Caravaggio

Caravaggio

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Caravaggio (1986)
Komentář od mazdosht

Tagy

other
Zveřejněno: 2022-03-11
Stažení: 70
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

ترجمه MAZDOSHT / مزدُشت

مالت ، سیراکوز مِسینا ، ناپل

ایتالیا ، بندر اُرکله هجدهم جولای سال 1610

چهار سال در حال فرار

با برچسب های فراوان روی بار سفر و به زحمت حتی یک چهره ی دوستانه دیدن

هميشه در حال حرکت

در حال فرار به سمت دریای آبی زهرآلود در حال فرار زیر آفتاب جولای (مرداد)

آواره

آب شور از انگشتانم می چکد

رد باریکی از اشک بر شن های سوزان به جا میگذارد

ماهیگیران مرا بروی شانه هایشان حمل میکنند

میتوانم صدای هق هق ترا بشنوم ای اورشلیم

دستان زمختی که مرا از دریای آبی سرد گرفته بودند بدن ِ رو به موتم را گرم میکنند

آنها مرا به سمت روستا بر می گردانند

نفس هایشان لبهای آبی ام را گرم میکند

حالا که دارم میمیرم صدای پاروهایشان را می شنوم

ای کاش دست هایی چنین استوار در زمان حیات ، مرا در آغوش گرفته بود

ای اورشلیم ! برای فکر کردن رفاقت ما باید در همین اتاق پایان گیرد

اين اتاق سرد سفيد ، سخت دور است از خانه

ستاره ها الماس های آدمهای فقیر هستند

ثروتمندان الماس هایشان را در طاق ها مخفی میکنند

قیاس آنها با ثروت های خدا شرم آور است

ثروت خدا ستاره های چشمک زن آسمان ست

این آقایون دارن یه افتخار بزرگ رو به خانواده ی ما اعطا میکنن

وفادار باش و راستگو مثل مردان سرزمين مون

اورشلیم ِ بی نوای زبان بسته به کار چوپانی نمی آید

انگار یک سنت جان ( یوحنی) واقعی ترا از بیابان آورده

رنگها را به تو آموزش دادم و اینکه چطور آنها را بسائی

شنگرف ِ سرخ برنگ خون و زمینه ی سرخابی در شقایق و بذر کتان

هنرِ بتونه کاری و جلا دادن با قلم موهای نرم

همدمی در تنهاییم

حالا بر دامنه ی بالای خانه مان

گوسفندها را ميشمرم

گاهی پاسکالونه آنها را با من می شمرد

دستانش فرق موهایم را باز میکند مثل موج ِ کف اقیانوس

پایین تر مادرم ملافه ی سفیدی را تکان می دهد

وقت ِ خوابه میکله

!میکله ! میکله

صدایش مثل ناقوس نقره ای ِ مراسم عشای ربانی در هوای بعد از ظهر ، شناور می شود

عشق راستين من ، پاسکولونه ميخندد

!وقت خوابه میکله ی سایه دوست

به آرامی به خانه برمیگردیم سنگها زیر پاهایمان صدا میکند

ملافه ی سفید در هوای گرگ و میش بلعیده شده

:کوه ها پژواک میکنند !پاسکولونه ! پاسکولونه

سپس تاریکی از راه میرسد

چند؟ - پنجاه -

گرونه

تو خونه بازم داری؟

واست خرج برمیداره

اثر هنری

و خیلی هم گرون

به زبان انگليسي ساده دوست عزیز من يه اثر هنري ام ! خیلی خیلی هم گرونم

تو پولت نمی رسه

من جهانم را ساختم بسان راز الهي

خدا را در شراب جستم و او را در قلبم نگه داشتم

خودم را در غالب ِ دیونیسوس می کشیدم و سرنوشت او را به خود میگرفتم

یک قطع عضو سرشار از هیجان و لذت

من به سلامتی شما مخاطبینم این جام ظریف را بالا می برم

شخصیت انسان ، تقدیر اوست

چرا بدنو اينقدر سبز کشيدي؟

من کل تابستون بيمار بودم عالیجناب این واقعیت ِ زندگیه

پس هنر چی؟ - این هنر نیست -

که اینطور

نظر خیلی جالبی بود

اسمت چیه؟ - میکل انجلو دا کاراواجیو

میکل انجلو؟

!میکل انجلو

نه امیدی نه ترسی

کوچیکش به بزرگ ، ارجحیت داره

ضمنا چاقو هم غیر مجازه

قيمت اين نقاشي ، چاقومه

که اینطور

نقاشی رو نشونم بده

رو دفترچه نت موسیقی چی نوشتي؟

خودت میدونی که عاشقتم

علاقه را حفظ کن

باور کن که هیچ چیزی

برای ... برای تو غیر ممکن نیست

خودت را نامیرا

و توانای فهمیدن ِ

همه چیز فرض کن

تمام هنرها تمام علوم

...طبیعت ِ

هر ... هر چیز زنده ای

بالا رفتن از بلندترین جا

پایین رفتن از کم عمق ترین

هراکلیتوس ، همینو جور دیگه ای بیان کرده

راه بالا و پائین یکی و یکسانند

برونو حقیقتی کهن رو به زبانی تازه تکرار میکنه

این انجام وظیفه ست

میشد ساده تر بگی

ولی هیچ چیزی سخت تر از سادگی نیست

چیزی که اهمیت داره چیزیه که تو زندگیه

!خدایا اینهمه نقل قول

میشد با این نقل قولها برج بابل رو ساخت

شاید با خودش حرف میزنه تا خوابش ببره

اتم های زنده و نامحدود مثل غباری در پرتو آفتاب شناور هستن

البته که این کافرانه ست

دشمنای برونو میگن نظراتی مثل این

باعث میشن ستاره های ثابت ارسطو از آسمان ها فرو بیفتن

و جهان سرگردان بدور خودش بچرخه

مثل یه پسربچه ی گیج

وقت رفتنه

حالا برای یه لحظه میتونید از فیگور بیایید بیرون

چطور داره پیش میره؟

مثل آب خوردن

خوب جا افتادیا - شکایتی ندارم -

چند وقته اینجا بودی؟

کجا توی رُم؟ - آره -

چهارساله

پیش کاردینال چیکار می کنی؟

اون؟ گور بابای همه شون

یه مشت هیجانات بی ارزش

دیگه چیکارا میکنید؟- لابد شوخیت گرفته -

سلیقه ی موسیقیش چیه؟

کاتولیک

!رانوچیو

تو با اون هیچ جا نمیری

اخطارتو دادی - اخطار ؟

اسمش چیه؟ - رانوچیو

قبلا اینجا نبوده مگه نه؟

تو به این موضوع ، درست نگاه نمیکنی

تو غیرممکن رو میخوای - تو نمی خوای؟ -

چرا نقاشی شو نمی کشی؟ - خیال میکنی بهمین سادگیه؟ -

این بار اول نخواهد بود

شراب رایگانه بله -

جدا میخوای پول بدی نه؟

نه دیوید نمی خوام پول بدم

اوه پس این عشق واقعیه عشق در اولین نگاه

باشه منو قانع کردی

متاسفم

اوه گور باباش

سرت به چی گرم بود؟ - کار خاصی نمی کردم -

نقاشی چطور پیش میره؟

نقاشی؟

می خوای بدونی؟

نقاشی روی صخره هاست

خود سنت ماتئو نتونست حفظش کنه

این موفقیت آمیزترین مصیبته

باید سه پایه م رو روی کولوسئوم ( تماشاخانه باستانی روم ) مستقر کنم

بعدش چیکاره ای؟

با تو بر می گردم

پول گرفتی که بی حرکت باشی

یک شک ِ سرد ِ آبی یک ابدیت نامعلوم

جریانی از امواج سیاه در برابر نقاط برجسته ی آرسنیک

تاریکی در حال هجوم است

' Esse in anima. آنها در روح( ایتالیایی)

فرد خشنی بودن

استادت با گناهکارها غذا می خورد

آدم سالم ، طبیب لازم ندارد فقط بیماران یرقانی

و خدایان؟

خدایان به بیماری تبدیل شده ن

خیال بدون تصویر

گمشده در رنگ بدام افتاده در بیهودگی های شبحی بی شکل

قرن پونزدهم تموم شده

جدیده رو بیارین

زنده باد قرن شانزدهم

بلاتکلیفی و تردید زنده باد تردید

بصیرت از دل شک می آید

شب بروی تختم او را جستم که جانم عاشق اوست

او را جستم اما نیافتم

او را صدا زدم ولی پاسخی نداد

حالا بلند میشوم و به اطراف شهر میروم

در خیابان ها و میادین او را می جویم که جانم به او عاشق است

او را جستم ولی نیافتمش

بیا دیگه

برادران ِ همخون

تو عاشقشی - عاشق پولشم -

تو عاشقشی - اون منو نکرده ... هنوز -

پسره ی کرایه ای آشغال !بدهی های اون قمار لعنتی تو بده

خفه شو ! میشه؟ این به خودم مربوطه

خودم صورتحسابا رو میدم

تو؟ تو صورتحسابا رو میدی؟

پرنسس

اون عاشقمه؟ عاشقم نیست؟

عاشقت نیست

با این زخم ، پرسش ، پاسخ داده شده

هنر کلا در تضاد با تجربه ی زندگی واقعیه

چطور میتونی بدن و خون رو با رنگ طبیعی و رنگ روغن مقایسه کنی؟

اتاق به آرامی می چرخد

خود را ثابت و استوار میکنم خیره به پوچی ِ آبی

مگس های فلزی کُند مثل خوشه ی پلاسیده ی انگور دور هم جمع میشوند

تا به سمت خورشید ِ رنگین کمان پوش .وزوز کنند

خورشید زمان را نگه میدارد تا ساعت قدیمی در اعماق کلیسا به صدا در آید

آن ساعت ، خود به قدمت زمان است

پاسکولونه چنین میگوید

پدر پیر زمان ، چوب ِ چرخهای خود را از یک درخت سرو در باغ عدن بُرید

حشرات متفرق میشوند چون که سایه ی من به رویشان می افتد

موش مرده دهن کجی میکند

پاسکولونه میگوید زمان برای کسی توقف نمی کند

موش ، عمر خود را در چرخدنده های ساعت بزرگ چوبی می گذراند

با بی دقتی ِ تمام

زمان برای کسی متوقف نمی شود حتی برای خورشید

پاسکولونه چنین میگوید

سایه ام می گذرد آن حشرات با حرکتی مارپیچ برمیگردند

پاسکولونه به سمت آسمان آبی خمیازه می کشد

من توت فرنگی رو می پرستم

خوردنش خارج از فصلش به آدم حس گناهکاری میده

فرانسیس عزیزم فلفل رو امتحان نکردی؟

فلفل؟

More Farsi Persian subtitles for Caravaggio

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left