Prvních 200 řádků.
...آنچه گذشـت
به سلامتي حامله بودن و تو محراب عروسي قال گذاشته شدن
باورم نميشه خاوي ولت کرد رفت
فقط به خاطر اينکه بچه ي يه مرد ديگه رو حامله هستي
و سعي کردي بگي بچه مال اونه
ميتوني با بچه اينجا بموني تو خونه ايي که متعلق به خودته
و شما زيباترين خانمي هستين که تاحالا ديدم
و عاشقتون شدم
بهم گفتن که کُشته شدي
ولي الان برگشتم
يه خونواده ي بزرگ و خوشحال خواهيم بود
مردا موجودات بدي هستن
ما حقمون هست مجازات بشيم
کارمن ، اون يه بازي سکسي هست
اون گفت اگه بازم انجامش بدم بهم پول ميده
نميخوام اين مرد جايي نزديک تو باشه
اينجا مثل باغ وحش شده
شايد شما بايد يه خدمتکار استخدام کنين
اون الان براي من کار ميکنه
کاملاً هم حرفه ايي ميباشه
چه کوفتي اينجا اتفاق افتاده؟
تو اونو کُشتي؟
ميدوني ، من سعي کردم با بلانکا تماس بگيرم اون خونه س؟
استعفاء داد ، بله وقتي سر شام بوديم رفت
حتي يادداشتي هم نذاشته
من با کسي رابطه ايي ندارم
دير يا زود حقيقت رو ميفهمم
فکر ميکنم امشب وقتشه
ما اثر انگشت دستي که تو باغچتون پيدا شد رو بررسي کرديم
و تونستيم هويت قرباني رو شناسايي کنيم
اون لويي بکر هست
اون با يکي از دوستام رابطه داشت
اين دوستتون اسمشون چيه؟
شما ژانويو دلاتور هستين؟
بايد باهاتون درباره قتل لويي بکر صحبت کنم
اوه ، خدا رو شکر اينجايي
ژانويو هيچ حرفي که نزده ، هان؟
نه ، منتظر شما بوديم
متوجه شدم که نبايد به هيچ سوالي
بدون حضور وکيلش پاسخ بده- کار هوشمندانه اي بود-
اون 40 دقيقه ايي هست تو دستشويي قايم شده
به نظر کار درستيه
خانم دلاتور ، رابطه ي شما با آقاي بکر چي بود؟
اون تو کلاب ما مربي تنيس بود
چه اتفاق غم انگيزي براش افتاد
چطور بود؟- خوب بود-
لازم نيست هي ازم بپرسي
اوه
اين اولين بازجويي قتل براي من هست
بهم گفتن شما و مرحوم عاشق هم بودين
چي؟! مسخره س
اگه عاشق هم بودن ، من دربارش ميدونستم
خوب، بفرماييد
شما جواب سوال منو ندادين
واقعاً؟ فکر کردم دادم
اوه، محض رضاي خدا
به کاراگاه بگو که رابطه ايي
با مردي که به قتل رسيده نداشتي
...خوب
با مربي تنيس ـت ريختي روهم؟
چند وقت اين جريان ادامه داشته؟
خانم ، بنده اينجا سوال ميپرسم
چند....وقت اين جريان ادامه داشت؟
فقط يه چند ماهي
مسئله مهمي نبود
ولي بهم گفتن رابطه شما بد تموم شده
چه اتفاقي بين شما دوتا افتاد؟>
آم...سوال بعدي
ببخشيد؟ نميتونيد اونکارو کنين
درواقع ، موکل من حق دارن جوابي ندن
پس ازش بگذريم
بله
چرا نميرين يکي ديگه رو اذيت کنين مثلاً اولين پاول؟
اون هميشه با لويي لاس ميزد
بررسي ميکنم
حالا ، که ما زمان
قتل رو اول ماه تخمين زديم
شما کجا بودين؟
مهموني کتاب
براي دوستم ماريسول
يادمه
و ، مايکل ، تو منو اونجا ديدي ، بهشون بگو
بله ، منو زنم باهاش حرف زديم
پس حل شد
من بي گناهم
خيلي مچکر که تشريف اوردين
فقط هنوز متوجه نشدم
چجوري از هم جدا شدين
زياد باهم تفاهم نداشتيم
بنده دلنشين ميباشم و اون يه آدم نچسب و يکم عوضي بود
خدايش بيامرزد
به نظر مياد زياد از اون خوشتون نميومد
نه خوشم نميومد
ژانويو- حقيقت اينه ، ازش متنفر بودم-
...ولي اينجا واينميستم تا توضيح بدم
چرا ازتون خوشم مياد و نمياد
اگه اينو دوست ندارين !ميتونين منو بازداشت کنين ، کاراگاه
!ولي تموم حرفايي که بايد ميزدم رو زدم
صبح بخير
جسي! اينجا چيکار ميکني؟
رخت شويي
20دقيقه زود اومدي
خوب ، گفتم يه کارايي رو زود انجام بدم
مشکلي داره؟
ا...نه ، فقط...من هنوز منتظرت نبودم...اوخ
هنوز لباس نپوشيدم وحتي آرايش هم نکردم
پس اينطوري از رختخواب بلند ميشي؟
آره
آه ، ميدوني چيه؟
من ، آم خودم اينارو ترتيبشو ميدم
لباس زيرهاتون؟
شورتن ديگه و ترجيح ميدم خودم تاشون کنم
من 2تا خواهر و يه مادر دارم
فکر ميکني تاحالا از اون لباس زير ها نديدم؟
خواهش ميکنم هي لباس زير نگو
هرطور شما بخواين
من اينجا هستم که بهتون سرويس بدم
نه ، نه
...خيلي خب ، نميشه اينطوري حرف بزني
...آم ، ميدونم منظورت چيه ، ولي اين
...کار درستي نيست ، آم
نه ، فهميدم
نگران نباشين
آه ، اينجا...يه سري کارا هست که ميخوام اين هفته انجامشون بدي
آه ، زيرزمين رو مرتب کني دريچه هاي کولر رو تميز کني
درخدمتم
ممنون ، من ميرم بالا
اوه! يه چيز ديگه
ميخواين که اينا رو دستي بشورم؟
خودم رخت شويي رو انجام ميدم
ممنون که وسايل ـت رو بهم قرض دادي
بايد از اسپنس تشکر کني
اينا همه وسايل اونه
اوه ، فکر کردم براي توئه چون همه چي خيلي ظريف و کوچيکه
اين صندلي رو ببين
من يه غولم
ميبيني؟
هي ، اون خيلي هم گرون قيمت هست يه صندلي عتيقه س
معذرت ميخوام ، مرد
صندليت هيچ ايرادي نداره
تقصير منه ، من خيلي قدم بلنده
!لعنتي
!ميگل
!درست حرف بزن
به حرف مادرت گوش کن
فحش دادن گناهه
!ميري جهنم
واوو، واوو ، واوو ، واوو
هي ، ميدوني ، اون يه اشتباهي کرد
نميخواد حالا بفرستيمش جهنم
ببخشيد؟ من باباشم
اين به تو ربطي نداره
خوب ، منم ناپدريش هستم و فکر ميکنم که بهم مربوطه
بي خيال
ما موافقت کرديم باهم کنار بيايم
يادتونه؟
آخرين بار کي کليسا رفتي؟
نميدونم
آه ، من سرم شلوغ بود
آه- با عروسي-
و کـُما
و...کاراي ديگه
يکشنبه خودم ميبرمت
برات خوبه ، بيا ، پسرم
بيا بريم يکم ديگه اسباب اثاثيه از ماشين بياريم ، هان؟
خوبه؟ بدوبريم
چيه؟
ميگل و من يکشنبه ها ميريم پارک و باهم هستيم ، بسکتبال بازي ميکنيم
از وقتي بيمارستان بودي اينکارو ميکنيم اين يه جور قرارمون هست
اوه ، آه نميدونستم
با ارنستو حرف ميزنم
خوبه
ولي ، تو هم بايد يه کاري کني
نبايد جلوي ميگل از ارنستو انتقاد کني
اين بي احترامي هست
ارنستو به من احترام نميزاره
اون درباره صندليم جوک ميسازه و قدم رو مسخره ميکنه
خب اون قدش از تو بلندتره
تو هنوز ميتوني آقا بزرگه باشي ، همم؟
قرباني مخوف قتلي که اندام بدنش قطع شدن
در بورلي هيلزهويتش مشخص شده
لويي بکر يه مربي تنيس بود
در يک کانتري کلاب محلي
پليس در حال بررسي پرونده هست
...که آيا قرباني ممکنه
داشتم نگاه ميکردم
چه داستان وحشتناکي هست
نميخوام اتفاقي کيتي اونو گوش کنه
بايد بدونم چه خبره
پليس ديشب ژانويو رو بازجويي کرد
تو اين پرونده اون مظنون هست
اوه ، خداي من
تـو...فکر ميکني ارتباطي با اين موضوع داره؟
نه ، فکر نميکنم
ولي اون با لويي رابطه داشته
گمونم با خيلي از زن ها تو کلاب رابطه داشته
واقعاً؟
خوب، من نشنيده بودم
تو لويي رو ميشناختي ، نه؟
چندتا جلسه باهاش داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.