Informace o verzi

Uchi no Ko no Tame naraba - S01E03 - AnimWorld
Komentář od talismannight

Tagy

other
Zveřejněno: 2019-07-19
Stažení: 20
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 162 řádků.

لاتینا خیلی نازه‏،‏ و یه کاری می کنه که دلم نخواد برم سر کار‏.‏

ببینم عقلت رو از دست دادی‏،‏ ها؟

این دفعه باید کلی راه رو تا پایتخت اوسبلیک پشت سر بذارم‏!‏

نمی تونم لاتینا رو ببینم‏.‏ به جاش مجبورم همچنین آدمای پیر و پاتال بشم‏.‏

آخه چطوری باید حالم بهتر بشه؟‏!‏

نمی خوام برم‏!‏

می فهمم‏.‏ کاره دیگه‏.‏

باید ببینم لاتینا چطوری منتظرم می مونه‏.‏‏.‏‏.‏

تازه اون چند تا دوست پیدا کرده

واسه همین وقتی نیستم لااقل می تونه سرگرم بشه‏.‏

واسه همین درک می کنم که‏.‏‏.‏‏.‏

ولی بازم هیچ دلم نمی خواد برم‏،‏ می فهمی؟

حالا که اینطوره‏،‏ اینو فرصتی بدون که بری براش یه سوغاتی ای که دوست داره بخری‏.‏

سوغاتی؟

سوغاتی‏،‏ ها‏.‏‏.‏‏.‏

حالا که داری می ری به پایتخت سلطنتی‏،‏ احتمالا اونجا یه سری شیرینی های کمیابی پیدا میشه‏.‏

متشکرم‏!‏

دیل‏،‏ دوستت دارم‏!‏

شاید بتونم اینکار رو کنم‏.‏

خب‏.‏ گمونم درستش هم همینه‏.‏

مرد جوان رهسپار می شود‏.‏

اگه خسته ای لازم نیست بلند شی‏،‏ باشه؟

متاسفم‏،‏ لاتینا‏.‏

می خوام یه مدتی برم بیرون‏.‏

می تونی اینجا طاقت بیاری؟

می تونم تحمل کنم‏.‏

حتما واست چند تا کادو می گیرم‏!‏

باشه‏.‏

به خاطر من خوب مراقبش باشین‏.‏

حتما‏.‏

اون بیرون خرابکاری نکنیا‏.‏

حالا که لاتینا منتظرمه دست از پا خطا نمی کنم‏!‏

خب دیگه‏،‏ من می رم‏.‏

باشه‏.‏

به سلامت‏،‏ دیل‏.‏

سر کار مراقب خودت باش‏.‏

گمونم از پسش برمیام‏.‏

تی تی امروز واسه یه ماجراجویی به پایتخت می ریم‏.‏

ولی شنیدم که خیلی سخت می شه با طرفمون سر و کله زد‏.‏

اوناهاش تی تی‏!‏

من اینجام تا گوش به فرمانتون باشم دوک الدشتدت‏!‏

من دیل ریکی هستم‏.‏ ممنون می شم سوارم کنی‏.‏

خب‏.‏‏.‏‏.‏

برو دیگه‏.‏

پرواز کن‏،‏ تی تی ‏.‏

شنیدم کسی که اینکار رو می کرده بعد خرد کردن اعصاب این یارو مقامش رو از دست داده‏.‏

ولی کادو باید چی براش بگیرم؟

نمی دونم یه دختر چی دلش می خواد‏.‏

حتما باید شیرینی ای چیزی باشه دیگه؟

چه ترسناک‏!‏

اگه بتونم باید سعی کنم یکم دلش رو به دست بیارم‏.‏

اوم‏.‏‏.‏‏.‏ یکم از اینا می خواین؟

شکلات؟

تازه یادم افتاد‏.‏

گمونم اژدهاسوار قبلی به خاطر اینکه باهاش مثل بچه ها رفتار می کرده رفته بوده رو مخش‏!‏

هیچ وقت نباید به همچین کسی شکلات تقدیم کنم‏!‏

گمونم تا حالا واسش شکلات نخریدم‏،‏ نه؟

فکرش رو بکن که لپاش رو پر کرده از شکلات‏.‏‏.‏‏.‏

اینا خیلی خوشرنگن‏،‏ واسه همین شرط می بندم که ازشون خوشش میاد‏.‏

بر فنا رفتم‏!‏

رسیدیم به مقصدتون قربان‏.‏

اوم‏،‏ مشکلی پیش اومده‏.‏‏.‏‏.‏

کجا از اینا می فروشن؟

گرگور‏-‏ساما منتظرته‏.‏

اومدی‏.‏

مدتی بود ندیده بودمت‏،‏ گرگور‏.‏

می تونی منو به نامزدت معرفی کنی؟

خیلی خب‏،‏ دیل‏.‏

می خوای همین الان بکشمت؟

هنوزم مثل همیشه ای‏،‏ ها؟

اول از همه باید بگم که رز نامزدم نیست‏.‏

یه هدیه؟ تازه رسیدی و داری به این زودی برای رفتن آماده می شی؟

دارم می گردم یه چیزی پیدا کردم که یه دختر کوچولو ازش خوشش بیاد‏.‏

و اینطور که من تو رو می شناسم

تو هم به جز نامزدت کسی رو سراغ نداری

که از اینجور چیزا سر در بیاره‏.‏

خیلی خب‏،‏ همین جا بمون‏.‏ سعی می کنم زود ترتیبش رو بدم‏.‏

صبر کن ببینم‏.‏‏.‏‏.‏ کدوم دختر بچه رو می گی حالا؟

بچه امو‏.‏

قربونش برم خیلی شیرینه‏،‏ خیلی ناز و گوگولیه‏!‏

ماشاالله خیلی شجاعم هست‏!‏

با اون دستای کوچیکش برام دست تکون داد و گفت ‏"‏مراقب خودت باش‏"‏‏.‏‏.‏‏.‏

حتی فکرشم که می کنم‏.‏‏.‏‏.‏ اشکام سرازیر میشه‏!‏

می خوام برم خونه‏.‏

خب‏.‏ بیا بریم تو کارش‏.‏

هی‏،‏ گرگور‏!‏ بیا بریم ببینم چی دوست داره‏!‏

هر چه سریعتر اینا رو از سر راه بردارم‏،‏ زودتر می تونم برم‏،‏ درسته؟

چه بلایی سرت اومده؟

سرپرستی به بچه شیطون با یه شاخ شکسته رو قبول کردی؟

اگه قراره من باهاش زندگی کنم

مشکلی با شیطون بودنش ندارم‏.‏

نه‏،‏ مشکل این نیست‏.‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

حقیقت اینه که تو داری بعضی از هم نوعانش رو می کشی

ممکنه یه دفعه این قضیه مشکل ساز بشه‏.‏

اگه ماموریت شغلی باشه من انسان هم می کشم‏.‏

از شنیدنش خیالم راحت شد‏.‏

جای خادمای ارباب شیاطین هفتم رو پیدا کردیم

شیاطین رو پیدا کردین؟ یا فقط چند تا مینیونشون رو؟

هنوز مشخص نشده‏.‏

همون طور که می دونی‏،‏ شیاطین با شروع خدمت به ارباب شیاطین

قدرتی فراتر از اونی که در حالت عادی دارن به دست میارن‏.‏

و همه شونم از نژاد شیطانی نیستن‏.‏

همون طور که گفتم‏.‏ اگه قضیه کاری باشه‏،‏ برام مهم نیست چیکار کنم‏.‏

منم همراهیت می کنم‏.‏

اینجور که پیداست ارباب جوان هنوزم خوشش میاد حسابی بازی کنه‏،‏ ها؟

به جای اینکه بر موقعیت اشراف زادگیم تکیه کنم

تکیه بر اینو برای شروع زندگی جدیدم انتخاب کردم

مادرم یه خارجی بود و اولین همسر دوک هم نبود‏.‏

اجازه می دم برادرام نگران خونه و املاکمون باشن

و در عوض آزادانه با چیزهایی برخورد می کنم که معمولا بهترین جواب رو می دن‏.‏

خب‏،‏ خیالم راحته که دوستی مثل تو دور و برمه‏.‏

حداقل یه تکونی بخورو جلوی پدر خودی نشون بده‏.‏

گرفتم‏.‏

پایه و اساس فرستادن یه نیروی کوچیک و برگزیده برای رسیدگی به خادمان ارباب شیاطین

اینه که یک اقدام نظامی هماهنگ شده از طرف ملت

ممکنه از نظر ارباب شیاطین یه اعلان جنگ به نظر بیاد‏.‏

برای کاهش دادن این خطر در حالی که تهدید همچنان وجود داره

یه کمین با نیروهای کم و سازمان نیافته باید موثر باشه‏.‏

منتظر شنیدن اخبار موفقیت تون می مونم‏.‏

به عبارت دیگه یه ترور‏.‏

بازم مثل همیشه‏.‏

به گفته دیده بانا

هدف اون طرف کوهستان قرار گرفته‏.‏

اون ورشه‏،‏ ها‏.‏‏.‏‏.‏

با یه اژدهای پرنده عین آب خوردن می مونه‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

اگه می خواستیم هدف بفهمه داریم میایم شاید می شد ازشون استفاده کنیم‏.‏

به چند روز وقت احتیاج داریم‏.‏

کافی نیست‏.‏‏.‏‏.‏

فقط همین انتظار ازتون می ره‏.‏

کلی آذوقه داریم که‏.‏‏.‏‏.‏

کافی نیست‏!‏ کافی نیست لاتینا‏!‏

چی کافی نیست الان؟

کافی نیست لاتینا‏!‏

من بیشتر می خوام‏،‏ همین الان‏!‏

لاتینا‏!‏

واقعا که‏،‏ هیچ معلومه چه بلایی سرت اومده؟

این کلوچه شپرده‏.‏

بهت تخفیف می دم‏،‏ پس بخورش‏.‏

گمونم داری به زور سفارش به خرد مردم می دی‏،‏ آره؟

ولی این یه جورایی سفت شده‏.‏

خب‏،‏ این تمرینیه‏.‏

تمرینی؟

واسه اون خانم کوچولو؟

درسته‏.‏ این کلوچه رو لاتینا امتحانی درست کرده‏.‏

خیلی خب‏.‏ بذارش همینجا بمونه‏.‏

یکی فروختی‏!‏

خوب شده بود؟

خودت می تونی ازشون بپرسی‏.‏

وقتی به نظر رسید که پختن خبرم کن‏،‏ باشه؟

هی‏،‏ ریتا‏.‏ برگشتی‏.‏

معلومه شاگرد خوبی پیدا کردی‏.‏

نه‏.‏‏.‏‏.‏ می دونی اون خیلی احساس تنهایی می کرد‏!‏

دیگه کم کم دیل برمی گرده‏.‏

اون می دونه که منتظرشی‏.‏

همیشه وقتی برگرده خونه خبرت می کنه‏،‏ درسته؟

این ثابت شده اس‏.‏

اون خبرم می کنه‏.‏

ولی قبل اینکه تو پیدات بشه اینکار رو نمی کرد‏.‏

اینکار رو نمی کرد؟

تو براش خیلی خاصی‏.‏

من برای دیل خاصم؟

آره‏،‏ درسته‏.‏

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left