Prvních 200 řádků.
. دوباره ديشب همون خواب رو ديدم
. خواب همون غريبه رو
. واضح تر از هميشه بود
. خواب دنياي اون رو ديدم
. دنيايي که قبلاً بود
. قبل از اينکه " وُتان " ها بيان
. زودباش . بيا بريم
. بيا بريم
سي و سه سال بعد زمين تغيير يافته شده
. من در دنيايي که بعداً به وجود اومد ، به دنيا اومدم
. بعد از اينکه سفينه هايي که مردمم رو حمل ميکردن ، نابود شدن
. بعد از اينکه سقوط سفينه ها شروع شد
. بعد از اينکه " ترافورمر " ها سيارهي اون رو براي هميشه تغيير دادن
. زميني که زماني ميشناخته از بين رفته
. درست مثل منظومهي ستارهاي که مردمم پشت سر گذاشتن ، از بين رفته
، وقتي که بچه بودم
نولان " دوست داشت بهم بگه که "
، اين دنيا هيچ صاحبي نداره
. يعني متعلق به همه هستش
. اون ميگفت که " آنتارکتيکا " بهشت روي زمين خواهد بود
، ميخوام حرفاش رو باور کنم
. اما چندين بار مأيوسم کرده
. من عاشق پدرم هستم
. اما معمولاً حرفاش زياد درست از آب در نمياد
... خب اين برخورد از نوع بيصداست
يا اينکه فقط يه کمي از هميشه بيصداتره ؟
. گيج شدم ، شايد بتوني يه کوچولو کمک کني
. ميدوني ، مثلاً حرکت سري ، تکوني ، نفسي چيزي
. آره ، آره ، آره
بردار تطبيق ضربه هستش . ميبينمش
ببين ، از کجا بايد ميدونستم که ازدواج کرده ؟
اينطوري نيست که مثلاً حلقهاي چيزي دستشون کرده باشن
، همش به « فرومون » ـهاي عجيب غريبِ اجنبيها مربوط ميشه ( ماده شيميايي بودار که بوسيله حيوانات توليد شده و وسيلهاي براي ايجاد ارتباط بينِ گروهيست )
. و راستش رو بخواي ، من با غريزهي تشخيص اين بوها به دنيا نيومدم
. ديگه هرگز همچين کاري نميکنم
... ديگه هيچ وقت تو رو
. درگير شرايط اسفناکي مثل اين نميکنم
. قول ميدم
. تا 20 ثانيهي ديگه ، برخورد صورت ميگيره
. نهايتاً روزي رسيد که روزيمون تضمين شدَست
با عشقي آتشين ازدواج کرديم
داغتر از جوانهي فلفل
داشتيم در مورد شهر " جکسون " حرف ميزديم
از وقتي که آتيش فروکش کرده
" ميرم به شهر " جکسون
منم سرم رو يه جوري گرم ميکنم
" آره ، ميرم به شهر " جکسون
مراقب شهر " جکسون " باش
" باشه برو به سمت " جکسون
بفرما برو و سلامتيت رو به خطر بنداز
برو بازي کن
مرد گزافه گو
خودت رو مضحکهي خاص و عام کن
" آره ، برو به شهر " جکسون
برو موهات رو شونه بزن
عزيزم ، من به سمت " جکسون " گلولهي برف پرتاب ميکنم
فکر ميکني که اهميتي ميدم
با عشقي آتشين ازدواج کرديم
داغتر از جوانهي فلفل
داشتيم در مورد " جکسون " حرف ميزديم
از وقتي که آتيش فروکش کرده
" ميرم به شهر " جکسون
و اين يه حقيقتــه
آره به سمت " جکسون " ميريم
هيچ وقت هم برنميگرديم
. بزار ببينيم چيا رو ميتونيم از نابودي نجات بديم
. چيزي نيست
... صدها سال در فضا موندن
. فقط به خاطر اينکه توي خواب بميرن
. ولش کن
. ايـول ، اون مخروطي که اونجاست رو ببين
. حتي يه جاي فرورفتگي هم نداره
. به نظر که سالم مياد
اون چيز دست توئه ؟
. بزار ببينيم ميشه بهش انرژي داد
. ايول
ارزشش چقدره ؟
. جموري زمين » بابت تکنولوژي " وُتان " ، يه عالمه پول ميده »
، همچين گويِ تر و تميزي
. راحت 3 ميليون ميارزه
پس پولدار ميشيم ؟
. اوه ، آره پولدار ميشم
! ميتونيم با " واروس " تسويه حساب کنيم
. با باقي ماندَش هم ميتونيم حق عبور به " آنترکتيکا " رو بگيريم
. فقط من و تو خواهيم بود بچه جون
از الان تا وقتي که سفينهها دوباره بلند شن . همينجا کنار ساحل دراز ميکشيم
. خيلي خب
. روح سواران
... بهتره که
... آروم باشين رفقا
. ما دنبال دردسر نيستيم
خانوم کوچولو
چرا با اين انسان مي پلکي ؟
چرا با هم نوعان خودت نميگردي ؟
. براي اينکه شماها بوي کثافت ميدين
. چقدر عصباني
. مطمئناً يه " ايراثينت" هستي
. اون حيوونِ دست آموزشه
بهت غذاي مفتيِ خوبي ميده ؟
ما هم نوعان خودمون رو به جاي غذا ميخوريم - ميخواين شما هم باهامون شام بخورين ؟ -
. کافيه
. تو ، برو بيرون
. باشه
! برو
! برو
! هي
! هي ، بيخيال بچهها
. آه
. اوه ، بيخيال رفيق
! هي ، هي
براي زنده موندن که به راهنوردِ من احتياج ندارين ، اينطور نيست ؟
. به هر حال يه تيکه آشغاله ديگه
. کيلومتر شمار مزخرفي داره
. بخاريش هم که هيچ وقت کار نکرده
ميبيني ؟
. به درد نخوره - ! به درد نخوره -
! جيبات رو خالي کن
. چيزاي خوب هنوز توي سفينه هستن
. خالي کن
! خاليش کن
. آآه
! برو ! برو
پس راهنوردمون چي ميشه ؟
! بيخيال اون راه نورد شو
. بدون شک يه " ايراثينت " بود
. يالا ، ادامه بده
يه چيزي تو اين جنگل هست که . نميخواييم بهش بربخوريم
توي اين مسير يه استراحتگاه هست ، باشه ؟
روي اسکنر ديدم اما . نميدونم چقدر فاصله داريم باهاش
. بايد استراحت کنيم
. نه ، به راهمون ادامه ميديم
ايريسا " ، مشکلي پيش اومده ؟ "
. تير خوردم
. اوه ، دووم بيار
حالا قراره کمي دردت بياد ، باشه ؟
. متأسفم
. متأسفم
. دختر شجاع خودمه ، يالا
. بسيار خب ، پسر گنده ، زود باش
. به خشکي شانس
. مراقبش باشين
. با ما جات امنه
. شبکهي محافظ رو بردار
. داريم مياييم داخل
. دريافت شد . براي پروتوکل ورود آماده باشين
... اون کمان
اينجا « سنت لوئيز » ــه ؟
. يه روزي بود
. « حالا بهش ميگيم « ديفاينس
" با افتخار تقديم ميکندTvCenter تيم ترجمه " « AliRezA » عليرضا ، « The Doctor » هرمز ، « AmirHo$$ein » مترجمين : اميرحسين « Extra Time » ويراستار : ايمــان
. پايان جنگهاي دفاعي ، يک شروع داشت
. هممون داستانش رو ميدونيم
، وقتي که سنگر اطرفشون کاملاً نابود شد
اعضاي ارتش انسانها و " وُتان "ها
. سلاحهاشون رو زمين گذاشتن
چند تا از افسرهاي فرماندهيشون
، بهشون دستور دادن تا به مبارزه ادامه بدن
. اما اون سربازها ، که تعداد کمي از « ديفاينس » بودن ، از اين کار سرباز زدن
. در عوض با هم متحد شدن
تا غير نظاميهاي به دام افتاده رو از ميان . خرابهها نجان بدن
... قدرت همون يه اتفاق اصلي
. انگيزه ي بزرگي به هشت نسل بعد از خودش داد
. حرفش سراسر کرهي خاکي پيچيد
. ديگران از مبارزه سر باز زدن
، پونزده سال پيش همين موقع
. صلح موقت اعلام شد و جنگهاي دفاعي پايان يافت
، به افتخار اين رويداد
... مفتخرم که اين مجسمه رو پيشکش کنم
. و آغاز روز جشن صلح امسال رو اعلام کنم
. حالا بايد از چند نفر تشکر کنم
. هممون ميدونيم که اين هفتهي سوم من توي اين کاره
... اين پروژه
توسط همکار عزيزم . شهردار " نيکولت رياردُم " به عهدهي من گذاشته شده
. شهردار سابق ، شهردار سابق
. هشت سال طول کشيد تا دست از اين کار نکبت بکشم
. خوش اومدي به اين کار
، همچنين بايد از دو باني خير هم تشکر کنم
... که حمايتهاي مالي فراوانشون
. باعث برپايي جشنهاي امروز شده
، " در سمت راستم ، جناب آقاي " ديتاک تار
" همسرشون " استاما . و پسرشون " آلک " قرار گرفتن
، و در سمت چپم
، " صاحب معادن " مک کاولي
... راف مک کاولي " و فرزاندانش "
لوک " ، " کوئينتين " و " کريستي " قرار گرفتن "
تشويق اينقدر برات مهمـــه ، همينطوره ؟
تشويق ميخواي " ديتاک " ؟ . وسائلت رو جمع کن و از شهر برو
. يه تشويق و تحسين عالي گيرت مياد
! « ديفاينس »
! « همگي بگين : « ديفاينس
! « ديفاينس » - ! « همگي بگين : « ديفاينس -
! ديفاينس » ، آره » - « ديفاينس » -
! آره
واي خدا جون ، الان بالا ميارم
... اين بدترين ، باشکوهترين
. اوه ، عالي اجرا کردي . کارت فوق العاده بود
. نه ، نه
من بصورت ژنتيکي قادر به . روحيه دادن به مردم نيستم
. شجاعت بود
. شجاعت نبود
No comments yet. Be the first to leave one.