Prvních 200 řádků.
« تـرجمه از تورج پاکاری و سیروس فخری » Stef@n & HITM@N
این خیلی بده
مت رو ندیدی؟
آره، دیدم رفت بالا
- سلام، مامان - سلام
چیزی تنم نکن
طوریت نمیشه
هر دوتون از این وضع میگذرین
چون خدا براتون برنامه داره
- میدونم، مامان. ولی کفشم رو پام نکن - خودتو بلند میکنی...
و مَرد فوقالعاده و خاصی که همیشه بودی، میشی
آره، نیازی ندارم که بند کفشام رو ببندی
نبندش، مامان
باید به زودی اینکارو بکنیم
منظورت از زود چیه؟
- تاریخ به دنیا اومدن بچه دو هفته دیگهست - آره
مایع آمنیوتیک تو کمه،
و دخترتون همین الانشم اندازه سالمی داره. پس، بیاین بیرونش بیاریم
- یه دختره - الان شنیدم. شنیدم چی گفت
اوه، ببخشید. منتظر بودین که بفهمین؟
یعنی، اگه تو دکتر همیشگیمون بودی اینو میدونستی
که بین این همه هفته، این هفته رو واسه رفتن به مائوئی انتخاب کرده، که دیوونه کنندهست
چرا آدم دلش نخواد بره موج سواری کنه؟
میدونی، این فقط بچه اولمونه
همینطورم، اون هنوز پاهاش سمت پایینه، پس میخوام یه وقت سزارین واسه امروز عصر تعیین کنم
- واسه امروز عصر؟ - اوهوم
خب، من هنوز گهواره رو سرهم نکردم. من...
جدی میگی؟
میبینی، میدونستم باید خودم انجامش میدادم. بهم گفتی که از لیستم خطش بزنم
چون میخواستم از لیستت خطش بزنی. خودم ترتیبش رو میدم. ردیفش میکنم
چه اطمینانبخش
- عزیزم، من ترتیبش رو میدم - واقعا واسه این آمادهای؟
آره! نه... کی اصلا آمادهست آخه؟
چه معنیای داره وقتی میگی: "واقعا واسه این آمادهای؟"
امروز عصر؟ میشه فردا انجامش بدیم؟
چون یه درفتِ فوتبال فانتزی دارم. من و همکارهام
روهم پول گذاشتیم، و ما...
دارم شوخی میکنم. چرا حرفهام رو جدی میگیری؟
بس کن. آروم باش، عزیزم باشه؟
شوخی باحالی بود
- خیلیخب - خوبی؟
آره، دستهام دارن عرق میکنن
- میدونم - آره
هـو!
چرا نمیتونستین از قبل بهمون هشدار بدین؟
خب، فقط با خودمون گفتیم حال میده که سوپرایزتون کنیم
گفتیم، "میدونی چیه، بهتره امشب بچه رو به دنیا بیاریم و سر به سر مارین بذاریم"
- عاشق حس شوخ طبعی توئم، مت - آره خب، حداقل من حس شوخ طبعی دارم. خدافظ
اوه، خیلیخب. مامان، به محض اینکه تموم شد بهت زنگ میزنیم، باشه؟ دوستت دارم
نه، نه! موقع به دنیا اومدنش، با اسکایپ باهام تماس تصویری بگیر
- چی؟ مامان! - خیلیخب، حالا دیگه داری عجیببازی در میاری
نه، میخوام با دخترم توی اتاق باشم
و نوهام رو ببینم که وارد دنیا میشه
خب، من اینجام که حواسام بهش باشه
همونطوری که حواست به بچه دختر عمو جینی بود؟
مامان، این واسه خیلی وقت پیشه
- شروع شد. شروع شد - اونقدرهام ازش نمیگذره
آدم یه بچه رو پاهاش نمیذاره
و بعد وقتی رو صندلی بغلدست راننده نشسته
دور خودش کمربند ایمنی ببنده و بره سمت سوپرمارکت ۷-ایلون
خودم میدونم که آدم یه بچه رو پاهاش نگه نمیداره و وقتی رو صندلی بغلدست راننده نشسته
دور خودش کمربند ایمنی نمیبنده و بره سمت سوپرمارکت ۷-ایلون
اینو میدونم!
عالیه. با اسکایپ باهام تماس تصویری بگیر
جیگر گوشهام، مامانی فردا میبینتت
- باشه، خدافظ. خدافظ - من...
به بابایی یه بوس بده، هوم؟
و یه بوس هم از طرف مامانی
دو تا بوس
- بیدار شو - اوه، خدای من
من حاضرم. واسه رقصیدن حاضرم
- مت. سلام، مَرد - سلام
چطوری؟
اوه هی، دست به کسرول تنماهی نزن
اونی که وسطه، مزه کون میده
مامانم اون کسرول رو درست کرده، اسکار
خیلی خوشمزهست. واقعا... یه مزه تندی داره
- اشکال نداره، مَرد. عیب نداره - عین یه مزه تند...
بیا اینجا
مت
- جردن، من... - بیا بغلم
نه، بیا بغلم. بیا بغلم. به این نیاز داری
بغلش کن
خودت رو خالی کن. نفس بکش، نفس عمیق بکش
یالا، مَرد
بذار یه چیزی بهت بگم. اون سخنرانی...
سخنرانی تو
رفتی اون بالا و حرف زدی
من...
نمیدونم چی بگم
فکر میکردم یه چیزی نوشته باشی،
و تو گفتی، "نه، فریاستایلی میرم براش"
خیلیخب، تموم شد؟ چون الان حوصله این حرفها رو ندارم
- لطفا - نه. نه، مت. منو ببین
- میتونی، و بذار بهت بگم چرا میتونی - اصلا گوش نمیدی چی میگم
کمپ ویناپو رو یادته؟ یادته به کمپ ویناپو رفتیم؟
- یادمه - و پیچک سمی ریخت روی صورتت
و صورتت شروع به تاولزدن کرد. باد کرده بود و جوشها
بعد جوشها میترکیدن، پس چِرک از صورتت بیرون میومد
یعنی، بدجور دیوونهوار شده بودی، درسته؟
واسه ناهار اومدی، و دختر موردعلاقهات اونجا بود، مارسی
قبلا عاشق مارسی بودی
و وقتی دختره اونو دید، جیغ کشید
- و تو بدجور بهمریخته بودی - آره
- ولی ازش گذشتی - آره
از اون وضع گذشتی؟
چون تو قوی و با اعتماد به نفسی
و از این وضع هم میگذری
این خیلی بدتر از اونه
چطور آخه مثل هم میمونن؟
- فقط دارم سعی میکنم... - بخدا...
یه مشت نثارت میکنم. دیگه هیچی بهم نگو
- عجب... - بهت که گفتم نمیتونم
جردن، به خدا قسم
- چرا داری دستهات رو مُشت میکنی؟ - به خدا قسم. بس کن
- حالت چطوره؟ - خوبم
- درست میشه، خب؟ - باشه
خیلی دوستت دارم
- من متخصص بیهوشیام رو دوست دارم - بس کن. مسخرهبازی در نیار
- تو خیلی خوشگلی - مت! مت!
بله، مارین؟
نمیتونم ببینم. یالا!
داری عالی پیش میری، لیز. ممکنه الان دلت بخواد روت رو برگردونی، مت
داره اتفاق میوفته. میخوام نگاه کنم، ولی نمیخوام نگاه کنم
ولی میخوام نگاه کنم، ولی نمیخوام نگاه کنم
- کارت عالیه - اوه، خدای من. قراره پدر و مادر بشیم
- دوستت دارم - منم دوستت دارم
باشه؟ اوضاع چطوره، دُکی؟
- داره به دنیا میاد - بچه رو میبینی؟
- آره - اوه خدای من، لیز
و ایناهاشش
بچهدار شدیم
آم...
فقط میخواستم...
- مت - هوم
اوه، مجبور نبودی
میدونم مجبور نبودم. خودم میخواستم، چون تو مستحقش هستی
قشنگه. مرسی
- بذار برات ببندمش - ممنون
- هوم! - هنوزم باید پوشک بچه رو عوض کنی
اگه قول بدن وقتی پیر شدم پوشک منو عوض میکنن، مشکلی ندارم
- دوستت دارم. مرسی - دوستت دارم. حالت چطوره؟
یکم درد دارم ولی...
- چطوری، لیز؟ - میخوام مدی رو ببینم
هی
فکر میکردم ممکنه بخوای
مت، ازت میخوام بیای و کمکم کنی
- با کمال میل - اون قراره یکم بلرزه
- باشه - آروم پیش میریم، باشه؟
عجله نکن. عجله نکن
- بیا بذاریمت روی صندلی. آروم، آروم - آمادهام یه دوی ده کیلومتری بزنم
- خیلیخب - بچهها، سرم داره گیج میره
نمیخواد عجله کنی، عزیزم. عجله...
لیز؟ لیز؟ لیز؟ چش شده؟
- قبلش هم سرش گیج میرفت؟ - چی شده؟ لیز؟ نمیدونم!
- لیز؟ - نمیتونه نفس بکشه
- منظورت چیه؟ - میرم کمک بیارم
- منو ببین! - مورد فوری داریم!
لیز! لیز! منو ببین!
- یکم بهش فضا بده - چش شده؟
- لیز؟ - یه ماسک اکسیژن نیاز دارم!
- لیز! - صدامو میشنوی؟
- ازتون میخوام برین عقب! - یه لحظه صبر کن
- این زن منه - از هوش رفت
- قبلش هیچ علائمی نداشته - چی شده؟ لیز!
- این زن منه! - فشارش افتاد
- دو میلیگرم اپینفرین - یه لحظه صبر کن، مَرد. لیز! صبر کن... لیز!
آقای لوگلین
سلام. چی شده، دکتر؟ قضیه چیه، مَرد؟
به همسرتون آمبولی ریه دست داده
یه لخته خون وارد ریهاش شده
یعنی چی؟
این یعنی...
نگو که زنم مُرده
- نگو که زنم مُرده - چی؟ چی؟ چی؟
چی شده؟ مدی چیزیش شده؟ چی؟ فقط... مت!
نه! نه!
چطور؟
حاضرم همهچیم رو بدم تا یه روز دیگه پیشت باشم
ایناهاشش
اون واسه بچه آماده نیست
اون حتی هنوز گهواره رو سرهم نکرده
خب، میدونی اون همیشه خیلی نابالغ رفتار کرده
اوه سلام، مت. چطوری، عزیزم؟
خیلی نابالغام
- میشه بچه رو بدی، لطفا؟ - تازه یه بطری بهش شیر دادم
باشه
میدونی، مدی
اگه میتونستی فقط یه والد داشته باشی، کاش میتونستی مامانت رو داشته باشی
چون اون بهتر بزرگت میکرد
به نظرم هرچه زودتر بهش بگیم بهتره
نمیدونم
هوم، هوم، هوم
هوم، هوم، هوم؟
نمیدونم چطوری میخواد اینکارو بکنه
- میدونم - دیدی؟ میشه اینو بهش بگی؟
نه
باشه! باشه، مدی!
باشه. تو بردی. تو بردی، مدی
بگو چته. گرسنته؟ ها؟
No comments yet. Be the first to leave one.