Prvních 200 řádků.
مُسفيلم
ماما ، كوكو...!ا
كودكي ايوان
بر اساس رماني از بوگومولوف
فيلمنامه : ولاديمير بوگومولوف ، ميخائيل پاپاوا
كارگردان : آندري تاركوفسكي
فيلمبردار : واديم يوسف
تدوين : وياچسلاو افچينيكف
موسيقي : لودميلا فيگينووا
بازيگران
كوليا بورليائوف به نقش ايوان
والنتين زوبكف :سروان خولين اي.ژاريكف : ستوان گالتسف
س.كريلف : كاتاسونيچ ن.گرينكو : سرهنگ گريازنف
آندري ميخالكف :سرباز عينكي
ل.مالياوينا : ماشا ايرما تاركوفسكا : مادر ايوان
جناب ستوان يكم
بله... چي شده؟
يك نفر رو گرفتند. ستوان دوم دستور دادند بياوريماش پيش شما
چراغ رو روشن كن
داشت توي آب كنار ساحل سينهخيز ميرفت
نميگه چرا؟ جواب هيچ سوالي رو هم نميده.؟
ميگه :فقط با فرمانده حرف ميزنم
به نظر ضعيف ميياد اما شايد داره نقش بازي ميكنه
ستوان دوم دستور دادند كه او رو به اينجا بيارم
برو كنار بخاري بايست كي هستي؟
اول ، او بايد بره
بالا منتظر باش ، بعد صدات ميكنم
خب ؟ حرف بزن از كجا ميياي؟
من بوندارفام
به ستاد شماره 51 بگيد كه من اينجام ، پيش شما
واين ستاد شماره 51 چي هست؟
منظورت كدوم ستاده؟ كدوم ارتش؟
منطقه ولگاچه 550-49
ببين ، همه لباسهات رو درار و خودت رو خوب خشك كن. بجنب!زود
برش دار ، برش دار ! به هر حال كثيف هست.؟
!شلوارت را هم درآور نگو خجالت ميكشي!؟
اون جاي چيه؟
پرسيدم اون جاي چيه، روي پشتت؟
به تو ربطي نداره، و و سر من هم داد نزن
وظيفه تو اينه كه خبر بدي بوندارف اينجاست ، فقط همين!؟
بدون تو بلدند كارشون رو پيش ببرند!!؟
نميخواد كارم را به من ياد بدي! ؟ نميدوني كجا هستي؟
اسمت براي من هيچ معنايي نداره
يك روز ،سه روز ،پنچ روز اينجا نگهات ميدارم تا بگي كي هستي و از كجا ميياي. فهميدي؟
نميخواي جواب بدي؟! از كجا ميياي؟
اگه ميخواي چيزي دربارهات گزارش كنم بايد بگي از كجا ميياي.؟
- از اون طرف رودخانه - چي؟
خب چهجوري رفتي آنجا؟ چهطوري ميتوني ثابت كني كه از اون طرف رودخانه ميياي؟
لازم نيست چيزي رو ثابت كنم.؟
و اين بازپرسي رو هم تمومش كن!؟ براي اين كارت مؤاخذه ميشي!؟
حالا به ستاد 51 بگو ،برندارف اينجاست همين!؟
خودشان مييان دنبالم
وصل كنيد به سه! سه؟
سروان ، هشت گزارش ميده بوندارف اينجا همراه ماست.؟
- كي؟ - بوندارف
اصرار داره كه حضورش رو به "ولگا" گزارش بديم
بوندارف ؟ همان سرگرد عمليات براي سركشي يا چيزي آمده؟
نه ، سرگرد نيست.يك بچه است !؟ يك پسر دوازده ساله، باور ميكنيد...!؟
ميدوني وقت كيو داري تلف ميكني؟ چي شده حوصله ات سر رفته، يا مست كردهي!؟
خب من فكر كردم...جناب سروان او ميگه از رودخانه رد شده...؟
او ميگه، فكر كنم با قاليچه پرنده اومده باشه.؟ تو اين داستانهاي الكي رو باور ميكني! تحت نظر باشه.!؟
بهش بگو
اگر داد بزنه و همين الان به واحد 51 گزارش نكنه ، بايد جواب پس بده.!؟
نگاه كن، ازم خواستي كه گزارش كنم و من هم اين كار رو كردم!؟
حالا هم بهم دستور دادند كه زندانيت كنم و تحت نظرت بگيرم.؟
من گفتم به ستاد شماره 51 ارتش گزارش كني
با كي تماس گرفتي؟
تو گفتي ! اما من نميتوانم با ستاد ارتش تماس بگيرم.؟
- بذار من امتحان كنم - جرأت نميكني
به كي ميخواي زنگ بزني؟ توي ستاد ارتش كي رو ميشناسي؟
سروان خولين و سرهنگ دوم گريازنف
به گريازنف بگو من اينجام، همين الان
و گرنه خودم تماس ميگيرم!؟
"بايكال" برام 51 ولگا را بگير
،ستاد 51؟ سرهنگ دوم ستوان يكم گالتسف گزارش ميده
بوندارف اينجا پيش منه ...او تفاضا داره كه
بوندارف ؟! تنها ؟
گالتسف!؟ خوب گوش كن!؟
نه سؤالي ، نه گفت و گويي!؟ فهميدي؟
خولين
خولين همين الان مياد دنبالش،اما تا اون موقع درست همون كاري رو بكن كه بهت گفتم
باهاش با احتياط رفتار كن
بچه بد قلقيه!؟
و يه قلم و كاغذ بهش ميدي
و هر چي رو كه نوشت بذار تو يه پاكت و مستقيم بفرست اينجا ، براي من
- فهميدي؟ - بله ، قربان
غذا ميخوري؟
بعداٌ
نگاه نميكنم
شماره 13 رو برام بگير
واسيلو :دو تا سطل آب گرم پر كن بيار اينجا، با يه تشت
چي؟ ميخوام خودم رو بشورم!...بشورم!؟
.بيا ، زود باش ، خودت رو بشور من زود برميِگردم
ممنون
عميقه ، نه؟
البته
و اگر چاه خيلي هم عميق باشه
حتي تو آفتابيترين روزا هم ميتوني ستارهاي رو داخلش ببيني
كدوم ستاره؟
هر ستارهاي رو
- ميبينمش مامان ،ميبينمش - آره ، آره ، اونجاست
ولي چرا اونجاست؟
چون براي ستارهها شبه ، و اومدن بيرون
مثل شبا كه ميان بيرون
مگه اونجا شبه؟
حالا كه روزه؟
براي تو و من روزه
ولي براي اون ستاره شبه
ماماااااااان!؟
هنوز نيومدن؟
نه بخواب وقتي اومدن صدات ميكنم
وقتي خواب بودم تو اينجا بودي؟
آره. خب كه چي؟
تو خواب حرف ميزدم؟
نه ، چطور ؟
مهم نيست
فبلاٌ تو خواب اصلاٌ حرف نميزدم اما حالا ، نميدونم
همهاش نگرانم
ايوان!؟
خولين!؟
حالت چطوره؟...كاتاسونيچ با قايق توي ديكوفكا كنار يه درخت خشك منتظرنه و تو اين جايي؟
ديكوفكا پر از آلمانياست من تا اينجا شنا كردم
راستش،وسط راه هلاك شدم،تازه تب هم داشتم،فكر كردم كارم تمومه
- منظورت اينه كه شنا كردي؟ - آره،روي كنده درخت.عصباني نشو.؟
تمام ساحلشون نگهبان داشت پيدا كردن قايق توي همچين شب تاريكي آسون نيست
درجا كارم رو ميساختن!؟
چقدر لاغر شدي پوست و استخون شدي
برو ماشين رو بيار نزديكتر
و به نگهبان بگو كسي رو اينجا راه نده
اينو بپوش
بيا
وايسا!؟
كجا غيبت زد؟
- كجا ميخواي بري؟ - براي نفت سفيد
براي چي؟ ما داريم ميريم
به خاطر آشنايمون
خولين : كاتاسونيچ منتظر منه كنار درخت خشك
بيا بخوريم به اميد بازگشت او
اينجا شماره 2
اينجا ستاد 51، گوش كن ماليشف تو جر وبحث كردي؟
خب حق با اونا بود...بايد راهحل فدوروفكا رو بپذيريم
اما ما قبلاٌ تصميم گرفتيم
همه چي رو شنيدم...همه چي رو شنيدم
- ممكنه من بيام داخل سرهنگ؟ - بله بيا
- چي؟ - من گفتم كه همه چي رو شنيدم
من اطلاعات دقيقي رو به دست آوردم.؟ كاملاٌ...دست اول...؟
خب تمام شب رو تو آب منتظر موندي براي هيچ ، ها كاتاسونيچ؟
بشين
ايوان الان اينجاست
نتونسته بود خودش رو به ساحل كنار اون درخت خشك برسونه
او ميگفت كه گشتيها نذاشتن اونا همه جا بودن
- چطور خودش رو به اينجا رسونده؟ - با شنا
يا مسيح!؟
اين از توان يه مرد قويهيكل هم خارجه اما او...؟
خيلي خوب،بسه ايوان رو ميفرستيم پشت جبهه
ايوان ، صبر كن
چطور ممكنه جناب سرهنگ؟
او گفت كه منو ميخوان بفرستن پشت جبهه شما دستور داديد : به مدرسه سووروفسك!؟
نميتونه راست باشه نه!؟
پس راسته ها؟ كلكه دروغه؟
!اما من ميدونم كه به زودي يه حمله درپيشه حتماٌ هست! و من هنوز ميتونم مفيد باشم
شما خودتون هميشه ميگين كه شناسايي مهمترين بخش عملياته
شما خودتون هميشه ميگين كه شناسايي قلب جبههي نبرد به حساب مي ياد
و حالا اين كارو انجام ميديد ، ها؟
من نميرم. اگه مجبورم كنين فرار ميكنم
ميرم پيش پارتيزانها
ايوان، تو قراره بري به آكادمي سووروفسك، فهميدي؟
هيچ بحثي هم نداريم اين حرف آخرمه!؟
ولي حرف آخر من نيست!؟
خولين ، خولين ، بهش بگو، من به درد ميخورم من به درد ميخورم!؟ سعي ميكنم...؟
من نميتونم
كاتاسونيچ ، بهش بگو كه من نميتونم جبهه رو ترك كنم...!؟
من نميخوام ديگه حرفم رو تكرار كنم
خب اگه قراره سووروفسك باشه، باشه اگه قراره پرورشگاه باشه، باشه
همهاش يكيه براي من
ساكت..!؟
اين اجاق هميشه-هميشه اينجاست.؟
حالا كجا رفته؟ الان گذاشتمش همينجا
راهت خيلي دوره؟
بله
همينه ديگه...؟ همه راشون دوره
واسهي چي؟ كي مي دونه؟
من يه ميخ گم كردم
شايد بتوني كمكم كني انگار نه انگار كار ديگهاي برامون نمونده
بيا
اون اجاق هميشه اينجا ميمونه هيچ آتشي به اون كارگر نيست
صبر كن، پيداش كردم، صاف صافه
نه، نه، اون نيست
خب مامانت كجاست؟ هنوز زندهست؟
يه آلماني زن پير منو كشت.؟
كجا گذاشتمش...؟ همين الان اينجا بود
قدش بلند بود
و عينك داشت
و موهاش تا اينجا بود...؟
- اسمت چيه؟ - ايوان
پتكا به زودي برميگرده اون اسم زنمه...؟
من خونه رو براي اون آماده ميكنم
ايوان!؟
چي شده ها ، وانيا ؟
فكر كردي من كار ديگهاي ندارم كه تو گلولاي دنبال تو بگردم
No comments yet. Be the first to leave one.