در اومده
چارلز هم اسم تري واسش در اومده
چشمهاش رو هي ميچرخونه سمتش- نه، اينطور نيست-
تري نگاه چندشي داره که يعني اسم هيچکاک واسش در اومده
رزا هيچ برگه اسمي رو بر نداشت همينطور برگه اسمش رو هم داخل کلاه ننداخت
نميخواد که شرکت کنه- هيچوقت نميخوام-
هيچکاک موقع خوندن لبهاش رو حرکت ميده
و کاملا واضح گفت چارلز
واقعا هم برگه چارلز گيرم اومد- اسکالي برگه ايمي رو داره-
برگه اسمشو برعکس گرفته
کارش خوبه- و منم برگه اسم اسکالي رو دارم-
که به اين معنيه سروان هولت برگه اسم من رو داره
همون کارت هديه رو قبول ميکنم بابايي عاشق ناچوئه
بايد دوباره قرعه کشي کنيم و جيک رو بندازيم بيرون؟
آره
!نه! شرلوک کادو ميخواد
:.: ترجمه از محمدعلي، فهيمه :.: .: mml.moh & F@hime :.
خيلي خب، يه خبر جديد از دزدي خيابون وارن
دوربين هاي امنيتي از مظنون
عکس گرفته و حدس بزنيد چي؟
درسته، ما يه آژير مجرم جذاب داريم
چه خوشتيپه- دوست دارم-
اين مرد رو به سزاي اعمالش برسونم- همهمون ميخوايم-
اما متاسفانه پليس محاصره اش کرده
و به صورت خودش شليک کرده
خيلي خب، ازت متشکرت
بخاطر اين خبر شوکه کننده ترسناک
چيزي ديگه نيست؟- چرا-
يه چيزي ميخوام بگم
...من آدم تو داري هستم پس واسم سخته اما
هرچه بادا باد
من دوجنسگرام، خيلي خب
من يک دقيقه رو براي
سوالاتتون به اين موضوع اختصاص دادم
ايمي، بگو- چندوقته ميدونستي؟-
از کلاس هفتم، داشتم سريال رو مي ديدم Saved by the Bell
و با خودم گفتم زک موريس چقدر جذابه
و بعدش با خودم گفت ليسا تورتل هم جذابه
اين که نگفتي کلي کاپوسکي
هم جذابه واقعا ديوونگي محضه
چي شد تصميم گرفتي الان به ما بگي؟
چارلز تو سفر جاده اي فهميد
و مطمئن بودم
خيلي نميتونه اين راز رو تو دلش نگه داره
خداحافظ رزا
!منظورم دوجنسگرا نيست خداحافظه
!منظورم اينه،مي بينمت
منظورم اينه تو سکس با مردها بهت خوش بگذره
از چپ و راست با مردها بخوابي
از اون به بعد ديگه به کسي نگفتم خداحافظ
الان با کسي قرار ميذاري؟
آره، اسمش تيفانيه- درباره اسمش دروغ ميگي-
که نريم زير و بم زندگيش رو در بياريم؟- آره، درسته، بعدي؟-
آن هيش رو ميشناسي؟- آره-
اوه- بايد بگم، اين قضيه-
خيلي بهتر از وقتي پيش رفت که من تصميم گرفتم به هم دانشگاهي هام گرايش جنسيم رو بگم
اون ها همونطور که بچه ها ميگن آگاه نبودن
منظورت آگاهه؟- منظورم آگاه ست-
اما از نظر دستور زبان نا درسته
خيلي خب، وقت واسه يه سوال ديگه داريم
نه، اصلا و ابدا، وقت تمومه
باهوشه، سوالم درباره طعم و مزه اش نبود
کسي ديگه اي هم مشکل اينترنت داره؟
45دقيقه است دارم سعي ميکنم
درخواست حکم بدم ولي اين سرور احمق همهاش تايم اوت ميده
هيچي بالا نمياد، فقط ميچرخه
اين مشکل از وقتي شروع شده که بخش جرايم سايبري اومدن طبقه پايين
مطمئنم اون عوضيها پهناي از باندمون استفاده ميکنن
دلم واسه واحد جرايم جنسي تنگ شده
ميدونم! خيلي بامزه بودن
مهموني کريسمس رو يادتونه؟
خيلي خب، من و سرگرد جفردز
با واحد سايبري صحبت ميکنيم
بهشون بگيد نميتونم برم سايت سلامتي
نوک سينه ام سه برابر شده و ميخوام بدونم
خوبه يا بد- بعيد ميدونم خوب باشه-
هي، چند دقيقه پيش عجيب نبود؟
منظورت وقتيه که چارلز بهمون
عکس هاي حموم بدون کف نيکولاژ رو نشون ميداد؟
آره، آدم واقعا معذب ميشد
نه، منظورم وقتيه که گفتم دوجنسگرام
حرکت احساسي نبود؟- نه رزا، خيلي هم خوب بود-
و نگران نباش چونکه سفره دلت رو يکمي باز کردي
به اين معني نيست که کمتر ازت بترسن
هنوز هم ازت وحشت داريم- ممنون جيک-
پدر و مادرت چطور واکنش نشون دادن؟- ...اوه-
هنوز بهشون نگفتم- واقعا؟-
يعني البته مجبور نيستي بگي فقط فکر ميکردم
از زمان زندان به همديگه نزديک تر شدين
...نه، درسته نزديک تر شديم، فقط
فقط نميدونم همچين حرفي رو چطور بايد بزنم
به خصوص به بابام خيلي سنتيه
ميترسم همه چي بهم بريزه
جديدا خيلي خوش ميگذرونيم
نميخوام از دستش بدم- باشه-
شايد بايد باهاشون روراست باشي، باشه؟
بهشون بگي چه احساسي داري ...ميتوني بگي
مامان، بابا من دوجنسگرام
اما هنوز دختر شما هستم
هنوز همون فردي هستم که هميشه بودم
و کسي رو که دوست دارم هيچوقت تغيير نميکنه
و شماها من رو قوي و با اعتماد به نفس بزرگ کرديد
و نميخوام کسي که هستم رو ديگه قايم کنم
من دوجنسگرام
...عجب، چقدر
و ميدونم اين ممکنه شما رو شوکه کنه
اما اين واقعيت منه
پس اميدوارم بتونيد بپذيريدش
...جيک- شايد هنوز من رو-
دختر کوچولوي خودتون ببينيد اما من الان زن هستم
و دل و قلبم خودم رو ميشناسم
تموم شد؟- آره-
عجب حس محشري داشت واقعا تو نقشم فرو رفته بودم
به نظرت بايد بازيگر بشم؟- اصلا و ابدا-
فهميدم، خيلي خب، موفق باشي- ممنون-
نگاه کن، دارن فيلم مي بينن
حافظه ميانگيري ندارن
يه عالمه هم شکلات دارن سروان !يه عالمه شکلات دارن
خودتو جمع و جور کن، جفردز
شما بايد ريموند هولت باشيد
نه، از جِرم فراريام
ميخواستيم درباره اينترنت بپرسيم
از وقتي شما اومديد اينجا
طبقه بالا کند شده- ما واحد جرايم سايبري هستيم-
به پهناي باند نياز داريم
اصلا از اينترنت طبقه بالا استفاده ميکنيد؟
فکر ميکردم نوشته هاتون
رو با خودکار و کاغذ تو دفترچه يادداشت مينويسين
ميخوام بدوني داري با رييس خودت حرف ميزني
خب، ميخوام بدوني که ما به تو گزارش نميديم
ما به نماينده هاي کميسيون گزارش ميديم تا حالا اسمشون رو شنيدي؟
اهميتي نميدم به کي گزارش ميدي قراره اينکار رو بکني
...قراره
...سيم ها رو- صحيح-
تري- بکني تو سوراخ ها-
و سرعت رو ببري بالاتر، فهميدي؟
!ما سرعت بالا ميخوايم
خلاصه اش کنم، کلا اينترنت قطع شد
بدبختانه، هيچ چاره اي نداريم
ازمون نمي ترسن- درسته-
اما يه نفر هست که همه ازش ميترسن
سلام! سروان هولت، تري، چارلز
ميخوام بگم...آلان بودي؟
نزديک بود اين ايميـه
چقدر قشنگ، باورم نميشه
واسم شام ميخري- خب، تو واقعا-
امروز واقعا کمکم کردي- واقعا؟-
احساس کردم يکم
پياز داغشو زياد کردم
نه، تمرين خوبي بود
به نظرم آماده ام به پدر و مادرم بگم
خيلي هم خوب کِي ميخواي بگي؟
پنج دقيقه ديگه- چي؟-
راستش فراموشش کن، رسيدن
ميخوام بهشون بگم و نيازه که تو هم با من باشي
و در ضمن پا پيش بذار و بخاطر من انجامش بده
رزا، به نظرم فکر خوبي نيست
...و راستشو بگم، من خيلي راحت نـ
!سلام آقاي و خانم دياز
!زوج محبوب آمريکايي
نميدونستم جيک هم هست
منم نميدونستم، چه غافلگيري قشنگي
که هيچکدوممون واسش آماده نبوديم مگه نه رزا؟
به نظر مضطرب مياي، واسه چي؟- ...اوه-
گرماي جهاني
عجب کثافتيه، نه؟
همهمون نابود ميشيم
بگذريم، واسه مدت زمان يه گفت و گو
بايد برم دستشويي
!نه
بايد يه چيزي رو بهتون بگم
چيه، عزيزم؟- جيک، تو بگو-
واقعا؟ من؟ اوه رفيق
حالا ديگه واقعا بايد برم دستشويي
چي؟ قبلا نرفتي؟ دروغ گفتي؟
ميدوني اسکار، بيشتر مردم حرفهايي که از روي استرس ميزنم رو ناديده ميگيرن
شايد بهتره رو همون رزا تمرکز کني
نگران نباش
ميدونيم قضيه چيه- ميدونيد؟-
البته
تو و جيک قرار ميذاريد
واسه همين مضطربي
چون ميدونستي من ازش خوشم نمياد
چي؟ خيلي خب اولا، اين احمقانه ست
No comments yet. Be the first to leave one.