De første 200 linjer.
∞آنچه گذشت∞
چون جونگ بوم؟
استاد,شنیدم کلا روانیه
نزدیک رودخونه دونگانگ یکم بقا پیدا کردن
گمونم اون بقایا توی یه روز گرم بهاری خودشو نشون داده
ایشون دادستان کیم سوهیوک هستن توی تیم کشف جسد دادستانی سئول کار میکنن
830403
ممکنه تاریخ عروسی باشه
میتونه اولین روز ملاقاتش با عروس هم باشه
یعنی سی سال پیش چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه ؟
... من
چهره تورو پیدا میکنم
و حلقه رو به (عروست) تحویل میدم
... این کتابیه که
مومیایی طناب قرمز عاشقش بود
چراغ قرمزو نمیبینی؟
استاد دانشکده پزشکی هستی احیانا کور رنگی که نداری نه؟
فقط رنگ قرمزو نمیبینم
خون و جوارح رو هم نمیتونم ببینم
چرا به خاطر اون مرد سرد قلبم اینقدر محکم میکوبه؟
خیلی خونریزی داره
خون ... خون
... من اون لحظه
... تونستم
خونِش رو ببینم
کیم سوهیوک به جای دختره بوده؟
یه چیزی بود که همش میخواستم ازت بپرسم
چرا هی اینطوری نگاهم میکنی؟
... میدونستی که
کونگ جی چول شخصیت توی این کتابه؟
من میدونم که دادستان کل چون سوک ته از کونگ جی چول متنفره
کونگ جی چول
حدود سی سال پیش
قاتلی هست که کلا سطحش با اون فرق داره
حالا مقلدش پیدا شده
سوهیوک تو باید این پرونده رو برداری
... با یه کاراگاهی که کونگ جی چولو میشناخت
جفت و جورت میکنم
اونم با همین روش ادم میکشت
کاراگاه چا هیونگ بین؟
تو کاراگاه چا نیستی؟
من کاراگاه کیم سو هیوکم
حتی صداتم کپیشه
ولی مظنون اصلیمون چون جونگ بومه
من روی پرونده قتل آپارتمان استودیو پورون کار میکنم
میشناسیش نه؟
لیم هوا یونگ
قربانیه؟
چون جونگ بوم, پسرتون
مظنون اصلیمونه
خیلی شبیهن
اینجا ... جاییه که خیلی وقت پیش
اون هنرمند نابغه ای که سعی میکردم پیداش کنم توش زندگی میکرد
... بابام
... گفت میتونه بگه
که تو چشمای کونگ جی چول چی بوده
کونگ جی چول مُرده
تو خودت گفتی که اون دکمه رو فشار دادی
... اون
میادش
... از حالا به بعد
دیگه هیچ کس این سگو بیرون نمیدازه
امکان داره بیون سونگ هون یکی از اجسادو تو این کلیسا جاسازی کرده باشه
! اینجا
فقط یبار
میخواستم اون زنو ببینم
جون ها اون
"زمان "اخبار داخلیه
امروز درکنار نویسنده ی "اسرار یک قاتل" و
وکیل دادگستری در دادگاه کونگ جی چول هستیم
اون جان گریشام کره،جانگ هه میه
به استودیو خوش اومدین
اشکالی نداره شما رو به عنوان متخصص کونگ جی چول معرفی کنیم؟
نفرمایین.من فقط یه رمان
براساس نوشته های روی دیوار سلول انفرادی کونگ جی چول نوشتم
یه شعر هست
استخوانی از قفس پرنده بیرون می آید
وقتی زنده، از دنیا و زندگی جدا شد
استخوان نابود می شود
جامه ی پوشیده از پرش آنجا رها شده
و سوت زنان به بیرون میرود
این شعری بود که کونگ جی چول روز قبل اعدامش روی دیوار نوشته بود
که اینطور،توی آخر داستانتون
کونگ جی چول هنوز زنده ست
فکر میکنین ممکنه جایی هنوز زنده باشه؟
هیچکس فکر نمیکنه جک د ریپر یا زودیاک زنده ن
ولی هنوز راجبشون حرف میزنیم
کونگ جی چولم همینطوره
...این نمیتونه واسه این باشه که
یه نفر بخواد با تقلید ارتکاب جرم،جلب توجه کنه؟
به کونگ جی چول به عنوان یه روانی فکر میکنین؟
...من
با قاتلای زنجیره ای زیادی مصاحبه کردم ولی
کونگ جی چول روانی نیست
پس میگین روانی نیست؟
...کونگ جی چول
تمام احساساتی که یه آدم میتونست داشته باشه رو داشت
حتی زیبایی رو حس میکرد
کتاب خوندن رو دوست داشت...و عاشق اهنگ بود
اون ادم
اولش شبیه مردم عادی بود
"ارزوی اون زندگی دوباره بود"
"میخواستم زندگی کنم"
میخواستم زندگی کنم
اون زن زنده ست
این چرا اینجا دفن شده پدر روحانی؟
فکر میکنم شما از چیزی خبر دارین
!پدر روحانی
اون بچه به تناسخ فکر کرد
اون بچه...کیه؟
چون جونگ بوم؟
نه الان دانشگاه نیستم
الان بخاطر بقایای جسد جلوی موزه م
نمیدونم چیکار میکنه،ولی فک کنم نمیخواد بیاد بیرون
چرا ربان هارو روی درخت گره میزنی؟
آیین آسیای شرقیه که آرزوی تناسخ دارن
ممکنه جسمشون بمیره ولی ...امیدوار بودن روحشون
تبدیل به یه پروانه شه و پرواز کنن
توی اسطوره های ملی اوراسیا
ربان نماد مرز بین زندگی فعلی و زندگی بعدی بوده
به میزبانی انجمن استخوان شناسی کره تحت نظارت دانشگاه سویون
بومیای التایی ربان هارو روی درختای مقدس آویزون میکردند
و ازین راه آرزو میکردن
آرزو میکردن معشوقشون دوباره زنده شه و تناسخ پیدا کنه
...وقتی توی موزه
...به صورتت نگاه میکنم
یوقتایی شبیه یه آدم دیگه ای میشی
یکی که زیاد نمیشناسمش
...ولی بعدش
شبیه کسی میشی که خوب میشناسمش
اوا دادستان کیم
ازت میخوام داوطلبانه باهام بیای
جسد یه بچه رو امروز توی کلیسای اسکای گاردن پیدا کردیم
جسد؟
اگه با پای خودم باهات بیام
شاهد میشم یا مظنون؟
وقتی بیای میفهمی
چیشده؟
چیزی نیست نگران نباشین استاد
میگم چیشده؟
بریم.شما میتونین همینجا بمونین
احساس راحتی میکنم اینجا میبینمت باید زودتر همو اینجا میدیدیم موافق نیستی؟
...چون جونگ بوم یا
باید چون اون وو صدات کنم؟
هرجور دلت میخواد صدام کن
اثر انگشتت روی تابوت حامل بچه بوده
خودت تابوتو دفن کردی
کشیش شهادت داد
پس فکر کردی من بچه رو کشتم؟
بهت نمیاد قوه تخیلت انقد خوب باشه
دادستان کیم سو هیوک
جدی؟
پس بگو ببینم چه فرضیه ای باید داشته باشم
اون بچه ی لیم هوا یونگه
چی؟- نتیجه دی ان ایشو بررسی کن-
...دی ان ای
...پس داری میگی
...روزی که لیم هوا یونگ مرد
وقتی داشت مشروب میخورد یچیزایی بهم گفت
که بچه بچه شو با دستای خودش کشته
خب؟- ...فهمیدم بچه-
توی کوها چال شده
برای همین من جسدشو به کلیسا منتقل کردم
انتظار داری باور کنم؟
فقط دارم راستشو میگم
باور کردن و باور نکردنش انتخاب خودته
از کجا میدونستی بچه کجا چال شده
فکر میکنی از کجا فهمیدم؟
از خود لیم هوا یونگ شنیدم- حالا هر چی-
باشه،میگیم تو راست میگی
پس چرا...چرا اونکارو کردی؟
...یه بچهی مرده رو از زیر خاک کشیدی بیرون
...بعدم گذاشتیش توی جعبه
بعد دوباره توی کلیسا خاکش کردی.چرا؟
روابط خاصی با لیم هوا یونگ داشتی؟
یا اینکه، به عنوان آخرین خواهشش ازت خواسته بود؟
لیم هوا یونگو تو کُشتی دیگه
دلم برای اون بچه، میسوخت
دلت میسوخت؟
فکر کنم این سناریو رو از خودت ساختی
ولی کی حرف آدمی مثل تو رو باور میکنه؟
تو همونی هستی که توی پونزده سالگی یه دخترو کشتی
میخوای دوباره جُرماتو یکی یکی برات بگم؟
...کشتن دختره توی اون زمان هم
یه واقعیته، مگه نه؟
نمیدونم- نمیدونی؟-
خیلی کنجکاوم بدونم
قبل از کشتن لیم هوا یونگ چرا زنگ همسایهشو زدی؟
زنگ همسایه؟
داری میگی من زنگ همسایه رو زدم؟
ولی زنگ همسایه چه ربطی به جورابا داره؟
زنگ همسایه رو زدیو جورابی که تو دستت بودو جلوش تکون دادی
یکی مثل تو امکان نداره اشتباهاً زنگ بغلی رو بزنه
بگو دلیل اینکه شاهد درست کردی چی بوده؟
قربان
دادستان کل شما رو خواستن
روی بقایای جسد بچه اثر انگشت چون جونگ بوم پیدا شده
دارم در موردش تحقیق میکنم
میخواد اثر انگشت باشه میخواد دی ان اِی باشه
ولی تو،آدمی هستی که میتونی چیزیو که نیست ایجاد کنیو چیزیو که هست از بین ببری
No comments yet. Be the first to leave one.