De første 200 linjer.
اسم من جاندیگن ـه .و من اهل گاتهامـم
.شهری که بهشدت محتاج قهرمانان ـه
به عنوان دکتر در تیمارستان آرکهام ،نقشم رو با
محافظت کردن از این شهر .در برابر روانیهای مجرم ایفا کردم
جهان روشهای .من رو درک نکرد
،پس در خفا کردم تا اینکه یک روز
وقتی که یک فردِ کیهانی ،فهمید که من پتانسیل ممکن رو دارم
و فرصتِ این رو بهم داد .تا چیز بزرگتری باشم
.یک فردِ بزرگتر
.حالا ، من سوپرمن هستم
...آنچه در "ارو" و "فلش" گذشت
،جهان فکر میکنه
که تو الیورکوئینی .و من بریآلنام
.و من واقعاً دلم میخواد دلیلشُ بدونم
پس اقدام بعدیمون چی ـه؟
.میریم به شهر گاتهام
تو کی هستی و چرا داری کمکمون میکنی؟
.کین هستم ، کیت کین
."بهخودش میگه "ناظر
اون داشته در سرتاسر ،جهانهای چندگانه
بهقصدِ آزمایشکردن زمینها .کتاب سرنوشت رو گسترش میداده
بحران داره از راه میرسه ،یک نفر در راهه
کسی که خیلیخیلی .از من قدرتمندتر ـه
.خواستهی من آماده سازی شماست
.دوباره اینکارو کرد .واقعیت رو بازنویسی کرد
!سوپرمن
هیچجائی نیست که بتونید .فرار کنید که من پیداتون نکنم
.دیگه تموم ـه
راجع به چی حرف میزنی؟
.کلارک مائیم .بری و الیور
.خودم میدونم کی هستید
.من مسئولِ این جابهجاییتون بودم
.دیگن
ناظر"، کتاب رو بهت پس داد؟"
.و نشونـم داد چطوری ازش استفاده کنم
نمیتونی همینطوری خودت .رو به قهرمان بودن مُقدر کنی
.اینطوری جواب نمیده
جدی میگی؟
.تو با صاعقه برخورد کردی
کتاب هم توسط یک قدرت برتر نصیبـم شد
.هردو جزو رخداد های شانسی بود
.اما این ، سرنوشت من ـه
بسیار بیشتر از سرنوشتی که با فلش شدنت .همیشه نصیبِ تو بوده
مردم به علت شرایطی که ایجاد میشه .تبدیل به قهرمان نمیشن
اونها علیرغم .شرایطِ ایجاد شده قهرمان میشن
.تو فقط یه آدم بهدردنخورِ قلابیای
.من هرچیزی هستم بهجز یه آدم بهدردنخور
و فقط صبر کنید تا ببنید ،چه تحولات جالب دیگهای
.سر خانواده و دوستانتون آوردم
.هیچ پناهگاه امنی براتون وجود نداره
.اینجا دیگه جهان شما نیست !جهان من ـه
.هی ، یه فکری دارم
.احمقا ، من ضد گلولهام
.میدونم
میخوای قهرمان زمین باشی؟
.یا جلوی ما رو بگیر یا جون بچهها رو نجات بده
.انتخابِ خودت ـه ، سوپرمن
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
«:: مــتـرجـمـیـن: میـکائـیل ، محـمد مسعـودی ::» |^| Hunter , #MK |^|
.خلافکار بودن حالمُ خراب میکنه رفیق
.جرثقیل به کسی آسیبی نمیزد
فوقِ فوقـش توی یک .پارکینگِ خالی میافتاد زمین
.وایسا رفیق ، نمیدونم
فقط انجام دادن اونجور ،کارا که از روی عمد بود
...فکر کنم باعث میشه بالا بیارم
.نه ، روبهراهم ، روبهراهم
باید بفهمیم این تغییر واقعیت ،چقدر عظیم بوده
.و نباید توی خیابونها بمونیم ...بیا
نمیتونم بالا بیارم ...نمیتونم
.وایسا ، یه نقشه دارم
.تبریک میگم قربان - ،طوری که اون جرثقیل رو گرفتید -
.انگار براتون مثل پَر بود
.واقعاً تأثیر گذار بود
!فراریها فرار کردن
قربان ، ما کاملاً مطمئنیـم .که عدالت رو براشون اجرا میکنید
.هیچکس نمیتونه از دست سوپرمن فرار کنه
واقعاً چنین فکری میکنید؟
.قربان ، شما بیش از حد قدرتمند هستید
.حق با توئه ، حق با توئه
.قربان ، محفظهی خط لولهست
باید مورد شمارهی یک باشه .کلِ صبح رو داشت سر و صدا میکرد
.ترتیبشُ میدم - !نه -
.شما به پیدا کردن آلن و کوئین برسید
من مرد واقعیای که لباسی .با اون نماد رو تنش میکنه رو میشناسم
.اون تو نیستی
.تو سوپرمن نیستی
.و با این حال ، من کسیام که تو یهزمانی بودی
،بیاحترامی به بریآلن نباشه ،ولی به عنوان یه قهرمان ، تو
تو بالاتر از این حرفایی که فقط .از یه گلولهی شلیک شده سریع تر عمل کنی
پس تو از قدرتهای من ،و نماد خاندانم نسخهبرداری کردی
ولی از جنسیتـم نه؟
زن بودن برات زیادی ترسناک ـه؟ - .من از چیزی نمیترسم -
کتاب سرنوشت هرچیزی که ،لازم بود از
بریآلن و الیورکوئین بدونم رو نشونم داد ،ولی راجع به تو و این مرد پولادین
.هیچچیزی وجود نداشت
هیچچیزی به جز اون رباتی ،که توی سنترال سیتی باهاش جنگیدید
.انگار اصلاً توی این جهان وجود ندارید
بخاطر همین حبسم کردی .و قدرتهامُ ازم گرفتی
.من نمیدونم تو کی هستی
،اصلاً نمیدونم چطوری سر از اینجا درآوردی
ولی هیچ اهمیتی نداره .چون من حالا دیگه تو ام
.جدید و ارتقاء یافته
و تو ، دیگه روشنیِ .روز رو نمیبینی
.جلوتُ میگیرم
چیزی نیست که جلوشُ بگیری آخه .من قهرمانیام که این سیاره بهش نیاز داره
.ممنون مأمور دنورز
این سلولها هر روز هفته تحت نظارتن ،پس فکر خلاقانهای به سرت نزنه
وگرنه از راه شدیداً دردناکی .آسیب میبینی
فقط درصورتی میتونی از اینجا .خارج بشی که جسدت توی تابوت باشه
!وایسا !الکس
.پس فکر میکنی که اون مأمور رو میشناسی
میدونی ، من واقعیتِ هرکسی .رو روی این زمین تغییر دادم
.هیچکس اون کسی که قبلاً بوده نیست
،ولی بهگمونم حتی سرنوشتِ
.بازنویسی شده هم مثل یهجور طعنه زدن ـه
،یا زندانی آروم و سربهزیری میشی
.یا من اونُ میکشم
.تو یه هیولائی - .نه -
.من سوپرمنـم
خیلیخب ، کاری میکنیم که سیسکو .با حفرهسازی وارد زمین 38 بشه
.و سوپرمن واقعی رو پیدا کن ـه
.این شد یه نقشهای
البته اگر سیسکو مایل باشه .که کمکمون کن ـه
آخرین نسخهی موازی سیسکو که دیدمش .زیاد کمک دست آدم نبود
کی میدونه این دفعه سرنوشت اون چطوری بازنویسی شده
.آقایون
این همون زمانی ـه که راجع به .سرنوشتتون حرف زدیم
،باید اعتراف کنم
.توجهم جلب شد
شما نه قدرتی در اختیار دارید ،نه توانائیای
ولی با این حال تونستید ،حریفی با قدرتهای
.سوپر- من رو از پا در بیارید
."فقط یک کلمهست ، "سوپرمن
این اتفاقها برای چی ـه؟
،اگر داری ما رو آزمایش میکنی .پس بذار برگردیم همون روال رو ادامه بدیم
،الیور کوئین
مَردی که غرور و خشمـش .رو بهکار میگیره و اون رو قدرت مینامه
واقعاً انقدر مشتاق مُردنی؟
.نه ، مشتاق نه
.ولی حاضری
.آمادهای
.خوبه
شاید هنوز یه نور امیدی .برای این جهان باشه
اگر این سخنرانیـت انگیزشی باشه .باید بگم بهترشم دیدم
با فداکاری جونتون نمیتونید .این آزمایش رو پشت سر بذارید
جونِ سالم به در بردن .فقط با شناختن هویت حقیقیتون به دست یافتنی ـه
،یا این جهان نابود میشه
.مثل بقیهی جهانها
.خیلی خب ، کافی ـه دیگه
خب ، حرفاش فقط نیمهی خالی .لیوانُ نشونمون داد
.باید سیسکو رو پیدا کنیم
خیلیخب ، اگر مائی که خوب بودیم ...آدمای بدی شدیم
بهاین دلالت میکنه که رفیق خوبمون .هم الان آدم بدی ـه
.آره دیگه ، تو نیروی پلیسی
مجرمها اکثراً کجای شهر میچرخن؟
ازمون میترسن؟ - .از همینش استفاده کن و طبیعی رفتار کن -
.این فکر افتضاحی ـه - .همهش همینو میگیا -
.و بازم حرف ، حرفِ تو میشه
.ما به یهسری فردِ متحد و منابع نیاز داریم
.خدایمن ، دوقلوهای هفتتیر به دست
شرمنده ، من فقط یکی .از طرفدارای پر و پا قرصِ سوابق جنایتکارانهتونم
.شماها قهرمانهای مناید
.خب قهرمان که نه .افسانهاید
میتونم چیزی براتون بریزم؟
ظاهراً ، به یهسری فرد متحد .و منابع نیاز داریم
.داریم دنبال سیسکو رامون میگردیم
منظورتون رئیس ـه؟
.بله
.خب ، حدأقل از هیچی بهتره
.الکس
اسم منو از کجا میدونی؟
.من اهل این زمین نیستم
از جائی که من میام .ما باهم خواهریم
تو؟ تو شدیداً .نفرت انگیزی
یعنی ، داستانهای کارهای وحشتناکی .که کردی اینو ثابت میکنه
الکس ، میدونم اوضاع ،از دید تو یک طرفه به نظر میاد
،اون شناختی که نسبت به من داری یک طرفهست
.ولی اوضاعی که الان میبینی ، واقعی نیست
.واقعاً واقعی نیست
اگر فقط بذاری توضیح بدم ...میتونم بهت بگم
،تو خطرناکی .و مشخصاً دیوونهای
.و منم کارائی دارم که باید بهشون برسم
نه ، وایسا ، صبر کن ، فقط بذار توضیح بدم .میتونم همهچیز رو بهت بگم
.باید حرف بزنیم
با دستیارم قرار قبلی .تنظیم کن
باید نزدیکایِ "گذاشتنِ در کونتون" یه .وقت خالی داشته باشم
.سیسکو ، به کمکـت نیاز داریم
.گوش کن
نمیدونم فکر میکنی .چه خری هستی
اما این دور و برا ملت .منو جناب رامون صدا میکنن
مشکلی پیش اومده جناب رامون؟
.دقیقاً زدی تو خال
جیمی ، فکر کنم این رفقامون که مثل گروه پتشاپبویز" لباس پوشیدن باید یکم"
گوشمالی بشن .که بفهمن اوضاع اینجا چطوری پیش میره
فکر نکنم مشکلی .توی این قضیه باشه
ملت که الکی بهم .بدترین رفیق سوپرمن نمیگن
.خیلیخب ، ببین ما دنبال هیچ دردسری نیستیم
ما فقط یه پیشنهاد کاری .برای جناب رامون داریم
!پیشنهاد کاری .ردش میکنم
میدونی ، دوست دارم که ببینم افرادم
No comments yet. Be the first to leave one.