Riverdale

Riverdale

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 7

Udgivelsesinfo

Riverdale US S07E18 WEBRip x264-ION10
Riverdale US S07E18 WEBRip x264-ELANOR
Riverdale US S07E18 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale US S07E18 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale S07E18 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Riverdale S07E18 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
En kommentar af AMIRX79X
🔲⫸ امـیـر دلـپـسـنـد و امـیر فـرحـنـاک ⣿ DigiMoviez.com

Tags

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
Udgivet den: 2023-08-11
Downloads: 46
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫دوست شدن با صاحب سینما ‫یه خوبی‌ای که داره اینه که

‫می‌تونم با رفیق‌هام مجانی برم فیلم ببینم.

‫برای همین هر سه‌شنبه شب ‫جمع می‌شیم

‫و جدیدترین و خفن‌ترین ‫فیلم ترسناک‌ها رو می‌بینیم

‫تصور می‌کردیم که خیلی ‫زود با پای خودمون وارد

‫فیلم تخیلی-واقعی بودجه‌ی کم خودمون می‌شیم.

‫جاگهد جونز در «مرد مذاب اسرارآمیز!»

‫یهو می‌دیدیم که ‫یه مرد مذاب ظاهر می‌شد

‫و وقتی به طرفمون میومد ‫شبیه یه مجسمه‌ی مومی بود

‫که مدت زیادی توی آفتاب مونده بود.

‫اما یهو نیروی پیاده نظام از راه می‌رسید.

‫کلانتر کلر میومد می‌گفت که اون مرد ‫یه آواره و ولگرد بوده

‫و یه نوع نادر از...اینجا ‫رو داشته باشید...جذام داشته.

‫اما این با چیزی که از دهن ‫اتل به بن باتن شنیدم فرق داشت.

‫یونیفرمش شبیه یونیفرم بابامه ‫که توی کارخونه‌ی افرا کار می‌کرد.

‫باز دوباره یه‌چیز متعفن ‫و فاسد توی ریوردیل بود

‫و اگه قرار بود این سری ‫جواب درست و درمون پیدا کنم...

‫باید خودم می‌رفتم سراغ‌شون.

‫از شانس خوبم می‌دونستم

‫که پزشک قانونی شهر ‫یعنی دکتر کردل

‫از طرفدارهای کمیک‌های ترسناک پپ کمیکس‌ـه.

‫کمیک‌هایی که این روزها ‫کمیاب شده بودن.

‫مگه اینکه یه پارتی داشته باشی. ‫یکی مثل من.

‫ای جان.

‫اینا حرف ندارن، آقای جونز.

‫به‌درد طاق زدن می‌خورن.

‫آفرین. حالا بگو ببینم در مورد ‫اون مرد مذاب چی می‌دونی؟

‫چطوری اون ریختی شد؟

‫حدس من مسمومیت رادیواکتیوی شدیده.

‫عجب بابا!

‫هسته‌ای یا اتمی؟

‫بعد اصلاً کجا تحت تأثیرش قرار گرفته؟

‫نتونستم بفهمم.

‫متأسفانه اونقدری جسد دستم نبود.

‫شهردار بلاسم سریع برداشت بردش.

‫به‌قول خودت، جناب مذاب

‫اینطوری که فهمیدم ‫کارگر کارخونه‌ی افرای شهردار بوده.

‫ناجور شد که.

‫اتل، آماده‌ای بریم مدرسه؟

‫بتی، مطمئنی نمی‌خوای مامانت

‫شما رو برسونه مدرسه؟

‫کاملاً مطمئن.

‫یالا اتل، دیرمون میشه.

‫نگران نباش هل.

‫وقتی یه روز از شدت بارون کاسه‌ی چه کنم ‫چه کنم دست گرفت بالأخره می‌ذاره برسونمش.

‫- حالا خودت می‌بینی. ‫- نه، فکر نکنم.

‫من و ورانیکا و اتل ‫توی مدرسه برای آموزش رانندگی ثبت نام کردیم.

‫خیلی زود خودم هرجا خواستم میرم.

‫بتی کوپر در «آموزش رانندگی!»

‫از مربی پارسلی توی کمپ اونز ‫خبرهای خوبی دستم رسیده.

‫قبولت کردن، رجی.

‫- بی‌شوخی، مربی؟ ‫- کجا؟

‫بهترین کمپ بسکتبال ‫برای دبیرستانی‌های کشور.

‫خبر محشریه.

‫تبریک میگم رجی.

‫تو چی جناب شکسپیر؟

‫برنامه‌ی تو چیه؟

‫گمون نکنم برای شاعری ‫کمپ تابستونه‌ای باشه، هست؟

‫آرچی اندروز در «اخراج از خانه!»

‫کلی کار برای آرچی توی شهر هست، فرنک.

‫می‌تونه بره سراغ کار قبلیش ‫توی پاپز

‫یا می‌تونه توی بوتیک به من کمک کنه.

‫دیدی چی گفت؟

‫می‌تونی توی بوتیک زنونه‌ی مامانت کار کنی.

‫مطمئنم الان میگی ای کاش ‫از تیم انصراف نمی‌دادم.

‫زود باش آبجی. ‫چه باشی چه نباشی قطار حرکت می‌کنه.

‫ایشون کی بود؟

‫داری اعزام میشی، بابا؟

‫مسخره‌بازی در نیارید.

‫ایشون ارتشبد تیلور از واشنگتن بود.

‫برای من یه...

‫خب...یه هدیه آورده بود.

‫بیاید کتابخونه

‫می‌خوام بهتون نشونش بدم.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫این دیگه چه موجودیه؟

‫این مولاک‌ـه، شرل.

‫یه خدای افسانه‌ای باستانی.

‫فقط از طریق قربانی کردن فرزند راضی میشه.

‫جفتتون باید همیشه یاد مولاک باشید

‫تا یه‌وقت نخواید دوباره ‫تن و بدن من رو بلرزونید.

‫شرل بلاسم در «پروژه‌ی مولاک!»

‫اتل؟

‫ببین، نمی‌خوام نمک روی زخم کهنه‌‍ت بپاشم

‫اما اون مرد مذاب که جلوی در سینما دیدیم...

‫- چیه؟ ‫- تو به بن گفتی که

‫همون لباسی تنش بوده که بابات ‫توی کارخونه‌ی افرای بلاسم می‌پوشیده.

‫برام سؤال بود کار بابات اونجا چی بوده.

‫سرایدار بود.

‫چطور؟

‫مریض می‌شد؟

‫مامانم بعضی وقت‌ها می‌گفت ‫مشروب می‌خوره

‫تا درد مزمن شکم و مفصل‌هاش رو آروم کنه.

‫و خب موهاش هم داشت می‌ریخت.

‫عجب.

‫چطور مگه جاگهد؟

‫ببین، هنوز نمی‌تونم صد درصدی بگم

‫اما این که بابات، مرد مذاب

‫و حالا که فکرش رو می‌کنم ‫آقای ری‌بری

‫همه توی کارخونه‌ی بلاسم کار می‌کردن

‫و همه‌شون درد گرفتن

‫و شرایط عجیبی داشتن...

‫خب به‌نظر من که تصادفی نیست.

‫به‌نظرم خانواده بلاسم ‫دارن یه‌چیزی رو مخفی می‌کنن.

‫و من ته توش رو در میارم.

‫تا بالأخره من، تو، آقای ری‌بری و...

‫به یه ختامی برسیم.

‫چیه؟

‫چی شده؟

‫جاگهد، از اینکارت ممنونم

‫اما من می‌خوام زندگیم رو بکنم.

‫دارم برای گواهی‌نامه ثبت نام می‌کنم.

‫ماشینی که توی مسابقه برنده شدم ‫دستم رسیده

‫و دارم رابطه‌‍م با بن رو رسمی می‌کنم.

‫سلام.

‫با بن خودمون؟ ‫بن باتن؟

‫بگذریم، می‌خوام گذشته رو فراموش کنم ‫و واقعاً ازش بگذرم.

‫خیلی‌خب بچه‌ها، بشینید سر جاهاتون.

‫شهردار بلاسم و جناب فدرهد خواستن من بهتون

‫این فیلم آموزشی از نحوه برخورد با شرایط

‫انفجار بمب اتم در ‫ریوردیل رو بهتون نشون بدم.

‫حالا باید برای خطری جدید آماده باشیم...

‫بمب اتم.

‫از آمدن آن مطلع خواهید شد.

‫نوری روشن ‫روشن‌تر از خورشید دارد.

‫اگر آماده نباشید ‫ممکن است به طرق مختلفی به شما آسیب برساند.

‫ممکن است شما را محکم به زمین بزند

‫یا شما را به سمت درخت یا دیوار پرت کند.

‫ابعاد انفجار آن آنقدر بزرگ است ‫که می‌تواند ساختمان‌ها را در هم بکوبد

‫و تابلوهای تبلیغاتی عظیم را به زمین بیاندازد

‫و تمام پنجره‌های شهر را بشکند.

‫یا خدا. ‫اون فیلم بمب اتم

‫حسابی من رو ترسوند.

‫باید هم بترسونه.

‫فیلم مزخرف داشت میگفت ‫سرتون رو بیارید پایین و پناه بگیرید

‫انگار که مثلاً یه تیکه شیشه ‫توی هوا قراره بزرگ‌ترین نگرانی‌مون باشه.

‫در واقع اکثرمون عمراً از انفجار ‫بمب اتم جون سالم به‌در ببریم.

‫منظورت چیه جاگ؟

‫کسی اخبار ژاپن رو دیده؟

‫اگه بمب حتی نزدیک ریوردیل هم بخوره

‫همه‌مون توی کمتر از ‫۱ نانوثانیه بخار می‌شیم.

‫تازه نگم حتی اگه از برخورد ‫و انفجارش سالم بمونیم

‫تحت تأثیر چه مقدار ‫و حجم تشعشع قرار می‌گیریم.

‫من که می‌دونم موقع اومدن بمب چیکار کنم.

‫میرم خودم رو توی ‫زیرزیرزمین پمبروک حبس می‌کنم.

‫اونجا عین یه شهر زیرزمینیه.

‫شما هم البته دعوتی جاگی‌جان.

‫چندش‌ها.

‫من میرم توی معدن‌های ‫متروکه‌ی بلاسم پناه می‌گیرم.

‫از قبل از جنگ انقلاب محکم دَووم آوردن.

‫مگه اونجا تاریک و سرد نیست؟

‫چرا تونی، راست میگی.

‫باید یه راهی برای گرم شدن پیدا کنم.

‫من برمی‌گردم داک کریک. ‫یه چاه داریم انقدر عمیقه

‫که هیچ بمب یا تشعشعی تهش نمیرسه.

‫خب چرا توی داک کریک بمونی؟

‫اگه صدای آژیر رو بشنویم

‫من سوار ماشینم میشم ‫مامانم رو سوار می‌کنم میرم سمت غرب.

‫عمراً این ابرهای تشعشعی بتونن ‫از کوه‌های راکی رد بشن.

‫غرب به‌نظر گزینه‌ی خوبیه.

‫معلومه.

‫تو نمی‌تونی از دست بمب اتم فرار کنی، آرچی.

‫مهم نیست چقدر ماشینت سریعه.

‫بچه‌ها، من یه‌جا خوندم اگه داخل یخچال باشید

‫و بمب اتم بخوره ‫هیچی‌تون نمیشه.

‫اما اونطوری خب داخل یخچالی گیر می‌کنی.

‫آره کوین، پس آب و غذا چی؟

‫خب، داخل یخچالم دیگه.

‫من هیچ‌جا قایم نمیشم.

‫بیخیال بابا، نمی‌تونیم بذاریم این بمبه ‫زمین‌گیرمون کنه.

‫جاهایی مثل نوادا که آمریکا اکثر ‫تست‌های بمب اتمش رو انجام میده

‫مردم پناهگاه دارن ‫برای مواقع اضطراری.

‫برای زنده موندن همین نیازه.

‫یه پناهگاه زیرزمینی با دیوارهای محکم.

‫اگه روسیه بخواد روی سرمون بمب بندازه

‫مگه نباید شهرهای بزرگ‌تر

‫مثل لس‌آنجلس یا نیویورک رو هدف بگیرن؟

‫کسایی مثل ما که توی شهرهای کوچیک هستن نیازی ‫به نگران شدن واسه‌ی بمب اتم ندارن، دارن؟

‫من باشم زیاد مطمئن این رو نمی‌گفتم.

‫بمب اتم ممکنه هرجایی بیوفته.

‫حتی اینجا، توی ریوردیل.

‫«ریوردیل» ‫«فصل: ۷ قسمت: ۱۸»

‫میگه طناب رو بردار و دور طناب بپیچ.

‫حالا دیگه نمی‌دونم منظورش چیه.

‫چه‌خبر، چیکارها می‌کنید؟

‫داریم سعی می‌کنیم گره‌ی کراوات بزنیم ‫در حالی که همه‌‍ش گند می‌زنیم.

‫گره‌ی کراواتی؟ ‫بیا نشونت بدم چطوریه.

‫مگه تمرین پیشاهنگیت رو یادت نیست؟

‫خرگوش از لونه‌ش میره بیرون

‫از درخت رد میشه

‫باز برمی‌گرده توی لونه‌ش.

‫اینطوری یه گره‌ی خوب درست میشه.

‫حالا برای چی دارید این رو تمرین می‌کنید؟

‫می‌دونید که اگه بمب بخوره

‫با گره‌ی کراواتی کار زیادی نمیشه کرد دیگه؟

‫من و کوین توی ذهن‌مونه ‫بریم عضو تجارت دریایی شیم.

‫تجارت دریایی؟ ‫عجب.

‫چی هست حالا؟ ‫یه بخشی از نیروی دریاییه؟

‫نه، یه شغله.

‫بهت حقوق میدن تا روی یه کشتی باری کار کنی ‫و می‌تونی دور دنیا سفر کنی.

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left