Prvních 87 řádků.
کیکو؟
کجایی؟
کیکو؟
کیکو؟
میشه لطفاً جوابمو بدی
کجایی؟
«الفها»
جوزه؟
اون کدوم گوریه؟
کسپر؟ اینا چیه؟
چجور حیوونیه؟
.هیچ نمیدونم من یه شهرستانیام. از کجا باید این چیزا رو بدونم؟
پس وقتی میخواست تو خونه بمونه و مطالعه کنه، وبُریدگیِ دستش، اونا دروغ بود؟
.آره نه، مامان. اینکارو نکن
این... این دیگه چه کوفتیه؟ گربهست؟
کی اینکارو کرده؟
!کسپر
اون حیوون
جوزه میخواست کمکش کنه، فکر میکرد تقصیر ماست که صدمه دیده چون بهش زدیم
و اون چیز هر موجودی که بود ،اگه به حصار بر میگشت
جوزه هم احتمالاً دنبالش میرفت
مدس، همین الان باید بریم اونجا
اون چه موجودی بود؟ دروغ نگو
جغد بود، توله خرس، روباه؟ چی بود؟
یه اِلف بود
یه اِلف
.لیو میگه چنتا الف تو جنگل هست میگه اونا خطرناکن
گُل کاشتی، کَسپر
وقت گیر آوردی برا جوک گفتن
جای قشنگی بنظر نمیاد
نه
چی رو دارن اونجا پنهان میکنن؟ این یه حصار عظیمه
کارن گفت اینجا چه جاییه؟
محل زبالههای سمی؟
همچین حصاری رو دور زبالههای سمی نمیکشن. منطقی بنظر نمیاد
!جوزه
!جوزه
.دیگه داره صبرمو لبریز میکنه اون کجاست؟
مامان؟ - به زودی پیداش میکنیم -
چیه؟ - دوچرخهش اینجاست -
کجا رفته؟ رفته داخل؟
.حصار رو نگاه کن برق و سیم خاردار داره. نرفته او تو
.خودت که میشناسیش اگه بخواد میره تو
من باید بدونم که اون پشت اون حصارد هست یا نه
ما پیداش میکنیم، خب؟
کسپر، برو به خونهی کارن و بگو کلید میخوایم
تا ببینیم جوزفین داخله یا نه، باشه؟
با این برم؟ - پنپ با ماشین برو -
معلومه که با این، برو
پیداش میکنیم، عزیزم - آره -
درسته؟ - آره -
کیکو؟
زودباش
کیکو؟
مدس
.خدارو شکر که اومدی ما به کمکت نیاز داریم
فکر میکنیم دخترمون اونجاست، باید بریم داخل
دروازه قفله. تو هم نمیتونی اینجا باشی
تمام روز قفل بوده؟ امکان داره که دزدکی رفته باشه داخل؟
گوش کن، دختر ما روحیهی ماجراجویی داره
و همیشه خودشو تو دردسر میندازه. ما میترسیم که اون رفته باشه داخل
پسرمون فکر میکنه میخواد یه حیوونی رو پیدا کنه
!هی
باید بریم داخل - برگردین و برین خونهتون -
.ما باید برین داخل !تا دخترمون رو پیدا کنیم
!برگرد خونهتون. حالا
!درو باز کن. حالا
خیلیخب، باشه
خودم بازش میکنم - این دیوونگیه -
میتونم برق رو اینجا خاموش کنم
بعد از حصار بالا میرم
داری چیکار میکنی؟ !مدس، مدس
!هی، هی، هی، هی
!شلیک نکن
آهای؟ کسی اینجا هست؟
لیو، به کمکت نیاز داریم
لیو
باز چی شده؟
.حصار کیلیدش رو لازم داریم. جوزه داخله
چرا اینجوری فکر میکنی؟
...خب، اون
.اون این موجود رو تو انبار مخفی کرده بود میترسم دنبالش رفته باشه تو جنگل
،جنگل پشت حصاری با ولتاژ قویه
دروازه قفله. نمیشه رفت تو
دوچرخهش کنار حصار افتاده بود
پس احتمالاً قایم شده
مامان بزرگ، نمیتونیم بهشون کمک کنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.