Prvních 156 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
اینو ببینید آقایون
این یه داستان مصوره
یه تصویر از یه اتفاق خارق العاده
...پرفسور، یعنی این داستان
بله. مطمئنم که مربوط به همون شیطانیه که دیدیم
پس پرفسور، اون شیطان کوچکتر چیه که رو به روشه؟
،احتمال خیلی زیاد والد و فرزندن پدر و پسر
و این جمعیتی که پشت پدر هستن چی؟
داشتم به همون فکر می کردم
با معاینه دقیق تر می فهمی که تفاوت های زیادی بینشون هست
توی نژاد، جنسیت و سنشون
مشخصاً این جمعیت پیروانشن
شاید هم دارن این شیطان پدر رو میپرستن
یه جور نماده؟
آره
رئیس، از این بابت عذر میخوام
.بیشتر از این نمیتونیم نزدیک شیم میخواین بترسونمشون؟
نه، همینجا خوبه
با اینکه شنواییت رو از دست دادی، ولی گوش کن
،ما، یوجیرو و باکی
قرار نیست کار گذشتگان رو ادامه بدیم
ولی شروع یه کار جدید هم نیست
با این کار، دیگه جمع بندی میکنیم
با این کار، تموم میشه
از انگشت کوچیک اینطوری کن
یکی یکی درسته
این قوی ترین ابزار جهانه
...ابزار
میتونه هرروز به طرز متفاوتی مورد استفاده قرار بگیره
...و مشخصاً
مشخصاً؟
میتونه یه سلاح باشه
میتونه یه چکش باشه، یه تیغ یا یه نیزه
اول؛ اینطوری تبدیل به چکش میشه
از انگشت کوچیک شروع کن
هرکدوم رو خم کن و به داخل برگردون
یکی یکی، از انگشت حلقه تا انگشت وسط
خوبه
این برعکس قبلیه
از انگشت سباسه، یکی یکی خمشون کن
بعد برای تموم کردنش شست رو بیار روش
چی درست کردی؟
قدرت. تو قدرت رو درست کردی
با قدرتی که جمع کردی مشت میزنی
با قدرتی که جمع کردی میتونی نفوذ کنی
این بهترین و قدیمیترین سلاح بشره
مشت
،تنشِ بین انگشت ها رو رها کن
و به آرومی همراه با شست کنار هم نگهشون دار
نگران حالت ایستادنت نباش
جای قرارگیریِ مشت رو به بدنت بسپار
این چیزا هیچوقت از یادت نمیره
.آغاز یک آغاز اولین چیزی که بابا بهم یاد داد
رئیس، فکر کنم فقط ده ردیف آدم جلومون هست
چی کار میخوای بکنی؟ میخوای بترسونمشون؟
نه همینجا خوبه
دفاع رو بیخیال شو
تمرکزت رو روی وزنی که روی پای جلوییت میذاری جمع کن
فقط روی مشت زدن تمرکز کن
هرچیز دیگه ای رو فراموش کن
مشتی که تموم قدرتت رو توش گذاشتی همه چیز رو سرکوب میکنه
لازم نیست به این فکر کنی که جواب میده یا نه، نیازی نیست
مقایسه قدرت همین شکلیه
صدای برخورد مشت با صورتاشون
قطعاً بلندترین صداییه که کل امشب درآوردن
رهاشدن از خطر و شکست دادن دشمن
این هنر مبارزه ست
این تکنیکه
،تمام دفاعت رو در برابر حریف باز بذاری
،هرجایی که نقاط ضعف داری
.با تیغ هم راستا بشه
،این دیگه هنر رزمی نیست ،ورزش رزمی هم نیست
،صرفاً مقایسه قدرته ،مقایسه مردانگی
ببخشید
چی؟ ها؟-
چی؟
نمیتونم ببینم
که چی؟
اون... اون اوگره ست
داره چیکار میکنه؟
دعا میکنه؟
...میدونی انگار
حتماً کلی خارجی اومده اینجا نه؟
...اوگره
!وای! بی نظیره
هیچکدوم یه اینچ هم تکون نمی خورن
!مسابقه مشت زنیِ قویترین های جهانه
...راستش یکی هست که
...داره رو در رو با اوگره مشت زنی میکنه
کی فکرشو میکرد همچین کسی توی جهان وجود داشته باشه؟
رئیس، باورم نمیشه
داره با یوجیرو هانما مسابقه مشت زنی راه می اندازه
حسودیم شد
پس بهتر نیست بریم نزدیک تر؟
نه همینجا خوبه
بله قربان
شما که همین الانشم اول صفید
...حالا مشخصه که
،وقتی این سیل مشت تموم شه
برنده ی مبارزه تعیین می شه
...ضعفا بیشترن
...ضعفا بیشترن
...ایستادگی در برابر ضعفا
یک اونی بود
پشتش هم ضعفا بودن
همیشه ازدحامی از ضعفا حضور داشتن
...در برابر ضعفا همیشه ی خدا
سربازای قوی بودن
اون مرد تصمیمش رو گرفته بود
جایگاه من همیشه در برابر قدرتمندهاست
عدالتی نیست. شری نیست
فقط قدرته که مونده
،نهایتا یکی از ملل بزرگ اسم اوگره رو بهش داد
یکی از مللی که این مرد به راحتی ،به رئیس جمهورش رسیده بود
اونقدر ترسیده بودن که زیر ،سایه ی خدا قایم شدن
و تونستن با پول لطف و ترحمش رو بخرن
،جمعیت ضعفا که به ناامیدی کشیده شده بود
قدرت نهایی و تهدید هر کشوری رو پذیرفت
و مثل یک فرشته بهش عشق ورزید
حلقه ای که پدر و پسر رو توی خودش نگه میداشت آروم آروم کوچیک شد
ناحیه انرژی ای که از این پدر و پسر ساطع میشد ،داشت تموم میشد
همه میخواستن نزدیک تر باشن تا بهتر حسش کنن
!میخواستن توی ذهنشون حک شه
مشت های پسر مشت های پدر رو حس میکرد
مشت های پدر چی رو حس میکردن؟
هردو دنبال زاویه مناسب برای مشت زنی بودن
پاهای هردونفر به دنبال
نقطه مناسب برای ضربه بودن
این مشکل داخلی توسط تلفن های ،همراه و اخبار تلوزیونی همه گیر شده بود
و حتی به صفحه کامپیوترها هم راه باز کرده بود
مرکز شینشینکای
داری نگاه میکنی، بابا؟
...این رقابت، من
دوست دارم کی ببره؟
..پدر
منم میتونم اینکارو کنم
برای نشون دادن غرور و سرسختی بود؟
یا برای در آغوش کشیدن پسری که در فورانه؟
پدر به آرومی کف دستهاشو باز از هم نگه داشت
میتونم ببینمش؟
میتونم بشنومش؟
...مشت هام به بدن پدر میخورن
میتونم حسشون کنم
مشت های کرخت شده ام تنها راه ارتباطی بین من و پدرن
واقعاً دارم بهش مشت میزنم؟
یا دارم مشت میخورم؟
حالا میتونیم با هم ارتباط برقرار کنیم
اگه مشت عادی رد و بدل میکردیم خیلی بیهوده میشد
درسته. یه جوری بهش مشت میزنم انگار دارم بغلش میکنم
اینم از دنده هام
دو سه تاش شکستن
اون بی نظیره. بابا واقعاً بی نظیره
چندبار؟
امشب چندبار گفتم که بی نظیره؟
...اینم مثل
No comments yet. Be the first to leave one.