Elizabethtown

Elizabethtown

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Elizabethtown 2005 DVDRip XviD-DiAMOND by meysam
Komentář od reza206

Tagy

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Zveřejněno: 2019-05-09
Stažení: 80
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

. بازم اين کفشها

... به گفته يه نفر

.. بين اشتباه و شکست

يه فرقي هستش...

. مراقب سرت باش

. من خوبم

اشتباه فقط فقدان وجود موفقيته

. خيلي آسون که هر کسي دچار اشتباه بشه

. من خوبم

. من خوبم

اون اينجا چه غلطي مي کنه ؟

... اما شکست

شکست يه فاجعه با ابعاد بزرگه

... شکست مثل يه داستان مهيجه که براي بقيه تعريف مي کني

و مردم ... و سر حال مياره

... چون که براي اونا اتفاق نيفتاده

. من خوبم

. من خوبم

من شما رو پيش فيل مي برم ، غيبتون نزنه

شرکت بين المللي کفش مرکوري ، که در حقيقت همون فيله

در بر گيرنده تعدادي از شاهکارهاي ... بهترين هنرمنداي آمريکاست

که فقط توسط ... افرادي که جلسه هاي مهمي رو رهبري مي کنن ديده شده

... يه چيز تشويقي

يا تو اين مايه ها

همونجور که فيل يه بار گفت "... ما اينجا فقط کارمند نيستيم ،"

"ما ساکنان شهر موفقيتيم"

فيل مي گه ، "دنيا پر از کساييه که ... از راههاي منفي

"يا دزدي به موفقيت مي رسن

"اما ما از طريق فکر ناب به موفقيت مي رسيم"

کفش فقط يه کفش نيست

. اون ما رو به زمين وصل مي کنه

... کفش مناسب مي تونه ما رو حمل کنه

و به ما بقبولونه که ما قادريم کارهاي بزرگتري بکنيم

اما براي هدفي مثل .موفقيت محض چيزايي رو بايد قرباني کني

مثل روزهاي تولد يا گذراندن کريسمس در کنار خانواده

. يا عيسي مسيح ، آمين...

. شروع کنيد . و دست پخت منو مسخره نکنيد

. اين بايد خونگي باشه - . اوه پدر -

گرچه ما بعضي وقتها چيزاي عجيبو ... تو مرکوري جشن مي گيريم

مثل روزي که ايتالياييها لاستيک رو اختراع کردن

. که البته اصلا همچين کاري نکردن . اما اون نکته مهم نيست

.درو دقيقا کجاست؟ بگذريم

. ما کفش رو با جادو آميخته ايم

اون وسيله ايه براي اينکه بتوني روي ابرها راه بري

... هي ، اگه اين دور و برا چيزي خواستي

.من مال توام

همه اونايي که ... واقعا طراح کفشن

. شاگرد فيل هستن

. اون يه استاده

و فيل با اون استعداد ذاتيش ... تو اين که مردم چي مي خوان و چي احتياج دارن

.تا حالا اشتباه نکرده

. من خوبم

اون همچنين . خيلي با شماره 2 درگير

اين نقاشي ها متعلق به فيل هستن . که دو تا جايزه نرمن راکول رو بردن

جفت نقاشي که ... يه وقتي بيرون دفتر کار جان اف. کندي

. توي کاخ سفيد آويزون بودن

... و اينا ، دو در گرانبها

که فيل مدتها پيش ، تو سفرش به تونس ... از يه کليسا خريد

و به قيمتي که اونقدر زياده که نميشه بهش فکر کرد .به خونه فرستاد

.762,000$

. هر کدوم

فقط دو دقيقه .. و من شما رو داخل خواهم فرستاد

... چون ما يه کمي وقت داريم

اجازه بدين بگم که اخيرا ... يه متخصص در تشخيص

. آخرين نگاههاي مردم شدم

آيا مي دونيد وقتي مردم فکر مي کنن که اين آخرين باريه که مي بيننتون چه جوري نگاهتون مي کنن؟

... من شروع به جمع آوري اينجور نگاهها کردم

. خوب ، ايشون منتظر شما هستن

. اينم دقيقا يکدونه از همونهاست

حالت چطور ، درو؟

مي خواستم از پنجره اون هليکوپتر ... بيرون بپرم

,و روي درختا پخش شم . تا حقيقت رو به شما بگم

. اون کارو نکن

.فقط پوله ، نه چيز ديگه

درو ،ذهن و روح آمريکاييا بهم ريخته ، . و ما تو محسباتمون اشتباه کرديم

. متاسفم

. من هيچ دفتر قانوني براي اين وضعيت ندارم

بهم ميگن ... که داريم حدود 972 ميليون

. دلار رو از دست مي ديم

... من

توي فلسفه شکست . ضعيفم

. بريم راه بريم ، درو

. اين تيم بسکتبال من

. اونا هنوز خودشونم نمي دونن

پروژه جهاني حفظ محيط زيست من . بايد ادامه پيدا کنه

. جماعت دوست داشتني هستن

... ما ميتوستيم دنيا رو نجات بديم

... اما

من چه جوري مي تونم بهت بفهمونم که

... 972,000,000 واقعا چقدر مي شه؟$

اون بودجه ... يه کشور متوسطه

. يه شهر کوچيک

! اون مقدار زياديه

... خيلي زياد

. مي توني اونو به يه ميليارد دلار گردش کني

. من تازگيا خيلي گريه مي کنم

... قول يه آينده جامع

وابسته به يه کفش آرمان گرا شده ... طراحي تو رو مي گم

... با يه نوع ماده جديد ... که اين هفته با هياهوي زياد راهي بازار شد

و حالا ... از همه جاي دنيا بهمون مي خندن

. و کفشامونو مرجوع مي کنن

... همين براي اين تذکر

. از طرف جفري بارلو ، مدير عامل DCS کافيه

کفشي که شما روش اينقدر حساب باز مي کردين"

". احتمالا باعث اين مي شه که مردم پاي برهنه رو ترجيح بدن"

... ما داريم تو يه وضعيت

. سقوط آزاد قرار مي گيريم

و صدايي که ميشنوي صداي مردمه که از همه جا

. دارن بهمون ميرينن

مي شنوي ؟

. کاشکي کاري مي تونستم بکنم

. در حقيقت ، يه کاري هست

توي اتاق طبقه پايين يه گزارشگر از شرکت گلوبال بيزينس تودي منتظره

... ما ميخوايم بهش بفهمونيم که

ما تو رو . از محل بودجه کمک هزينه ملي استخدام کرديم

ما فرض کرديم ، .که داريم روي استعداد درخشان شما سرمايه گذاري مي کنيم

... اين يه حرکت خلاقانه بود

و من عقيده دارم که تو

. بايد از اون کار متحورانت دفاع کني

ببينم حالت خوبه ؟

... من

مثل اينه که بدوني .هواپيما داره به سرعت سقوط مي کنه

کي شروع مي شه ؟ هفته ديگه ؟ - .بله -

. بعد از ظهر يکشنبه بيا . در معرض نمايش خواهد بود

حرف ديگه اي هست؟

. و در اون لحظه ، من مي دونستم

من ميدونم که تو رو ... در آخرين لحظه استخدام کرديم اما

... موفقيت

... موفقيت ، نه بزرگي

تنها چيزيه که کل دنيا مي پرستنش

خونه لذت بخش خودم

. هشت سال . شب و روز

مي توني تصورش رو بکني؟

. کل زندگي تو يه دونه کفش خلاصه شده

الو؟

. درو ؟ من خواهرتم

.يه خبر واقعا بد برات دارم

مي توني فردا بهم زنگ بزني؟

.نه

مي توني يه وقت ديگه بهم زنگ بزني ؟ - . نه ، عزيزم -

! پدر فوت کرد

. اون توي کنتاکي دچار سکته قلبي شد

. او به ديدن عمو ديل رفته بود

. مادر به کلي شکه شده

. تو بايد بياي و کارا رو راست وريست کني

تو فرزند بزرگتري

. و کسي هستي که مسئوليت داري

. من نمي دونم که چرا به کنتاکي رفت . نمي دونم که چي براش جالب بود

. اون اوجا به دنيا اومده بود

. اهل اونجا اصلا از من خوششون نمي اومد . هيچوقت

. درو مواظب همه چيز هست

عزيزم ، مي دوني که من .به خاطر بچه نمي تونم برم

. من دو روزه بر مي گردم - . من تلفنها رو جواب مي دم -

من هميشه تنها کسي بودم . که اونو از خانوادش جدا کردم

اين دو خانواده . هيچ وقت با هم جور نشدند

پس وقتي اونجا ميري توقع نداشته باش . با افراد زيادي دوست بشي

. مامان ، درو اصولا با کسي دوست نمي شه - . من دوستاي زيادي دارم -

کت شلوار آبيه رو برداشتي ؟- آره -

. پدر اون کت آبي احمقانه رو خيلي دوست داشت

فقط خدا مي دونه . که آيا من واقعا اونو خوشبخت کردم يا نه

. از کنتاکي بهتون زنگ مي زنم . فردا صبح به اونجا مي رسم

ما يه نقشه داريم - ... ما يه نقشه داريم -

... و اونجا که مي ري سرتو بالا بگير

چون ، فراموش نکن که تو تاريخ اين خانواده

.تو موفق ترين شخصي هستي که ميري اونجا . بهشون اجازه نده که هر کاري خواستن باهات بکنن

. اوه ، خداي من ، من بايد به مردم اطلاع بدم

. من بايد دفتر رو تخليه کنم ! من يه بيوه زنم

. ما اين مشکلو حل مي کنيم . ما اين مشکلو حل مي کنيم . فقط برو و پدر رو به خونه بيار . عجله کن

من تازه منتظر بودم که چيزا شروع بشه . اما همه چيز تموم شد

. من پدر رو به خونه ميارم

. صبر کن ، صبر کن ، بياين نزديک . بيا ، بيا ، بيا

خوب ، پدر هميشه چي مي گفت؟

اگه اينطور نبود - . چيز ديگه اي بود -

. خوب ، برو ديگه . برو و اونو سرفراز کن

فقط بهم زنگ بزن . و بگو اونجا چي مي گذره . خوب

... بايد به کنتاکي برم

کت و شلوار آبي رو تن پدرم کنم ... و اونو به خونه بر گردونم

. و دوباره سراغ اون دوچرخه برم

. هيچ اتفاقي نبايد مانع اجراي نقشه بشه

.آقا

.آقا

شما با انتخاب اين خط براي پرواز . شغل همه ما رو حفظ کردين

.بخصوص شغل منو . و شايد کل اين خط هوايي رو

مايليم که به عنوان جايزه . يه جاي مجاني توي قسمت درجه يک هواپيما بهتون بديم

. من اينجا راحتم

. خوب ، بذار يه جور ديگه بهت بگم

. من واقعا خستم لطفا وسط شبي منو

براي اومدن به اينجا . وادار به راه رفتن نکن

به لوييزويل کنتاکي ميري ، هان؟ خونه تون اونجاست ، براي کار مي ري يا به ديدن خانواده ؟

. پدرم

کجا زندگي مي کنه ؟ لوييزويل ؟

. خوب ، همون نزديکا

. لوييزويل

. اون تو اليزابت تاون زندگي مي کنه

. خوبه . اميدوارم کسي براي رسوندنت با ماشين دنبالت بياد

چون متاسفانه جاده هاي دور و بر اونجا .خيلي گمراه کننده و درهم هستن

. باشه ، يادم ميمونه

. يه نقشه مختصر برات مي کشم

منظورم اينه که از اينکه ... الان که ساعت حول و حوش ساعت 3 صبحه

اينجا نشستم و دارم باهات صحبت مي کنم خيلي خوشحالم

More Farsi Persian subtitles for Elizabethtown

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left