De første 200 linjer.
مترجم Mosy-Beygi
بهش میگن سواحل روح زده
در امتداد دوون شایر و کرنوال و ایرلند
که در مقابل اقیانوس غربی بلند شده
اینجا پر از مه میشه دریایی مه گرفته و داستان های ترسناک
بخاطر این نیست که اینجا بیشتر از جاهای دیگه روح هست
بخاطر اینه که آدما اینجا به طور عجیبی اونا رو حس میکنن
میدونید،روزها و شب ها و سال ها میاد و میره
اونا به صدای رفت و آمد موج ها گوش میکنن
تو این صدای خستگی ناپذیر مرگ و زندگی هست
و همینطور جاودانگی
اگه به اندازه کافی بهش گوش کنی تمام احساساست به وجد میاد
غریزه عجیبی درت بوجود میاد
سرمای عجیب رو متوجه میشی که هشدار اوله
سرمایی که بخاطر درجه های فارنهایت نیست
بخاطر گرمای از دست رفته زندگیه
مردم محلی بهم گفتن حسش میکنن
حتی بیرون اون در بسته ما حسش نمیکنیم
اونا درک نمیکنن که چرا ما متوجه نمیشیم اینو
وقتی سگمون از اون راه پله ها بالا نمیره
حیوون ها این چیزای نفرینی رو میبینن اینطور بنظر میرسه
خب من و خواهرم پاملا چیزی درباره این مسائل نمیدونستیم
اون موقع نمیدونستیم
لندنی بودیم با وضع نامساعد
اومده بودیم دو هفته استراحت
10امین روز ماه می 1937 پایان تعطیلاتمون بود
انگار تو باغ کشی هستیم
چی باغ کسیه چه خونه قدیمی فوق العاده ای
بهتره خارج شیم از اینجا قبل از اینکه مجبور شیم بخاطر ورود بدون اجازه خارج شیم
ماشینو کجا گذاشتیم؟- این سمت فکر کنم-
نگاه کن یه سنجاب
بگیرش بابی- دیره بابی.برگرد اینجا-
تو سگ بد- بابی-
اون سنجاب کوچولو بیچاره رو گرفته میکشدش
خواهر عزیزم بیشتر بنظر میرسه اون سنجاب داره بابی رو بازی میده
راه خوبی برای گذروندن تعطیلات تعقیب یه سگ
کجاست؟- زیر اینجا فکر کنم-
فکر کردم گرفتیش
اون منو گرفت.اونجا ادامه بده بابی
نمیتونم
خوب بود آقا
فکر میکنی نمیتونه فرار کنه؟- البته که میتونه.الان رو سقفه-
سگ باهوش هر لحظه ممکنه برگرده
ریک به چیزی دقت نکردی؟
فقط به اینکه انقدر تیز نیستم که بخوام به دسته شکارچی ها بپیوندم
نه منظورم این خونه است این دوست داشتنی ترین چیزیه که تابحال دیدم
به راه پله نگاه کن- اوه پسر.چه پله هایی برای قایم شدن-
اوه ریک- این چیه؟-
اینجوری گفتنت و این خونه منو برمیگردونه به . . .ِ
آره یذره شبیهه- ظرف رز اونجا-
ساعت پدربزرگ اونجا
و مادر داره پایین پله ها رو جارو میکنه
تا یه دقیقه دیگه عزادار میشی.بیا بیرون- نه تو زندگی تو-
میخوام بقیه اش رو ببینم یالا.بیا وانمود کنیم داریم میخریمش
اینم اتاق خواب با بهترین ویو
همشون بهترین ویو رو دارن
چه دوست داشتنی.چرا باعث میشه فکر کنم سوار قایقم؟
این نور بالا .دریاست خیلی خوبه اینجا بیدار شی و اینو ببینی
چقدر از زندگی آپارتمانی تو لندن متنفرم
اگه تو یه خونه قدیمی بودی همیشه آرزوش رو داشتی
گیر کرده.تو امتحان کن
قفله.اسکلت های خانوادگی شاید
چه کسل کننده
ریک حمام
یه آتیش باز وقتی حموم میکنی چه لاکچری
میدونی این فقط حموم شنبه شبه
خودتو به قرمزی خرچنگ به جوش میاری بعد سریع میری تو جا تا سردت نشه
ریک- چیه؟-
یه حسی داشتم که واقعا میخوایم این خونه رو بخریم
اوه بله؟حست بهت نگفته با چی میخوایم بخریمش؟
اگه جفتمون همه چیزمونو بذاریم شاید بتونیم بخریمش
خیلی جاش پرته و سالهاست کسی زندگی نکرده توش
ولی قراره باهاش چیکار کنیم؟ نمیتونیم 300 مایل فقط برای آخر هفته ها رانندگی کنیم تا اینجا
دائم اینجا زندگی میکنیم و روی موزیکت کار میکنی
خواهر دیوانه من من یه شغل دارم
بله و چه شغلی رفتن به کنسرتها
و به خواننده ها بگی چقدر موزیک بد بود how bad the music was.
این به اندازه کافی خوب نیست ریک ولش کن
اون پایین تو موزیک خودت رو مینویسی همونطور که همیشه باید اینکارو میکردی
همونطور که همیشه میخواستی
ریک اگه تو حتی یه کارشناس موزیک خوب بودی اینطور نبود
خب خیلی ممنونم به هرحال من پول زیادی گرفتم
خب این ایده اصلا برات جالب نیست؟
جالب نیست؟
نگاه کن.از اینجا خارج شو تو خطرناکی
نمیدونی خونه های نادری مثل این چطورن؟
من از پله ها خوشم میاد- چقدر لیزی از اون آشپزخونه خوشش میومد-
اون ساحل کوچیک باید متعلق به اون باشه
تو وضع خوبی هم هست اثری از رطوبت نیست
وسایلمون رو از انبار خارج میکنیم- آروم باش پاملا-
تغییری مثل این باید ماه ها راجع بهش بحث بشه
مضخرفه.تصمیم های مهم باید سریع گرفته بشن
خب رزونامه ام ازم خواست یه سری کارها بکنم
"زندگی موزیسین های بزرگ" زمان خونده شدن:دو دقیقه
بفرما.این کفاف میده ما رو- بله تا وقتی از موزیسین ها خسته شم-
به هرحال از کجا میدونیم اینجا برای فروشه؟
ریک، زندگی انقدرها هم ظالم نیست باید باشه
یادت باشه پم خودتو مشتاق نشون نشده اصلا
خیلی مختصر علاقمند شدیم خیلی مختصر
عصربخیر- عصربخیر-
میخوایم فرمانده بیچ رو ببینیم اگه ممکنه
- He's not in at the moment. - Could we wait for him?
تشریف نمیارید داخل؟
تو اتاق مطالعه آتیش هست
فکر کنم بتونم با پدربزرگم تماس بگیرم
بگم کی میخواد ببیندتون؟- ایشون اسم ما رو نمیدونه-
فریتزجرالد.خواهرم پاملا و من رودریک فریتزجرالد
حالتون چطوره؟- حال شما چطوره؟-
من استلا مردیت هستم نمیشینید؟
متشکرم
اون صندلی نه اون صاف نیست
اشکالی نداره- نه-
عزیزم این جواب میده؟- متشکرم-
ما شدیدا یه خانواده غیرسیگاری هستیم
پدربزرگ یه بار تو عرشه کشتی بخاطر سیگار داشته خفه میشده
بوی تنباکو رو دیگه نمیتونه حس کنه
کمکی از دستم برمیاد؟
میخوایم با فرمانده درباره خونه ای که بالای صخره ها داره
صحبت کنیم
ویندوارد؟- بله-
میدونید ما شدیدا عاشق اونجا شدیم
منظورم اینه شاید به درد ما بخوره- واقعا؟-
از طریق خانم براون تو مسافرخونه فهمیدیم که خونه فروشیه
خانم براون اشتباه کرده.متاسفم که که تو دردسر افتادین و اینجا اومدین
شاید اگه با پدربزرگتون در اینباره صحبت کنیم
اصلا فایده نداره
متاسفم.ولی صبر کردنتون فایده ای نداره
استلا.اونجایی؟
بله پدربزرگ
اینجا
خب چی شده؟
دو نفر اشتباهی اومدن اینجا
دارن میرن
شنیدیم که خونه ویندوارد فروشیه
بله هست
نمیشینید؟ الان میام خدمتتون
خیلی ممنون
پدربزرگ خواهش میکنم
فکر کنم درباره این موضوع واضح نظرمو گفتم استلا
بله پدربزرگ- درکت نمیکنم-
خونه ای که از دوران بچگی توش زندگی نکردی
یه ملکی که از عهده نگهداریش بر نمیایم
ولی این خونه مادرم بود
نمیتونم بیانش کنم ولی این- مضخرفه-
پدربزرگ خواهش میکنم
فکر نمیکنم تعمیر زیادی لازم داشته باشه
سقف سالمه
و دیوار ها دو قرنه در برابر طوفان های اتلنتیک مقاومت کردن
متشکرم- متشکرم-
20سال پیش مبلغ قابل توجهی خرج خونه شد
وقتی دادمش به دخترم- متوجهم.خب متاسفم-
ولی باید بگم که ما 1200پوند بیشتر نمیتونیم هزینه کنیم
این پیشنهاد قطعیه؟- بله-
و کل مبلغ رو فوری پرداخت میکنید؟
یعنی با این مبلغ میفروشید؟- بله-
فکر کنم باید ملک رو یه بررسی بکنید قبل از اینکه ما
ریک- نیازی به بدگمانی نیست-
ارزش خونه خیلی بیشتر از ایناست
ولی من یه نوه خیلی جوون دارم
ولی 1200 پوند تو بانک میتونه خیالم در مورد اون راحت کنه
کاملا درک میکنیم
و چنین خونه تنهایی نگرانتون نمیکنه؟
البته که نه
یا بادهای شب؟ میتونه فریبنده باشه تو یه خونه قدیمی
دارین سعی میکنید بگید که خونه روح زده است؟
نه خانم فیتزجرالد هیچ خونه ای روح زده نیست
ولی 5 سال پیش چندتا مستاجر داشتم که از مزاحمت ها شاکی بودن
مشکل چی بود؟خانم ها سرشونو گرفته بودن دستشون راه میرفتن؟
ترجیح دادم بحث نکنم و قرارداد رو فسخ کردم
ولی فروش رو نمیتونم فسخ کنم- ما هم همچین چیزی نمیخوایم-
چنین داستانی میتونه قیمت خونه رو بیاره پایین
من به اندازه کافی قیمت رو پایین آوردم آقای فیتزجرالد
شاید جفتمون نیاز به زمان داریم که درباره این موضوع فکر کنیم
ولی پیشنهاد ما قطعیه.مگه نه ریک؟- اوه بله-
خیلی خب.پس من قبول میکنم
اسناد و چک ها بین وکیل هامون معاوضه میشه
در حال حاضر من قول شفاهی شما رو دارم و شما قول منو
خب خریدن یه خونه ساده است.مگه نه؟
پم کجایی؟- اینجام.ببین.رزهامون-
ریک.همه اش برای ماست فوق العاده نیست؟
میدونی.از اون چیزی که فکر میکردم بزرگتره
دوست دارم ببینم تو اون اتاق چیه
حتما قفسه خدمتکار.یه مشت لباس کهنه و این چیزا
ببینم تا کی میتونیم نقاش و نظافتچی بیاریم اینجا
تو برمیگردی لندن البته و من اینجا میمونم
پیچیده شده تو پتو مثل سرخپوست ها؟
تو مسافرخونه ابله تا وسایل خونه رو بیاری
پیرمرده نگفت چرا این در قفله؟
هرگز به فکرم نرسید ازش بپرسم
خب حالا میدونیم
این تنها اتاق زشت خونه است- خیلی هم بد نیست
اون پنجره.مثل خیاره
اینطوری کردن که استودیو یه نقاش بشه
حتی ویو هم نمیتونه خوب نشونش بده
باهاش چیکار میکنیم؟- اتاق کار من البته-
ایده آله.پیانو رو میزاریم اونجا و طاقچه ها برای موزیک
یه مقدار فضا برای راه رفتن کتاب ها و نوشته ها روی زمین
چک های ناشر هام
فکر میکنی اتاق نم داره؟- نیاز به هوا داره-
جالبه که بعد چنین روز گرمی میتونه انقدر سرد باشه
No comments yet. Be the first to leave one.