Prvních 200 řádků.
آليس در سرزمين عجايب
زيرنويس از اميـر طهماســـبي
چارلز، بالاخره عقلت رو از دست دادي
اينكار غيرممكنه
.براي بعضيها آقايون، تنها راه دستيابي به غيرممكنها
اينه كه باور كنيم اونها ممكن هستند
اين جور تفكرات باعث نابودي تو ميشن
من ميخوام شانسم رو امتحان كنم
تصور كنين كه تجارتمون رو تا ... رانگون، بانكوك و جاكارتا گسترش بديم
دوباره كابوس؟
زياد طول نميكشه
من افتادم پايين يه گودال تاريك
بعدش موجودات عجيبي ديدم
چه جور موجوداتي؟
خب، يه پرنده دودو، يه خرگوش با جليقه و يه گربه كه ميخنديد
نميدونستم گربهها بلدن بخندن
منم نميدونستم
و يه كرم ابريشم آبي
كرم ابريشم آبي؟
همممم
فكر ميكني دارم ديوونه ميشم؟
متاسفانه بله تو ديوونه شدي، عقل از سرت پريده
اما يه رازي رو بايد بهت بگم بهترين آدمها همه همينطوري هستن
اين فقط يه روياست آليس هيچچيزي نميتونه در اون بهت صدمه بزنه
اما اگه خيلي ترسيدي، هميشه ميتوني اينطوري بيدار بشي
واقعا بايد بريم؟
اصلا فكر نكنم متوجه بشن كه ما رسيديم اونجا
اونها متوجه ميشن
كرستت كجاست؟
جوراب هم نپوشيدي
من با اين چيزها مخالفم
اما تو درست لباس نپوشيدي
كي ميگه چي درسته؟
اگه بگن كسي كه يه ماهي روي سرش گذاشته، درست لباس پوشيده چي؟
تو هم اينكارو ميكني؟ - ... آليس -
براي من كرست مثل همون ماهيه
!خواهش ميكنم، امروز ديگه نه
اگر پدر بود حتما ميخنديد
معذرت ميخوام. من خستهام ديشب خوب نخوابيدم
دوباره خوابهاي بد ديدي؟
همون يه خواب
تا اونجايي كه يادم مياد، همش يه خوابه
فكر ميكني اين عاديه؟
مردم خوابهاي متفاوت نميبينن؟
نميدونم
بگير تو زيبايي
حالا ميشه بخندي؟
بالاخره رسيدين فكر ميكردم هيچوقت نرسين
آليس، " هميش" منتظره كه باهات برقصه برو
متوجه شدين كه ساعت از 4 گذشته؟
حالا همه كارها عجلهاي ميشه
معذرت ميخوام - آه، مهم نيست -
همسرم رو ببخشيد، اون 20 ساله كه براي امروز نقشه ميكشه
... اگه چارلز اينجا بود
همدردي منو بپذيريد
من هميشه به همسرتون فكر ميكنم اون واقعا مرد بابصيرتي بود
اميدوارم فكر نكنين كه من از اين اتفاق بد، سود ميبرم
البته كه نه خوشحالم كه شما شركت همسرم رو خريدين
احمق بودم كه وقتي فرصت داشتم در كارهاي ديوانهكنندش مشاركت نكردم
چارلز هم همين فكر رو ميكرد
هميش، تو هيچوقت از اين رقص خسته نشدي؟
برعكس، فكر ميكنم اين خيلي نيروبخش هم هست
باعث تعجبت شدم؟
نه
يه لحظه به ذهنم رسيد كه اگه زنها شلوار بپوشن
و مردها لباس زنانه چي ميشه؟
بهتره كه اين تصوراتت رو براي خودت نگه داري
وقتي شك داشتي هم ساكت بموني
ما رو ببخشيد، آقا امروز حواس دوشيزه كينزلي پرته
حواست كجاست؟
داشتم فكر ميكردم اگه پرواز ميكرديم، چي ميشد؟
چرا وقتت رو
صرف فكر كردن به چنين چيزهاي غيرممكني ميكني؟
چرا نبايد اين كارو كنم؟
پدرم ميگفت كه بعضي وقتها قبل از صبحانه
به 6 چيز غيرممكن فكر ميكرده
بيا
آليس، درست ده دقيقه ديگه بيا به آلاچيق
بايد به رازي رو بهت بگيم
اگه بهم بگين كه ديگه راز نيست
شايد نبايد بگيم - ما تصميم گرفتيم كه بگيم -
اگه بهش بگيم ديگه شگفتزده نميشه -
ميشي؟ - نه اگه بهم بگين -
اما حالا كه حرفش رو زدين بايد بگين
نه نميگيم - درسته، نميگيم -
داشتم فكر ميكردم اگه مادرتون بفهمه
كه شما دوتا لخت توي درياچه "هاورشيم" شنا ميكردين، چي ميشه
چنين كاري نميكني - اوه، چرا ميكنم -
مادرتون اونجاست
هميش ميخواد ازت تقاضاي ازدواج كنه
شماها غافلگيري مراسم رو از بين بردين
!اوه، بايد خفشون ميكردم
همه سعي كردن كه اين موضوع مخفي بمونه
همه خبر دارن؟
بخاطر همينه كه همه اومدن - اين مراسم نامزدي توئه -
هميش داخل آلاچيق ازت تقاضاي ازدواج ميكنه ... وقتي كه "بله" بگي
اما من نميدونم كه دلم ميخواد با هميش ازدواج كنم يا نه
پس كي رو ميخواي؟ هيچكسي بهتر از يه لرد نيست
تو به زودي 20 سالت ميشه، آليس اين صورت زيبايت براي هميشه باقي نميمونه
تو كه نميخواي آخرش مثل "عمه ايموگن" بشي
نميخواي سربار مامان بشي، ميخواي؟
نه
پس، با هميش ازدواج ميكني
بعدش مثل من و "لوئل" خوشحال
و عالي زندگي ميكني
تصميمش گرفته شده
آليس عزيز
تنهاتون ميذارم
ميتونيم باهم قدمي در باغ بزنيم، فقط من و تو؟
ميدوني هميشه از چي ميترسيدم؟
زوال طبقه اشرافي؟
نوههاي زشت اما تو دوستداشتني هستي
... تو بچههاي كوچولوي !احمق
اون باغبون گلهاي رز سفيد كاشته
ولي من رز قرمز ميخواستم
ميتونين اون رزها رو رنگ قرمز بزنين
چه حرف عجيبي
بايد بدوني كه پسرم، دستگاه گوارش حساسي داره
اونو ديدين؟ - چي رو؟ -
فكر كنم يه خرگوش بود - حيوان كريه -
خوشم مياد سگها رو بندازم دنبالشون
اگه غذاي بد براي هميش بپزي ممكنه دچار انسداد روده بشه
اين بار اونو ديدين؟
چي رو ديدم؟ - !اون خرگوش -
!داد نزن
حواست رو جمع كن. هميش ميگفت كه خيلي حواس پرتي
چي ميگفتم؟ مشكل انسداد رودهي هميش -
ديگه نميتونم جلوي كنجكاويم رو بگيرم !بايد منو ببخشيد
!عمه ايموگن
فكر كنم ديوونه شدم من همش يه خرگوش كه جليقه پوشيده ميبينم
الان نميتونم نگران خرگوش خيالي تو باشم
من منتظر نامزدم هستم
شما نامزد دارين؟
اونجا! ديديش؟
اون يه شاهزاده است
اما افسوس كه تا وقتي تاج و تختش رو رها نكنه، نميتونه با من ازدواج كنه
دردناكه، مگه نه؟
خيلي
لوئل؟
... آليس! ما فقط
هتي" دوست قديمي منه"
آره ميبينم كه خيلي با هم صميمي هستين
به خواهرت كه نميگي، ميگي؟
نميدونم من گيج شدم، بايد فكر كنم
خب، به "مارگارت" فكر كن اون ديگه بهم اعتماد نميكنه
تو كه نميخواي زندگي خواهرت رو نابود كني، ميخواي؟
من؟ -
اين من نيستم كه يواشكي پشت سرش ... از اين كارها
اينجايي
... آليس كينزلي
هميش
چي شده؟
يه كرم ابريشم روي شونته
!اه
!بهش صدمه نزن
تو بايد دستت رو بشوري
آليس كينزلي
آيا همسر من خواهي شد؟
... خب
همه اين انتظار رو دارن
و تو يه لرد هستي
زيبايي من هم ابدي نيست ... و دوست ندارم سرنوشتم مثل
... اما اين اتفاق خيلي سريع افتاد و من
... فكر ميكنم
... فكر ميكنم من
يه لحظه بهم فرصت بده
!سلام
اين فقط يه روياست
فكر ميكني اون همه چيز رو از بار اول يادشه
تو يه آليس اشتباهي آوردي
اون خودشه، من مطمئنم
!اون آليس اشتباهيه
بهش يه فرصتي بدين
!عجيب و عجيبتر
بهتون كه گفتم خودشه
من كه قانع نشدم
اين به جاي تشكرته؟
من دو هفته است كه دنبال آليسها ميگردم يكي بعد از ديگري
جونورهاي ديگه تقريبا داشتن منو ميخوردن
... ميتونين تصور كنين
اونها كاملا لخت بودن و در محلهاي عمومي نجاست ميكردن
من مجبور بودم كه رومو برگردونم - !اون اصلا شبيه آليس نيست -
چون اون آليس اشتباهيه
اگه بود، ممكن بود - !اگه نباشه، خب نيست -
اما اگه بود، ميشد - اما نيست، بهيچ وجه -
چطور ميتونم آليس اشتباهي باشم در حاليكه اين روياي منه؟
ميتونم بپرسم شماها كي هستين؟
من "تويدلدي" هستم "اين هم "تويدلدام
برعكس، من تويدلدام هستم و اين تويدلدي
ما بايد با " آبسولم" مشورت كنيم
دقيقا. آبسولم ميدونه اون كيه
آليس، بيا عزيزم - !نوبت تو نيست -
تو جرزني ميكني
هي، ولش كن - !بريم -
اونها هميشه همينطورين؟ - اين يه سنت خانوادگيه -
ميتونين با هم ببريدش
اين آبسولم كيه؟ - اون باهوشه، اون خيلي باهوشه
اون آبسولمه
تو كي هستي؟
!آبسولم؟
No comments yet. Be the first to leave one.