Informace o verzi

OSLO 31 august DVDrip horizon
Komentář od amirs2k
با تشکر از ترجمه قبلی ولی این ترجمه تقریبا مستقل انجام شده

Tagy

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Zveřejněno: 2012-08-21
Stažení: 69
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

يادمه اول ماه مِي ، براي اولين بار . تو درياي "اسلو" تن به آب زدم

من اولين رانددگي تو اسلو تو غروب جمعه رو به ياد دارم

شهر کاملا خالي بود

من يادم مياد چه قدر درخت ها شبيه اون شمالي ها به نظر ميرسيدن

من فکر کردن رو يادم مياد من اين رو

من يادم مياد پدر تو اشپزخونه نشسته بود سيگار ميکشيد

قهوه ميخورد به راديو گوش ميداد

من اسلو رو زياد يادم نمياد مردم به يادم مونده

ما به شهر رفتيم احساس کامل بودن کرديم

من ساعتها رو تو قطار شهري اتوبوس ها و مترو به ياد دارم

...پياده روي تو خياباناي بدون انتها به سمت مهموني هاي افسانه اي

جايي که نميدونستي اصلا دعوت شدي يانه

من ياد دارم چقدر احساس ازادي ميکردم وقتي برا بار اول به اسلو رفتم

بعدش متوجه شدم اسلو چه قدر کوچيکه

يام مياد وقتي که مامان اتاقي اجاره کرد

الان فقط اداره ها اونجان تموم فوتبال هايي که بازي کردم

با دوستايي بوده که هنوزم دوستم هستن و من به اين دليله که اهل اسلو هستم

من صداي خنده هاشو يادمه نمکي بودن قيافه شو

همه مطمئن بودن که ما مبريم

من اولين برف رو يادمه همه سيگار ميکشيدن

يادمه اصرار داشت که افسردگي . از دلتنگي بهتر ـه

ما خيلي وقت داشتيم

تختم اندازه اتاقم نبود

يادم مياد تو اتاقش قدم ميزدم يادمه دوست صميمي داشتم

امروز اونجا پارکينگ شده من ديگه اونو نديدم

يادم مياد وقتي اونا ساختمان فيليپيس رو ويران کردند

زياد ميخوري . گيزل؟ خفه شو

اين احساس را نداشتم وقتي قبلش امادم بيرون

ولي الان دارم.نميدونم چرا چون الان دارم اينجا خوب زندگي ميکنم

ولي تو يکي دو ماهه گذشته

خيلي نگران بودم

...چون خب.خيلي ميترسم

ترس از اينده؟

درست مثه زماني ميمونه که مواد کشيدن را شروع کردم

از نظر احساسي مثه بچه دبستاني ها ميمونم

اون سيا هي

...تهي بودن يا

مثل اينکه برگشته

و فکر خودکشي رفته

من الان در باره زندگيم خيلي سردرگمم

چطور باهاش کنار بيام

ممنون

...تو روز هاي قبل من

نسبت به همه چي بيتفاوت بودم

احساس خستگي ميکنم چون خوب نخوابيدم

امروز مصاحبه کاري داري درسته

دوست داري دربارش صحبت کني؟

چيزي زيادي درباش نيست

- اين برا سفر برگشته ياد باشه بهشون بگو از لوسبياوين بيان

اينجا برا مسير بازگشته .بهشون بگو از مسير لوسبوين وارد شن

تاکسي ها ي اسلو هميشه برا پيدا کردن ما تو اينجا مشکل دارند

بعدا اينجا ميبينمت

خدانگهدار و موفق ياشي

الو؟ سلام اندرسم

او.سلام انذرس بيا تو

ميبيني کي اينجا است؟

سلام

سلام

سلام

منو يادت مياد؟

اين دور و برا بودم عاليه.بيا تو

موقع بدي امدم؟ نه اصلا

خيلي وقته نديديمت

اندرس قهوه ميخاي؟ اره البته

ما ماست ابکي .اب ميوه و ابجو داريم ابجو ميخاي؟

نه.همون قهوه خوبه

ممنون

داري ابجو ميخوري؟معمولا برا نهار ابجو نميخوره

برنامه را تموم کردي؟

دو هفته بيشتز زمان گرفتم انجامش ميدم

فکر ميکني مفيد بوده؟ ...خب

يه نوع گردونه است؟ گمونم

چرا غول کشيدي؟

داري به اندرس تگاه ميکني؟ چون خيلي گنده است

خيلي گنده.درسته ---

درباره هروئين و نشئه گي چيزي شنيدي؟

گربه چطور؟ اره

بابا با اندرس گاهي خوش گذروني ميکرد

- ولي الان من بايد با تو ومامان باشم که خيلي هم خوبه

ميخاي نقاشي رو بهش بدي؟

براي منه؟خيلي ممنون خواهش ميکنم

به نظر ميرسه دوست داره

مرده تو خونه است

چيزاي بي ارزش که بايد توماس رو سرگرم ميکرد

منظورت چيه؟ ما نقش بازي ميکنيم ، نمايش روان درماني

يه بخشه درمانه بقيه اعضا نقش آدماي زندگيم رو بازي ميکنن

تو زندگي من .مثل خواهرم يا تو

حالا اين بدبخت داره منو بازي ميده؟

"بدبدخت"چطور ممکنه؟

خب ..تو بايد سر پا باشي

اونا دورم حلقه ميزنن و . سعي ميکنن با حرفاي مختلف وسوسه ام کنن

"اندرس ..تصور مواد چه قدر درونت رو گرم ميکنه"

ميتوني فقط دودش کني نيازي نيست تزريق کني

خب.چيزي مثل اون .ميدوني که

و...افرادي که نقش تو رو بازي کردند ---

زيادي پيشرفت کردن ؟ تجربه مربوطي نبود

قرار بود منو با اين وسايل اموزش وسوسه کنند

ولي هيچ اطلاعي نداشتند

من يه کتاب بسيار عالي اينجا دارم "کتاب خيلي خفن .ادرنو

به نظر ميرسه اونا پيچيدگي منو تسخير کردند اون منو با تحصيلاتش قول زد

من باور نميکنم احساسي براش داشته باشي

خب.هميشه يه جور تموم ميشه با کلماتي يکسان

"من عاشقتم .اندرس. من ميبخشمت "

مثل چيزي که فکر ميکنند بايد بشنوند

ولي ظريفتشون پر شده

تو خوب به نظر مياي اينطور فکر ميکني؟

ديشب زياد نخوابيدم

من ديروز اولين روز پاکي ام بود

مالين رو ديدم اون داره ميره استکهلم

مالين؟من ميشناسمش؟ چطور تو تونستي؟

اندرس مخ خيلي از زن ها رو ميزنه که برا تو تونستنش خيلي سخته

فکر نميکنم ديده باشيش من اينجام.برات احساس تاسف ميکنم

خسته به نظر مياي.ولي تونستي مخ خيلي دختر سوئدي رو بزني

نميدونم

من واقعا اونجا نبودم

شايد من زياد توقع داشتم

من هيچي حس نکردم

پرست گفت:"سعي کن شهوت را با نگاه کردن به "زناي لخت درک کني

"مثل يه بچه ميمونه که براي فهميدن زم ان دل و ردوه ساعت را درمياره

خداي من. اون سعي ميکنه خويشتندار باشه خالا تو با نقل قول ضايش ميکني

اگه اون اينقدر مودبه منم بايد مودب باشم؟

ولي خيلي سال شده که من با تيکه هاي سوئدي خوابيدم

ولي منظور اون نقطه مقابل نقل قول تو يود

اون گفت هيچ احساس شهوتي نکرد

حداقل بفهم چي ميگي

حتما. ولي پروست پروسته

زنگ رو بزن و من تو خرت و پرتا بهت کمک ميکنم

ببخشيد

مسخره ست

ببخشيد اون حلقه بازي بچه رو ديدي؟

نه يادم نمياد نميدونم باشه

خدا حافظ به سلامت

لعنتي. ربکا؟

فريز رو چک کن راست ممنون

بچه داره دندون در مياره

به يه چيز خنک براي اروم کردن دندانش نيازه داره

به زندگي من خوش امدي

والدينت رو يه اونروز ديدم تو پارک فرونجر

به نظر ميرسه هنوز عاشق همن جالبه مثل عشق مدل ها

ميدوني که دارن خونه رو ميفروشن فوگربورگ رو ؟چرا؟

خب.نياز به پول دارند

من از لحاظ مالي خيلي خرابم ميدوني که

بابا گفت که تصميم گرفته بفروشدش

تا بعد از بازنشتگي مسافرت کنند راستيتش الان وضيعيت خوبي دارند

خب قضيه چيه؟ منتظر معجزه اي؟

ميخام خواهرم رو ببينم.بعد..

و يه مصاحبه خوب کاري گيرم امده

مصاحبه کاري؟خوبه

خب. نميدونم

يه موقعيت موقت به عنوان ويراستار

!ولي خوبه

نه نيست منو مجبور ميکنن تو برنامشون شرکت کنم

نه جالبه .مثل

منظورم اينه .اگه بتوني اونجا خودتو ثابت کني به زودي ميتوني به عنوان ويراستار مشغول بشي

هي م

تو خيلي از اونا باهوشتري نه نيستم

اون مقالاتي که نوشتي چي؟ اون مال شش سال پيشه

دليلش هم اين بود که با نوت همکار بودم نه اين که خودم مينوشتم

هميشه نگران بودم که ممکنه اتفاقي بيفته

و اون نفر صدا ميزنه و ميگه "اندرس زيداي مواد زده"

وقتي ايزلين رفت

من تقريبا مطمئن بودم که خودشه

من اندرس رو از دست ميدم -

فکر کنم خودمو از تو دور کردم

چرا برنگردم پيش ايزلين؟

...فکر کنم

اون ميخاد با من صحبت کنه

فکر نميکني اوضاع تغيير کرده؟

ايزلين قويه.حتي موقعي که غيبت زد پيگيريت بود -

ميخواست تو پيدا کردنت کمک کنه

بايد اعتراف کنم بعد از مدتي جا زدم

ولي ايزلين هيچ وقت جا نزد

اره.ولي تو داريش اين براي من کافي نيست

من مصر بودم ملين رو ببينم

ولي وقتي ديدمش .نميدونستم چه گندي زدم

ايزلين فرق ميکنه.تو اونو دوست داشتي

نه. نداشتم

احمق نباش تو ديونش بودي

و اين زماني بود که رشد کردم

من امروز مقداري پول دستم امد

اولين ايدم اين بود که خرج هروئين کنم

ناخود اگاه به ذهنم رسيد

به عقب بازگشتن يه انتخاب نيست

اين يه واکنشه به اين معني نيست که حتما انجامش ميدي

ولي اين ربطي به هروئين نداره .نه واقعا

به من نگاه کن من 34 سالمه هيچي ندارم

من نميتونم از هيچي شروع کنم يادت نمياد؟

...ميدونم اسون نيست همدردي نميخام

ميدونم ولي من ميگم هنوزم ميتوني

چي کنم؟ خيلي کارا

تو خانواده داري که پشتته .دوستان.هوش بجنب

به بقيه تو بازپروري نگاه کن

اونا اين امکانات رو ندارن

البته.ولي اونا خوشحالند

که تو انباري کار ميکنند و با يه عوضي بچه دار شدند

بازنده باش اگه واقعا اينو ميخاي نه اين اوني نيست که من ميخام

لعتني. من نيمومدم اينجا که...

من نياز ندارم بهم بگي چي کنم

حالا من عقلم کمه؟ نه نيستي شرمنده

يادت مياد يه بار چي گفتي؟

More Farsi Persian subtitles for Oslo, August 31st (Oslo, 31. august)

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left