Prvních 200 řádků.
چرا گفتی اینجا همدیگه رو ببینیم؟ ...نکنه به خاطر اینه که
یه لحظه صبر کنین
معذرت میخوام اما شما این کلابو میشناسین؟ این، همینجا
اینجا؟- بله -
بیاین. دنبالم بیاین
ممنون
!عجله کنین! بیاین بریم
نزدیکه؟
آه، معذرت میخوام! متاسفم
اما این شخصو میشناسین؟ این مرد رو میشناسین؟
نمیشناسمش. نمیشناسمش. نمیشناسمش
!نمیدونم! نمیدونم
متاسفم. متاسفم
ببخشید، اما این شخصو میشناسین؟ این مرد رو میشناسین؟
آه؛ بله، جذابترین مرد
جذابترین مرد؟
آقای پارک! اون هات ترین مرد این اطرافه
از چشمهاش عسل میچکه
اینو میدونستی؟؟
ببخشید اینقدر ناگهانی صدات کردم
ظرقیتتون توی نوشیدن کمتر از اونیه که به نظر میاد. فقط با 3 بطری
...جناب مدیر
یکم ترسیدم
وقتیکه چیزایه زیادی هست که میخواین، طبیعیه یکم بترسین
...اوه سونگ گناهکار نیست
...بقیه گناهکارن
مدیر، من باید چیکار کنم؟
چیزی شده؟
حس میکنم توی باتلاق فرو رفتم
اعتماد به نفسشو ندارم که بتونم ازش بیام بیرون
وکیل پارک؟
! وکیل پارک! وکیل! وکیل
اون سعی کرد تا اینو بعنوان یه راز نگه داره
من هنوز در حالت شوک بودم
میخواستم بعد از اینکه یه مقدار تونستم هضمش کنم بهتون بگم
یکم ناراحتم که همه چیزو بهتون نشون دادم
هی، عزیزم! اینو بگیر
آه بله بله. بابت اون دفعه ممنون
...از اونجاییکه نوشیدنیم رو پذیرفتی
داری به من میگی بله، امشب؟ - چی؟ -
خیلی بامزه ای
نه، امروز - اوه، بله؟-
نیومده بودی اینجا تا کسی که دوسش داری رو ببینی؟
...آه، من... من
داری چیکار میکنی؟
اون اونی باید اول بره
...من... به نظر میاد یه سوءتفاهمی پیش اومده
!فقط...! حرکت کن
!آه، این مرد زن ها رو دوست داره
بله، بله، درسته من واقعا زن ها رو دوست دارم
!واقعاً؟ دروغ نگو
زودباش رو برو
!معشوقه این مردم، پس خودت بکش کنار
!نه! دروغ گفتنو تمومش کن
...خیلی اعصاب خورد کنی
...وکیل
من یه راز دارم
چیه؟
مدیر عامل... میتونید منو ثابت نگه دارید
خیلی از اون مکان میترسم، اوه سونگ
اگه واقعا درخواست کمک میکنین
وقتی هوشیار شدین، دوباره برگردین
وقتیکه اونی توی زندان بود، تحت درمان بودم
...وکیل
بریم؟ اینجا خیلی سروصدائه
...من
...چا گیوم جو
!زمانبندی واقعاً خوب بود
خدای من، تواناییت برای نقش بازی کردن و وانمود کردن خیلی خوب شده
اگه کسی بود و میدید ممکن بود فکر کنه واقعیه
اون واقعی بود
همبرگر
اوه، جناب مدیر
چی شده؟
خونه کجاست؟
خونه ی من. میدونی که؟
نه، دارم میپرسم میدونین خونه ی خواهرتون کجاست؟
ممنون
به نظر میاد وکیل ما نمیتونه بدون چا گیوم جو کار کنه. چرا اینموقع؟
باید به خاطر پرونده کیم چانگ یو جایی میرفتیم
فکر نمیکنم اینطوری باشه
هی جو کجاست؟
وکیل پارک هی جو؟
سنگین تر از اونیه که فکر میکردم
باید زودتر بهم میگفتین
چی رو؟
تخت خیلی پهنه
این چه حرف بی معنی ایه که دارین میزنین؟
عجله کنین و برین
بهم نگفتین که اینجا بخوابم؟
فکر کردم تخت کوچیکه برای همینم رد کردم
میخوای کل شب رو بگذرونی؟
بیا اینکارو بکنیم
امشب، نه
واقعا تختهای کوچیک رو دوست ندارم
"منظورم از "اینجا بخوابین از اینجور "اینجا بخوابینا" نبود
اما گفتی اینجا بخوابم
!آه، جدا- خوب، به نظر میرسه که کارم تموم شده-
بیا بریم وکیل ما
نه آخه چرا یهویی وانمود میکنین که بهم نزدیکیم؟
باید این خواهرا رو تنها بذاریم تا برای اولین بار بعد از مدتها اوقات خوشی بگذرونن
باید تنهاشون بذاریم، نه؟ بیاین بریم
الان دارین
این موقع شب با چا گیوم جو چیکار داشتی؟
فکر میکنم دوست ندارین بدونین چطور میخوام بهش اعتراف کنم
وکیل ما، درست سوالمو جواب بده
بله، باشه. من یه "کامینگ اوت" کردم
کامینگ...؟
کامینگ چی؟
دارم میگم همه چیزو بهش صادقانه گفتم
...حتما این مدت خیلی اذیت شدی
خوب فکر کردی. کارت خوب بود کارت خوب بود
چه کار خوبی کردم؟
میگی به چا گیوم جو درباره ی هویت جنسیت اعتراف کردی
میدونی که اون، اون نبود
پس... جواب مثبت شنیدی؟
نه، نه هنوز
این چیه؟
باید سر راهت به خونه چندتا سوجو ای چیزی بگیری. حتما الان قلبت خیلی درد میکنه
نه، من بخرم؟
پاسخ منفی هم نبود
به خاطر یه نفر که گستاخانه پرید بینمون نتونستیم حرفمونو تموم کنیم
فقط شما رو دارم، جناب مدیر
کسیکه نگهم میداره
چرا اینجام؟
این چیزیه که منم میخوام بدونم
مدیر هام باید آورده باشتم اینجا
به هر حال، ممنون برای آوردنم
به نظر میاد هنوز بی خیالش نشدی
با مدیر هام چیکار داشتی؟
خوب... این چیزیه که تو بهتر میدونی
چیزیکه من میدونم؟ اینکه داری انرژیتو الکی هدر میدی
من کسی نبودم که تماس گرفت، مدیر هام بود
تو هم دیدی اونی
پس، دیگه میرم
...هی جو
این نمیتونی بهم بگی؟
وقتیکه ازم رو برگردوندی فهمیدم، دلیل داشتی که نمیتونستی درباره اش بهم بگی
...اگه این یه چیزی مثل اونه
خانم چمدون به دست
:قسمت هشتم دلیل خوب برای زنده بودن
یا دلت میخواد جلوی خبرنگارا همه چیزو از بین ببرم؟
سوپر استار یو ته هو عشقبازی داره
با یه شهروند معمولی و خبرش مثل بمب صدا کرده
چطور میتونین انقدر با افتخار درباره ی خبری که از دستش دادین بهم بگین؟
اما این خیلی عجیبه
تا اونجاییکه میدونم، این دختر تیپ ایده آل یو ته هو نیست
خیلی اهل خودنماییه. همه دخترایی که ...باهاشون قرار میذاشت سوپراستار بودن
دختر نماینده مجلس، دختر سرمایه دار ....در اون سطح
اما اون دختر فقط یه کارمند ساده حقوق بگیره
شنیدم با کسی قرار نمیذاشت مگر اینکه بتونن اسپانسرش شن
...سلام
یه لحظه این شخصو قرض میگیرم
من؟
خدای من، هیچ چیزی رو بعد قرض گرفتن پس نمیده
آماده سازیتون برای دادگاه خوب پیش میره؟
ناامید شدم. اینکه با وکیل ما ...شب گذشته وقت میگذروندین
فکر میکردم داشتین یه چیز فوق العاده رو آماده میکردین
چه اتفاقی افتاده؟
منظورتون چیه؟
چطوری هی جو مست شد؟
پارک هی جو چیزی گفته؟
اگه ازش چیزی شنیده بودم
الان باهاتون مشاجره خیره نگاه کردن نمیداشتم، جناب هام بوک گو
اگه واقعا میخوای بدونیی، اول تو بهم بگو
با وکیل ما شب گذشته تو اون ساعت داشتین چیکار میکردین؟
...ما
خدای من... نمیتونی بگی؟
توی هیچ بندی از اون قرارداد نیومده بود که باید درباره ی زندگی شخصیمم بهت گزارش بدم
وکیل ما همش بهم میگفت که یه رازی هست که با هم در میون گذاشتین
پس منم گفته رو به خودتون برمیگردونم ...اینکه شب گذشته چه اتفاقی افتاد
یه راز بین من و پارک هی جو هست
واقعا چیزی هست؟
دستیار وکیل
بله؟
...فکر میکنم که ترتیب همه چیز
عوض شده
دستیار وکیل چا من دوست دارم
منم شما رو دوست دارم
بعنوان یه همکار و یه وکیل
همش همین؟
صادقانه... خیلی غافلگیر شدم و جا خوردم
حتی درباره اش فکر هم نکردم
از جوابم ناامید شدی؟
...نه
خودم هم میدونم یه مقدار از حدم فراتر رفتم
الان احساس بهتری دارم ...که این رو میشنوم
منتظرتون میمونم
چی؟
منتظرتون میمونم تا به جایی که الان هستم برسین
اگه منتظر بمونم، بالاخره شما هم یه روزی بهش میرسین، نه؟
داره دیرمون میشه. بیاین زودتر بریم
واو، ماشین خوبیه
واقعا خیلی مناسبتونه، دستیار وکیل
احیاناً، این اون کادوی 90 میلیون وونیه؟
هیچ چیزی به اسم هدیه ی مجانی وجود نداره
اینو بهم داده تا بعدا تلافیش رو در بیاره
خدای من، شنیدنش خوبه
کارای غیر معمولی که اجازه داده نمیشه رو هم دوست دارم
اما چیزی از کیم چانگ هه نشنیدیم، چیکار کنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.