Prvních 200 řádků.
✨ افسانه روباه نه دم 1938 ✨
خوبه، بیشتر بهم بده
هی، اینو بخور
!این نیست
!هی، بیا اینجا
میخوای امتحانش کنی؟بخور
میتونی بخوری
به سلامتی
چرا؟هی، تو
چیه؟چی شده؟
ازم متنفری؟
!فقط انجامش بده
این چیه؟
میخوای امشب بخریش؟
پس، تو مادام رئیس اینجایی؟
حرف زدن باهاش مثل حرف زدن با دیوار میمونه
خیلی خوب کره ای حرف میزنی
چون شب های زیادی رو با هرزه های چوسانی سپری کردم
و امشب، اون هرزه قراره این دختر باشه
اونا هرزه نیستن
هنرمندن
اگه بگم قراره پول بدم
بهتره هم هنر و هم بدن هاتونو بفروشین
و اگه نفروشیم چی؟
اون وقت، سرش قراره سوراخ بشه
من چی؟
اگه به جای اون دختر، منو داشته باشی
!واو، عالیه
چقدر می ارزی؟
حتی بهترم هست، من مجانی ام
از اون ارزون هایی، آره؟
لختش کنین
چشم، قربان
به یه شرط
شرط؟
اگه توی مسابقه نوشیدن شکستم بدی
هرکار بخوای میتونی باهام بکنی
...عجب هرزه جالبی هستی، اگه برنده بشم تو رو به دست میارم
و این مچ رو هم میبرم
اگه شمارو راضی میکنه باشه، قربان- به یه شرط-
من قوانین رو میذارم
وای خدا، آروم بخور
* قسمت سوم *
چه زندگی شلوغ و متنوعی داری، ها؟
تازه رسیدی اینجا ولی به این زودی به کار گرفتنت، استخدامت ...کردن و حتی
ازت دزدی هم کردن؟
لطفا برام یه تفنگ بخر
واسه چی؟ تو که همیشه از تنفگ میترسیدی، نه؟
میخوام برای استقلال مبارزه کنم
...ما واسه ماموریت اینجاییم
برای محافظت از دورانی که ازش اومدیم
مردی که ماسک سفید و قرمز داره رو بگیریم
سنگ محافظ رو پیدا کنیم و سالم و سلامت برگردیم
این ماموریت ماست- ...با اینحال-
اگه روی مبارزه اصرار داری، به برگشتن به خونه فکر نکن
بمون اینجا و مسئولیتش رو قبول کن
انسان های این دوره دارن روی زندگی هاشون ریسک میکنن تا مبارزه کنن
مطمئنی میتونیم برگردیم؟
باید برگردیم
اینجا حتی وای فای هم ندارن
نعنا شکلاتی هم ندارن
جی آه منم نیست
ولی اینجا ارباب لی رانگ رو داری
هی، تا رسیدم اینجا چیزی نمونده بود مرگشو به چشمم ببینم
فکر کردم الانه که قلبم منفجر بشه
ولی نجاتش دادی
امیدوارم بدون من اوضاعش خوب باشه
ولی داره واسه یه گروه راهزن رئیس بازی درمیاره
نمیدونم میتونم بذارمش و برم یا نه
کِی میخوای بهش بگی؟
چی رو؟
اینکه بعد یه ماه ناپدید میشم؟
باید بهش زمان بدی تا این واقعیت که قرار نیست بمونی رو بپذیره
وای خدا
بخور- اگه ببازه چی؟-
وای، اون وقت چی کار کنیم؟- وای نه، این بده-
رانگ
رانگ
وای، چی کار کنیم؟
نباید جلوش رو بگیریم؟
!بیاین شروع کنیم
وای نه
!ممکنه به خاطر انجام این کار بمیره
چی کار کنیم؟
احمق های نالایق
من خوبم، هنوز میتونم بنوشم
برام یه خمره بیار
!هی!یه خمره برامون بیار
!وای خدا!اوه، واو
آره، این بیشتر بهت میخوره، ریو هونگ جو
!ولی این پسره عوضی کجا رفت؟رانگ؟رانگ
آدمات خیلی ضعیفن
اصلا میتونن درست و حسابی یه کار مردونه انجام بدن؟
!ای گیشای پست
شکسته
میدیش به من؟
وای خدا
...ای هرزه، دفعه بعدی قطعا
تو کی هستی؟
گایاگوم رو دوست داری، نه؟
زنده ای، توی این دوران زنده ای
هیچ وقت رهات نمیکنم
تازه، جواب سوالت هم میتونه اینجا پیدا بشه
...اون لی یونه
ولی، یه جورایی لی یون هم نیست
پس اون چیه؟
پری دریاییه؟
بهت نشون میدم چطوری ببندیش
این چیه؟سیرکه؟
این دُم چیه؟
!ببند
!گوش کن، گوش کن
!انجامش بده
ببینیم که دُم واقعیه یا نه؟
!یعنی چی- ساکت باش، میتونی؟-
!لعنت
تو یه پری دریایی واقعی ای، نه؟- دورگه ام، بابام یه ماهی گیر انسانه-
و اینجایی چون؟- میخوام خواننده بشم-
چه خواننده بشی چه اجرا کننده نمایش
فقط دنبال یکیشون برو و انجام بده
!وایستا
این پولک منه
...اگه بهم نیاز داشتی- نیازی ندارم-
بگیرش
گفتم نمیخوام
خداحافظ
کراوات خوب بهت میاد
چرا تمام اون کارهارو برای یکی مثل من کردین؟
چون من فقط دنیا رو به دو دسته تقسیم میکنم
کسایی که طرف منن، و کسایی که نیستن
یا زندگیم رو برای محافظت به خطر میندازم، یا برای نابود کردن
اولین کسی هستین
اولین کسی که با گیسانگ ها مثل انسان رفتار میکنین
گریه کردی؟
نه، تا آخرش هم گریه نکردم
همونطور که بهم دستور دادین، مادام
آفرین
سیر شدین؟- نه بابا-
انقدر بدون خوراکی مشروب خوردم که معده ام خالیه
براتون نوبیانی گریل کنم؟
توی این ساعت کجا میتونه باشه؟
وای، اون پسره
نمیخوابی؟
داشتی چی کار میکردی؟- داشتم مشروب میخوردم، چطور؟-
خاموشی جدیدت 10شبه
احمق دیوونه
بهت اعتماد ندارم
کی اونجاست؟
حتما نگهبان دروازه ای
بوی خون میدی
به عنوان یکی از نسل ببر سیبری
چطور میتونی طمع همچین چیزهای بیهوده ای رو داشته باشی؟
چون من آدم بی اعتقادی ام
برگرد
تمام چیزهایی که توی اون خمره مونده
تنفر و حسرته
درون منم چیزی جز تنفر و حسرت نمونده
مهر و موم بیشتر از 500ساله که نشکسته
...ولی امروز
شکسته میشه
!بگیر که اومد
کافیه، قربان
روی اجاق گازم نورونگجی میجوشه، بهتره قبل اینکه بسوزه برم سر بزنم
!بزنینش
آتیش
ای حقیر کوچولو
برو
برو به لی یون چشم های خوشگلتو نشون بده
چی میخوای؟
اینو؟
باید برات خاص باشه
کجایی؟
کجایی؟
پیدات کردم
به من نگاه کن
به من نگاه کن
چرا این کارو کردی؟چرا قولت رو شکستی؟چرا؟
چی؟چه خبر شده؟- یکی توی اتاقمونه-
من کسی رو نمیبینم، خواب دیدی؟
مطمئنم یکی اینجا بود
چی؟کی اینجا بود؟
نمیدونم
...نمیدونم چیه، ولی
حس میکنم کسی رو دیدم که نباید میدیدم
وای خدا
ببین کی اینجاست
اینجا چی کار میکنین، ارباب؟
من صاحب اینجام
اوه، تعجبی نداره نتونستم دیشب بخوابم
چطور جرات میکنی از من فرار کنی و بری به لی یون خدمت کنی؟
!سعی کردی منو بکشی- بهت گفتم جلوی چشمام نباش، نگفتم؟-
!بیا اینجا!کو شین جو
نه، هرچیزی که توی جنگلم بیاد مال منه
کو شین جو
حرفامو یادت بمونه
دفعه بعدی که دیدمت
دست ها و پاهات رو از دست میدی
!لطفا رحم کنین
بیا کتک کاری راه بندازیم
!نه!نه
No comments yet. Be the first to leave one.