Prvních 142 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
آروم قایم شدن توی سایهها اشکالی داره؟
اگه مثل یک راز مخفی نگهش داریم بهتر نیست؟
بدون اینکه کسی مزاحمش بشه به زیبایی شکوفه میده.
مجذوب خواسته های شیرین و پوچ نشو.
اون قضاوت قابل اطمینان نیست.
ناراحت نشو و سرت رو پایین ننداز.
از عشق نباز. بار یک لبخند ساختگی رو به دوش نکش.
نیازی به گلدون نیست
نیازی به کود دادن نیست
وجودت به تنهایی زیباست.
حتی گل هایی که ناچیز به نظر میان هم زیبایی خودشون رو دارن، نه؟
داروساز یک خاطرات
داروساز خاطرات یک
عمارت یشم مائو مائو
...چیکار باید بکنم
چیکار باید بکنیم؟
.این داستان یک اثر تخیلی است. نام تمامی شخصیت ها، سازمان ها و... خیالی است. همچنین هیچ ارتباطی با رویدادهای واقعی ندارد
بعد از اعدام فنگ مینگ
اموال خانواده اش ضبط شدن
.و همه تا حدی تنبیه بدنی شدن
فنگ مینگ میخواست تنها مقصر ماجرا باشه
.پس خوشبختانه بانو آه دوئو سرزنش نشدن
و حالا این اسامی اعضای خانواده .و افراد مرتبط به فنگ مینگه
.این لیست شامل افرادی که باهاشون تجارت کردن هم هست
.به جز زنبورداری کارهای دیگه ای هم می کردن
.تقریبا هشتاد بچه از این خانواده ها توی دربار درونی ان
هشتاد تا از دو هزار تا؟
.تعدادشون زیاده
عمارت یشم مائو مائو
خانواده ای که داروساز بهشون فروخته شده .یکی از همین خانواده هاست
.اگه بخواید می تونیم این موضوع رو پنهان کنیم
...اگه «من» بخوام
.درسته
.مهم نیست درسته یا غلط
.اگه من دستور بدم انجام میشه
از اونجایی که خیلی دوست داره رعیت ها و اشراف زاده ها رو از هم جدا کنه
.هر دستوری بدم اجراش می کنه، مهم نیست چقدر مخالف باشه
.دستورش رو دادن آسونه
.فقط باید راحت دستور بدم
.حقایق رو پنهان کنم و توی دربار درونی نگهش دارم
...ولی اگه خودش اینو نخواد
چه حسی پیدا میکنه وقتی بفهمه مجبور شده توی قصری بمونه که انقدر ازش بدش میاد؟
.می ترسم شکاف بینمون از این بیشتر شه
.ارباب جین شی
.فکر کردم اون فقط یه اسباب بازیه
اخراج دسته جمعی؟
.آره
قسمت دوازدهم: خواجه و همنشین
.دخترهای کسایی که با اون خانواده تجارت کردن دارن اخراج میشن
.و مثل اینکه تعدادشون زیاده
...هوم
دخترایی هستن که باید یه دفعه از قصر برن .و حسابی گرفتار شدن
.گمونم اون خانواده واقعا تاجرهای فعالی هستن
.حس بدی دارم
.الان اخراج شدن خوب نیست
.زمان بندیش افتضاحه
.بعد از لی هاکو نتونستم مشتری دیگه ای برای پیرزن بفرستم
...اگه الان برگردم
.من برگشتم
!مشتری داری
!بدون شک منو می فروشه
!مائو مائو؟
آخرین بار که چک کردم، توی مدارک .شغل خانواده ام تجارت ثبت شده بود
اگه خانواده فنگ مینگ زنبورداری دارن
...ممکنه به هم مرتبط باشن
!ارباب جین شی
.کم پیش میاد. داری نفس نفس می زنی
...ام
.آروم باش. صورتت سرخ شده
!میخوام باهاتون صحبت کنم
.حتما. بیا بریم داخل صحبت کنیم
درمورد اخراج دسته جمعیه، درسته؟
بله. قراره چه اتفاقی برام بیفته؟
.این لیسته
.پس منم قراره اخراج شم
میخوای چیکار کنی؟
.فکر کردم اون فقط یه اسباب بازیه
به عنوان ندیمه بانو گیوکویو
می تونم سم امتحان کنم و .توی دفتر دارویی وقت بگذرونم
.باید اعتراف کنم که از زندگی الانم لذت می برم
.ولی هر چی باشه من فقط یه خدمتکارم
.در جایگاهی نیستم که درخواست موندن بکنم
باید حواسم باشه طوری به نظر نیاد .انگار دارم التماس می کنم
.من فقط یه خدمتکارم
هر دستوری بدید پیروی می کنم .چه کارگری باشه، چه آشپزی، چه چشیدن
...هر دستوری که بدم
.بله. اگه دستور بدید تمام تلاشمو می کنم
.اگه یه مدت حقوق نگیرم مهم نیست
اگه بتونم قبل از فروخته شدن زمان بخرم .بعد یه راهی پیدا می کنم
!پس لطفا اخراجم نکن
.فهمیدم
...پس یعنی
.حواسم هست زحماتت رو جبران کنن
جان؟
.مذاکره شکست خورد. مائو مائو اخراج شد
.اینم از این
تا کی قراره اینطوری بمونید؟
.شاید باید دستور میدادید اینجا بمونه
.حرف نزن
شیائو مائو یه هفته بعد از اخراج شدنش
.برگشت خونه اش توی منطقه خوش گذرانی
شنیدم مودبانه به اطراف سر زده و
.از هرکسی که باهاش ارتباطی داشته خداحافظی کرده
.مثل چی پشیمون میشی
پیدا کردن یه اسباب بازی جدید براش .همیشه چالش برانگیز بوده
!نه! اون یکی رو میخوام
...یا شاید
.اون دختر نباید یه اسباب بازی در نظر گرفته بشه
اون فقط برای اینکه نمی خواست باهاش .مثل یه وسیله رفتار کنه فرستادش بره
.چه ارباب دردسرسازیه
...اگه یه اسباب بازی جایگزین جواب نمیده
.شاید بهتر باشه با اون مامور نظامی صحبت کنم
...اشک، اشک، غم، غم، گریه، گریه
.واقعا بدون کک و مک بهتر به نظر میرسی
.میتونی از رژ لب من استفاده کنی
.هیچ وقت فکر نمی کردم با مائو مائو برم مهمونی
.محل کار امروزم، مهمونی یه اشراف زاده بیرون از فاحشه خونه اس
.درخواست اومدن همنشین به خونه خودت حسابی خرج داره
...تازه
هزینه یک شب نوشیدن با یکی از شاهزاده های خانه زنگاری رو
.بیشتر مردم بعد از یه سال درمیارن
...پس یه دفعه دنبال هر سه تاشون فرستادن
گمونم هیچ محدودیتی برای اینکه پولدارها .چقدر درمیارن وجود نداره
.من فقط برای اینکه شما بهتر به نظر بیاید باهاتون میام
.بیا جلو مائو مائو
چون بعد از اخراج شدن از قصر بیشتر از چیزی که فکر می کردم دستمزد گرفتم
.تونستم از بلافاصله فروخته شدن جلوگیری کنم
.اینم کار مهمیه
.مشتاق همکاری باهات هستم مائو مائو
.خیلی ناز شدی
وقتشه! عجله کنید! هوم؟
.خب، خب، خیلیم بد نیست
.میتونی مشتری های خودت رو داشته باشی، میدونی که
.پیرزن واقعا میخواد من همنشین بشم
!برید پول دربیارید
.من نمیتونم شعر بخونم یا کمانچه چینی بزنم
.درمورد رقصیدن هم که دیگه اصلا حرف نمی زنم
.من فقط دختر یه داروسازم که به جز دارو به چیز دیگه ای علاقه نداره
پس چرا انقدر اصرار می کنه؟ مخصوصا چند سال اخیر؟
.این یارو حسابی پولداره
.هر کدوم این وسایل حسابی می ارزن
No comments yet. Be the first to leave one.