De første 200 linjer.
بعد از مقالهی دکتر وردرز
تا یه مدت کمیک بوکها جلوهی خوبی توی ریوردیل نداشتن.
اون هم درست وقتی که من شده بودم یکی از نویسندهای اول پپ کمیکس.
حرف پپ کمیکس شد...
اخیراً متوجه شدم که چندتا از کمیکهاشون
بهطرز عجیبی شبیه داستانهایی هستن
که زردنویس موردعلاقهی من یعنی «بِرَد ریبری» نوشته بود.
اما اسمش رو نیاورده بودن.
آقای فیلدستون
کمیکهایی که تازه منتشر کردید
خیلی ضایع هستن. دقیقاً شبیه داستانهایی هستن
- که بِرَد ریبری ۱۰ سال پیش نوشته بود. - صبر کن.
اسم داستان ریبری «نومبر کانتی»ـه.
مال ما اسمش «نومبر کانتری»ـه.
پپ کمیکس سرقت ادبی میکنه؟
اینجا این حرفهای زشت قدغنه فهمیدی؟
اما حالا یادم اومد.
خیلی کم یادمه که میخواستم با این یارو ریبری برای حق نشر حرف بزنم
اما اون هیچوقت جواب تماسهام رو نداد من هم با خودم گفتم لابد مُرده.
میدونی، من چند روزیه که اینجام
و متوجه چندتا چیز شدم.
بگیر بشین آرچی، استراحت کن.
مامانت نگرانته، من هم هستم.
دروغ گفتنهات، جیم شدنهات، پریدنت با دختر بلاسم.
نمرههات که متوسطه توی خونه هم که کمک نمیکنی.
بابات بود چه حسی داشت؟
بهنظرت بهت افتخار میکرد؟
قبل از اینکه بره جنگ بهت چی گفت؟
بگو دوباره.
گفت باید مواظب مامان باشم
و از این به بعد مرد این خونه منم.
درسته.
بهنظرت به حرفش گوش دادی؟
نه، اما از الان به بعد میدی.
از همین الان.
بیا بریم.
مامان، ببخشید اگه این اواخر بهت بیاحترامی کردم.
قول میدم از این به بعد پسر خوبی برات باشم.
مرسی آرچی.
میدونم به حرفت عمل میکنی عزیزم.
پسر خوبیه.
فردا با مدیر مدرسهتون در مورد بالا بردن نمرههات حرف میزنیم.
ورانیکا، میشه یهچیزی بهت بگم؟
معلومه بتی.
چی شده؟
برام سؤال بود که...
سکس چهجوریه؟
یا خدا، من امروز قهوه هم بهزور خوردم.
آخه من فقط در موردش خوندم
و میخواستم با کسی که تجربهش رو داشته صحبت کنم.
خیلیخب، وقتشه راستش رو بگم.
اینی که میگم به کسی نباید بگی چون آبروم میره.
اما بین خودمون بمونه...
من تا حالا با یه پسر سکس نداشتم.
البته هنوز نه.
آخه حدس زدم داشتی، چون...خیلی سکسی هستی.
مرسی بابت توجهت.
اما ببین بتی، برای سکسی بودن نیاز نیست حتماً سکس داشت.
خب پس تو چطو...
من چطور...
خودم رو بیشتر مثل تو کنم؟
انقدر ترفند هست که یه زن میتونه با بدنش انجام بده
تا احساس شور و شهوت بیشتری بکنه.
یکیش عطر و ادکلنه.
یا پاشنهای که با هر قدم به اندامت لرزه بندازه.
اما ترفند مخفی و اونی که بیشتر دوست دارم اینه که...
لباس زیر سکسی بپوشی.
لباس زیر؟
از حسی که بهم میده خوشم میاد.
اون پارچهی نرمی که به پوستم میخوره...
بهم میگه که بدنم توش محشر شده.
خب، نظرت چیه تو این مورد رو یه امتحان بکنی؟
بعد از مدرسه بیا پمبروک چندتا تن بزن.
باشه، حتماً.
صبح بخیر آنتونت.
این هم از رُمانت.
خب، نظرت چیه؟
آمم...
از جلدش خوشم اومد.
اینکه دوتا زن تحریککننده وقتی نزدیک هم بودن از نظر زیبایی حس لذت خاصی داشت.
که تحریککننده، آره؟
خب، نظرت چیه من و تو بریم اتاق تاریک
و یه کاپوچینو بگیریم و خلوت کنیم
تا بتونیم راجعبه جلد کتاب حرف بزنیم؟
وای نه، واقعاً نمیتونم.
خیلی سرم شلوغه باید دوباره ویکسنها رو آماده کنم.
درسته، رقاصهات.
میخواستم به تو هم پیشنهاد عضو شدن بدم اما مطمئنم تشویقکننده بودن
برای یه دختر لاتی مثل تو خیلی دور از ذهن بهنظر میاد.
آقای مدیر، به همون انجیلی که روی طاقچهی خونهمونه قسم
روی درسهام دو برابر کار میکنم تا نمرههام رو بالا ببرم.
میخوام حداقل شاگرد دوم باشم.
خوشحالم از تصمیمت آرچی.
حس میکنم که تو...
پتانسیلش رو داری اما هنوز خودش رو نشون نداده.
و فرنک، واقعاً بهترین موقع اومدی. میخواستم بدونم...
میشه با هم خصوصی حرف بزنیم؟
آره حتماً.
آرچی، میشه بیرون منتظر بمونی؟
حتماً.
خیلیخب دخترها، بیاید شروع کنیم ببینیم وضعیت چطوریه.
خدا کنه دیر نکرده باشم.
شرمنده، توی لیست ما اسمت نیست.
- برو سال بعد بیـ... - اِولین، کاپیتان تویی؟
آها نه راست میگی، کاپیتان منم.
پس انقدر وراجی نکن و دهنت رو ببند.
دیر نکردی تونی.
اتفاقاً، اولین نفر تویی.
گمونم یه رقص آماده کردی.
آره.
عزمش رو داریم.
دومیش هم... دومـ...
دیجیموویز در شبکههای اجتماعی: DigiMoviez@
دبیرستان ریوردیل، تیم ماست!
خب، واقعاً تأثیرگذار بود نمیدونم چی بگم.
چندین ساله همچین حرکاتی با کاغذرنگی ندیده بودم.
از اونجایی که من برای تیم تصمیم میگیرم
میخوام بهت رسماً پیشنهاد عضویت توی تیم رو بدم.
- نباید اول نظر همه رو بپرسـ... - اِولین!
تا وقتی ثابت نکردی که بیشتر از تقلید رقصهای دوریس دِی بلدی
پیشنهاد میکنم انقدر زر نزنی.
مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X
«ریوردیل» «فصل: ۷ قسمت: ۶»
خب، انگار یه مدت موندگارم.
فدرهد ازم خواست سرمربی تیم بسکتبال بشم.
این که عالیه فرنک.
حالا که جنگ تموم شده
فدرهد میخواد تیم بولداگ رو برگردونه.
امتحان فردا بعد از مدرسهست.
منتظرتم.
خب، اگه براتون فرقی نمیکنه میخوام این فصل رو بیخیال شم عمو فرنک.
اما تو که عاشق بسکتبالی!
بهم گفتن روی درسم تمرکز کنم مامان.
تو جَوونی آرچی، میتونی هم درس بخونی هم بسکتبال بازی کنی.
باور کن دلت نمیخواد توی تیم باشم.
بهدرد نمیخورم. خیلی وقته تمرین نکردم.
- آرچی... - اشکالی نداره مری.
اگه فکر میکنه بهدرد بازی نمیخوره میتونه طور دیگهای کمک کنه.
میتونی آبدارچی تیم بشی.
چی شد پرنسس؟
بیا بیرون ببینمت.
مـ... زیاد مطمئن نیستم.
خجالت نکش بتی. فقط خودمونیم.
میدونستم.
میدونستم حسابی توش خوشگل میشی.
خب، چه حسی داری؟
حس میکنی خیلی سکسی شدی، نه؟
بدتر. احساس...خجالت دارم.
چرا؟
اگه «بتی پیج» خودش اینجا بود آب از دهنش راه میوفتاد.
اینکار فکر بدی بود.
- میرم درشون بیارم. - صبر کن بتی.
بیا اینجا.
یهکم فرصت بده به پارچهش عادت کنی.
نفس عمیق...
حالا خودت رو نگاه کن.
به بدن خوشگلت نگاه کن و بعد از من تکرار کن.
«من یه زن خوشگل و قدرتمند و دلربا
و سکسی هستم، که توی اوج قدرت زن بودنم هستم»
خدا به داد پسرهای مدرسه برسه.
وای، آقای ریبری...
من جاگهد جونز هستم.
من نویسندهی پپ کمیکس ریوردیل هستم
و متوجه شدم که دارن برای پول به جیب زدن
از داستانهای شما سرقت ادبی میکنن.
دارن ازتون دزدی میکنن.
بهنظرم باید براشون یه نامهی توقف و انصراف بفرستید
- یا شکایتی چیزی ازشون بکنید. - وایسا ببینم.
تو نویسندهی پپ کمیکس هستی
بعد میخوای من ازشون شکایت کنم؟
چرا؟
شاید یهکم زیادهروی باشه
اما...
از نظرم شما حرف ندارید.
و...نباید اینطوری باهاتون رفتار بشه.
مطـ...مطمئنم سوءتفاهم بوده.
خب...نـ...
نیست.
سرقته. تمام جلدهای پپ کمیکس رو خوندم.
و تقریباً ۸تا از داستانهاتون رو دزدیدن.
این رو تازه منتشر کردن.
بنال اِولین.
من، نگرانیهایی دارم.
در مورد ویکسن جدیده، تونی توپز.
این که حس تهدید میکنی باید باعث بشه بیشتر تلاش کنی.
بهنظرم نباید دخترهایی مثل تونی توی تیم باشن.
مواظب حرف بعدیت باش اِولین.
مدرسهی ما از نظر رنگینپوستی کاملاً ادغامشدهست، تیممون هم همینطوره.
اگه با این موضوع مشکل داری...
نه، مشکل سیاهپوست بودن تونی نیست...
مشکلم اینه که همه میدونن تونی...لز هست.
و راحت نیستم بخوام توی رختکن کنارش لخت بشم.
نمیدونم این شایعهی چندش رو از کجا شنیدی اِولین
اما بذار روشنت کنم که تونی توپز...
همونی که تو گفتی نیست.
همچین رفتاری توی تیم من اصلاً قابل قبول نیست
پس دهن عنت رو دیگه ببند!
حالا هم برو گمشو.
قسمت جدید «وای عزیزم» قراره پخش بشه و تو قرار نیست پیش من ببینی.
توپز.
No comments yet. Be the first to leave one.