Prvních 200 řádků.
چطور جرات میکنی دست به چیزهای من بزنی؟
...چطوری
تو اینجایی؟
...ته کیونگ
نکنه تو مستاجر اینجایی؟
وای خدا چه اتاق بچه قشنگی
اگه من مادر بودم، دوست داشتم بچه امو اینجا بزرگ کنم
وقتی سر کلاسی بچه ات می تونه اینجا بمونه
صبر کن این چه بویی ـه؟
انگار بچه پی پی کرده
ایوای ببخشید
همینجا عوضش کن
نمی خوام اتاق نشیمن بو بگیره
مرسی
خانم شما اول برو
من باید پوشک بچه رو عوض کنم
باشه بیرون منتظرت می مونم
کسی که می خواست اینجارو ببینه نتونست بیاد
این خانم به جاش اومد
حق دارین ناراحت بشین
ممنون که درک می کنین
من بهشون تذکر میدم
نیازی نیست
نمی خوام اینجارو بهشون اجاره بدم
چی؟
احتمالا همو می شناسین؟
آهان معلومه می شناسین
باشه چشم یکی دیگه رو پیدا میکنم
چیزی نیست عزیزم
الان سریع عوضت میکنم
مگه میشه
چطور همچین چیزی ممکنه؟
تموم شد
بیا
جونم
وقتی برگشتم
دنبال جا میگردم
جا؟
...یه جای راحت و قشنگ
برا بزرگ کردن بچه
قبل از تولد واقعی
باید براش اتاق درست کنیم
سر قولش موند
اتاق برا واقعی
تموم شد؟
اگه تموم شد لطفا برو
من خسته ام
بله تموم شد
الان سریع وسایلمو جمع میکنم
بله اونی
تصادف؟
ببینم خیلی صدمه دیدی؟
باشه الان خودمو می رسونم
توقع نداشتم دوباره به هم بر بخوریم
به هر حال بخاطر امروز ممنونم
خدا حافظ
...فقط همینو
داشت بهم بگه؟
بریم هانول
هونگ جون، ببخشید که اینقدر ناگهانی رفتم
بازم میام دیدنت
غذاتو خوب بخور
به حرفهای مادر بزرگتم گوش بده
منم دوستت دارم
چرا راستشو به هونگ جون نگفتی؟
می تونست سوار آسانسور بشه بیاد ببینت
اگه می گفتم ناراحت میشد
...رفتم براش شیر شکلاتی که دوست داشت بخرم
تو لابی از دستم افتاد منم روش لیز خوردم
بعد از لیز خوردن تا پنج دقیقه نتونستم حرکت کنم
معلوم شد استخون دنبالچه ام صدمه دیده
حالا چیکار باید بکنی؟
باید استراحت کنم تا کبودی ها برطرف بشه
اما بخاطر این وضعیت باید یکی همراهم باشه
چیکار کنم؟
مامانم مشغول مراقبت از هونگ جونه
خودم کمکت میکنم
چطوری تو رو اینجا بذارم برم خونه؟
شما همراهشی؟
بله منم
...سلام
میبینم بچه داری
فکر نکنم اجازه بدن بچه بیاد تو بخش
آخر شبه کسی نیست مراقب بچه باشه
من تا حالا از بچه ام دور نشدم
نمیشه همین یه شب بچه ام پیشم بمونه؟
امشب مریض دیگه ای نداریم
می تونی نگهش داری
تخت همراه کوچکه
می تونی رو تخت مریض بخوابی
باشه ممنون
منم یه بچه دارم ، بعدا می بینمت @KoreanAngels
باشه
...فقط
مادر حرف یه مادرو می فهمه
خوشحالم که درست شد
وقت شیر دادن به هانول شده؟
آره
کجا گذاشتم؟
دنبال چی میگردی؟
کیسه وسایلش
"اوه هانول؟"
بعد از تولدش اسم واقعی رو چی بذاریم؟
مثل خودت یه رنگ بذاریم چطوره؟
پس به جای من اسم بچه رو تو بذار
رنگ مورد علاقت چیه؟
آبی آسمانی
آسمونی مثل امروز یه آسمون بدون ابر
اوه هانول
قشنگه
...واقعا اسم واقعی رو
هانول گذاشت؟
من تو واحد 1504 زندگی می کنم
اگه صاحبش اومد بدین بهش
باشه چشم پیام دیگه ای ندارین؟
نه، ندارم
مارک همیشگی نیست به دلم نمی شینه
برم کیفو پس بگیرم؟
نه
جرات برگشتن به اونجارو ندارم
...هانول ببخشید که خنگ بازی در آوردم
باعث اذیت تو شدم
دخترخوب
تموم شد؟
اگه کارت تموم شده برو خسته ام
بله تموم شد
الان وسایلمو جمع میکنم میرم
هوم؟
ای جان
بذار ببینم
ممنون زن دایی
از بس خوشگله نمی تونستم از کنارش جم بخورم
فکر کردم بهش میاد که براش خریدم
چقدر بامزه شده
وون ، پس من چی
چقدر با نمکی
حالت خوبه مادر؟ مریض شدی؟
نه من خوبم
میرم تو اتاقم مبادا وون بگیره
از وقتی ته کیونگ رفته همینجوره
خودش می دونه و پسرش
ای جان
چطوری، وون؟
میای پیش مادربزرگت؟
مادربزرگ، نه نمیشه
چند بار باید بگم؟
جی میونگ، چته تو؟
مادربزرگ عاشق وونه
اگه دوستش داره باید مراقب باشه
خوشم نمیاد کسی بچه رو ماچ کنه
باشه منم نمی خوام
چه بهتر
عزیزم بیا بریم بالا
خدای من
- ببخشید - بذار بغلش کنم
نمیذاره منم ماچش کنم
- داریم میریم بالا - باشه
- بیا بریم -خدایا
خدای من
دیگه فراموشش کردم
اگه بس کنی من دیگه یادشم نمیفتم
کاری به کار من نداشته باشین
الان دیگه حالم از زنها بهم میخوره
عزیزم هنوزم حالت خوب نشده؟
دارو خوردم
خوب میشم
...از چون میونگ شنیدم
برا ته کیونگ قرار آشنایي گذاشته بودی
آره
با ته کیونگ بحثتون شد؟
چطوره یکم بهش زمان بدیم؟
شایدم هنوز دلتنگ یون دوو باشه
الان یه سال گذشته
تا کی باید بذاریم تنها باشه
روز به روز داره بدتر میشه
هر چی ته کیونگ بیشتر اینجوری کنه
من بیشتر از یون دوو متنفر میشم
...اگه ته کیونگ
برای همیشه تنها بمونه چی؟
خدا جون
واقعا ناراحتم
خیلی ناراحتم
به هر حال
ته کیونگ دوباره چیکار کرده که مادرش اینجوریه؟
برا ته کیونگ دختر پیدا کرده بوده
قرار آشنایی؟
چی ؟ قرار آشنایی کی ؟ عروس؟
...بله کلی بهم التماس کرد که
ته کیونگ رو مجبور کنم بره
منم بد جوری گیر کرده بودم
فکر نکنم ته کیونگ هنوز یون دو رو فراموش کرده باشه
خب که چی؟
تا کی قراره تنها بمونه
همینو بگو مطمئنم واقعی هم به دنیا اومده
ته کیونگ احمق تر از اون چیزیه که فکر می کردم
البته که تا حالا بچه اش به دنیا اومده
برا همینم مادرتون می خواد برا ته کیونگ زن بگیره
ای خدا
فهمیدم می تونین برین بالا
- باشه مادربزرگ - شب بخیر
No comments yet. Be the first to leave one.