The Signal

The Signal (Das Signal)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

The Signal S01E02 1080p WEB DDP 5 1 H265-REVILS
Komentář od Hossein_Hidden

Tagy

web
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
720p
720
HD
Zveřejněno: 2024-03-08
Stažení: 48
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫« سیگنال »

‫ترجمه از «حـسـیـن هـیـدن» ‫ ::. Hidden .::

‫الو؟

‫الو؟

‫این غیرممکنـه...

‫الو؟

‫داره از کجا میاد؟

‫الو؟

‫الو؟

‫الو؟

‫پیامگیر درونی رو می‌خوایم.

‫باید خیلی با دقت بهم گوش کنی...

‫برو بیرون!

‫- باید... ‫- کمک! کمک!

‫کمکـم کن.

‫زنـت داشته توی اطاقک خلبان چیکار می‌کرده؟

‫- داشته درمورد چی صحبت می‌کرده؟ ‫- هیچ ایده‌ای ندارم.

‫- مطمئنی؟ ‫- اسون؟

‫باید خیلی با دقت بهم گوش کنی...

‫- کمک! کمک! ‫- نمی‌تونی تنها انجامش بدی.

‫- متاسفم! دوستـت دارم. ‫- خاموشش کن.

‫- می‌تونم بلندترش کنم. ‫- متاسفم. دوستـت دارم!

‫- خاموشش کن! ‫- مامانی؟

‫- چارلی... ‫- مامانی؟ کجاست؟

‫چارلی! ‫اینجا نیست چارلی.

‫صداش رو شنیدم!

‫چارلی! ‫اون...

‫اینجا نیست چارلی!

‫- مامان! مامان! ‫- چارلی! چارلی اون مامانـت نبود!

‫- کجاست؟ صداش رو شنیدم! ‫- نه، نه. صدای ظبط شده بود.

‫- صدای ظبط شدۀ چی؟ ‫- گفتن از اتاقک خلبانـه.

‫- کدوم اتاقک خلبان؟ ‫- از پرواز.

‫- اصلاً چرا اونجا بوده؟ ‫- نمی‌دونم چارلی. هیچی نمی‌دونم.

‫وای خدای من اسون.

‫هی کاترین، من...

‫خیلی مسخره ست. آخه حتی الان ‫نمی‌دونم چی باید بگم.

‫- ممنون، فقط چیزه... مسائل... ‫- اون چارلی...

‫اگه کمک خواستی بهم بگو، خب؟

‫- آره، این... ‫- بیا، حداقل... باید غذا بخوری.

‫لطف داری. ممنون.

‫کلی سالاد ماکارونی درست کردم، من...

‫- از طبقه پایین شروع کن. برید سمت بالا. ‫- 10-01 برای 12-3. تمام.

‫جواب بده، 12-3. ‫پلیس فدرال درخواست کمک داره.

‫هادی.

‫هادی، پاشو.

‫الو؟

‫الو؟

‫- مال کِی هست؟ ‫- همین الان.

‫و حالا این...

‫دیگه نمی‌تونم پیداش کنم. ‫شاید اشتباه کردم.

‫شاید از روی زمین اومده.

‫ببین، ما الان وسط منطقه مرده هستیم. ‫دقیقاً روی اقیانوس اطلس.

‫میشه قایق بوده باشه؟

‫- یه قایق؟ ‫- آره.

‫نه. نمی‌تونسته قایق باشه. ‫اونجا. یه نگاه به آنتن بنداز.

‫!روش به زمین نیست

‫پس از دورترین بخش‌های فضا اومده.

‫بله.

‫یه بچه.

‫واقعاً شک دارم یه بچه بوده باشه.

‫داره سعی می‌کنی صدایی که ‫ما تولید می‌کنیم رو تقلید کنـه.

‫باید بقیه رو پیدا کنیم.

‫پاولا!

‫یه لحظه وایسا.

‫اگه اون سیگنال واقعاً از فضا اومده، ‫پس حتماً مسئله مهمیـه.

‫عمراً اجازه بدن دوتا جوجه دانشمند ‫از بخش خصوصی نزدیکـش بشن!

‫- سیاسیون قضیه رو به دست می‌گیرن، هان؟ ‫- بعد دیگه کار از دست ما در میاد.

‫ببین، دنیای ما توی شرایط بحرانیـه.

‫پاولا، می‌دونم دارم چی میگم.

‫من توی آلمان بزرگ نشدم. ‫من دیدم چقد اوضاع می‌تونه خراب بشه.

‫دلت نمی‌خواد خودت بفهمی.

‫لعنتی. ‫آره، شاید.

‫بیا سعی کنیم دوباره سیگنال رو پیدا کنیم.

‫خیلی خب، شاید تو راست میگی.

‫- شاید اول باید مطمئن بشیم. ‫- درسته.

‫- آره. ‫- بیا شروع کنیم.

‫- بهرحال دیگه خواب نمیرم. ‫- من که دیگه هیچ وقت خواب نمیرم.

‫- اما دارن دنبال چی می‌گردن؟ ‫- نمی‌دونم، چارلی.

‫می‌تونن همه‌جا رو بگردن؟

‫هرجا که بخوان.

‫مهمون دارید.

‫- عذر می‌خوام. ‫- نمی‌تونه همچین اتفاقی بیوفته.

‫- مامان بزرگ! ‫- اوه، چارلی!

‫اینجا چه خبره؟

‫شاید شما بتونی کمکمون کنی بفهمیم.

‫بزارید رد بشم.

‫پیامگیر درونی رو می‌خوایم.

‫اسون؟ ‫تو باید...

‫کمک! ‫کمک!

‫شرمنده، دوستـت دارم.

‫تا زمانی که جعبه سیاه رو پیدا کنن، ‫این تنها چیزی هست که داریم.

‫اگه اصلاً پیدا بشه.

‫یکی گلخونه رو بررسی کنـه.

‫کی داره گلخونه رو بررسی می‌کنـه؟

‫خیلی خب. ‫تکون بخور، تکون بخور.

‫چیز دیگه‌ای هم هست که بتونی ‫درموردش بهمون بگی؟

‫هر اطلاعاتی کمک می‌کنـه.

‫- ما فقط داریم سعی می‌کنیم بفهمیم... ‫- نه.

‫هیچی.

‫انتخابش با خودتـه.

‫بی فایده ست.

‫الان دیگه زیادی عمیق شدیم و داریم ‫فرکانس‌های زمین رو هم می‌گیریم.

‫آره.

‫باید دیجیتالی انجامش بدیم.

‫به طور سیستماتیک. ‫با دقت زیاد.

‫نمی‌تونیم دستی انجامش بدیم.

‫دارم میام پیشت.

‫پاولا؟

‫آره؟

‫اگه چیزی بود...

‫اگه چیزی بود بهت می‌گفتم.

‫توافقمون همین بود.

‫- خیلی خب. ‫- من فقط خسته ام.

‫خدایا، بدجوری خسته ام.

‫اما حق با توئه. ‫جواب نمیده.

‫بی فایده ست.

‫- بیا فردا به بقیه بگیم. ‫- پاولا.

‫باید بقیه رو راضی کنیم قضیه ‫رو بین خودمون نگه دارن.

‫نمی‌تونم تنها انجامش بدم.

‫غیرمنطقیـه؟

‫نه.

‫خیلی خب پس.

‫احتمالاً حق با توئه.

‫خیلی خب.

‫خیلی خب، بیا سعی کنیم ‫چند ساعتی بخوابیم.

‫خیلی خب.

‫نکن.

‫چارلی.

‫برای فردا.

‫میشه من برم تو اتاقم.

‫آره، خیلی خب.

‫میام پیشت.

‫مسواک بزن!

‫اگه این اتفاقی هست که افتاده...

‫عذاب وجدان اون آدم‌ها میوفته دنبالمون.

‫و تو دقیقاً می‌دونی منظورم چیـه.

‫کلیسای سیستین.

‫باخ، بتهوون، موتزارت.

‫پوتین، ترامپ، بولسونارو.

‫- ژان دارک. مادر ترزا. ‫- رزا لوکزامبورگ.

‫پل پوت، مائو، هیتلر، استالین.

‫ایاصوفیه، ‫انگکور وات، ماچو پیچو.

‫کره شمالی، 11 سپتامبر، اویغورها، ‫دولت اسلامی، بوکوحرام.

‫- گوانتانامو، افرادی در ایران. ‫- ابوغریب، سربرنیتسا.

‫قتل عام و نسل کشی، ‫تجارت برده، جنگ های صلیبی.

‫تفتیش عقاید، محاکمات جادوگری در سیلم!

‫همونطور که گفتم نمی‌تونی ‫با یه معلم تاریخ سروکله بزنی

‫چون علمش از بدخواهی و بی رحمیِ بشر

‫حد و مرز نداره.

‫آره.

‫- پس نتیجه نهایی چیـه؟ ‫- نتیجه نهایی؟

‫که خوب زندگی کنی، به خانواده‌ات عشق بورزی ‫و زمین رو به پاکی‌ زمانی که اومدی، ترک کنی.

‫همیشه خیال‌های بسیار خوب ‫دنیا رو تبدیل به جای بدتری کردن.

‫هر ایده خوبی که داشتیم رو ‫در نهایت خراب کردیم.

‫- درسته. درسته. ‫- درسته.

‫روشن فکری.

‫- چی؟ ‫قرن 17، روشن فکری.

‫کانت. خوشفکری.

‫خروج بشر از نابالغی خودخواسته.

‫خب، رومون رو کم کرد.

‫قرن 21ام.

‫دیجیتالی سازی، اتاق‌های پژواک، ‫ترامپ.

‫برگشت انسان به نابالغی خودخواسته.

‫اوه پسر، این آقا رو می‌بینی؟ ‫همیشه آدم رو همینطور کنف می‌کنـه.

‫خب ابرنیروم همینـه.

‫هی بچه‌ها، اومدیم جشن بگیریم، هان؟

‫- آره. بیایید مشروب بخوریم. ‫- آره.

‫- زود باشید. ‫- خیلی خب.

‫- به سلامتی فضانورد‌ها، چون... ‫- به سلامتی فضانورها.

‫- چون قراره پرواز کنید! ‫- چون قراره پرواز کنید!

‫- آره، قراره پرواز کنیم! ‫- قراره پرواز کنیم!

‫بحث پرواز شد...

‫همم.

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫منتظرم زنگ بزنـه.

‫می‌دونی چیـه؟

‫زنگ زد.

‫قبل از پروازش یه پیغام گذاشت.

‫جدی؟

‫آره، و می‌دونی چی گفت؟

‫که من و تو نباید دعوا کنیم.

‫- اصلاً متوجه نمیشم. ‫- منم همینطور.

‫- اگه دعوا کنیم از کجا می‌فهمه؟ ‫- درسته.

‫ما دعوا نمی‌کنیم، ما تیم زمینی هستیم.

‫خیلی خب. ‫وقت خوابـه.

‫- باید سوئیشرتت رو در بیاری. ‫- نه.

‫می‌پزی.

‫می‌خوام تنم باشه.

‫خیلی خب.

‫بیا اینجا.

‫من اینجا پیشت هستم چارلی، خب؟

‫خیلی خب.

‫- من ازت مراقبت می‌کنم. ‫- می‌دونم همینطوره.

‫خوبـه.

‫شب بخیر.

‫نه، وایسا!

‫لطفاً روشنـش بزار.

‫سمعک‌هات توی گوشت هستن، ‫نمی‌تونی با این نویز بخوابی.

‫صداش رو دوست دارم.

More Farsi Persian subtitles for The Signal

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left