The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 8

Informace o verzi

The Vampire Diaries S08E09 farsi sub
The Vampire Diaries S08E09 HDTV x264-LOL
The Vampire Diaries S08E09 720p HDTV x264-DIMENSION
The Vampire Diaries S08E09 HDTV XviD-FUM
The Vampire Diaries S08E09 XviD-AFG
The Vampire Diaries S08E09 720p HDTV x265 ShAaNiG
The Vampire Diaries S08E09 720p HDTV HEVC x265 RMTeam
The Vampire Diaries S08E09 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Komentář od Mohadeseh
زیرنویس فارسی قسمت9 فصل8 خاطرات خون آشام

Tagy

XviD
Zveřejněno: 2017-01-21
Stažení: 57
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

...آنچه گذشت

به حلقه اعتماد خوش اومدي

سلين دوست منو کشت

يعني بايد بفهميم چطوري انتقام بگيريم

تو چيزي رو داري که سيبل مي خواد

من مي خوام تحويلش بدم

دارايي مکسول

و چنگال ميزان سازي

اونا باهم جور ميشن

تا چکشي رو بسازن

که داخل يه زنگوله تاب مي خوره

وقتي اينا بطور صحيح مونتاژ بشن

اين زنگوله مثل يه زنگوله رمزي ماورايي ميشه

هرسال زنگوله منشور رو به صدا درميارن

نه. اون تو انبار مامانت بود

تمام جعبه هايي که به خونه ام اوردي

-هنوز در گاراژ هستن - منو ببر اونجا

وايسا

"هي ابجي. دنبال چيزي مي گردي؟

"سلين.

انسانيتت مدام خودش رو نشون ميده

بخاطر اين

بهم ثابت کن که اهميت نميدي

اهميت نميدم

بنظر وقتي نوبت به امنيت

دخترات مي رسه، خيلي منطقي ميشي

من فقط اميدوارم که دفعه بعد که اون درنده ميشه

بچه هات تو خانه نباشن

اگه برادرم بره سراغ چيزاي بدتر

همه چيز ميره رو هوا

- چکار کرده؟ - سرعت بالا

اگه بخواهيش، اون مال توئه

من نوشيدني دارم. مرسي

از خودت پذيرايي کن

حواست پرته

اره؟ استانداردهاي تو هم داره پايين مياد

نمي توني بگي

کيد بخاطر يه بحران ميانسالي

روي موتورسيکلت، از تختش پايين مياد

کار کيد زمان بره

و ما اينجوري زمان رو مي گذورنيم

جوابشو نده

نوکر شيطاني که مي خوايد باهاش در تماس باشيد

ديگه در خدمتتون نيست

اين همون حس شوخ طبعي ديمنه که دلم براش تنگ شده بود

کجايي؟

مي دوني، هرشب يه شهر

تور جهاني برادران سالواتوره

بايد يه لطفي بهم بکني هنوزم اون

توپ اهني که از پيتر مکسول کش رفتي رو داري؟

اره. که چي؟

پس مي خوام که

که عياشي برادرانه تون در قتل رو متوقف کنيد

بياييد ميستيک فالز و اون توپ رو به من بديد

اگه داري با سرت تاييد مي کني

از پشت تلفن نمي تونم ببينم

خب نظرت چيه ديمن؟

اره؟ يا اره؟

من تو راهم

جزئياتش رو برات پيام ميدم

چکار مي کني؟

ما الان براي کيد کار مي کنيم کارمون با سيرن ها تمومه

مي دونم ولي هربار که سعي مي کنم بهش نه بگم

دهنم خودش ميگه: اره

مي دوني شايد يه سفر به ميستيک فالز

دقيقا همون چيزي باشه که ما نياز داريم

اره؟

مي دوني چرا هنوزم اينقدر حواست پرته ديمن؟

چون اون زنه هنوز تو ذهنته

و ما مي خوايم بسوزونيم

:ترجمه و زيرنويس از Mohade$eh

سلام

!اومدي

پاريس چطور بود؟ انزو چطوره؟

بگو که تمام پنيرها رو خوردي

و تمام شراب رو نوشيدم

و همه کادوها رو خريدم

- چي؟ - ولي الان بازش نکن

بذارش براي وقتي که استفن برگرده

اين کادو يه جورايي مربوط به عروسيه

مرسي

اين خيلي خوشگله

مرسي

در اخرين شبمون در پاريس انزو اينو بهم داد

اره

با خون پر شده

خون انزو

...اين

چندشه؟

جذابه؟

"يک نماد محض از ابديتي همراه با تو، عشقم"

اين شبيه يه نماد خيلي خاصه

مطمئني همينه؟

...يعني تو که نمي خواي

...نگران نباش. من

من به اين زوديا قرار نيست تبديل به خون اشام بشم

اره. و حتي هرگز نميشي درسته؟

يعني، طبق گفته هاي باني بنتي که من هميشه مي شناختم

چرا اين سيرن رواني بهت زنگ مي زنه؟

ظاهرا اون و خواهرش دعوا دارن

...اونوقت ما چرا برامون مهمه؟

چي مي خواي؟

خواهرم در تنگناست

وسيله اي که مي خواد مونتاژش کنه

قدرت اينو داره که بکشدش

واسه همين دنبال هرسه قطعه زنگوله است

خوش بختانه براي تو

من از قبل بزرگترين بخشش رو دزديدم

مي خواستي شخصا بهت تبريک بگم؟

يعني ما بايد به يه مراسمي بريم

شما چيزي رو داريد که من مي خوام

منم چيزي رو دارم که شما مي خوايد

من زنگوله رو دارم

شما چنگال ميزان سازي

باهم، ما مثل شکلات و کره بادوم زميني هستيم

يا مثل کره بادوم زميني و اشغال

هي من دارم سعي مي کنم جبران کنم

نتونستم به همين راحتي به ديمن زنگ بزنم

اون سومين قطعه زنگوله رو داره سوزن زنگ

سوزن زنگ چيه؟

يه توپ اهنيه

خواهرم مجبورش کرد اونو از مکسول بدزده

ديمن حتي نمي دونه اون چيه

ببين من تا حدي مسئول

خسارتي هستم که اون به دنيا وارد کرده

اگه من بخوام کار خوب بکنم

کارم با کشتن سيبل شروع ميشه

فقط برام سخته تو رو جدي بگيرم

بخاطر همه کارايي که کردي

لازم نيست بهم اعتماد کنيد

ولي من قطعا به شما اعتماد دارم

با سلاحي که قدرتي وحشتناک داره

خب

من عاشق سلاحي با قدرت وحشتناکم

کجا ميريد؟

بانوي مستيک فالز

کسايي که تمام پل هاي پشت سرشون رو

خراب نکردن، تعهداتي دارن

هي کِر، من اينجا با دوريان هستم

بگو که هنوز چنگال ميزان سازي رو داري

- بهش ميگن: چوب ارکاديوس - اين يعني اره، به زبان خرخونا

من و باني براي مراسم

بانوي مستيک فالز گير کرديم ولي سلين

الان سعي کرد به هم اتش بس بديم تا زنگوله رو درست کنيم

-ازش خوشم نمياد - منم همينطور

ولي اگه هنوز در شهر باشه

يعني همين نزديکي ها زنگوله رو قايم کرده

مي توني سرنخي پيدا کني؟

اره. داريم روش کار مي کنيم

باشه. ما داريم روش کار مي کنيم

- نه. يعني نقشه اي چيزي...؟ -من يه نقشه دارم

نمي تونم صبر کنم تا جزئياتش رو بشنوم

تنها چيزي که بايد روش تمرکز کني :اينه

انتقام

- هي - سلام

باشه. اونا اخرين اسم ها در ليست مهمونا هستن

عاليه. وقتي نوبت به انجام رقص برسه

مي تونيم از اينجا بريم و سوزن زنگ رو پيدا کنيم

اميدوارم ديمن تصميم بگيره

گوشيشو جواب بده

يا مي تونيم شخصا ازش درخواست کنيم

اصلا اينجا چکار مي کنيد؟

من دعوتشون کردم

نگران نباش

مادامي که به چيزي که مي خوام برسم اطمينان حاصل مي کنم درست رفتار کنن

بايد بنظر بي دردسر بياد خانما

و يادتون نره لبخند بزنيد

نه بخاطر اينکه جامعه اينو بهتون ميگه

بلکه چون خوشحاليد که

در چنين مراسم شهري مجللي هستيد

شماها بنظر عالي مياييد

ادامه بديد چند دقيقه ديگه اسمتونو ميگيم

اينم از نوکر خوش تيپ من

خدا رو شکر مجبور نيستم به اين شهري ها اعتماد کنم

تا تو زمين رقص ابرومو نبرن

من براي رقص اينجا نيستم

نه. تو اينجايي تا اون سوزن زنگ قديمي مکسول رو بهم من بدي

نه

فکر کنم مي خواستي بگي

"بله سيبل. هرچي قلبت

"و صورت و بدن زيبات بخواد

فکر مي کنم مي خواستم بگم... نه

الينا؟

نمي دونم اينجا در ناخوداگاهت چه مشکلي پيش اومده

ولي بايد خودتو جمع و جور کني

حق با توئه

دقيقا بايد همينکارو کنم

چطور اونکارو کردي؟

نمي دونم درباره چي حرف مي زني

ولي اميدوارم درد داشته باشه

پس تو جديدا اينطوري شدي؟

تو يه مراسم مجلل براي نوجووناي هورموني وقت مي گذروني؟

مثل تو که تو اين مراسم داوطلب شدي

تا روزهاي باشکوهت رو دوباره زنده کني؟

از کجا مي دوني چطور بنظر مياد؟

سالي که من برنده بانو مستيک فالز شدم

تو روز در جنگل گذروندي

و سعي مي کردي امبر بردلي رو نکشي

حق با توئه

نمي دونم چرا اون موقعيت برام اونقدر سخت بود

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left