Prvních 200 řádků.
...گذشت Ghosted آنچه در
...دفتر زيرزميني براي محافظت از انسانيت
.دربرابر نيروهاي ماوراءالطبيعه ساخته شده
ليروي"، تو بهترين کارآگاه اداره پليس" .براي پروندههاي مفقودالثري بودي
.مکس"، تو هم فيزيکداننجومي بزرگي بودي"
چه بلايي سر زنت اومده؟
.اون ربوده شده
.خداي من
.اون زنمه
.هرچيزي که ديوونگي بنظر ميرسيد واقعيه
.منظورم اينه، ما خودمون اونجا بوديم
.آقايون، به دفتر زيرزميني خوش اومديد
.ما رو ببين. ناموساً... ما رو نگاه
.داريم با ماشين ميريم سرکارمون. فقط ما 2 تا
.دو تا مأمور از دفتر زيرزميني
باورت ميشه شغلمون اينه؟
...منظورت اينه، ميتونم باور کنم که يه نماينده کل دولت
به شکار موجودات افسانهاي اختصاص داده شده؟
.نه. باورم نميشه
.خب، تو براشون کار ميکني. بهتر از هرکسي بايد باورش کني
.رفيق، شروع يه کار رويايي
.ليفري" هم گفت چند روز ديگه ميتونم زنم رو ببينم"
.اين ميتونه هيجانانگيزترين هفته زندگيم باشه
.مال من اولين هفته تابستون بود، ترفيع گرفتم
.اون هفته وليعهد رو ديدم - احياناً تور "لاوسکسي" نبوده؟ -
يا، نه، نه، تور "لختوپتيها" چطور؟ - .اون داشت از "جيسيپني" خارج ميشد -
.باحاله. ملاقات با مشاهير خيلي خوبه
.فکر کنم من بودم کتکش ميزدم، ولي، ميدوني، نه زياد
وليعهد رو ميگي؟
.بلن تورگن" رو"
.نميشناسمش - .پرفسور "بلن تورگن" معروف -
."نويسنده "قضيه اسپاگتي
.هيچکس درمورد "بلن تورگن" چيزي نشنيده - ."بلن تورگن" -
."اسپاگـ... قضيه اسپاگتي. "بلن تورگن
.پرفـ... پرفسور معروف - ...انقدر نگو "قضيه اسپاگتي -
.يا پرفسور معروف". هيچکس چيزي نشنيده
...فقط چون تو ميشناسيش
.واسه سخنراني هالووين پارسالچچش رفتم
چي پوشيدي، يقهاسکي؟ - .ديدي، ميدونستم که ميشناسيش -
به سخنراني هالووين علاقهاي داري؟
.ميخوام بچهي همکارم رو ببرم به مراسم قاشقزني
.راه نداره - .چرا داره، اخيراً ميخواست بره -
.خب... شنيدن اين ازش هيجانانگيزتر بود
.عاليه
...خب
...من چکار کنم؟ احتمالاً
.ميدوني چيه، احتمالاً فقط بايد برم خونه بمونم
ميخواي با ما بياي؟ - .خيلي ممنون. مرسي -
.خداي من، چه دعوت قشنگي. قراره خيلي خوش بگذره
.ايول. هالووين
.بهترين هالووين ميشه، قول ميدم
.: Mr. Pervert Presents :.
.دوباره اين حيوون لعنتي اينجاست
اورژانس... مورد فوري شما از چه نوعيه؟
.يه موجودي با دندونهاي نيش و چشمهاي براق اينجاست
.به کمک نياز دارم
.واي خدا
!"کاپيتان "ليفري
.خيلي بيشتر از اون چيزي که درنظر گرفته بودم شدن
.بري"، هالووينه، ماهکامل و بارون شهابسنگ تو راهه"
.اين يه طوفان بزرگ ماوراءالطبيعهست چي ميخواي؟
.وقتي بهت نگاه کردم، بهتره که شکل گربه نباشي
.بايد واسه اين يه گروه رو بفرستيم
کسي دردسترسه؟ - .مأمورين ارشدمون همه مستقر شدن -
...بين گزارش رؤيت گرگنما، که چندين بار ديده شده
... و مقصد "سد بريان" که يه عروسي تو "ساکرنتو" بوده
.ما واقعاً کمبود نيرو داريم - ...باشه -
.خب، هرکي که مونده رو بفرست.برو. همين الآن
به هرحال، ببين، ممنون بابت اينکه گذاشتي ...امشب باهاتون بيام، ميدوني؟ اين
دوباره بگو کي هستي؟ - ."مکس" -
.منظورم اينه، مطمئنم "ليروي"... بايد درموردم گفته باشه
باحالترين دوست جديدش، "مکس"؟ "مکس" ميليونر؟
مکس" جوونمرد؟ نه؟ هيچي؟ هيچ اسم مستعاري؟"
.نه؟ اشکال نداره
.مطمئنم اون درموردم گفته ولي تو فقط... نشنيدي
.بايد به اونجاش بلندتر اشاره ميکرد
کجاش؟ - .هيچجا -
...بازم ممنون بايت اين. هرهفته ميگفت
ميشه با "ليروي" برم به مراسم قاشقزني؟" ".ميخوام با "ليروي" وقتم رو بگذرونم
...خوبه که اين رو ميشنوم. چندبار قبلي که بردمش بيرون
.يجورايي انگار حوصلهش سررفته بود
ميدوني، با فوت پدرش، اون همه چيز .منه، که تو باهاش وقتت رو ميگذروني
ولي، "ليروي"، نميخوام بياد خونه و .چندتا فحش جديد ياد گرفته باشه
.من بهش فحش ياد ندادم
.اون رفيقش يادش داده... تو کلاس هندسه
.به خدا قسم. بعداً ميبينمت
.هالووين
.خب، "جرمين"، قراره بريم به چندتا مجتمع مسکوني
...درهاشون نزديک به همديگهس، مثل يه آپارتمان
،ولي اونها يکم پول بيشتري دارن .پس هيچي به اندازه اين باحال نيست
چرا بوي "کلن" حس ميکنم؟ .جرمين"، ميدونم که بخاطر من "کلن" نزدي"
...خب، يکي از دخترهاي مدرسهمون مهموني گرفته
.و ازم خواسته که برم
.واي! نگاش کن، انگار يه خبراييه
...مامانم گفت که نميتونم برم، ولي رو اين حساب کردم
.که شايد تو بتوني من رو برسوني. دور نيست
صبر کن، پس واسه اين خواستي من ببرمت به مراسم قاشقزني؟
.بيخيال. نميتونم مهموني رو از دست بدم
.شنيدم که مراسم ماساژم دارن
.ميخوام بگم، بنظر ميرسه بايد ببريش اونجا
.دقيقاً. معلومه که ميبره - .فقط چيزي که بنظر ميرسيد رو گفتم -
.و اين پسر بيخيال بشو نيست
.مکس"، همينجا دور ميزنم و برتميگردنم خونه"
.باشه. شرمنده - ..."جرمين" -
...اگه مامانت گفته که نميتوني بري، پس
.باورم نميشه. يکم بامعرفت باش
.الآن فقط يه حراست بيدستوپاي فروشگاهي
بله؟ - .ليروي"، کاپيتان"ليفري" هستم" -
.ميخوام تو و "مکس" يه چيزي رو برام بررسي کنيد
.بيخيال، کاپيتان، من مخصوصاً امشب رو مرخصي گرفتم
...بذار بگم، تو کاري رو بکن که ميخواي انجام بدي
...و منم با هيولاها مذاکره ميکنم
.و بهشون ميگم که الآن زمان مناسبي نيست
.ليروي"، فقط اون جونور لعنتي رو پيدا کن" .بري" الآن داره برات اطلاعات رو ميفرسته"
..."مأمور "لو
.داره مياد سمتت. همين حالا خارج شو
.بيا، ببينش
.باشه، اين ميتونه يه... موقعيت اضطراري باشه
با اين دوستمون چکار قراره کنيم؟
.يه سري ميزنيم. اگه چيزي نبود، به راهمون ادامه ميديم
.جرمين"، تو ماشين بمون. برميگرديم"
.بيخيال، رفيق. دير ميرسم به مهموني
.شنيدم. 2 بار گفتي. گوش کن، 5 دقيقه بهمون فرصت بده
بعدش هرجا بخواي ميبريمت، دادا. ها؟
!بيا بريم - .باشه -
مشکلت چيه؟
همينطوري گفتي يا واقعاً ميخواي درمورد معايبم بحث کنم؟
.چون خوشحال ميشم اگه راجبش بحث کنيم
.رفيق، خوب ميدوني راجب چي حرف ميزنم
ببين، من دارم سعي ميکنم کمکت کنم، باشه؟
...چون، درحال حاضر، "جرمين" تو رو مثل
يه بيدستوپا که سعي داره .زندگيش رو خراب کنه ميبينه
.و ما بايد اون تصور رو اصلاح کنيم - .مسئوليت اون بچه با منه -
ميتونم يه نصيحت کوچيک درمورد بچهها بکنم؟
.نه، نميتوني - ...ببين، اگه ميخواي يه بچه باهات حال کنه -
.همونطوري که باهات رفتار شده باهاش رفتار کن
.منظورم اينه مامان منم همين کار رو کرده .که ما هنوز بهترين دوست همديگهايم
.اون بهترين مرد تو روز عروسيم بود
چي؟
هي. داري چکار ميکني؟
يه گربه ملوس اين زيره. ميتونم نجاتش بدم؟
گفتم تو ماشين بمون. چرا به حرفم گوش ندادي؟
رفيق، چرا سعي داري جاي بابام باشي؟
.باشه، گربه رو دربيار. زود باش
صبر کن، "ليروي"، چکار ميکني؟ - اين همون کاري نيست که گفتي انجام بدم؟ -
.خب، آره، ولي، منظورم اينه، يه گربه ملوس؟ اين کار بزرگيه
.منظورم اينه، ما بايد به شکل يه برنامه اجتماعي دربياريمش
!آخ
روبراهي؟
.خوبم. به هرحال گربه احمقي بود
."چيزي اونجا نبود، "ليفري
.نه موجودي، نه موميايي، نه روحي، نه دراکولايي
.و ميخوام بازم بگم، ولي فقط همين هيولاها رو ميشناسم
.چيزي اونجا نبود
.فقط وقت هدر کردن، مخلص کلام
.بعداً باهات تماس ميگيرم
.اون با لگد در ماشين رو از جا کند - !زود باش -
چطوري انقدر قوي شده؟ هورمونهاش تأثير داشتن؟
.بلوغ باعث نميشه که بتوني در ماشين رو از جا بکني
.باعث ميشه جوش بزني و موجبات خنده عمهت رو فراهم کني
.فقط يه بار اتفاق افتاد. اونم اصلاً توجه نکرد
.بحث درمورد خندههاي عمهت رو تمومش کن. وايسا
.اون گربه گازش گرفت - .درسته -
.گربه... اون گربه همون موجوده
.خيلي سريع حرکت ميکنه. زود باش، بيا با ماشين بريم
.آره
جنکينز"، صدام رو ميشنوي؟"
.ازت ميخوام محدوده رو از نظر تشعشعات بررسي کني
.مأمور "سايمونز"، سرش رو قطع کن و بترکونش
.نگاش کن. باشکوهه
.خب، اون تنهايي اين کار رو نميکنه
.سلام
.بري". موجود مورد نظر يه گربهست"
جرمين" رو گاز گرفت و اونم با يه لگد" .در ماشين رو از جا کند و فرار کرد
ببخشيد. "جرمين" کيه؟
.خيلي خوبه که "ليروي" اين کار رو کرده چطوره که هنوز مجرده؟
خب، نميدونم، "بري". يکم فکر کن دوباره باهات تماس ميگيرم، باشه؟
.ولي گوش کن. "اني" بايد گوشي "جرمين" رو رديابي کنه
...و اينکه "بري"، عفونت کمتر از چند دقيقه سرايت ميکنه
.پس بايد اينم درنظر بگيريم
.همين حالا به کمکت نياز داريم - .باهاتون تماس ميگيرم -
.بري"، تو و "اني" تجهيزات رو آماده کنيد"
.سلاحهاي غيرمرگبار ببريد اون بيرون و تحويلشون بديد
...بعد دوتايي برگرديد، گربه رو پيدا کنيد، ببريد آزمايشگاه
.و از اون مغز گندهتون استفاده کنيد تا يه پادزهر بسازيد
.تا ساعت 6
چجور اينا رو ميدوني؟ - .بري"، من همه چيز رو ميدونم" -
.کنار بقيه بمون، "کانر"، اون از ترس تغذيه ميکنه
.ما شاهد يه خبره تو محل کارمون هستيم، خارقالعادهست
...آره، آره، ولي من فقط ترسم از اينه که درمورد
.خواب دوساعتونيمه روزانه من چيزي بدونه
.بنابه دلايل گوارشي. تجويز پزشکه. زود باش
.جرمين"، اومدي. بيا تو"
.خداي من، "جرمين"، خندهدار شدي
.خب. ما تو خيابون "پالم" هستيم
.فکر کنم "جرمين" هنوزم سعي داشته برسه به مهمونيش
.خيلي ساکتتر از يه مهمونيه
.مهمونيها معمولاً شلوغه، پرسروصداست
.آره، "ليروي". منم قبلاً به يکي دوتا مهموني رفتم
يکي دوتا؟
No comments yet. Be the first to leave one.