Prvních 200 řádků.
ترجـــمه و زیــرنویـــس از صـــابـــر S.A.B.E.R
بیآلتمن تماستون رو به کجا وصل کنم؟
وصلتون میکنم
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
وصلتون میکنم
بیآلتمن. تماستون رو به کجا وصل کنم؟ وصلتون میکنم
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
وصلتون میکنم - بیآلتمن -
به کجا وصلتون کنم؟ وصلتون میکنم
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
وصلتون میکنم
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
!آه! چقدر تماس زیاده! نمیتونم
!صبر کن وصلتون میکنم
بیآلتمن. تماستون رو به کجا وصل کنم؟
سرها بین زانوها
وصلتون میکنم
بیآلتمن. تماستون رو به کجا وصل کنم؟
وصلتون میکنم
گیج شدم، گیج
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
نفس بکش، عزیزم، نفس بكش
وصلتون میکنم
!میج، کمک
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
!میج، کمک
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
وصلتون میکنم
وای، انگار که داریم بلیتهای پت بون میدیم
خدای من تو فوقالعادهای
کلی تمرین کردم
سعی کن تو یکی از روزهای جمعه آرایش مجانی متصدی وسایل "رولون" باشی
باجهی آرایش؟ - آره -
تو توی برنامه بودی - چجوریه؟ -
شنیدم موسیقی هم هست - و وقت ناهار -
و هوا - همیناست و چیزای دیگه -
مثل بهشت میمونه
بود
خب، چجوری کارت به اینجا رسید؟
به مشکلاتی برخوردم
اتفاقی به نام پنی افتاد
ختم کلام اینه که من یه بیعرضه نیستم
و یک روز دوباره به همون شغل برمیگردم
اما تا اون موقع
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
گمشو
بله؟
سلام، سوزی مایرسون؟
نه - خب، میتونم با - سوزی مایرسون حرف بزنم؟
چرا؟ - من مورس اِیبرمسون هستم -
رزروكنندهای از پنسیلوانیا هستم
دوست دارم در مورد یکی از مشتریهاش حرف بزنم
آه. آه. بله. من سوزی مایرسون هستم
گفتید اسمتون چیه؟
اِیبرمسون. موریس اِیبرمسون
موریس از دیدنتون خوشحالم
هی، راستی این شماره رو از کجا آوردید؟
از همون کارتی که بهم دادید؟
.شوخی میکنی جواب داد؟
بله. گوش کن، دخترت توجهم رو جلب کرده، خانم میزل
آره، الان رو بورسه
در مورد برنامهای که با لنی بروس انجام داد شنیدم
.آه، آره، برنامهی عالیای بود یه ستاره متولد شد
خب، خواستم بدونم که توی ماه فوریه کی وقت آزاد داره؟
وای پسر، ایکاش یه هفته پیش زنگ میزدی
قبل از اینکه به دو هفته برنامه توی رنو جواب مثبت بدم
اما ببینم چیکار میکنم
صبر کن. بذار دفترم رو بیارم
لعنتی باید یه دفتر بگیرم
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
وصلتون میکنم. ایند
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
وصلتون میکنم. دوریس
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
وصلتون میکنم. جینجر
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
وصلتون میکنم. میج
بیآلتمن. به کجا وصلتون کنم؟
به کونت
حالت خیلی خوبه
آره. هی، چرا هر دختری که اونجاست
صداش شبیه مردیه که تازه به تخماش ضربه خورده؟
چی میخوای سوزی؟
میخوام بهت بگم که جواب داد
چی جواب داد؟ - کارت، کارت جواب داد -
یکی از اون آدمهایی که بهش کارت دادم زنگ زد. تو رو میخواد
.نه فقط برای كفدستی میخواد تو رو واسه یه کلوب
!توی فیلادلفیا رزرو کنه - جداً؟ -
آره
آره. دوتا تماس دیگه هم داشتیم
روزنامهها. در مورد برنامهی لنی بروس شنیده بودن
و میخواستند در مورد تو بدونند
خان اول رو رد کردیم، آبجی
بازسازی شروع شده
.فیلادلفیا. وای هیجان برانگیزه
نه نیست، هیچ چیزی در مورد فیلادلفیا هیجانانگیز نیست
خب، من هیچوقت اونجا نبودم و همیشه میخواستم برم
خیابون ششم رو میبینی، یه ناقوس بهش اضافه کن، میشه فیلادلفیا
فکر نمیکنم که درست باشه
میج، یه تماس دیگه داری
یکی که خیلی ترسیده
باید برگردم سرکار
بیآلتمن. میج هستم
میریام، چقدر طول میکشه تا بیای اینجا؟
دو ساعت و نیم - چی؟ -
تا ساعت 6 کار دارم
.نه، همین الان بهت نیاز دارم بیا خونه
اما - حالا میریام، حالا -
بابا
حالا، حالا
!خونهم چی شده؟
چی شده؟ چی گم شده؟
،چشم، چشم، گوش، گوش بینی، دست، پا
خون؟ خونی نیست خونی نیست! ایتن خوبه
قضیه استره؟ خدای من
چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟
.خوب به نظر میای خوب به نظر میای
چشمات نامتقارنن
به خاطر همین بهم زنگ زدی؟ چشماش نامتقارنن؟
!میدونم !نقشهی پیشگیری دارم
میریام - بابا -
نمیدونم چیکار کنم نمیدونم چه اتفاقی داره میافته
مشکل چیه؟ - مادرت -
مامان؟ مامان چشه؟
اینجا نیست - ...اون -
امشب جشن سالانهی اساتیده
و اون نیست؟ - ...من -
اون هیچوقت این جشن رو از دست نداده، هیچوقت
خب کجاست؟ - نمیدونم -
نمیدونی؟
رفته پاریس
اما قرار بود تا حالا برگرده
پاریس؟ رفته پاریس؟ کی رفت پاریس؟
چند روز پیش. میخواست برای خرید به سفر بره یا همچین چیزی
منظورت چیه همچین چیزی؟
اصلاً با عقل جور در نمیاد که این مهمونی رو از دست بده
بابا، چی گفت؟ - گفت که میره پاریس -
و قبل از مهمونی برمیگرده
همین حرفُ زد؟ - آره -
خب، فکر کنم همین حرفُ زد - فکر میکنی؟ -
.مهمونی فوقالعادهایـه، میریام یه گروه دارن
بابا، ازش پرسیدی کی برمیگرده؟
آره - یه ثانیه پیش که فکر میکردی -
پرسیدن و فکر کردن همهش یه چیزه
یه چیز نیستند - نزدیک به همند -
.تو توی دانشگاه کلمبیا تدریس میکنی اونا باید به حال خودشون بگریند
دور و بر خونه رو گشتی؟ - برای چی؟ -
برای اطلاعات پرواز
اسم هتل، شماره تلفن، امیلیا ایرهارت
چیزی تو خونهی من نیست - بابا خوب فکر کن -
وقتی گفت که میخواد بره پاریس
دقیقاً چی گفت؟ - نمیدونم -
تمرکز کن. اون لحظه رو تصور کن
من اونجا بودم ...و مادرت اومد و
من میرم پاریس - آها -
فکر نمیکنم که دیگه اینجا زندگیای داشته باشم
همهکس و همهچیزی که همیشه روشون حساب میکردم
من رو سرافکنده کردند
من جایگاهم رو در اینجا نمیدونم
تو به من نیازی نداری میریام به من نیازی نداره
من هیچ فایدهای ندارم
من بدبختم و از این بدبختی خسته شدم
پس برای خودم یه پرواز واسه فردا شب رزرو کردم
زلدا واسه شام خوراک بره داره درست میکنه
خوراک بره خوبه
بابا، شوخیت گرفته؟ - چیه؟ -
!مامان رفته پاریس زندگی کنه - چی؟ مسخرهست -
شنیدی چی گفتی؟
چی؟
همین الان بهم گفتی که مامان بهت گفته داره به پاریس نقل مکان میکنه
من همچنین حرفی نزدم
حس نمیکنم که اینجا زندگیای دارم
همهچیز و همهکس
که روشون حساب کرده بودند من رو ناامید کردند؟
"تو هم گفتی، " باشه
،نه، من گفتم خوراک بره خوبه و خوب بود
خدای بزرگ
،صادقانه میگم، بابا تو اصلاًً گوش نمیدی
درست نیست - تو به هیچکس گوش نمیدی -
حقیقت نداره
حس نمیکنم که اینجا زندگیای دارم؟
!اینقدر تکرار نکن
خیلیخب، قبول میکنم که یه وقتایی به حرفهای بقیه گوش نمیدم
اما بیشتر به خاطر اینه که اونها بندرت چیز بدردبخور
یا جالبی رو برای گفتن دارند - خالیه -
چی؟ - کمدش خالیه -
کشوهاش خالیه عطرش نیست
وسایلاش کجاست؟
کجا رفتند؟ - حدس میزنم پاریس -
اما واسه مهمونیِ امشب چی میخواد بپوشه؟
متوجه نشدی؟ همینجا میخوابیا
تو هم همینجا زندگی میکنی تو هم متوجه نشدی
تو شوهرشی
تو بیشتر از من توی کمدش سرک میکشی
یه لحظه صبر کن
یه لحظه صبر کن
بابا؟
چیکار داری میکنی؟ - هیچی -
دستتون توی یه کاسهست، نه؟ تو کمکش کردی جمع کنه؟
نه - آره، هنوزم داری کمکش میکنی -
No comments yet. Be the first to leave one.