Prvních 200 řádků.
...آنچه در «12میمون» گذشت
سخنان شاهد؟
خب، تا سپتامبر 2044 تاریخ مصرف دارم
یک جا به اسم تیتان رو دیدم
میتونیم با هم بریم اونجا
بعدش چی؟ - شاهد رو میکُشیم -
دنبال تیتان گشتن فقط منجر به مرگ میشه
،اگه الان ماموریت اشتباه رو انتخاب کنیم شانس دومی نخواهیم داشت
ما برمیگردیم به 1957
از جفتتون ممنونم که اینجا هستید
الان چه سالی ـه؟ - متاسفم، کول -
باهام چیکار کردی؟
.حالا دیگه زمانمون تموم شده جنگل سرخ دم در ـه
ما تیتان رو پیدا کردیم - اونا رو حبس کنید -
اما ما هنوزم میتونیم انجامش بدیم
دیگه "ما" ـی درکار نیست
!مادر، طوفان ها
تو گفتی هنوزم یک سری جای امن هست
.تو مسیر رو بلدی چرا ما رو نمیبری اونجا؟
...مادر، خواهش میکنم. زمانمون - زمانمون داره تموم میشه -
امروز، همون روز ـه
روزی که در آغاز، پایان پیدا میکنه
و در پایان، آغاز میشه
رستاخیز
.باید بریم منتظر چی هستیم؟
جیمز کول؟
مادر، اینجا همه میمیریم
پایان های زیادی وجود داره
امروز یکی از اوناست
مترجم: حسین Hossein Hidden
چقد زمان داریم؟ - زیاد نداریم، شیش ساعت، شاید هم هفت -
آمادهی؟
زودترین زمانی که میتونم به 1957 انشعاب بشم، کِیه؟
باید عجله کنیم
،داریم روش کار میکنیم اما پارادوکسِ عظیمِ اونجا
برنامه نویسیِ انشعابت رو فوق العاده دشوار میکنه
با حتی یک اشتباه محاسباتی، ممکنه انشعاب بشی وسط یه دیوار آجری
یا وسط اقیانوس
...بعدش تنها امیدمون برای توقف طوفان ...یعنی تو
برای همیشه از بین میره
مطمئنی این عمل میکنه، درسته؟
با جلوگیری از پارادوکس زمان درست میشه؟
...بیشتر از امید
اطمینان
تو خوبی؟
کارمون به اینجا کشید
اگه دنیا یه فیزیک دان بهتر داشت که نجاتش بده، اینطوری نمیشد
بخاطر غفلت من اینطوری شد
خودت میدونی اگه بهت ایمان نداشتم هیچکدوم از این کارها رو نمیکردم
فک کنم وقتی ببینی
،کارمون دست کی افتاده ایمانت رو از دست بدی
دکتر لسکی؟
توماس - چیه؟ -
حداقل شش ساعت دیگه
با تمام سرعتم جلو میرم
.خیلی نزدیک به زمان طوفان ـه اونموقع دیگه طوفان بالای سرمون ـه
گزینهی دیگهی نداریم
متاسفانه محاسبات تخصص دکتر ادلر هست
نمیتونیم به ادلر اعتماد کنیم
..واسه همینه که تحت بازداشت خانگی هست
همینطور دکتر ریلی و آقای رمزی
...بدترین چیز درمورد خیانت اینه که
هیچوقت توسط یکی از دشمن ها اتفاق نمیوفته
فکر میکردم شما هم بازداشت هستید - ما.. آه، بودیم -
اون کیه؟
هی. ما بقیه رو هم طرفدار خودمون کردیم
ما تنها کسانی نیستیم که درمورد جونز ناامید شدیم
.هیچ ایدهی برای متوقف کردن طوفان نداره کول هم همینطور
به روش خودممون انجامش میدیم
میخوای تاسیسات تصرف کنی
تیتان رو پیدا کردیم
بهش بگو
ظاهراً تیتان توی ایالت کلرادو ـه
یجا توی این قاره
زمینی رفتن به اونجا خیلی خطرناکه
درواقع خودکشی ـه
...پس
میتونم خودمون رو انشعاب کنم اونجا
سفر در زمان، بدونِ زمان
خیلی سریع و مستقیم میریم پیش شاهد
پیداش میکنیم
میکُشیمش
چطوری قراره جلوی اون طوفان های بیرون رو بگیریم؟
بعد از کاری که شاهد کرد
اون باید راه دیگهی برای سفر در زمان داشته باشه، درسته؟
...از راه اون برای
.برگشتن و متوقف کردن طوفان استفاده میکنیم هرکار که کرده رو خنثی میکنیم
اما من باید برنامه نویسیِ انشعاب رو شروع کنم
چند ساعت طول میکشه - کول چی؟ -
کول چی؟
ما اجازه نمیخوایم
یه کودتا
.رمزی، تو توی اسپرهد بودی ...میدونی چقد خطرناکه
هی، من رو ببین
شاهد توی تیتان ـه؟
هی، اونجاست؟
آره
زندگیت رو روش شرط میبندی؟
آره
میخوام که اینجا بمونی
خودت رو آماده کن
...وقتی زمانش رسید
نمیخوام دوباره فکر کنی
تخلیه رو شروع کردید؟
ماشین ها دارن بارگیری میکنن
کسی و رمزی چی؟
فک کنم میخوای توی آخرین لحظه ها بیاریشون بیرون
مگر اینکه کاری از دستشون ساخته باشه
آره - همین فکر رو میکردم -
این چه کوفتی بود؟
چه اتفاقی افتاد؟ - رعد و برق یکی از ترانسفورماتور ها رو زد -
و نمیتونیم سرعت تخلیه رو کاهش بدیم
همه باید از راهروی غربی به طرف پارکینگ برن
چند نفر زخمی شدن؟ - دو نفر، یکی وضعش وخیم ـه
اون به یک دکتر نیاز داره
کمک میخوای؟ - خودم میتونم -
اگه چه نمیدونم کاری که دارم میکنم طولانی تر کردن یک چیز اجتناب ناپذیره یا نه
باید باهام بیای
به 1957؟
حتی نمیدونی اصلیای که اونجاست، اسمش چیه
ما پیداش میکنیم
مایی وجود نداره، یادته؟
.مبارزه اینجاست، کول من همراه تو فرار نمیکنم
فکر میکنی من دارم اینکار رو میکنم؟
...فرار؟ من دارم سعی - سعی نکن جون من رو نجات بدی -
من میخوام شانسم رو روی تیتان امتحان کنم
میشه زخمش رو پانسمان کنی لطفا؟
...تو الان داری
،امیدت رو از دست میدی جلوی کار بقیه رو میگیری
تا رنجی که میکشی رو حس نکنی
اینکار اسمش فرار ـه
کول... میتونیم بریم به تیتان
و شاهد رو با هم پیدا کنیم
هیچوقت زنده به اونجا نمیرسیم
،حتی اگه اون ناهنجاری ها ما رو نکشن ...اون لاشخورا، شبه نظامیان
اگه راه دیگهی وجود داشته باشه چی؟
دانلی، لاوسون، برید بررسیش کنید
بله، قربان - بلافاصله، قربان -
اون صدای تیراندازی بود؟
داری چیکار میکنی؟
،این راه جدید برای رفتن به تیتان به دستگاه مربوط میشه؟
.اتاق رو امن نگه دارید چش از اون برندارید
.کول !کول
!رمزی، خدا لعنتش کنه داری چیکار میکنی؟
!تیراندازی نکن تو خوبی؟
آره
.تازه طرفم تیراندازی شده عالیم
باید صحبت کنیم
شلیک نکن
بیا بیرون
پس آخرش اینطوری شد؟
لازم نیست اینطوری باشه
.میتونی فقط بکشی کنار بذار ما از دستگاه استفاده کنیم
.این اتفاق نمیوفته زمان نداریم
کلی زمان هست
برای برنامه نویسیِ آخرین انشعاب وقت هست
نمیدونی داری وارد چه قضیهای میشی
جنیفر بهم گفت چیزی بجز مرگ توی تیتان نیست
اون رو پیدا نمیکنید
در حین تلاش خودتون رو به کشتن میدید
من از قبل مُردم
تو نمیتونی بفهمی
هیچوقت خانواده نداشتی
هیچوقت پدر نبودی
همیشه فکر میکردم تو خانوادهی من هستی
منم تو رو دوست دارم
هیچوقت توی این قضیه با هم همعقیده نمیشیم
خودتم میدونی، درسته؟ - نمیتونم بذارم دستگاه رو بگیری -
،دفعهی بعد بیای
دیگه جلوی تیراندازیشون رو نمیگیرم
واقعاً میخوای اینطوری تموم بشه؟
اینکار رو نکن، کول
ممکنه من رو بکشی
اما بعد افراد من تو رو میکُشن
بعدش هیچکدوم ما شانسی نخواهیم داشت
آره، بعضی وقتا برای بُردن، باید ببازی
خب، فقط یکی از ما قراره ببره
موفق باشی
جونز، مشکلی داریم
.رمزی همراه با هریس و ادلر ـه دارن میان سراغ ماشین
در رو ببندید
چطوری فرار کردن؟
.مارکوس درب های ضد انفجار رو ببند ما تو وضعیت حفاظتی هستیم
اما وقتی محاسبات تموم بشه
.باید بیدرنگ انشعاب بشی زمانمون داره تموم میشه
میام اونجا. اول باید یکی رو طرف خودمون کنم
دیکن
داری چه غلطی میکنی؟
فک کنم این یجور مهمونیِ آخر خط" کوچولو ـه"
از همون راهی که اومدم، دارم میرم
چی میگی؟
میخوای با شمشیر مبارزه کنیم؟
آروم باش. نمیتونی من رو ببری
.یا مسیح لباس های کوفتیت رو بپوش
به کمکت نیاز دارم - اوه، تو به کمک من نیاز داری؟ -
مگر اینکه آدما بهم نیاز داشته باشن، تا بیان سراغم
پسرام، کسی
دیگه اهمیت نداره
خدای من، با وجود این همه چیز
هیچوقت فکر نمیکردم کَسی اونی باشه که تو رو داغون میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.