De første 200 linjer.
...آنچه گذشت
آیزل گفت مونولیتها قدرتِ خلق کردن دارن
امکان داره که سه انرژی ترکیب شده باشن
تا یه کولسنِ دیگه در طول فضا و زمان خلق کنن
،تو این جسمِ انسانی رو تسخیر کردی
و در عوض هرچیزی که این کالبد
بیمیل به همراه داره نصیبت شد
و تنها چیزی که قدرتِ کافی ...برای شکست دادن من داره
درونِ توئه
و تو از رها کردنش میترسی
ارتباط برقرار کردن باهاش هنوز ،بهترین شانسِ ماست
ولی چیزی نیست که زوری به دست بیاد
شاید باید زور به کار ببریم
شخصی که اونجاست مردی نیست که دوست داشتی
!یالا! منتظر چی هستی؟! انجامش بده
!من رو بکش، اسکای
تو میخواستی خودت رو قربانی کنی
این کاریه که کولسن میکرد
فکر کنم قدرتهای گروهبان خیلی خطرناک هستن
ولی شاید دقیقاً همون چیزی باشن که لازم داریم
اون آدمها تسخیر میکنه و تصاحبشون میکنه
با مشکلِ آیزل به کجا رسیدیم؟
لطفاً بهم بگید که یه چیزی دارید
داریم سعی میکنیم - هنوز نه -
میشه از مونولیتها برای باز کردنِ یه دروازه
بین دنیای ما و دنیایی که آیزل ازش میاد استفاده کرد
خانوادۀ من از راه میرسن و میزبانهای شرایکها رو تسخیر میکنن
،حالا که دیآلاها نابود شدن
راهی برای تکمیل مراسم نیست
بنابراین ذهنهای شما قراره اونا رو برام خلق کنن
دانلود زیرنویس از کانال تلگرام @SubSin @IST_Subs
من قبلاً بهتون نشون دادم که آدمها توانایی کنترلِ ترسهاشون رو ندارن
ولی ما از تو نمیترسیم
بدترین ترسهای ما هیچ ربطی به تو
یا مونولیتهای کوفتی ندارن
به از دست دادنِ کسایی که دوست داریم مربوطه
و قبلاً با این ترس مواجه شدیم
هنوز اینجاییم
تو هیچ کمکی از ما نمیگیری
پس اون کیه؟
من چطور اومدم اینجا؟
خدای من
فلینت. همه چی درست میشه
چه خبره؟
این... اینجا فانوس نیست
نه، نیست
...از دیدنت خوشحالم، ولی
روحتون هم خبر نداره
هرگز فکر نمیکردم شما رو ببینم
ولی باید از اینجا بری
!کی اینکارو کرده؟
اون فقط یه پسر بچهست
تو دوستهای من رو زندانی کردی؟
دوستهات
بازم از تو میترسن
چرا؟
!بهش نزدیک نشو - فلینت، نذار بهت نزدیک شه -
ولشون کن
روحتم خبر نداره چیکار میتونم بکنم
فلینت. نه
بس کن، فلینت. بس کن
!بس کن
تو خاصی
درست مثلِ اون
معلومه که هستم
پس بذار برن
فکر میکردم دوستهات مونولیتها رو برام بیارن
به جاش، تو رو برام آوردن
تو میتونی اونا رو بسازی
امکان نداره کمکت کنم
من نیازی به کمکت ندارم
فقط خودت
!فلینت، فرار کن
!برو
بیاین شروع کنیم
ترجمه از سینـا و آریـن .: Cardinal & SinCities :.
خشم
این تنها چیزیه که حس میکنی؟
این بهترین راه برای توصیفشه
و دلت نمیخواد وقتی این خشم رها میشه نزدیکش باشی
،به محض فرود تو جنگل ،زفر 1 رو به دست میاریم
ازش به عنوان مقر عملیات استفاده میکنیم
مخفیانه وارد میشیم
خب، چطور مک و یویو رو بیاریم بیرون
وقتی حتی نمیتونیم نزدیکش بشیم؟
حالا میتونیم
فکر میکنی من قبلاً چنین چیزی ندیدم؟
شک دارم
،دوستمون رابی ریس یه چیزی تو بدنش داشت
دقیقاً یه خرسِ تدی نبود
اون میتونست کنترلش کنه
منظور منم همینه
نمیدونم میتونم کنترلش کنم یا نه
این یه فرکانسِ صوتی داخل بدن ارسال میکنه
که جلوی تسخیر شدنتون رو میگیره
چندتا داریم؟
...داریم روش کار می - من ترتیبش رو دادم -
وای
...تو کِی - ،اگه یکی دو روز دیگه وقت داشتم -
میتونستم به رنگِ رُزگلد بسازمشون
نه، این خیلیه
تو مثلِ یه جادوگری
خب، تو بخش خصوصی یه چندتا حقّه یاد گرفتم
این خیلی عالیه
آره
،باشه، پس آیزل نمیتونه وارد بدنمون بشه
ولی مشکلاتِ دیگهای داریم
وقتی دیزی باهات حرف میزد مهارش کردی
هرکاری که کرد باعث شد درست فکر کنی
هیچ فکری در کار نیست
فقط خشم
...و اگه آیزل رو ببینم
شکستش میدی. خشمت رو رها میکنی
بعدش میذاری بخشِ دیگۀ وجودت مهارش کنه
به این سادگی که میگی نیست
برای همین من کنارت میمونم
که یادت بندازم
گروهبان ذخیرۀ خنجرهاش رو بهمون داد
و اونا رو ذوب کردیم تا گلوله بسازیم
،آره، گلولهها طراحی شدن که خُرد بشن
تا با بدنِ شرایکها ادغام بشن
این تنها راه برای کشتنِ اوناست
و آیزل؟ جلوی اونم میگیره؟
نمیدونیم
،گروهبان شمشیرش رو داره بنابراین اون بهترین امیدمونه
فکر میکنی آمادهست؟
خودش که فکر میکنه آمادهست
و تو چی؟
ای کاش وقتِ بیشتری داشتیم
،اون اهریمنی که تو وجودشه
اگه گروهبان بتونه ازش برای کشتنِ آیزل استفاده کنه
...پس چیزِ خوبیه، ولی
...بعدش
فکر میکنی نمیتونه مهارش کنه؟
میخوام بدونم میتونیم خارجش کنیم یا نه
شاید بتونیم جداشون کنیم
تو اصلاً نمیدونی چنین چیزی جواب بده یا نه
...اون بخش از وجودش
اون ازش میترسه
و برای این میترسه که بخشی از هویتش نیست
پس میخوای خارجش کنی
...دارم میگم اگه آیزل این دروازه رو باز کنه
راهی برای فرستادنِ موجود داخل بدنِ گروهبان به جایی که ازش اومده پیدا میکنم
شاید بکشیش
شاید
،ولی اگه فرصتی برای برگردوندنِ کولسن پیدا کنم
ازش استفاده میکنم
در حال آمادهسازی برای فرود
!فلینت
نفس میکشه
باهاش چیکار کردی؟
اون خارقالعادهست
ولی مثلِ همۀ زمینیها ضعیفه
زیباست
،مونولیتها دروازه رو باز میکنن
،و در اون سمت
اونا دارن جمع میشن
اونا هرگز چیزی ندیدن
...یا آوازی نشنیدن یا
دردِ شما رو نچشیدن
ولی این عوض میشه
امروز
!ارتشی برام بیارید
!امنه
اون اینجا نیست - آره -
و کویینجت خالیه
امنه
آیزل دقیقاً میدونست چطوری زفر رو زمینگیر کنه
بیشتر به نظر میاد مک میدونست و چارهای نداشت
نیازی نبود انقدر تلاش به خرج بده
آره، این بده، ولی نمیتونه بدتر از
اون دفعه روی اون سیّاره باشه - اون سیّارۀ بوگندو؟ -
اون برّاقه
هیچی به اون بدی نیست
چقدر سریع میتونیم زفر رو دوباره به پرواز در بیاریم؟
اگه مک رو داشتیم سریعتر
فانوس، جواب بده. ما زفر 1 رو داریم
خبرِ خیلی خوبیه
اوضاع روی زمین چطوره؟
،چند کیلومتر با معبد فاصله داریم
ولی موضعِ مسلطمون ایدهآل نیست
ماهوارههایی رو حرکت دادیم
وقتی دید پیدا کنیم، راهنماییتون میکنیم
من بودم تجدیدنظر میکردم
آیزل و شرایکهاش روی زیرمجموعهای از فرکانسهای صوتی عمل میکنن
همیشه مشکوک بودیم که بتونه ارتباطاتِ ما رو بشنوه
اون اشتباه نمیگه
احتمالاً حتی الان هم نباید پشتِ بیسیم باشیم
با این اوصاف شروعِ خیلی خوبی داشتیم
باشه، با سکوتِ رادیویی وارد عمل میشیم
پایپر، زفر 1 رو برای عملیات خروج آماده کن
میرم تو کارش - تماس رو قطع میکنیم -
اونطرف میبینمتون
هی، گروهبان
یه لطفی بهم میکنی؟
مطمئن شو کارش رو تموم میکنی
،حتی با سکوتِ رادیویی
چطور قراره بدونِ مواجه شدن با آیزل دستبندها رو به مک و یویو برسونن؟
باید یه راهی پیدا کنیم
یه... یه جور حواس پرتی
No comments yet. Be the first to leave one.