Prvních 200 řádků.
...فکر نمیکنم
...همونطور که گفتی
بتونیم از اول شروع کنیم
پس میخوای اینجوری همه چی رو تموم کنی؟
به جاش بیا اینکارو بکنیم
چیکار کنیم؟
این دو ماه باقی مونده
می خوای مثل یه زوج واقعی با من زندگی کنی؟
...منظورت چیه
مثل یه زوج واقعی زندگی کنیم؟
یون دو منو دوست داری؟
جواب بده، پرسیدم دوستم داری؟
آره
دوستت دارم
ولی ما نمیتونیم آخرشو ببینیم
من برا یه خونه قرارداد بستم
دو ماه دیگه از اینجا میرم
چی گفتی؟ بدون اینکه به من بگی قرارداد امضا کردی؟
از اینطرف میگی دوستم داری
از طرفی میگی دو ماه دیگه میری؟
ته کیونگ
میدونم خودخواهم
میدونم باید تنبیه بشم
اما حداقل این دو ماه باقی مونده رو
دلم میخواد اونجوری که احساسم میگه زندگی کنم
نمی خوام احساسم نسبت به تو رو قایم کنم
می خوام هر کاری از دستم بر مباد برات بکنم
نمیشه برا اینکار بهم یه فرصتی بدی؟
یون دو
...فکر نمیکردم
اینجوری عاشقت بشم
...فکر نمیکردم بخوام
کنارت بمونم
حالا چیکار کنم؟
نمیتونم جلوی احساسم رو بگیرم
فهمیدم ، گریه نکن
ممکنه مردم فکر کنن آدم بدیم که باعث گریه زنم شدم
- چی؟ - ...اوه یون دو
تو میتونی هر کار که دلت میخواد بکنی
پس گریه نکن
واقعا؟
آره، بیا مثل یه زوج واقعی زندگی کنیم
اگه خواستی می تونی تا دو ماه دیگه منو ترک کنی
...تا اونموقع من
کاری میکنم خودت نخوای بری
بذار ببینیم کی برنده میشه
صبر کن ... گوشیم
گوشیمو کجا گذاشتم؟
الان زنگ میزنم به گوشیت
باشه
چی؟
ایناهاش اینجا بود
چی؟ "خانم اوه یون دو"؟
من تو رو به عنوان "شوهرم" سیو کردم
می خواستم به محض اینکه برگشتیم عوضش کنم
نگران نباش
"گونگ چون میونگ، گونگ جی میونگ، گونگ یو میونگ"
کی اسامی خانوادشو اینجوری سیو می کنه؟
همیشه همینطور بوده؟
...خیلی رو مخمه
که تو با مامانت تو عکس خانوادگی ـتون نیستی
تو مشکلی باهاش نداری؟
وقتی بچه بودم ناراحت می شدم
اما الان برام مهم نیست
چطور میتونی خوب باشی؟
اونها تو رو به عنوان خانواده قبول ندارن
من بیشتر از خودم نگران مامانمم
طبیعیه که نگران باشی
...خیلی دلم میخواد ببینم
یه عکس خانوادگی با مامانت داشته باشی
پدر
هوم؟
شما معمولا شب ها مشروب نمی خورین
چیزی شده؟
نتونستم بخوابم
میخوای باهام مشروب بخوری؟
بله
گفتی یه پیک اون پاکتو تحویل داد، درسته؟
اسم شرکتشو دیدی؟
نه ندیدم ...چطور؟
مشکلی پیش اومده؟
نه اینطور نیست
حالا تو چرا بیداری؟
پدر
بله؟
شما واقعاً با بچه دار نشدن من و سوجونگ مشکلی نداری؟
مهم نیست من مشکل داشته باشم یا نه
مهم اینه که شما دو نفر چی می خواین
من هنوز با خودم کنار نیومدم
من همه جوره پشتتونم
هر کاری که دلتون میخواد بکنین
میتونین بازم لقاح مصنوعی رو امتحان کنین
می تونین بچه به فرزندی قبول کنین
اوپا مشروب خوردی؟
آره
با پدر مشروب خوردم
اوپا
من درک میکنم چه حسی داری
اما واقعاً فکر نمی کنم اهدای اسپرم راه حل درستی باشه
بچه دار شدن از کسی غیر از تو وحشتناکه
به جاش بیا بچه به فرزندی قبول کنیم
نظرت چیه؟
سو جونگ
نمیدونی مادربزرگ چقدر از ته کیونگ بدش میاد؟
میخوای با بچه ماهم اینجوری رفتار بشه؟
بعدشم اگه یه روزی بچه دار شدیم
فکر میکنی میتونی یه جور باهاشون رفتار کنی؟
پس میخوای چیکار کنی؟
من بچه تو رو میخوام نه کس دیگه ای
برای منم تصمیم آسونی نیست
فقط نه نگو
بدون احساساتی شدن، جدی بهش فکر کن
میشه دیگه ولم کنی؟
دستم عرق کرده
نخیرم دست من که خشک خشکه
اینقدر لجبازی نکن
حسابی خیس شده
من دارم میرم بخوابم تو هم برو بخواب
نمیشه همین الان باید یه کاری انجام بدیم
چی؟
گونگ ته کیونگ
نمیشه خودت تنهایی درستش کنی؟
"شوهرم" "اوپا"
"عزیزم"
"عسلم" چطوره؟
جرأت داری منو اینجوری سیو کنی اونوقت گوشیتو می ترکونم
چرا اینقدر ضدحالی؟
پس چی سیوت کنم؟
ساده بنویس همسرم
بی احساسه نه ساده
گوشیتو بده
باشه
بفرما
یه چیزی بزن دیگه
تموم شد
این چطوره؟
خوب شد؟
"همسر اوه، همسر گونگ؟"
این همه ایموجی قلب چی میگه؟
نمیشه اینارو پاک کنی؟
نه نمیشه این دوتا ایموجی قلبو امکان نداره حذف کنم
باشه، هر چی! ولش کن! گوشیمو بده
اگه دست بهش بزنی واقعا عصبانی میشما
باشه، فهمیدم
انگار همه عمرت گولت زدن
- من دارم میرم بخوابم - صبر کن
دیگه چیه؟
نمی تونی یه کم بیشتر باهام بمونی؟
ما زیر یه سقفیم
من واقعا خسته ام صبح میبینمت
...آخه
خیلی بدجنسه
منم
دیگه چیه؟
بهم زنگ بزن
چی؟
چرا؟
همسر، قلب، اوه، قلب
عاشقشم
زنی که میخواد دو ماه دیگه ازم جدا بشه
اونوقت من اینقدر دوستش دارم؟
خیلی بدبختم
چیه؟
گفت زنگ بزنم چرا جواب نمیده؟
ولش کن
...اَه، این ایموجی های قلب لعنتی
لعنتی
چرا وقتی زنگ میزنم جواب نمیدی؟
نمیخواد بدونی
خوب بخوابی
چی؟
فازش چیه؟
فقط دو ماهه
فقط دو ماه تمام قلبمو بهش میدم
صبح بخیر مادر
سلام بیشتر می خوابیدی چرا اومدی؟
بدین من
لازم نیست دستاتو کثیف کنی
مشکلی نیست بدین به من
- عجبا - بدین من
نمی خواد
خدمتکارم بعد از صبحونه میاد
شاید کمک زیادی نکنم چون کار خونه آنچنان بلد نیستم
اما تمام تلاشمو می کنم
داشتن عروس چقدر خوبه
مادر کار سختیه، اینطور نیست؟ @KoreanAngels
آره بعضی وقتها
سنم داره میره بالا
کارهایی که قبلا میکردم الان وقت بیشتری میبره
چرا اینجوری بهم نگاه میکنی؟
من هنوز نمردم
وقتی اینجوری حرف می زنین دقیقاً مثل ته کیونگ میشین
جدی؟
پس یه صبحونه خوشمزه درست کنیم؟
عالیه مادر
یون دو
هنوز خوابی؟
خوابه؟
...بازم دوباره
کجا رفته منو تنها گذاشته؟
No comments yet. Be the first to leave one.