Série 1

Informace o verzi

이번생도잘부탁해-SeeYou in My 19th Life S01EP02 2023 HDTV Sunflowermag
Komentář od sunflowermag
🌻@sunflowermagg🌻 تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان

Tagy

HDTV
hdtv
HD
Zveřejněno: 2023-10-24
Stažení: 54
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

∞ توی نوزدهمین زندگیم می‌بینمت ∞

...همیشه برام سوال بود که

چرا من زندگی های قبلیم رو یادمه

...طوری که حتی اگه میخواستمم

نمیتونستم فراموششون کنم

...ولی بین همه ی اونا به یادمودنی ترینشون

...اون روزای گرم و تابستونی بود که

باهات بودم

...فکر میکنم

بالاخره دارم متوجه میشم که چرا مامانم

تو رو آورد پیشم

سوها

تا وقتی بتونی روی پای خودت وایسی من کنارت می مونم

نونا، باهام ازدواج کن

قول بده

توی هیجدهمین زندگیم یه بچه شاد و خوشحال بودم

سوها

سوها

این بار فقط برای دیدن تو دوباره به دنیا اومدم

...فهمیدم چرا درخواست دادی

ولی این کار ممکنه با اون چیزی که دنبالشی فرق داشته باشه

...اگه هنوز مطمئن نیستین

پس چرا باهام قرار نمیذارین؟

ببخشید

فکر کنم اشتباه شنیدم

نه، اشتباه نشنیدین

دوباره تکرار میکنم

میخواین باهام قرار بذارین؟

چی؟

تيم ترجمه مجله آفتابگردان، تقديم ميکند @sunflowermag :کانال و اينستاگرام مجله برای دریافت سریعتر سریال و زیرنویس عضو کانال تلگرامی ما شوید

...چطور میتونی الان

میدونی که مصاحبه شغلی اومدی دیگه، نه؟

آخه به نظر میومد تمایلی ...برای استخدام من ندارین

برای همین خواستم یه راه حل جایگزین بهتون بدم

اگه بخواین میتونین دوره موقتی در نظر بگیرنش

...حتی موقتی باشه هم بازم گفتنش

چطوری میتونی از یه غریبه بخوای که باهات قرار بذاره؟

اگه غریبه نباشیم چی؟

اون موقع بهش فکر میکنین؟

ما قبلا همو دیدیم؟

نمیدونم

دوست دارم خودتون به یاد بیارین

همه ی جونا این روزا اینقدر پررو و گستاخن؟

وای، شبیه این آدم قدیمیا شدی

به خاطر خانم بان میگی؟

قبلا تا حالا دیدیش؟

نه- واقعا؟-

تو هم هیچوقت ندیدیش

مگه چی شده؟

به نظر میومد یه چیزی بین شما دوتاس

حتی اگه بهت بگمم باورت نمیشه

وای

وای؛ عموجون

همیشه دوست داشتی قبل فکر کردن حرف بزنی

وای- منم سعی کردم آروم و شمرده حرف بزنم-

...ولی بعد دیدن قیافه ش

نتونستم جلو خودمو بگیرم

آخه ناسلامتی نوزدهمین زندگیته

چطوره که هنوز اینقدر خام و نابالغی؟

هیشکی تو زندگیش کاملا بالغ نمیشه فقط وانمود میکنیم که آدمای بالغی هستیم

به زبون ساده، مهم نیست چندتا زندگی تا حالا داشتم

ولی بازم نکته اینه که دیوونگی کردی عموجون

اینو برام پر کن و حرف نباشه

بفرمایید

مدیر مون

سوها

فکر کنم نمیتونه خوب بشنوه

فکر کنم به خاطر تصادفه

...چرا صادقانه بهش نمیگی

که عموجون تو همون جو وون بودی؟

بعد این همه زندگی یه چیزی رو یادگرفتم

آدمایی هستن که میتونم رازم رو بهشون بگم

و آدمایی هم هستن که هیچوقت نباید اینو بهشون بگم

اونوقت سوها کدومشونه؟

نمیدونم

وقتی پای سوها وسط باشه نمیتونم بی طرفانه فکر کنم

نذار بترسونتت و برو تو کارش

وقتی تا این حد اومدی دیگه چی میتونه جلوتو بگیره؟

ئه گیونگ

تو خیلی خوب منو میشناسی ها

باتجربه بودن اینطوریه دیگه

بچه رو ببین

!عموجون، هوی

الان دیگه 50 سالمه ها

یکم از این کیمچی که با دستای باتجربه م درست کردم، بخور

باشه امتحانش میکنم

میای بریم داخل رامیون بخوریم؟

بهم نخ نده

تو کره هم میخوای تو صندلی مسافر بشینی؟

عجیبه؟

مردم پشتت حرف در میارن

بیا کم کم پیش بریم

باشه

جواب نمیدی؟

همه جای آلمان رفتی تا برای خانواده ش یه هدیه بگیری

از اینجا به بعد حواست بهش باشه

باشه

من رفتم

به سلامت

...مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد

از دست این مردا

!هوی

!چو وون

بهت که گفتم خسته م

منم برای همینه که اینجام

اگه من نباشم کی ازت مراقبت میکنه؟

نمیخوام مراقبم باشی میخوام خودت بفهمی چی به چیه

میدونم که خوشت اومده

چه خوبه

...میخوای به یکی زنگ بزنی

یا منتظر زنگ یه نفری؟

سرت تو کار خودت باشه

میدونی، فقط تو باهام اینقدر بدی

خودمم مجذوب این کارامم

خیلی عجیبه اوپا هروقت قیافه ت رو میبینم بداخلاق میشم

شاید تو زندگی قبلیمون دشمن هم بودیم

میدونی سوها برگشته؟

خودت بهم گفتی که

ها درسته

یعنی چرا هتل رو برداشته؟

پس تو هتل می کار میکنه؟

اون هتل دیگه کارش تمومه

حتما چون قبلا مادرش اونجا رو میگردونده خیلی براش مهم و عزیزه

چه ربطی به تو داره؟

هنوزم سوها رو دوست داری؟

وای، گربه زبونتو گاز گرفته؟

چو وون

پس من چی؟

اوپا- ها؟-

حدس بزن به این گل ها چی میگن

مبلمان آنتیک

اینسا دونگ؟

!بدو

خانم بان؟

بدو زودباش

تو چرا اینجایی؟

!صبرکن- !بدو-

چخبره؟

چی شده؟

!نباید بذاریم ما رو بگیرن !بعدا توضیح میدم

!این طرف

مدیر مون

خیلی وقت بود ندویده بودم بدجوری از نفس افتادم

خب چه خبر شده؟

بنظر خسته میای

چی؟

فقط واسه سرگرمی این کار رو کردم

تشنه ت نیست؟

یه سوپرمارکت اون پشت دیدم، همینجا بمون

آخیش، حالم جا اومد

الان حالت بهتره؟

نزدیک بود اونجا دچار حمله عصبی بشی، مگه نه؟

قشنگ میدونم چه حالیه

این جور مواقع، فقط میدوئم

اونوقت خودمو میبینم که فقط دارم روی نفس کشیدنم تمرکز میکنم

...واقعا

موقع حمله ژاپنی ها به کره بود؟

اون موقع فقط من زنده موندم

نمیتونم حرکت کنم

کمک

انگار توی جهنم بودم

...همه جا پر از جنازه بود

و مردم از شدت سوختن داشتن ناله و فریاد میزدن

نمی تونستم درست فکر کنم

فکر میکردم قلبم میخواد وایسته

و نمیتونستم نفس بکشم

نمیدونم شوکه شده بودم یا فقط میخواستم زنده بمونم

ولی فقط شروع کردم به دویدن

...تمام اون دلتنگی ها و خاطرات غم انگیز

حتما وقتی میدوییدم همه شون تو باد ناپدید شدن

بعدش یه بار دیگه میل به زندگی پیدا کردم

...همون موقع بود که فهمیدم

اگه بدوئم، میتونم زنده بمونم

توی همون دوران حمله ژاپنی ها؟

یه بار توی یه کتاب خوندمش

توصیفاتش اونقدر با جزئیات بود که انگار خودم اونجا بودم

اسم کتاب چی بود؟

فقط یه پیش نویس بود که یکی که می‌شناختم نوشته بود

واسه همین شک دارم بتونی پیداش کنی

!چه حیف

خانم بان

با من روراست باشین

شما یه دروغگوی مریضید؟

هستین، مگه نه؟

به کسی نمیگم

پس رازتون پیش من محفوظه

فقط بهم بگین

بگید دیگه

با من ازدواج کن، باشه؟

با من ازدواج کن

چی کار میکنی؟ یهویی داری ازم خواستگاری میکنی؟

یه نشونه بود

میخواستی بدونی ما کجا همو دیدیم

نشونه؟- آره-

یکی از اون بزرگاش

قشنگ بهش فکر کن

بریم

خدایا، اینا رو ببین- یه نشونه؟-

خدای من

اوه، واو

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left