Prvních 90 řádků.
LoliHunter
آیوفیلم تقدیم میکند
.خب برای اینکه توجه نکوتانی رو جلب کنم باید یکم مظلوم نمایی کنم
!نه
چرا همچین واکنشی نشون داد؟
!اصلا اونطوری که میخواستم پیش نرفت
!تنها حواست به من باشه! تو پسر خوب خودمی
!وقتی باهات هستم زندگی وا - وا واقعا عالیه
یک و دو و سه, بپر! نگاهی محبت آمیز
سه و دو و یک، حالا بچرخ! شراره تو چشمات
یک به یک ، حالا به هم عشق میورزیم! دل شکستگی های پی در پی
از این صبح فوق العاده تا آخر شب، همه چیزم رو بهت میدم
به من بگو چقدر دوستم داری پسر کوچولوی من
منو دوست داشته باش! و بزار من هم دوستت داشته باشم چون میخوامت
!به شیوه خودت زندگی کن و با تمام قدرت پیش به جلو برو
!تا بعد از ترقی پله های سختی به فرد جدیدی تبدیل بشی !از خودت فراتر برو
بلند و با غرور زوزه بکش! شاید قبلا شکست خورده باشی
اما فردا من و تو باهم
!تا جایی که بتونیم می درخشیم
حالا به راه خودت زندگی کن
!و من هم به راه خودم زندگی میکنم
ووف
!تنها حواست به من باشه! تو پسر خوب خودمی
!وقتی باهات هستم زندگی وا - وا واقعا عالیه
یک و دو و سه, بپر! نگاهی محبت آمیز
سه و دو و یک، حالا بچرخ! شراره تو چشمات
یک به یک ، حالا به هم عشق میورزیم! دل شکستگی های پی در پی
از این صبح فوق العاده تا آخر شب، همه چیزم رو بهت میدم
به من بگو چقدر دوستم داری پسر کوچولوی من
منو دوست داشته باش! و بزار من هم دوستت داشته باشم چون میخوامت
!به شیوه خودت زندگی کن و با تمام قدرت پیش به جلو برو
!تا بعد از ترقی پله های سختی به فرد جدیدی تبدیل بشی !از خودت فراتر برو
بلند و با غرور زوزه بکش! شاید قبلا شکست خورده باشی
اما فردا من و تو باهم
!تا جایی که بتونیم می درخشیم
حالا به راه خودت زندگی کن
!و من هم به راه خودم زندگی میکنم
ووف
وایسا! نکنه نکوتانی از سگ میترسه؟
!نه بابا، بیخیال! آخه من پدر سگ به این نحیفی چه آزاری میتونم بهت برسونم؟
.هنوز هیچی نشده نقشه فرارم با شکست مواجه شد
!بهم نزدیک نشو
!!یه هزار پا سمی؟
!این سگه آخه چشه؟
!!ازم دور شو دیگه
!وای نه! اینقدر از من ترسیده که متوجه نشده
!نباید بزارم نیشش بزنه
!آخه چرا اومدم روی تخت بازم دنبالم میکنه؟
!گمشو
!احمق! برگرد، ازم فرار نکن
!اوففف... بدجور زانوش خورد زمین
!اما حالا میتونم از شر اون هزار پا خلاصش کنم
!لعنتی
!باید سریع دخلش رو بیارم
...ببخش نکوتانی
...بوی گل لاله میده
!ای بابا نباید حواسم پرت بشه
!اون هم تو همچین موقع حساسی
!هعی قلقلکم نده
!نزدیک بود زیرش له بشم
!به خیر گذشت
!نکن اونجا خیلی حساسم
!ایول! اون حرومزاده هزارپا رو پیدا کردم
!باید از دوست اینوکای- سان محافظت کنم
...خب حالا چطوری برم بیرون
!اگر همینطور بچرخه تبدیل به کوبیده سگ میشم
!باید از همین وسط رد بشم و خودمو آزاد کنم
!خیلی تنگه! نمیتونم نفس بکشم
!ای سگ منحرف
...ببخش اصلا نمیخواسـ
...نکوتانی
...مثل اینکه خیلی بدجور زمین خورد
...اصلا قصدم این نبود که بترسونمش
.متاسفم
.همش بخاطر این بود که افتادم دنبالت
!یعنی عصبانیش کردم؟
...چون الان یک سگم
...نمیتونم باهاش حرف بزنم ولی
...ببخش که پرتابت کردم پس لطفا باهام کاری نداشته باش
!نه! خواهش میکنم اذیتم نکن
!این تنها راهیه که به ذهنم میرسه
آقا سگه؟
زخم رو زانوم...؟
...داره لیسش میزنه
!کله پوک، بس کن
!اینوکای- سان بهم گفت که سگ ها با لیس زدن زخم هاشون رو خوب میکنن
!هعی لطفا بس کن، دیگه نمیتونم تحمل کنم
!اینطوری حتماً دیگه ازم خوشش میاد
!اینوکای- سان؟
!!خیلی عصبانیه
No comments yet. Be the first to leave one.