Fatherhood

Fatherhood

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Fatherhood BluRay x264 AAC-RARBG
Fatherhood BluRay x264 DTS-MT
Fatherhood BluRay x264 YTS MX-YIFY
Fatherhood BRRip x264-ION10
Fatherhood BRRip x264 XviD AC3-EVO
Fatherhood Bluray DTS-HD 5 1 x264-EVO
Komentář od AliNet
‫██► تورج پاکاری و سیروس فخری | 𝟬𝟭𝗵 𝟰𝟵𝗺 𝟬𝟲𝘀 ◄◄

Tagy

brrip
x264
XviD
AC3
BluRay
TS
YTS
HD
Zveřejněno: 2022-06-06
Stažení: 42
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

« تـرجمه از تورج پاکاری و سیروس فخری » Stef@n & HITM@N

‫این خیلی بده

‫مت رو ندیدی؟

‫آره، دیدم رفت بالا

‫- سلام، مامان ‫- سلام

‫چیزی تنم نکن

‫طوریت نمیشه

‫هر دوتون از این وضع میگذرین

‫چون خدا براتون برنامه داره

‫- میدونم، مامان. ولی کفشم رو پام نکن ‫- خودتو بلند میکنی...

‫و مَرد فوق‌العاده و خاصی ‫که همیشه بودی، میشی

‫آره، نیازی ندارم که بند کفش‌ام رو ببندی

‫نبندش، مامان

‫باید به زودی اینکارو بکنیم

‫منظورت از زود چیه؟

‫- تاریخ به دنیا اومدن بچه دو هفته دیگه‌ست ‫- آره

‫مایع آمنیوتیک تو کمه،

‫و دخترتون همین الانشم اندازه سالمی داره. ‫پس، بیاین بیرونش بیاریم

‫- یه دختره ‫- الان شنیدم. شنیدم چی گفت

‫اوه، ببخشید. ‫منتظر بودین که بفهمین؟

‫یعنی، اگه تو دکتر همیشگی‌مون بودی ‫اینو میدونستی

‫که بین این همه هفته، این هفته رو واسه رفتن ‫به مائوئی انتخاب کرده، که دیوونه‌ کننده‌ست

‫چرا آدم دلش نخواد بره موج سواری کنه؟

‫میدونی، این فقط بچه اول‌مونه

‫همینطورم، اون هنوز پاهاش سمت پایینه، ‫پس میخوام یه وقت سزارین واسه امروز عصر تعیین کنم

‫- واسه امروز عصر؟ ‫- اوهوم

‫خب، من هنوز گهواره رو سرهم نکردم. ‫من...

‫جدی میگی؟

‫میبینی، میدونستم باید خودم انجامش میدادم. ‫بهم گفتی که از لیستم خطش بزنم

‫چون میخواستم از لیستت خطش بزنی. ‫خودم ترتیبش رو میدم. ردیفش میکنم

‫چه اطمینان‌بخش

‫- عزیزم، من ترتیبش رو میدم ‫- واقعا واسه این آماده‌ای؟

‫آره! نه... ‫کی اصلا آماده‌ست آخه؟

‫چه معنی‌ای داره وقتی میگی: ‫"واقعا واسه این آماده‌ای؟"

‫امروز عصر؟ ‫میشه فردا انجامش بدیم؟

‫چون یه درفتِ فوتبال فانتزی دارم. ‫من و همکارهام

‫روهم پول گذاشتیم، و ما...

‫دارم شوخی میکنم. ‫چرا حرف‌هام رو جدی میگیری؟

‫بس کن. آروم باش، عزیزم باشه؟

‫شوخی باحالی بود

‫- خیلی‌خب ‫- خوبی؟

‫آره، دست‌هام دارن عرق میکنن

‫- میدونم ‫- آره

‫هـو!

‫چرا نمیتونستین از قبل ‫بهمون هشدار بدین؟

‫خب، فقط با خودمون گفتیم ‫حال میده که سوپرایزتون کنیم

‫گفتیم، "میدونی چیه، بهتره امشب بچه رو به دنیا بیاریم ‫و سر به سر مارین بذاریم"

‫- عاشق حس شوخ طبعی‌ توئم، مت ‫- آره خب، حداقل من حس شوخ طبعی دارم. خدافظ

‫اوه، خیلی‎‌خب. مامان، به محض اینکه تموم شد ‫بهت زنگ میزنیم، باشه؟ دوستت دارم

‫نه، نه! موقع به دنیا اومدنش، ‫با اسکایپ باهام تماس تصویری بگیر

‫- چی؟ مامان! ‫- خیلی‌خب، حالا دیگه داری عجیب‌بازی در میاری

‫نه، میخوام با دخترم توی اتاق باشم

‫و نوه‌ام رو ببینم که وارد دنیا میشه

‫خب، من اینجام که حواس‌‎ام بهش باشه

‫همونطوری که حواست به بچه ‫دختر عمو جینی بود؟

‫مامان، این واسه خیلی وقت پیشه

‫- شروع شد. شروع شد ‫- اونقدرهام ازش نمیگذره

‫آدم یه بچه رو پاهاش نمیذاره

‫و بعد وقتی رو صندلی بغل‌دست راننده نشسته

‫دور خودش کمربند ایمنی ببنده ‫و بره سمت سوپرمارکت ۷-ایلون

‫خودم میدونم که آدم یه بچه رو پاهاش نگه نمیداره ‫و وقتی رو صندلی بغل‌دست راننده نشسته

‫دور خودش کمربند ایمنی نمیبنده ‫و بره سمت سوپرمارکت ۷-ایلون

‫اینو میدونم!

‫عالیه. ‫با اسکایپ باهام تماس تصویری بگیر

‫جیگر گوشه‌ام، مامانی فردا میبینتت

‫- باشه، خدافظ. خدافظ ‫- من...

‫به بابایی یه بوس بده، هوم؟

‫و یه بوس هم از طرف مامانی

‫دو تا بوس

‫- بیدار شو ‫- اوه، خدای من

‫من حاضرم. ‫واسه رقصیدن حاضرم

‫- مت. سلام، مَرد ‫- سلام

‫چطوری؟

‫اوه هی، دست به کسرول تن‌ماهی نزن

‫اونی که وسطه، مزه کون میده

‫مامانم اون کسرول رو درست کرده، اسکار

‫خیلی خوشمزه‌ست. ‫واقعا... یه مزه تندی داره

‫- اشکال نداره، مَرد. عیب نداره ‫- عین یه مزه تند...

‫بیا اینجا

‫مت

‫- جردن، من... ‫- بیا بغلم

‫نه، بیا بغلم. ‫بیا بغلم. به این نیاز داری

‫بغلش کن

‫خودت رو خالی کن. ‫نفس بکش، نفس عمیق بکش

‫یالا، مَرد

‫بذار یه چیزی بهت بگم. ‫اون سخنرانی...

‫سخنرانی تو

‫رفتی اون بالا و حرف زدی

‫من...

‫نمیدونم چی بگم

‫فکر میکردم یه چیزی نوشته باشی،

‫و تو گفتی، "نه، فری‌استایلی میرم براش"

‫خیلی‌‎خب، تموم شد؟ ‫چون الان حوصله این حرف‌ها رو ندارم

‫- لطفا ‫- نه. نه، مت. منو ببین

‫- میتونی، و بذار بهت بگم چرا میتونی ‫- اصلا گوش نمیدی چی میگم

‫کمپ ویناپو رو یادته؟ ‫یادته به کمپ ویناپو رفتیم؟

‫- یادمه ‫- و پیچک سمی ریخت روی صورتت

‫و صورتت شروع به تاول‌‎‎زدن کرد. ‫باد کرده بود و جوش‌ها

‫بعد جوش‌ها میترکیدن، ‫پس چِرک از صورتت بیرون میومد

‫یعنی، بدجور دیوونه‌وار شده بودی، درسته؟

‫واسه ناهار اومدی، ‫و دختر موردعلاقه‌ات اونجا بود، مارسی

‫قبلا عاشق مارسی بودی

‫و وقتی دختره اونو دید، ‫جیغ کشید

‫- و تو بدجور بهم‌ریخته بودی ‫- آره

‫- ولی ازش گذشتی ‫- آره

‫از اون وضع گذشتی؟

‫چون تو قوی و با اعتماد به نفسی

‫و از این وضع هم میگذری

‫این خیلی بدتر از اونه

‫چطور آخه مثل هم میمونن؟

‫- فقط دارم سعی میکنم... ‫- بخدا...

‫یه مشت نثارت میکنم. ‫دیگه هیچی بهم نگو

‫- عجب... ‫- بهت که گفتم نمیتونم

‫جردن، به خدا قسم

‫- چرا داری دست‌هات رو مُشت میکنی؟ ‫- به خدا قسم. بس کن

‫- حالت چطوره؟ ‫- خوبم

‫- درست میشه، خب؟ ‫- باشه

‫خیلی دوستت دارم

‫- من متخصص بیهوشی‌ام رو دوست دارم ‫- بس کن. مسخره‌بازی در نیار

‫- تو خیلی خوشگلی ‫- مت! مت!

‫بله، مارین؟

‫نمیتونم ببینم. ‫یالا!

‫داری عالی پیش میری، لیز. ‫ممکنه الان دلت بخواد روت رو برگردونی، مت

‫داره اتفاق میوفته. ‫میخوام نگاه کنم، ولی نمیخوام نگاه کنم

‫ولی میخوام نگاه کنم، ‫ولی نمیخوام نگاه کنم

‫- کارت عالیه ‫- اوه، خدای من. قراره پدر و مادر بشیم

‫- دوستت دارم ‫- منم دوستت دارم

‫باشه؟ ‫اوضاع چطوره، دُکی؟

‫- داره به دنیا میاد ‫- بچه رو میبینی؟

‫- آره ‫- اوه خدای من، لیز

‫و ایناهاشش

‫بچه‎‌دار شدیم

‫آم...

‫فقط میخواستم...

‫- مت ‫- هوم

‫اوه، مجبور نبودی

‫میدونم مجبور نبودم. ‫خودم میخواستم، چون تو مستحقش هستی

‫قشنگه. مرسی

‫- بذار برات ببندمش ‫- ممنون

‫- هوم! ‫- هنوزم باید پوشک بچه رو عوض کنی

‫اگه قول بدن وقتی پیر شدم ‫پوشک منو عوض میکنن، مشکلی ندارم

‫- دوستت دارم. مرسی ‫- دوستت دارم. حالت چطوره؟

‫یکم درد دارم ولی...

‫- چطوری، لیز؟ ‫- میخوام مدی رو ببینم

‫هی

‫فکر میکردم ممکنه بخوای

‫مت، ازت میخوام بیای ‫و کمکم کنی

‫- با کمال میل ‫- اون قراره یکم بلرزه

‫- باشه ‫- آروم پیش میریم، باشه؟

‫عجله نکن. عجله نکن

‫- بیا بذاریمت روی صندلی. آروم، آروم ‫- آماده‌ام یه دوی ده کیلومتری بزنم

‫- خیلی‌خب ‫- بچه‌ها، سرم داره گیج میره

‫نمیخواد عجله کنی، عزیزم. ‫عجله...

‫لیز؟ لیز؟ لیز؟ ‫چش شده؟

‫- قبلش هم سرش گیج میرفت؟ ‫- چی شده؟ لیز؟ نمیدونم!

‫- لیز؟ ‫- نمیتونه نفس بکشه

‫- منظورت چیه؟ ‫- میرم کمک بیارم

‫- منو ببین! ‫- مورد فوری داریم!

‫لیز! لیز! منو ببین!

‫- یکم بهش فضا بده ‫- چش شده؟

‫- لیز؟ ‫- یه ماسک اکسیژن نیاز دارم!

‫- لیز! ‫- صدامو میشنوی؟

‫- ازتون میخوام برین عقب! ‫- یه لحظه صبر کن

‫- این زن منه ‫- از هوش رفت

‫- قبلش هیچ علائمی نداشته ‫- چی شده؟ لیز!

‫- این زن منه! ‫- فشارش افتاد

‫- دو میلی‌گرم اپی‌نفرین ‫- یه لحظه صبر کن، مَرد. لیز! صبر کن... لیز!

‫آقای لوگلین

‫سلام. چی شده، دکتر؟ ‫قضیه چیه، مَرد؟

‫به همسرتون آمبولی ریه دست داده

‫یه لخته خون وارد ریه‌اش شده

‫یعنی چی؟

‫این یعنی...

‫نگو که زنم مُرده

‫- نگو که زنم مُرده ‫- چی؟ چی؟ چی؟

‫چی شده؟ مدی چیزیش شده؟ ‫چی؟ فقط... مت!

‫نه! نه!

‫چطور؟

‫حاضرم همه‎چیم رو بدم ‫تا یه روز دیگه پیشت باشم

‫ایناهاشش

‫اون واسه بچه آماده نیست

‫اون حتی هنوز گهواره رو سرهم نکرده

‫خب، میدونی ‫اون همیشه خیلی نابالغ رفتار کرده

‫اوه سلام، مت. ‫چطوری، عزیزم؟

‫خیلی نابالغ‌ام

‫- میشه بچه رو بدی، لطفا؟ ‫- تازه یه بطری بهش شیر دادم

‫باشه

‫میدونی، مدی

‫اگه میتونستی فقط یه والد داشته باشی، ‫کاش میتونستی مامانت رو داشته باشی

‫چون اون بهتر بزرگت میکرد

‫به نظرم هرچه زودتر بهش بگیم بهتره

‫نمیدونم

‫هوم، هوم، هوم

‫هوم، هوم، هوم؟

‫نمیدونم چطوری میخواد اینکارو بکنه

‫- میدونم ‫- دیدی؟ میشه اینو بهش بگی؟

‫نه

‫باشه! ‫باشه، مدی!

‫باشه. تو بردی. ‫تو بردی، مدی

‫بگو چته. ‫گرسنته؟ ها؟

More Farsi Persian subtitles for Fatherhood

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left