Prvních 153 řádků.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
میخوای جا پای جای برادرت بزاری و دلال مواد بشی؟
من تمام راه هایی که گفتی رو امتحان کردم همه رو امتحان کردم
اینا برای من نیست
هی، من و تو دوستیم، نه؟
پارتنر- پارتنر، رابطه پارتنری-
این کلمبیایی کیری فیسو از جلو چشام گم و گور کن
کی-۹ به رابط کلمبیاییش بیست میلیون بدهکاره
و از پرداختش سر باز میزنه
!حالا ولم کن
...اه
دیدی مجبورم کردی چیکار کنم؟
بلکی صدات میزنم
چون سیاه و خوشگلی
بهت گفتم لامار برگشته
دیگه نمیتونم این کارو کنم
چون میخوام ازدواج کنم
حتی نمیتونی نگاهم کنی و باهام خداحافظی کنی؟
نمیخوام دوباره خانوادمون از هم بپاشه
یه نفر گشنشه
تی، بابت کمکت ممنونم
اما تو توی موقعیتی نیستی که بخوای ما رو تامین کنی
از اونجایی که خودتم مسئولیتایی داری
نه بابا... کلاه گذاشتی؟
تو که کلاه نمیزاشتی
رفتن و موادا رو هم بردن
!فاک
جودز برای یکم پول هردو طرف رو بازی داد
این نقطه ضعفش بود
و از کاری که کرد پشیمون شد
!اه... اه
...فاک من کجام؟
صبحونه، کصکش- من کجام، مرد؟-
حالا، یادت اومد آجرای گم شده ام کجان؟
بهت گفتم که دست من نیستن
...ها، بگو
فقط برای اینکه بدونی
دارم مادرتو برمیگردونم پیش هرمن کیفر تخمی
همچنین متهمت میکنم به قتل
کاتو، جی مو و بی میکی
کیری، کاکاسیاه
میدونی که پارت میکنم
...با من بازی نکن
اوکی، ممم
...نه
من میگم همه پلیسا خوب
...و همه گنگسترا بد نیستن
حتی اگه میخوان اینطور بهت القا کنن
بی میکی کدوم گوریه؟
چطور قراره یه خانواده باشیم
اگه تو به خودت زحمت ندی بیای پیشمون؟
مهم نیست هوپ این جمعیتو ببین، مرد
همه این آدما اومدن تا عشقشونو به سوکی نشون بدن
بهش فکر کن
پس گمونم دوباره بی گم و گور قراره رانندگی کنه، ها؟
آخرین باری که دیدمش
عین یه بمب ساعتی عجیب بود
بهش زنگ زدم، رفتم دم خونش
و حتی استرل رو فرستادم تا مراقبش باشه
میچ، میدونی که من هیچوقت نمیتونم
رفیق کوچولوی کلاس دومیت رو درک کنم، ها؟
تی، منم عصبانیم، باشه؟- واقعا؟-
آره، نیگا
اما در آخر، حداقل راستشو گفت
برادر میچ، برادر تری
چه خبر، کشیش سوییفت؟
امروز سخنرانی فوق العاده ای بود
...ممنون برادر، اه
الان یه حس ناراحتی دارم
بله، میدونم کشیش ما همه بابت مرگ سوکی
ناراحت بودیم... باور کن- واقعا؟-
چون هیچکدومتون راهتون رو عوض نکردید
امیدوارم فراموش نکرده باشی
که من و برادرم برای اجاره کلیسا
چه سهم سنگینی رو متقبل شدیم
برادر میچ، من برای رهایی و
آمرزش این جامعه حرف میزنم، برادر
ایمان بدون عمل بی ثمره
میدونی، دیر یا زود
هردوتون باید توبه کنید
همه ما محکوم به نابودی ایم همونطور که خدا گفته
مرد، این چه کصی میگه
میچ، آروم باش
ما یه خانواده بودیم، تی از روز اول
و اون همیشه بهمون وفادار بود خودت میدونی دیگه
و فراموش نکن، اون قضیه کاتو رو
بدون هیچ مشکلی جمع کرد
و این باعث میشه که از قبل هم خطرناک تر بشه، میچ
یه موش روانی که میدونه جسدا کجا خاک شدن
مرد، ما درگیر قضیه بزرگتری هستیم
باید این بار لامار رو به طور کامل
از کمیسیون خارج کنیم
و همچنین، باید مطمئن شیم که رایزین
اون جلسه رو با کلمبیایی ها میزاره
رفتن به پشت سر کی-۹ به کمک
پسر عموش، فکر خوبی نیست
من منتظر نمیمونم تا کی-۹ یه رابط جدید پیدا کنه
یا وقتی جنساش برسه، پول اضافه تر بده
ما یه فرصت داریم
و باید نهایت استفاده رو ازش ببریم
ما تا گردن تو گوهیم
خیله خب، منبعت کدوم گوریه؟
بی میکی غیبش زده با اون دوتا آجر
هی، میشه خصوصی باهات حرف بزنم
اونم تو این قضیه شریکه
اونا میخوان لیست رو منتشر کنن
اگه نتونم موادامو بگیرم، همه بگاییم
خب، فعلا برنامه فریب رو اجرا نمیکنیم
اما به محضی که پیاده اش کردیم برشون میگردونیم بهت
آخرین مهلت تحویلشون کیه؟
میتونم تا فردا وقت بخرم اما نه بیشتر
مشکلی نیست همینقدر کافیه
چیکار قراره بکنیم؟
ادای احترام کنیم
...تمام زندگی سوکی کار بود
و کارش خانواده اش بود
اون متعلق به ما بود، و ما متعلق به اون بودیم
خیلی خوش شانسم که تو یه دوران باهاش زندگی کردم
حتی برای همین مدت کم
و خوش شانس ترم میشم زمانی که به بهشت برم
تا دوباره ملاقاتش کنم
به سلامتی سوکی
برای سوکی
یه چیزی که مال منه، پیش توئه
چی، مقام تخمیت؟
پسر، با من بازی نکن
چرا از جنده ات نمیپرسی؟
درباره اون حرف نزن
برادرا، برادرا، برادرا
امروز قرار بود روز هدایت و آمرزش باشه
میتونیم اختلافاتمونو کنار بزاریم
و اینجا برای برادر فوت شده مون جشنی بگیریم
مخصوصا با این ضیافت زیبا؟
داری ازشون محافظت میکنی؟
درواقع، برادر من اینجام تا برای همه دعای مغفرت کنم
تا هیچکس مرتکب اشتباهی نشه که نتونه جبرانش کنه
خب، یکم دیره برای این کار
خواهر، مراقبش باش
توی بازی
همه با هم بازی میکنن
تنها راه بقا اینه که پشت خنده ها و تهدیداتشون رو ببینی
تا بتونی نقاط ضعفشونو پیدا کنی
فکر میکردم از دیدنم خوشحال شی
نمیتونم از کارم دست بکشم چون
نارکو" پلو از سفر دور دنیاش برگشته"
من تازه از ضیافت سوکی برگشتم
اوه... خدا ببخشید
آره، نمیدونم واقعا درک میکنی یا نه
اما الان خیابونا بدجور بهم ریخته ان
و این اصلا برام مهم نیست
قسم میخورم تنها جایی که احساس امنیت میکنم
همینجا پیش توئه
بهم قول بده که همیشه باعث آرامشمی
No comments yet. Be the first to leave one.