Informace o verzi

Put Your Soul On Your Hand And Walk 2025 1080p WEBRip x264 AAC5 1-[YTS LT]
Put Your Soul On Your Hand And Walk (2025) 1080p WEBRip 5 1-LAMA
Put Your Soul on Your Hand and Walk 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-WELP
Komentář od Taassof
ترجمه و زیرنویس اختصاصی: یوسف کارگر

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2026-01-05
Stažení: 36
Pro sluchově postižené: No
FPS: 25

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫ترجمه و زیرنویس: ‫یوســف کارگر

‫وقتی جنگ در ۷ اکتبر شروع شد،

‫داشتم دور دنیا سفر می‌کردم

‫تا آخرین فیلمم رو نمایش بدم،

‫فیلمی که درباره جنگیه که خودم ‫شخصاً تجربه‌اش کردم،

‫اون زمان که توی ایران نوجوان بودم.

‫با گذشت زمان،

‫تصاویر قربانیان غیرنظامی فلسطینی

‫برام غیرقابل‌تحمل شد.

‫تصمیم گرفتم برم قاهره

‫تا از مرز رفح عبور کنم.

‫اما نتونستم،

‫چون تمام راه‌های غزه بسته بود

‫و اجازه ورود بهم داده نشد.

‫به جاش، شروع کردم به فیلم‌برداری ‫از پناهنده‌های فلسطینی

‫که تازه از غزه رسیده بودن.

‫از طریق یکی از اونا، با «فاطم» آشنا شدم.

‫دیدنش مثل آینه‌ای بود جلوی روم

‫و باعث شد بفهمم چقدر زندگی هر دومون

‫تحت تأثیر دیوارها و جنگ‌هاست.

‫ما سعی می‌کنیم تکه‌هایی از صدا و تصویر رو

‫از میان امواج اقیانوس جدایی بفرستیم.

‫هر کدوم از مکالمات ما می‌تونه آخریش باشه،

‫چون بمب‌های اسرائیل همه جای غزه می‌افتن،

‫همیشه.

‫برای همین هر بار که وصل می‌شیم ‫و می‌تونم صورتش رو ببینم،

‫شبیه یه معجزه‌ست.

‫- سلام. ‫- سلام! اون دخترته؟

‫نه.

‫- دوستمه. ‫- اوه! صبر کن.

‫بذار دوربین رو بچرخونم.

‫اهلاً! اسمت چیه؟

‫- سلام! ‫- سلام! سلام عزیزم.

‫حالت چطوره؟

‫من سحرم، الوان!

‫من سپیده‌ام.

‫- سپیده، درسته؟ ‫- بله.

‫می‌بینمش!

‫اشکالی نداره.

‫- می‌دونی که من فاطمه هستم. ‫- بله، البته، بله.

‫احمد درباره‌ات بهم گفته بود، و...

‫من فیلم‌ساز مستقل هستم.

‫هم مستند و هم داستانی.

‫انواع مختلف فیلم، و من... من اهل...

‫و من ایرانیم، ولی فرانسه زندگی می‌کنم.

‫دم قاهره تا...

‫احمد و خانواده‌اش رو ببینم، می‌دونی،

‫و بقیه فلسطینی‌هایی که اینجا به قاهره ‫تازه رسیدن.

‫می‌خواستم بیام رفح،

‫اما هیچ راهی برای دنم نیست.

‫یعنی، ما اینجا گیر افتادیم.

‫خب، انگلیسی من خیلی عالی نیست.

‫خوبه، مشکلی نیست.

‫الان کجا هستی؟ موقعیتت کجاست؟

‫- من شمال غزه هستم. ‫- شمال غزه.

‫تنها زندگی می‌کنی یا با خانواده‌ات؟

‫آره، من و خانواده‌ام، ده نفریم.

‫توی یه اتاق زندگی می‌کنیم.

‫و توی همون یه اتاق هم می‌خوابیم.

‫خونه‌اتون تخریب شده؟

‫، نه، ولی خب...

‫تا حدی تخریب شده، نه کاملاً.

‫باشه. ولی مجبور شدید ترکش کنید.

‫- امن نیست. ‫- بله، بله.

‫مجبور شدیم خونه‌مون رو ترک کنیم، ‫چون امن نیست.

‫- همون‌طور که می‌دونی. ‫- اما جایی که الان هستی.

‫الان امن‌تره؟

‫- چی؟ ‫- جایی که الان زندگی می‌کنی.

‫امن‌تره؟

‫تا حدودی امنه.

‫می‌دونی، هیچ‌جا توی غزه امن نیست.

‫، بله.

‫و من الان اینجام،

‫توی خونه دوستم تا...

‫تا اینترنت خوبی داشته باشم، بله،

‫چون توی منطقه ما،

‫اصلاً اینترنت وصل نیست.

‫ما زود بیدار می‌شیم.

‫بعد منتظر می‌مونیم تا آب برسه بهمون.

‫اینجا اصلاً آب نیست، هیچ‌وقت...

‫توی خونه‌هامون، نه برق هست و نه...

‫چی می‌خورید؟ غذا؟

‫آه، چی می‌خوریم؟ خب...

‫توی... یک ماه پیش، یک ماه پیش،

‫ما بیشتر چیزایی رو می‌خوردیم

‫که حیوونا می‌خوردن.

‫چون آرد نداریم،

‫یا نون، یا سبزیجات، یا میوه،

‫یا شکلات.

‫می‌دونم که شکلات یه چیز اضافیه.

‫اما به هر حال مهمه!

‫آره، داشتم می‌گفتم، حملات، ‫بمباران‌های اسرائیل.

‫آیا همیشگیه،

‫یا لحظاتی هست که آروم باشه؟

‫، دیروز، دیروز توی بیت‌لاهیا،

‫اونا مدام بمباران می‌کردن، و بمباران...

‫...یه انفجار عظیم بود،

‫و انفجار درست جلوی چشمام اتفاق افتاد.

‫من اون منطقه رو می‌بینم...

‫و زمین...

‫چطوری بگم؟

‫می‌لرزید، آره، جلوی چشمام می‌لرزید.

‫هوا...

‫انفجار خیلی بزرگی بود.

‫چه حسی داره که آدم ‫یه فلسطینی باشه

‫تو غزه امروز؟

‫- احساس غرور می‌کنم. ‫- غرور؟

‫خیلی احساس غرور می‌کنم، ‫چون حس می‌کنم خیلی خاصم.

‫ما قوی و شجاعیم

‫و آدم‌های خیلی مهمی تو دنیا هستیم.

‫ما از بچگی عادت کردیم ‫که این‌طوری باشیم.

‫هر کاری باهامون بکنن، ‫هر چقدر سعی کنن نابودمون کنن،

‫یا حتی اگه ما رو بکشن، ما...

‫می‌خندیم و به زندگی‌مون ادامه می‌دیم،

‫چه بخوان، چه نخوان.

‫اونا نمی‌تونن ما رو شکست بدن.

نمی‌تونن شکست بدن.

‫به این باور داری؟

‫آره! البته که دارم!

‫چون قوی‌ترین...

‫قوی‌ترین چیز؟ ‫قوی‌ترین چیز چیه؟

‫این‌که چیزی برای از دست دادن نداریم!

‫ما چیزی برای از دست دادن نداریم.

‫واسه همین، هر روز،

‫با خودم حرف می‌زنم و به خودم می‌گم...

‫«فاطم، زندگی همینه. زندگی کن!»

‫تا حالا از غزه ‫بیرون رفتی؟

‫اوه، این آرزومه. این رویای منه!

‫من از غزه‌ام بیرون نرفتم،

‫ولی می‌تونم رویاش رو داشته باشم...

‫رویای بیرون رفتن رو.

‫یکی از شهرهایی که دلم می‌خواد ‫ببینم، تهرانه.

‫آه!

‫چی؟

‫من خودم نمی‌تونم برگردم ایران.

‫اوه، چرا؟

‫دلایل سیاسی.

‫چون اگه برم اونجا، ‫بازداشتم می‌کنن.

‫ولی کاش تو بتونی بری ‫تهران، امیدوارم به‌زودی.

‫باعث می‌شه... (هوم)

‫ممم.

‫آه. بله.

‫من ایمان دارم، ایمانی که بهم اطمینان می‌ده

‫که همه‌چیز دست خداست.

‫فکر می‌کنی این ‫رنج‌ها هدفی داره؟

‫این رنج‌ها برای...

‫آره، خدا...

‫لیش، لیش. چرا؟ چرا؟

‫خدا تو قرآن به ما می‌گه

‫هر اتفاقی که روی این زمین، ‫روی این خاک می‌افته،

هدف و دلیلی داره.

‫هیچ‌چیزی... هیچ‌چیزی ‫بی‌دلیل نیست.

‫من... کاش ‫می‌تونستم باهات موافق باشم.

‫نمی‌دونم، من... من باهات موافق نیستم.

‫من... من یه...

‫من تو این زمینه تجربه دارم.

‫- چند سالته؟ ‫- ۲۴ سالمه.

‫بیست و چهار سال. خیلی جوونی.

‫هم‌سن دخترمی. ‫یه دختر دارم هم‌سن تو.

‫- اون ۲۴ سالشه. ‫- شما مثل مادرمی.

‫- من عکاسم. ‫- آره، عکس‌هات رو دیدم.

‫یه عکس بهت نشون می‌دم، ‫همین یه ساعت پیش گرفتم.

‫- فقط یه لحظه. ‫- باشه.

‫یه کم روشنه.

‫- فقط یه لحظه... ‫- آره.

‫، از یک ماه پیش، ‫از یک ماه پیش،

‫یا سه هفته پیش،

‫دم تو خیابون‌ها

‫و تو خیابون‌ها قدم می‌زدم

‫و تو منطقه‌ای که نابود کرده بودن،

‫و من...

‫خیلی شوکه و متعجب بودم

به خاطر اتفاقی که افتاده بود.

‫و بعد فهمیدم

‫که اون صداهایی که... که می‌شنیدم

‫تو این شش ماه گذشته...

‫همینه.

‫همین ویرانه‌هاست.

‫و همین ساختمونیه

‫که بمباران شد

‫توسط اشغالگرهای اسرائیلی.

‫اون موقع بود که فهمیدم اون صداها چی بود.

‫یه ضبط‌شده هم دارم

‫از لحظه بمباران.

‫می‌تونم باهات... ‫می‌تونم باهات به اشتراک بذارم.

روحت را در دستت بگیر و راه برو

‫صبر کن.

‫اوه.

‫سلام!

‫سلام!

‫چطوری؟

‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت!

‫بگو، بهم بگو...

‫اتصالم...

‫- وصله؟ صدام میاد؟ ‫- خب...

‫من طبقه ششم هستم و...

‫...اینجا محله‌ام هست.

‫- می‌تونی ببینی؟ ‫- آره، البته.

‫ویرانیِ خیلی ‫وحشتناکیه.

‫آره، ویرانی رو می‌بینم،

Put Your Soul on Your Hand and Walk subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left