De første 200 linjer.
مدت ها پیش، در میادین نبرد بریتانیا
ارتشی از دشمنان به یکدیگر پیوستند
تا با خصمی شکست ناپذیر روبه رو شوند
که فراتر از وحشیانه ترین کابوس هایشان بود
این ارتش بی نظیر خونین ترین نبردها را جنگید و پیروز شد
ولی فقط موقت
خصم آنها چنان بی رحم بود
که ترس مطلق در وجودشان گذاشت
پس آنها یک عهد بستند
آنها بدن در هم شکسته ی حریفشان را ...به سه قسمت تقسیم کردند
تا در نقاط مختلفی از جهان دفن شوند...
و عهد کردند مکان های دفن
همیشه برای احتیاط محافظت شوند
هر سه پیمان رازداری بستند
خصم دهشتناک
باید از تاریخ پاک می شد
سه نگهبان راهی سفر درازشان
در سراسر خشکی و دریا شدند
مکان هایی دور افتاده راپیدا کردند و وظیفه شان را
با تعهدی رهبانی انجام رساندند
وظایفشان را جهت محافظت از آینده
به نسل های بعد منتقل کردند
نگهبانان سر جایشان بودند
همه به جز یکی، که سفرش به سرانجام نرسید
در ابتدا توسط دشمنی بی خبر شکست خورد
که هرگز از تاثیری که تیرش می گذاشت خبردار نشد
...و زمان گذشت
بدن نگهبان گم شده پنهان شد
دو نگهبان دیگر و نوادگانشان را
از سرنوشت رفیقشان بی خبر گذاشت
تا ابد
تقریباً
خوب. بیا یه نگاه بندازیم کجا بودیم؟
اوه آره. برو که رفتیم
خیلی خوشحالم پیشنهاد دادی امروز بیای
من از روز سال نو متنفرم
همه جا بستس همه خمارن
و هیچ کاری هم نیست آدم انجام بده
تازه، چی از این باحال تره؟
هیچ وقت فکر نمی کردم تو یه کشف واقعی نقش داشته باشم
حتی اگر آلفرد بزرگ هم نباشه
خب، ریچارد سوم رو که تو یه پارکینگ داخل لستر پیدا کردن
دلیلی نداره نتونیم
آلفرد بزرگ رو توی سالن شهر شفیلد پیدا نکنیم
دلیلی نداره
اوه، جدا از...تاریخ و جغرافیا
آره، من هیچ وقت تو اونا کارم خوب نبود
...پس، آه
قراره راجع بهش حرف بزنیم؟
راجع به چی حرف بزنیم، میچ؟
بوسه
که اتفاق افتاد
آره. آره، باشه، بیا دربارش حرف بزنیم
...پس...برای تو
من-من فقط می خوام مطئن شم نمی خوام چیزی فرض کنم
...مثل یه...بوسه ی "سال نو مبارک" رفیق بود یا
نه؟...
حسش شبیه ...بوسه ی "سال نو مبارک" رفیق بود؟
نه
...بیشتر از اون
بوسه بود، به نظر من
اوه، خوبه. آره...چون برای من هم بیشتر از اون بود
اوه، خدارو شکر
یعنی، عالی. یعنی، محشر! برای منم همینطور
وای. کل شب رو نخوابیدم
وقتی رسیدم خونه، همش داشتم فکر می کردم
منم همینطور. برای همین بهت پیام دادم که بگم بیای
اوه. واقعا؟
...آره! اوه
!ای احمق
...پس
حالا چی کار کنیم؟
من-منظورم اینه که، نمیگم اینجا
اینو تموم کنیم، یه قرار درست حسابی میذاریم
چطوره؟
عالیه
این محبوب ترین سال منه
به همین زودی. همین روز اول
اینو ببین- مم؟-
اینجا. درست...درست زیر محل دست
یه چیزی اینجاس فقط نمی تونم بفهمم چیه
اوه، آره. بیا ثبتش کنیم و بذاریمش تو کیسه
ثبت شد، کدگذاری شد و بسته بندی شد هر چی که هست
ممنون
متوجهی که...معنیش اینه که اون نقاشیا می تونن واقعیت داشته باشن؟
نبرد دره ی امید؟
می دونم تو عاشق اون اسنادی
،و می دونم می خوای حقیقت داشته باشه
ولی این خیلی قابل توجه تر از اون حرفاس
اصلاً هم قابل توجه تر نیست
منظورم اینه که، اگر بخشی از اون باشه چی؟
همم؟ ممکنه توی اون نبرد جنگیده باشه
ممکنه کلیدی برای حل این معما که نبرد بخاطر چی بود باشه
یا ممکنه هیچ ربطی بهش نداشته باشه
می بینی، تفاوت بین من و تو همینه
من نیمه ی پر لیوانم- عه، اینطوریاس؟-
صد در صد- اوه، آره؟-
کی بود که شک داشت اصلاً چیزی اینجا پیدا کنیم؟
...من داشتم
صبر کنید. آخریشه
اوه- می بینید؟ آتیش بازی کیهانی-
هی، دکی، باید اعتراف کنم
که این بهترین نمایش آتیش بازی بود که تا به حال دیدم
نگفتم؟- آره-
نوزده جشن سال نو پشت سر هم کدوم یکیشو بیشتر دوست داشتید؟
من بین النهرین رو دوست داشتم- آه، اصل کاریه-
جدی؟ پس عراق سال نو رو اختراع کرده؟
سیدنی 2000
تماشای آتیش بازی بالای پل هاربر
تا اونجا که نزدیک بود بیفتی- آره-
سال 1801، کشف سیاره ی کوتوله با رفیق ایتالیاییت
جوزپه پیاتسی عزیز- مم-
یکی دیگه هم بریم؟
آره- گردش کنیم بشه 20 تا؟-
دارم فکر می کنم بریم کوآنتیفر
یه تأسیسات کوچیک لبه ی جهان شناخته شده
جایی که هر روز جشن سال نوئه
اونجا بهترین بالونا پیدا میشه
این مهمه؟- نه، نه واقعاً. فقط زمینه-
یه زنگ خطر براش گذاشتم، محض احتیاط چون خونتونه
اوه، این بده- چی؟-
...اوه، این بدتره. این
!بدتر از بدتر
چی شده؟
یه چیزی، یا یه چیزایی که غیر زمینی هستن
تلاش می کنن تغییر مکان بدن
دارم الگوی همگراییش رو هدف می گیرم
اوو. جای هیجان انگیزیه؟- شفیلده-
اون چی بود؟
چیزی دیدی؟- نه-
ممکنه موش باشه
فکر کنم یه چیزی گم شده
حتماً یکی از کیسه ها رو برده
چه موش پرروئی
میرم یه نگاه میندازم
!وای...خدای...من
اوه! اسمت چیه؟
میچ. ت-تو یه دفعه ظاهر شدی
چطوری این کارو کردی؟- من دکترم-
اینا بهترین دوستای منن رایان، یاز و گراهام
سلام- خوبی؟-
خوبم. باشه
خیلی وقتت رو توی باغ وحش میگذرونی میچ؟
ام، ام...ما یه محل دفن رو داریم حفاری می کنیم
..."وقتی میگی "ما
ام...لین رفته این طرف
لین؟ کجایی؟
هی. اینجایی این یاروآ همین الان یهویی رسیدن
سلام. چیز غیر معمولی دیدی؟
آ...آره. یه چیزی روی دیوار اونجاس
چه جور چیزیه؟
تکون خورد
شبیه چی بود؟
شبیه یه ماهی مرکب گنده بود
اَی، واقعا؟- دکی، مطمئنی این کارت خطر نداره؟-
می تونی یه چیزی برام بیاری که این رو برای بررسی
داخلش نگه دارم، میچ؟- آره-
خب، دکی؟
اگه اونجا بوده و حالا اونجا نیست
فرض می کنم این اطراف داره پرسه میزنه...داخل آب
باید نگرانش باشیم؟
احتمالاً
انگار که...از این دیوار سر خورده پائین
و رفته داخل آب
دقیقاً کجا هستیم؟
زیر سالن شهر شفیلد
و این مجراهای فاضلاب به کجا میرسن؟
زیر کل شهر
هر جایی می تونه باشه
می خوام همین الان از این تونلا برید بیرون
من اینجارو قرنطینه می کنم
یاز همراهیتون می کنه
و اگر هرجور جونوری دیدید، نزدیکش نشید
نه تا وقتی که بفهمیم چیه
فرض کنید نزدیک شدن بهش خطرناکه
زود باشید. بیاید از اینجا بریم بیرون
اینجا چی میشه؟
ببین، صنایع تاریخی ارزشمندی اینجا هستن
چندین ماهه داشتیم روش کار می کردیم
مطمئن میشیم جاشون امن باشه
من حالا اطلاعات شمارو دارم
پس وقتی برگشتن این پائین مشکلی نداشت خبرتون می کنیم
!زود باش، یاز
اون عجیب بود، آره؟
آره
فردا به اداره زنگ میزنم
بهشون می گم چی شد- باشه-
به گمونم بتونیم بریم نوشیدنی بخوریم
الان نه
...نه. درسته. البته. منظورم این نبود که
من کمی ترسیدم
اگه ازشون خبری شنیدم بهت زنگ میزنم
شاید فردا برگشتیم سر کارمون- آره-
به تاردیس دادم مجراهای فاضلاب رو دنبال
سیگنالای حیاتی غیر زمینی اسکن کنه
پس، الان داریم کجا میریم؟
معلومه دیگه، خونه ی شما- چی؟-
!نه
عه، ای وای- !روی صندلی من فرود اومدی-
ببخشید- !صندلیم رو شکستی-
No comments yet. Be the first to leave one.