Prvních 200 řádků.
با کی رفته بیرون که باعث شده اینقدر دیر بیاد خونه؟
کاشکی می دونست تو منتظرشی
به نظر میاد سوء هاضمه داری
اینو بگیر بخور
تابلو شد؟
زود باش بخور
.خیلی ممنون
این اتاق جونگ آه ، اگه بخوای
اشکالی نداره میتونی بری اونجا و منتظر بمونی
نه مشکلی نیست همینجا منتظر می مونم
خوشحالم که نگفتی میری
می تونیم یکم بشینیم؟
بله
امیدوارم شما مراقب چونگ آه باشی
به نظر شجاع و جسور میاد
همیشه لبخند میزنه و پر انرژی به نظر میاد
این بهترین تلاش اونه
خودش امیدواره همچین کسی باشه
لطفا بهش بگو نیازی به ظاهرش ندارین
و بخاطر من به قلبش نگاه کن
همه چی برای اون جدیده
ساعت ان ده سال متوقف شده
چون مجبور بود برای امتحان درس بخونه
تا امروز حتی وقت دوست پسر گرفن نداشت
درست
امیدوارم خاطرات زیبایی باهاش بسازین
ساعت دختر من تازه شروع به تیک تاک کرده
آرزو دارم چیزای زیادی باشه که ازش لذت ببرید
فکر کنم همینجاست
فکر کنم اینجا باید منتظرش باشیم
موافقم ...باشه
راستش اولین باره میرم نمایشگاه
بخاطر تو من خیلی خوشحالم
ممنون که دوباره اومدی اینجا
روزی که با هم فیلم دیدیم
روزی که رفتیم نمایشگاه
روزی که اومد بخش گشت
روز کریسمس چیکارکنیم؟
حالتون خوبه؟
خوش بحال مادرت
دختری مثل تو داری
مادر منم به پسر دارها حسودی میکنه
مادر بزرگم خیلی باهاش بد بود بخاطر اینکه فقط سه تا دختر داشت
به هر حال پاتون صدمه دیده؟
پیریه دیگه
تمام روز می شینم
بعد که می خوام برم تفریح درد می گیره
این فقط یک فیلم دو ساعته بود
ولی خیلی پاهام خشک شدن
یکبار حسابی خودم دعوا کردم دیگه سینما نرم
پس قول میدم دیگه اینکارو نکنید
اگه پسرم فقط نصف تو بفکرم بود
می بینی که همیشه کار داره
قبلا هیچ وقت با هم فیلم ندیده بودیم
بخاطر همین باید بیشتر همدیگرو ببینیم
می خوام جای پسر بزرگتون پر کنم
بیا بریم
لطفا از اتاق چونگ آه بیا بیرون
در ضمن
نذار همچین چیزایی رو بیاره خونه
شنیدم بعد از شنیدن خبر آسیب دیدنش فوری اومدین اینجا
شما که اینقدر غیر منطقی نبودین
متاسفم
اگه مادرتون بفهمه چی؟
مطمئنی قصد جدا شدن داری؟
بله
کی؟ کی می خوای تمومش کنی؟
وقتی خانواده ها متوجه شدن؟
تا بعد از تولدش ادامه میدم
قول میدم بعدش تمومش کنم
...پس حتما
سر قولت بمون
حتما
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.
رسیدیم؟
بله ، می تونم اینجا پیاده شم
خونه ات کجاست؟
همون خونه آخری
اونجا؟
هوا سرده جلوی در پیاده شو
همینطوری خوبه
کوچه مون باریک دور زدن توش سخته
اشکالی نداره
...خب
ممکنه مامانم ببینه نگران بشه
راست میگی
اگه مارو ببینه ممکنه ناراحت بشه
خیلی خب
همینجا خداحافظی کنیم خوبه
امروز خیلی بهم خوش گذشت
بخاطر هدیه ممنونم
دیگه باید بری
بخاطر همه چی ممنونم
لطفا مراقب خودتون باشید
باشه
تو هم همینطور
.چونگ آه
...من
...خوشحال بودم
برای دیدنت
...به نظر من بهتره که همینجا از هم جدا شیم
...بیا
دیگه همو نبینیم
حالا برو
خداحافظ
زود باش راه بیفت
چرا اینقدر دیر کردی؟
چرا بی خبر اومدی اینجا؟
چند بار بهت زنگ زدم
با کی بودی که جواب ندادی
آه تلفنم
آه تلفنم؟
هر وقت میری دیدن کسی همینجور همه چی رو فراموش میکنی؟
اصلا به خودت زحمت ندادی به من فکر کنی؟
الان داری بد اخلاقی میکنی؟
هان انگار واقعا همینطوره
واقعا دعوام کردی مگه نه؟
اینقدر به فکرم بودی؟
اینقدر ناراحتم بودی؟
من ؟
نه
منظورم خانواده ات بود
چون سگ گازت گرفته بود تعجب نداره که نگران باشن
بعضی ها حتی بخاطرش می میرن
برا چی بعدش فوری رفتی بیرون؟
می دونی هاری چقدر ترسناک؟
واکسن زدم
کجاتو گاز گرفته؟ خیلی شدید بود؟
بذار ببینم
چی؟
باسنم گاز گرفته
خب میخوای ببینی؟
بیا قبل از رفتنت ده دقیقه حرف بزنیم
باشه
یک کاری که بخوام با تو بکنم؟
خیلی چیزاس
اول اینکه زود برف بیاد
تا بتونم باهات تو برف قدم بزنم
یک روز بارونی باهات زیر چرت راه برم
تو بهار با قطار بریم سفر و تو تابستون با کشتی
شکوفه های گیلاس و برگ های پاییزی رو با هم ببینیم
دیگه چی ..آهان
نمایش های موزیکالم تماشا کنیم
یه بار بریم پارک دفعه دیگه بریم سفر
یکی رو که از همه بیشتر دوست داری بهم بگو
کاری که میخوای تو کریسمس بکنی
تو کریسمس؟
دلم میخواد دریارو تو زمستون ببینم
چند بار کوه رفتم
اما تا حالا هیچ وقت زمستان کنار دریا نرفتم
میدونی من 14 بار امتحان ورودیه دادم
دریای زمستونی؟
آره بیا به جاش تبدیلش کنیم به یک سفرفوری
می تونیم از طلوع آفتاب تا غروب اونجا باشیم و ازش لذت ببریم
اینجوری بهتره تو زمستون زیادم شلوغ نیست
...همینکه فکر میکنم به دریا خیره می شم خوشحالم می کنه
بدون اینکه هیچ کاری بکنیم...موافقی؟
خیلی خب اصلا نمی خواد بریم ، نمی ریم
مگه گفتم بریم دریای مدیترنه یا جزیره ججو
حالا مجبور نیستی تابلو کنی که از ایده ام خوشت نیومده
باشه بیا فقط بخوریم و چای بنوشیم
هر فیلی که داره رو تماشا کنیم
بعدش با گفتن مری کریسمس جداشیم
من رفتم
خانم کیم
بیا اینم هدیه من ، یک ساعت
جدی؟
وااااااااای تادا
مامان تو حرف نداری
دردم گرفت
مج مو ول کن
چرا اینقدر بی فکری؟
درش بیار
چرا اینجوری می کنی؟
این یک هدیه است
واسه چی اینو به عنوان هدیه گرفتی؟
نمی تونی بگی نه؟ مجبور بودی دستت کنی؟
از چیش خوشحالی که دستت کنی؟
تو چه می دونی؟
تو نمیدونی این چه معنی برا من داره
چون میخواستمش قبولش کردم
برای من خیلی با ارزش
چرا به من میگی باید چیکار کنم؟
ازش متنفرم ، درش بیار
نمی خوام
زود باش در بیار
گفتم نمی خوام
پس خودم برات درش میارم
چی گفتی؟
خودم در میارم
گفتم خودم در میارم
ولی بهم بگو چرا اینطوری میکنی
چرا الکی ازش متنفری؟
هوم؟
این ساعت مردونه است
فکرشم نمی کردم اینقدر آدم خودخواه و کوته فکری هستی
...بخاطر همچین دلیل مسخره ای
بدون اینکه چیزی از من بپرسی اینکارو میکنی؟
ازت ناامید شدم نمی دونستم همچین آدمی هستی
اگه دلیلش فقط همینه نمی تونم درش بیارم
No comments yet. Be the first to leave one.