Prvních 184 řádků.
!گنیا
:قسمت ششم
مگه نمیخواستی یه هاشیرا بشی؟
...گن
یا...
این دیگه چه ضربهای بود؟
!نمیتونم خودمو بازیابی کنم
!حمله جواب داد
!بدجور درد داره
!آروم بگیر! شبیه رقتانگیزا شدی
!یکم طول میکشه، ولی میتونیم خودمونو بازیابی کنیم
نمیدونم گنیا چیکار کرد
!ولی چون سر یکیشون رو زده بود یه چیزی رو فهمیدم
انگار اگه سر هر چهارتاشون رو همزمان هم بزنیم
!نمیتونیم مثل گیوتارو کارشو تموم کنیم
!حمله کردن به این چهارتا شیطان کاملاً بیمعنی بود
!نزوکو
!نزوکو
!نزوکو
.همه این مدت یه چیزی رو مخم بود
نکنه سرشون اون قسمت حساسشون نباشه؟
.یه چیزی رو حس کردم
...بویی که فقط یه لحظه تونستم حسش کنم
.درسته
...اونا
!بوی شیطان پنجم
!اونا پنج نفرن
!باید پیداش کنم
...سر پنجم باید
!خیلی به خودت نناز
...من اونیم که یه ماه بالا رو
!شکست میده
...گنیا
!تو تنهایی ماه بالای شیشم رو شکست ندادی
!واسه همینه که یه هاشیرا نشدی
!عا اونو میگی، آره درسته
...شرط میبندم
...که قراره
!شکستت بدم
گنیا! آب دهنت سرازیره حواست هست؟ مشکل چیه؟
!تازه داری خفمم میکنی
!من اونیم که هاشیرا میشه
!که اینطور
!فهمیدم، چرا که نه
!من و نزوکو کاملاً حمایتت میکنیم
!بیا سه تایی همه تلاشمون رو بکنیم
ها؟
!مطمئنم یه شیطان پنجمی اینجا هست
من دنبالش میگردم !پس برام یکم وقت بخر
!میدونم قصدت چیه
...میخوای کاری کنی گاردمو بیارم پایین
ها؟
!مواظب باش
!شیطان خشم خودشو بازیابی کرده
!زود باش
!گنیا
،به محض اینکه پنجمی رو پیدا کردم بهت میگم
!پس این شیطانها رو متوقف کن
!دهنشو، همشون بازیابی شدن دیگه
!هرکاری میکنی فقط به نزوکو آسیب نزن
!چون اون خواهر کوچیکمه
...اوه
شیطان پنجم کجاست؟
!تا گنیا و نزوکو جلوی بقیشون رو گرفتن باید پیداش کنم
این چی بود؟
به خاطر بادی که شیطان بادبزندار تولید کرد
!بوی گوگرد چشمههای آبگرم از بین رفت
!پیداش کن
!تمرکز کن
!چیزی نیست
!اونا هیچوقت نمیتونن پیدام کنن
!همه چی خوبه
!چهار احساس من، اون شرور لعنتی رو واسم میکشن
!پیداش کردم
!پیداش کردم! پیداش کردم! پیداش کردم
!گنیا
!اوروگی
!مستقیم برو سمت شمال شرق
!شیطان پنجم خودشو اونجا قایم کرده
!گنیا
!برو دنبالش
!من پوششت میدم
!شمال شرق
!تف بهش، بازم رعد و برق
!نزوکو! برو کمک گنیا
!نزار شیطان رعددار سر راه گنیا بیاد
!نزار باد ببرتت
!هرجور شده تو این نقطه خودتو حفظ کن
!بدبخت شدیم! یه رعد هم داره میاد
!نزوکو
!هو هو هو
عذابآوره مگه نه؟
!باید خیلی طاقتفرسا باشه
ماه بالا
پنج
پس همه جاش یه جوره؟
!هاهاها
،نه تنها نمیتونی تکنیکهای تنفست رو آزاد کنی
!حتی آخرین نفست رو هم همونجا خواهی کشید
!ها ها ها
...شبیه یه جور رواقیون فیک شدی
رواقیون: نوعی مکتب فلسفهست که مریدانش که از همه .امیدهای ممکن و ناممکن دست شسته و فقط واقعگرایی میکنند .اینجا داره بهش تیکه میندازه که یعنی تو هم هیچ امیدی نداری
!چقدر عالیه
!جوانههای خلاقانه من در حال فوران کردنن
.مبارزه نکن
.تو منو ناراحت میکنی
...سکیدو
ماه بالا
چهار
...میدونم! به صلیب
...این بچه
!حتی از قبل هم سریعتر شده
.نه
...حتی از اولین باری که دیدمش
!همیشه از حدش فراتر رفته
!اون واکنشهای باورنکردنی !تواناییش واسه تطبیق خودش با مبارزه
!وقتی در آستانه سقوطه یه رشد انفجاری نشون میده
!لعنتی
!کاراکو! کاراکو
!توله سگ دو زاری
!خیلی خب
!حالا دیگه باید برم دنبال اون بچه تفنگدار
ها؟
!لعنتی
!منو برید
!تف بهت سگ آشغال
!گنیا
!سمت راستت
!داره میره سمت جنوب
!بگرد
!عجبا! دارم میگردم دیگه
!دو ساعته دارم میگردم
طلسم؟
چون یه طلسم زده نمیتونم ببینمش؟
!گاییدمش! ریدم دهنش
کدوم گوری هستی؟
هرچی بیشتر طول بکشه .من بیشتر خسته میشم
!غرب
!یکم بیشتر به راست
!نزدیکته
!زیر پاته
کدوم گوری هستی؟
...کدوم
!گنیا! زیر پات
ها؟
!کوچولوعه
!این خیلی کوچیکه
این بدن اصلیشه؟
همچین چیزی؟
اخه دهنتونو من چطوری باید اینو پیدا کنم؟
!از موشم کوچیکتره
!اون چهارتا خرکی قوین
بعد این کوچولو کنترلشون میکنه؟
...جنگیدن با اون چهارتا
...وقتی داری دنبال یه موش میگردی
!عجب بدبختییه
!حالا فهمیدم چرا خیلی از شیطانکشا مردن
!انقد رو مخم نرو !گه رو مخ
!بدجور عصبانیم کرده
!خیلی خب از پسش برمیام! من بردم
نم-نمیتونم قطعش کنم؟
!نمیتونم قطعش کنم
!غیرممکنه
!امکان نداره
!نگاهش کن! سرش حتی از انگشتمم کوچیکتره
!خوب نیست
!مادرشو
!خیلی کند بودم
!نمیتونم از سر راهش برم کنار
.قراره بمیرم
.نمیتونم سرمو بازیابی کنم
...داداش بزرگه
...میخواستم یه هاشیرا بشم
.تا برادر بزرگم تصدیقم کنه
...و
...میخواستم معذرتخواهی کنم
!به خاطر حرفهایی که اون موقع زدم
:شیطان کش آرک روستای شمشیرسازی
:شیطان کش آرک روستای شمشیرسازی
. . .مادرم
.شخص نحیفی بود
.وقتی سنم خیلی کم بود ازش بلندتر شدم
مادرم همیشه از صبح تا شب .مشغول کار کردن بود
.حتی یه بار هم ندیدم که بخوابه
No comments yet. Be the first to leave one.