De første 187 linjer.
m 932 210 l 1042 164 1146 208 1146 236 1032 268 932 240
آوانسیا
m 790 286 l 794 340 934 338 932 284
کوراس
m 100 0 b 200 0 200 200 100 200 b 0 200 0 0 100 0
محل فعلی
رتبه ماجراجویی تون رو ارتقاع بدید
m -70 -310 l -70 366 50 366 50 -310
نیروی سپر ضعیف شده
m 100 0 b 200 0 200 200 100 200 b 0 200 0 0 100 0
m 100 0 b 200 0 200 200 100 200 b 0 200 0 0 100 0
m 100 0 b 200 0 200 200 100 200 b 0 200 0 0 100 0
m 100 0 b 200 0 200 200 100 200 b 0 200 0 0 100 0
m 100 0 b 200 0 200 200 100 200 b 0 200 0 0 100 0
m 100 0 b 200 0 200 200 100 200 b 0 200 0 0 100 0
m 100 0 b 200 0 200 200 100 200 b 0 200 0 0 100 0
m 100 0 b 200 0 200 200 100 200 b 0 200 0 0 100 0
m 100 0 b 200 0 200 200 100 200 b 0 200 0 0 100 0
دون
بَرگَر
زندگی
سازی
فعال
هــــــــا
او
شد
تکمیل
حملات
افزایش مقاومت
وتـارهز داخلِ تانکِ ینترقوی هایحمله
m 248 554 l 268 534 280 548 288 544 300 550 326 520 354 542 944 542 976 522 1004 550 1014 540 1020 548 1036 534 1056 554 1032 576 1052 596 1034 612 1020 598 1012 608 1000 598 978 624 946 604 356 604 326 626 300 600 292 606 280 598 268 612 250 594 268 574
نادر، مقاومت ۹۹۹۹ تانکی که با مهارت شد اخراج از گروه قهرمانان
اعضای یه گروه ماجراجویی، نقش های مختلفی دارن، مثل مهاجم و شفا دهنده
من، روود هستم، و نقشم تانکه
وظیفهی تانک اینه که، حمله های دشمن رو دفع کنه و از هم گروهی هاش محافظت کنه
!و این نقش بین ماجراجوها قدرتمند محبوب نیست
...این داستان راجب منه، که قراره این اوضاع رو عوض کنم
و تبدیل به قهرمان اصلی بشم
ای بابا، داداشی
دلم خیلی برات تنگ شده بود، وقتی نبودی خیلی احساس تنهایی میکردم
!مانیشیا
!روووود
!دیگه هیچ وقت تنهات نمیذارم
!رووووووود
!چِته نین؟ تصورات لذت بخشم رو نابود کردی
میشه مزخرف گفتن رو تمومش کنی، و وقتی که توی انجمنیم این قیافه های عجیب غریب رو به خودت نگیری؟
ای خدا، بازم داشتی به خواهر کوچیکت فکر میکردی؟
از کجا فهمیدی؟
بالاخره ما توی یه تیمیم، این طبیعیه که من بفهمم
ولی تو واقعا، خیلی خواهرت رو دوست داری
نمیتونی برای یه بارم که شده، به یه چیز دیگه علاقه نشون بدی؟
مثلا چی؟
!مثلا، عشق و عاشقی
...عه؟ نین منظورت اینه که
...یه لحظه صبر کن رود، یه وقت اشتباه بردا
ولی هیشکی خوشگل تر از مانیشیا نیست
!باه
...روود، دارم جدی میگم
...من همیشه جدی میگم
فعلا سعی میکنم که به هیچ چیز دیگه ای فکر نکنم
مانیشیا یه مریضی خطرناک، داره
و تنها راه درمانشم اینه که، گنجی که توی هزارتو هست و قابلیت برآورده کردن آرزوها رو داره، پیدا کنم
...روود
ولی بعد از اتفاق دیروز، دیگه بعید میدونم که بتون پیداش کنم
باید از بقیه هم معذرت بخوام
!این حرفو نزن
!تو کارِت رو به عنوان یه تانک عالی انجام دادی
دشمن نتونست بهم ضربه بزنه؛ این طبیعیه که از یه حدی بیشتر نتونی ضربه هارو دفع کنی
آخه فقط دیروز نبود
اخیرا هربار که وارد هزارتو میشیم، بدون اینکه متوجه بشم قدرت دفاعم کم میشه
تازه میزان مصرف معجون شفام هم زیاد شده
این باعث شده که من بار اضافی، رو دوش تو و شفادهنده مون بشم واقعا شرمندم
چی داری میگی واسه خودت؟
همش به لطف توعه که من تونستم تا اینجا، بجنگم و پیش برم
میدونم که داشتی ازم محافظت میکردی
به علاوه، قدرت دفاع سپرت، ۹۹۹۹ تاست
این بالاترین میزان دفاعیه، که تاحالا دیدم
...نین
!تو یه تانک استثنایی هستی
پس حتی اگه عضو جدید هم گرفتیم، تو بازم سرت رو بالا بگیر و به خودت افتخار کن، باشه؟
!اون قهرمانه
کسی که با وجود سن کمش، تونسته چندین هزارتو رو فتح کنه؟
!الحق که قهرمان بزرگ، کیگلاس-ساماست
هی روود، شرمنده
دیر کردیم؟
نه، به موقع اومدید
صبح بخیر، لیلیا، لیلی
حالا که کل گروه اینجاست، بزارید بقیه رو هم معرفی کنم
بیاید اینجا
این دوتا عضو های جدید گروهمونن
هع؟
!یه لحظه وایسا، کیگلاس
اینجا چه خبره؟ قانون هزارتو گردی اینه که، هر گروه باید حداکثر ۶ تا عضو داشته باشه
اینجوری که هفت نفر میشیم
مشکلی نیست، خیلی زود شیش نفره میشیم
!روود، تو از امروز دیگه مرخصی
چی؟
چرا؟
!چون تو یه تانک بدرد نخوری
!انفجار باد
!طوفان آب
...انفجار
!زندگی
!انجامش دادیم
دیروز تقریبا کل نیروی سپرت رو از دست دادی
!مشکل اینه
چه خبره؟
مسخرم کردی؟ ما با وجود همچین تانکی، چطوری میخوایم پیشروی کنیم؟
...آه، ولی
وایستا، روود داشت حمله های دشمن رو دفع میکرد
ولی بازم سپرش داشت ضعیف میشد
!باید دلیل دیگهای داشته باشه
!معلومه، توانایی واقعیش همونه
اون دوتا مهارت داره، که معلوم نیست دقیقاً چیکار میکنن
!اوضاع بده
!روود، بجنب
درسته که همهی مهارت ها، بدرد بخور نیستن
!ولی، هنوز نمیدونیم که دلیلش مهارتاش هستن یا نه
چی داری میگی؟
نزدیک بود هممون کشته بشیم، دلیل بالاتر از این برای اخراجش؟
تازه این عضو جدیدی که اینجاست، یه تانک دور زنه که این روزا خیلی مشهور شده
تازه میتونه همزمان هم جاخالی بده و هم حمله کنه
برعکس تو که فقط، میتونی دفاع کنی
...پس قضیه از این قراره که
!تو اخراجی
باشه
...روود
!هوووی، هنوز حرفم باهات تموم نشده
بخاطر تو دیروز نتونستیم پول در بیاریم
بالاترین قدرت دفاعی که، تاحالا دیده شده؟ زِکی
!تو فقط یه تانک بدرد نخوری که حتی نمیتونی از سپرت درست استفاده کنی
!ما میدونیم که تو قوی هستی
خب، موفق باشی
ببخشید، با وجود اینکه منو به گروهتون دعوت کردی، فکر کنم به اندازه کافی قوی نبودم
!این درست نیست
هی روود، واقعا میخوای بری؟
بهت درمورد شهری که، منو خواهرم توش میمونیم گفتم، درسته؟
آوانسیا رو میگی؟ واسه چی پرسیدی؟
هر وقت خواستی، میتونی بیای ببینیمون
همیشه اونجا نیستم، ولی میخوام از این به بعد با خواهرم اونجا زندگی کنیم
پس، ما یه روزی، دوباره همدیگه رو میبینیم
آره
البته که، از این خبرا نیست که دلم برات تنگ بشه، یا چیز دیگه ای
میدونم
!من مشتاقانه، منتظر روزیم که دوباره همدیگه رو ببینیم
خیلی خب، حالا من باید چه گِلی به سَرَم بگیرم؟
من هنوز نمیتونم به آوانسیا، برگردم
!تو فقط یه تانک بدرد نخوری که حتی نمیتونی از سپرت درست استفاده کنی
حق با کیگلاس بود؟ راجب اینکه یکی از مهارتام داره قدرت سپرم رو کم میکنه؟
اگه راست باشه، مهارت معیوبی نیست؟
بهم حس بدی میده، ولی من کسی رو نمیشناسم که بتونه مهارتام رو ارزیابی کنه
به هرحال، مطمئنید که ما میتونیم از پس این ماموریت محافظت بر بیایم؟
رسیده، مشکلی پیش نمیاد (D) رنکمون به
!آره، اگه فقط تا کوراس باشه، فک کنم بتونیم یه جوری از پسش بر بیایم
...آره، ولی
ببخشید
!چه بزرگه
میتونم برای اون درخواست باهاتون همکاری کنم؟
!البته، پولی نمیخوام
آم، رتبهی ماجراجوییت چنده؟
عه؟
ـه (F) راستش من هنوز رنکم همش بخاطر اینه که اون همه وقت رو توی هزارتوها گذروندم
...خیــــــــــــــرِه
!من قبلاً این مرد رو یه جایی دیدم
!یادم اومد
!اون توی تیم قهرمان بود
!لطفا بهمون ملحق بشید
...اوه... ولی من
همگی
شما باید اون ماجراجو هایی باشید که درخواستم رو قبول کردن، درسته؟
بله
تازه ما یه عضو جدید هم پیدا کردیم
اسم تون چیه؟
رو - روود هستم
...روود-سان، درسته؟ اشکالی نداره
!ولی پولی که قرار بود بهتون بدم بیشتر نمیشه
!خیل خب، دیگه وقتشه راه بیوفتیم
!لطف میکنید
فرصت نشد که راجب رتبم چیزی بهشون بگم
احساس میکنم که فریبشون دادم، ولی خب، کار دیگه ای نمیتونم بکنم
تا رسیدن به کوراس ازشون، محافظت می کنم
!چه مِهی گرفته
چطوره امشب رو همینجا استراحت کنیم؟
نه، داریم به کوراس نزدیک میشیم، درسته؟
!نمیدونم چرا، ولی حس بدی دارم
بیاید بدون استراحت، مستقیم به اونجا بریم
متوجه شدم
No comments yet. Be the first to leave one.