It's My Life

It's My Life (비켜라 운명아)

Download Farsi Persian undertekster

Specials

Udgivelsesinfo

Its My Life E45(@Mehdi Rain)
En kommentar af Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Udgivet den: 2019-02-12
Downloads: 12
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت چهل و پنجم

‫سو یونجی، منم چویی سوهی

‫احیانا الان تو مراسم عزاداریِ ‫پدر جونگ جین آهی؟

‫بله، خانم

‫احیانا...

‫مدیر چویی هم اونجاس؟

‫نه، اینجا نیستن

‫مطمئنی؟

‫بله، چرا باید بیان اینجا؟

‫خیلی خب، خسته نباشی

‫شی وو، کجایی؟

‫الان دقیقا کجایی؟

‫ممنون، یونجی

‫راستی، جریان چیه مدیر چویی؟

‫خیلی تعجب آوره که ‫اومدم مراسم عزاداری پدرِ کارمندم؟

‫کانگ دشیک ‫بله؟

‫ممنون که اومدی

‫مطمئنم پدر جین آه ‫بخاطر همه چی بخشیدتت

‫ممنون

‫پس غذاتون رو بخورین

‫به هیچی فکر نکن و تا میتونی استراحت کن

‫باشه

‫میخواستم ببینم بچه ـمون، نجات دهنده...

‫این کفشا رو بپوشه و راه بره

‫گریه نکن

‫وقتی گریه ـت رو می بینم ‫قلبم میشکنه

‫کیه؟

‫وکیل هو چونگ سان از هیون گانگه

‫بله، وکیل هو؟

‫نه، نه، مشکلی نیس

‫بله، بله. الان میام اونجا. باشه

‫وقتی در مورد سقط جنین شنیدم ‫خیلی ناراحت شدم

‫نمیدونم باید چطوری بهتون دلداری بدم

‫حتما میدونین که مادر نام جین...

‫امروز صبح خودشو تحویل پلیس داده بود

‫بله، از ایستگاه پلیس بهم زنگ زدن

‫خانم یانگ هم بخاطر این اتفاق ‫حس خیلی بدی داره

‫موقعی که دیده صورت نام جین خونی شده...

‫بدون فکر کردن واکنش نشون داده

‫همچنین، نمیدونسته که...

‫همسرتون بارداره

‫میفهمم چی میخواین بگین

‫اما با وجود این شرایط،

‫نمیتونم ببخشمش

‫درسته

‫کاملا درک میکنم

‫خانم یانگ گفت قبلا بچه خودشم سقط شده

‫بخاطر همین خیلی ناراحته

‫اون اولین حاملگی خانومم...

‫تو سن 40 سالگیش بود

‫وقتی میخواستم بخاطر برادرش طلاقش بدم،

‫بچه مثل معجزه بود و ما رو کنار هم نگه داشت

‫اما چطور همچین اتفاقی افتاد؟

‫کاملا میفهمم که چه حسی دارید

‫اما به نظرم این برخورد خشنیه که بهمون میگین

‫یه تولید کننده دیگه پیدا کنیم

‫درسته

‫اما چطور میتونم با نام جین همکاری کنم

‫و جوری رفتار کنم که انگار اتفاقی نیفتاده؟

‫من مطمئن میشم که ‫هیچوقت باهاش برخورد نداشته باشین

‫نظرتون چیه یه کارکن دیگه ای رو ‫انتخاب کنم که مسئول تماس

‫و همکاری با کارخونه ـتون باشه؟

‫اگه تا مرحله آخر برای تیم 2 لباس تولید کنین،

‫یکسال دیگه بهتون سهام هیون گانگ میدم

‫سهام هیون گانگ؟

‫بله

‫شما ناعادلانه سهام ـتون رو از دست دادین

‫پس باید براتون جبران کنیم

‫اینطوری فایده نداره

‫باید برم و با چشمای خودم ببینم

‫میدونم چه حسی دارین،

‫اما درست نیس اینطوری نمک رو زخم کسی بپاشین

‫آقای لی

‫میدونی مراسم عزاداری پدر جونگ جین آه ‫کجا برگزار میشه؟

‫آره، میدونم. چطور مگه؟

‫همین الان منو ببر اونجا

‫چرا میخوای بری اونجا؟

‫شی وو...

‫فکر کنم شی وو اونجاس

‫آیگو، امکان نداره

‫چرا باید مدیر چویی بره اونجا؟

‫لازم نیس بدونی

‫منو می بری اونجا یا نه؟

‫مست کردم پس نمیتونم رانندگی کنم

‫پس به آقای جانگ میگم برسوندم ‫فقط بهم آدرس بده

‫آیگو، اونجا محله ی منه

‫آقای جانگ به دردت نمیخوره

‫صبر کن. بذار زنگ بزنم نام جین

‫نام جین؟

‫میتونیم یه کم دیگه بمونیم ‫چرا میخوای الان بریم؟

‫میدونی که شی وو الان اینجاس

‫اون همه کارا رو راه میندازه

‫بله، سانگ هیون آجوشی؟

‫مدیر چویی؟

‫نه، اینجا نیس

‫معلومه. چرا باید بیاد اینجا؟

‫باشه، ما بزودی برمیگردیم. باشه

‫فکر کنم خانم چویی فهمیده

‫اینجوری به نظر میاد؟

‫چرا دروغ گفتی؟

‫میخواستم از عشقِ جین آه محافظت کنم

‫جین آه واقعا عاشقشه

‫همش میگی جین آه، جین آه

‫خیلی ناراحت کننده ـس که کسی رو ندارم ‫که 20 سال باهاش دوست بوده باشم

‫میتونیم از الان تا 20 سال دیگه ‫با هم دوست باشیم

‫جین آه چجور آدمیه؟

‫منظورم اینه، تو از چیِ جین آه خوشت میاد؟

‫فکر کنم از دوگانگیش

‫دوگانگی؟

‫منظورت اینه که اون دو روئه؟

‫نه

‫اون خیلی حساسه

‫واسه همین میخوام ازش محافظت کنم ‫و مواظبش باشم

‫اما تو لحظه های بحرانی زندگی ‫قوی تر از من میشه

‫و من برای اینکه بخوام ‫جلوش اعتماد به نفس داشته باشم،

‫قوی تر میشم

‫اون همچین قدرتی داره

‫فکر کنم تو هم همینطوری هستی، مگه نه؟

‫من اینطوری نیستم

‫من همیشه پسرایی که به زیر دامنم ‫نگاه میکردن رو میزدم

‫و همیشه از عشقم محافظت میکردم

‫من اصلا آدم ضعیفی نیستم

‫وقتی دزد به خونه ـت زده بود، رنگت پریده بود ‫و داشتی از ترس می لرزیدی

‫کِی داشتم از ترس می لرزیدم؟ عجبا

‫وانمود نکن که قوی هستی

‫آخرش بخاطر تصویری که ‫از خودت درست کردی، به مشکل برمیخوری

‫بخاطر تصویری که از خودم درست کردم ‫به مشکل برمیخورم؟

‫گوش کن

‫اگه من و جین آه بیفتیم تو آب

‫اول کی رو نجات میدی؟

‫خب... معلومه که...

‫جواب نده

‫اگه جوابی که میخوام بشنوم رو ندی، ‫ممکنه ناراحت بشم

‫اول تو رو نجات میدم، سونگ جو

‫جدی میگی؟ ‫آره

‫جین آه شناگر خیلی خوبیه

‫چی؟ بوسم رو پس میگیرم

‫وقتی یه کار کردی نمیتونی پسش بگیری

‫من دوباره این کارو باهات میکنم

‫بیخیال. چت شده؟

‫خیلی خب. بسه

‫دیدی؟ نام جین هم همینو گفت

‫گفت مدیر چویی نرفته اونجا

‫نکنه...

‫بین مدیر چویی و جین آه خبراییه؟

‫هیچی بین ـشون نیس

‫شی وو فقط رئیسشه

‫چرا انقدر از دستم عصبانی میشی؟

‫فکر میکنی من کیسه بوکسی چیزی ام؟

‫فرشته ی من، مشروب خوردی؟

‫درسته. نامزدی پسرت بهم خورده

‫باید تو همچین روزی مشروب بخوری...

‫تا غمت رو فراموش کنی

‫یه لیوان دیگه میخوری؟

‫آره

‫نمیدونم چرا شی وو این کارو کرد

‫تا الان، اون هیچوقت...

‫هیچ کاری بر خلاف خواسته مادرش نکرده بود

‫فرشته ی من، میدونم ناراحتی

‫اما میدونی که بچه ها ‫همیشه طبق خواسته پدر مادرشون پیش نمیرن

‫من،

‫نمیدونم سونهی کجا زندگی میکنه و چیکار میکنه

‫اما فقط امیدوارم که خوشبخت باشه

‫شی وویِ من با دختر تو فرق داره

‫چه فرقی دارن؟

‫مدیر چویی که باهوش و تحصیلکرده ـس

‫و دختر من که دوست داره خوش بگذرونه

‫هر دوشون برای پدر مادرشون ‫ارزشمندترین آدم دنیان

‫خانم چویی، نباید با معده خالی مشروب بخورین

‫لطفا یه کم غذا بخورین

‫نمیخواد

‫یه چیز دیگه درست کنم؟

‫خانم چویی ‫فرشته ی من

‫وای، وای. چی شده؟

‫حالت خوبه؟

‫مشکلش چیه؟

‫ما معده ـش رو شستشو دادیم...

‫و بهش مسکن تزریق کردیم ‫پس حالش خوب میشه

‫ممنون. ممنون

‫بدنش نمیتونه الکل رو تجزیه کنه

‫اگه دوباره الکل بخوره ‫ممکنه زندگیش به خطر بیفته

‫پس باید مراقب باشین که دیگه مصرف نکنه ‫آه، باشه باشه

‫نمیتونه الکل رو تجزیه کنه؟

‫چطور تونستین بهش مشروب بدین؟

‫خب، من که مجبورش نکردم بخوره

‫اون بخاطر ناراحتیش مشروب خورد

‫ما واقعا از وضعیت خاصشون خبر نداشیم

‫اون حتی آرام بخش هم خورده بود ‫چطور تونستین بذارین مشروب بخوره؟

‫ممکن بود حتی بره کما

‫شماها عقلتون رو از دست دادین؟

‫چرا... بهم نگفتی؟

‫چی رو؟

‫بخاطر مامانم بود، نه؟

‫غذای خیابونی... مامان اینو گفته بود، نه؟

‫نه

‫میدونم

‫مامانم...

‫میتونه حرفای بدتر از این بزنه

‫متاسفم...

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left