De første 200 linjer.
« MoieN مترجم: « مـعـیـن
کتلین اسکارلت مولارکی. به خیالت چه غلطی میکنی؟
به مامان نگو
به شرط این که یه پوک بدی
از کجا آوردیش؟
از کیف مامان کِش رفتم. فکر کنم مست باشه
خب آره، امروز صبح باهم مست کردیم
لعنتی. کاش منم مست بودم
یه کم پیش تالی رو دیدم
چی؟ کِی؟
حدوداً 10 دقیقه پیش جلوی کلیسا
باهاش حرف زدی؟
نه
کاملاً مطمئنم رفت
حالت خوبه؟
آره، یعنی...
نمیخوام بهش فکر کنم. امروز مخصوص باباست
آره. آره
باورم نمیشه بابا مُرده. واقعی به نظر نمیاد
دیشب با اون تلسکوپ قدیمی رو چمن پشت خونه نشستم
مدام صداش رو توی سرم میشنیدم
"کیتی خرسه، بیا اینجا و ماه رو ببین"
فردا کامل میشه
ایول
- هان؟ - هوم
عالیه
تالی و مامانش دارن میان واسه تزئین درخت کمک کنن
تالی میگفت درخت کلاد تا ماه رفته
- کلاد چه جور اسمیه آخه؟ - بابا
مؤدب باش
میتونی بهش بگی یه تیکهات اون بالاست
من فقط یکی از کارمندهای شرکتی هستم...
که ماهنورد رو ساخت، خب؟
چیزی که تو لمسش کردی الان تو یه سیارهی دیگهست
البته میدونم سیاره نیست، ولی چند نفر میتونن تشخیص بدن؟
- تو یه کلهخرابی، میدونستی؟ - آره، میدونم
سلام، بچهها
ایناهاش
سلام
حالت خوبه؟ صورتت یه کم سُرخ شده
هوا سرده
چیزی که لازم داشتی رو خریدی؟
آره، امیدوارم تالی و مامانش ریواس دوست داشته باشن
هیچکس ریواس دوست نداره، مامان
خب، ریواسش تخفیف داشت، پس...
حتماً تو فروشگاه صف درازی بوده
بیشتر از یه ساعته که رفتی
آره، مجبور شدم بنزین بزنم و مشروبِ اگناگ رو یادم رفت
بعد اتفاقی بانی رابرتز رو دیدم. میدونی که چه فَکی داره
- آره - آره
خب، باید پُخت این پای رو شروع کنم
وای، خیلی عجیبه. نمیفهمم. چک مامانبزرگ هنوز نرسیده
موعد قبضها رسیده. باید مواد غذایی بخرم
تقصیر منه
هفتهی پیش نقدش کردم. گروه یه آمپلی جدید لازم داشت
ولی تو دیگه با گروه نیستی. تو و لیان به هم زدین
وقتی پول رو بهش دادم نمیدونستم رابطهمون تمومه
اوه، جداً؟ چون من میدونستم
خب، تو یه آلبرت انیشتینِ به تمام معنا هستی، نه؟
غذا رو چیکار کنیم؟
نون هست. تُست درست کن
یا نه
خب، خوبه. چون یه نقشه دارم
لیان برام یه کادوی کریسمسِ یه کم زودتر از موعد گذاشته
پس نقشهات اینه که بیشتر چِت کنی؟
نه، میخوام این جنس کوفتی رو آب کنم
اون بهم بدهکاره
دو روزه تمام پولی که لازم داریم جور میشه
نگران نباش، عزیزم
مامانی اوضاع رو تحت کنترل داره
فقط...آره
خب، واسه فصل تعطیلات یه "کارول امتحانش میکنه"ی تازه لازم دارم
" کارول، کارولها رو امتحان میکنه"
تاکوما درخواست کرده نخونم
اوه. "کارول دودکشها رو امتحان میکنه"! مثل بابانوئل از دودکش میری پایین
و اونیکی پامو بشکنم؟
" کارول شوکر رو امتحان میکنه"
این کجاش به عید میخوره؟
" کارول اسباببازیها رو امتحان میکنه". خفنترین اسباببازیهای سال 84 رو بررسی میکنی
کَبج پَچ کیدز و اون رباتهای تبدیلشونده
یادداشتهای منو میخونی؟
نه بابا!
ای دزد ناقلا!
آره، احتمالاً تو هم داشتی مال منو میخوندی
آره. به همین خیال باش، مولارکی
آره، فقط میخواستم پیشنهاد کنم...
بعدش به کودکان نیازمند اهداشون کنیم
آره، چون اینو از رو یادداشتهای من خوندی!
وای خدا، اصلاً این کارو نکردم
خیلیخب. من اسباببازیها رو واسه بردادرزاده و خواهرزادهام نگه میدارم
اونها هم نیازمندن. تو یه آپارتمان دوطبقه زندگی میکنن
کسی چیزی واسه تالی نداره؟
راستش من داشتم رو یه پروژه...
راجعبه کارخونهی کانکسسازی تو اسنوهومیش کار میکردم
اونها قطعات ماهنورد رو ساختن
پدرم 25 سال اونجا کار میکرد. دارن درش رو تخته میکنن
بنابراین صدها نفر بیکار میشن. گزارش خیلی بزرگی واسه اخبار محلی ـه
خیلی خوبه، مولارکی. خوشم اومد
- میشه تا شب رئوس مطالب رو برسونی؟ - اوهوم
حله
- جلسهی عالیای بود - آره، عالی بود. خوب بود
وای خدا
من تاحالا تو زندگی واقعی باد کردن سینه رو ندیده بودم
تو کتابها خونده بودم
جانی و من فقط دوستیم
فقط داشتیم مسخرهبازی در میاوردیم
نوک پستونهات سیخ شدن
- هوا سرده - نخیرم، نیست
چرا، هست!
باشه، من و جانی اونشب باهم حرف زدیم...
و جفتمون نمیخوایم با اونیکی قرار بذاریم
و بلندبلند گفتنش راحتمون کرد...
که بدون مزخرفات دیگه فقط دوست باشیم
مزخرفات
اگه هنوز تو کف جانی بودم،
امشب به یه قرار کورکورانه...
با برادرزادهی بهترین دوست همسایهی طبقه پایینیمون...
که تو دارایی کار میکنه...
و خانوم پانتوزوپلوس برام به عنوان یه تیکهی خفن توصیفش کرده میرفتم؟
داری یه تیکهی خفن رو به یه جشن کریسمس تاکاما میاری؟
آره، که چی؟
ولی واسه این نیست که میدونی، جانی رو بچزونی؟
نه، اصلاً
آها
باشه
باشه، مولارکی. برام آرزوی موفقیت کن
با ویلسون کینگ جلسه دارم
آره، ولی اون گفت فقط در صورتی استخدامت میکنه که باهاش بخوابی
میخوام توضیح بدم که گرچه عمراً این اتفاق نمیافته،
ولی خیلی احمقه اگه منو استخدام نکنه
من یه افسانهی بالقوهی کوفتیام!
بر منکرش لعنت!
از دیدنت خوشحالم، تالی. خوشحالم که تصمیم گرفتی بیای
خواهش میکنم، بشین
منم از دیدنت خوشحالم
خب، آم...
میدونم سر جفتمون شلوغه، پس میرم سر اصل مطلب
میخوام...
تو خانوادهی کیالایتی باشی
حاضرم یه قرارداد دو ساله باهات ببندم
گمونم شرایطش از نظر تو هم بسیار سخاوتمندانه باشه
وای. این...
دو برابر درآمدت تو کیپیاوسی ـه
بعلاوه دو برابر الان هم میری روی آنتن...
و میتونی خیلی زود مدیر برنامه بشی
پس...
امروز چندتا رویا رو برآورده کنیم؟
- دوست دارم اینجا کار کنم - عالیه. میرم یه خودکار بیارم
ولی چندتا چیز هست که میخوام اول راجعبهشون حرف بزنم
میتونیم سر بقیهی جزئیات موقع ناهار به توافق برسیم
شامپاین میزنیم و جشن میگیریم
دارم سر به سرت میذارم. بیا
خیلیخب. داریم چیکار میکنم؟
فقط شوخی میکنم
شاید رئیس باشم، ولی بعداً میبینی که به یه کم شوخطبعی هم معروفم
خیلی بامزهای. میشه فقط...
- آره، ولی اول بلند شو - چرا؟
چون من خواستم. باید خواهش کنم؟
خب، حالا میشه یه کوچولو...
چرا؟
همیشه با رئیست انقدر سرسختی؟
میخوام ببینمت. میخوام چیزی رو که دارم براش پول میدم حس کنم
میتونیم روی ممهها بیشتر کار کنیم
خیلیخب. من با این شرایط راحت نیستم
بیخیال، تالی
جفتمون میدونیم موقر بودن خصلت برجستهی تو نیست
تو اخبار رو یه جور کثیفی میخونی
و منم خوشم میاد. ولی میتونیم روی ممهها بیشتر کار کنیم
میخوام تکتک بینندههای مرد تو سیاتل در حال تماشا کردن تو...
راست کنن
مثل الانِ من
باشه، من میرم
- نه، نه، نه. آروم باش! - هی!
آروم باش
باید دست از نگران بودن برادری
- دستت رو از صورتم بکش - چروک میخوره؟
هی! هی!
تو چه مرگته؟
همچین آش دهنسوزی هم نیستی. و یه گزارشگر آشغالی
تنها استعدادت تیر خوردن بود
اون بیرون موفق باشی. لازمت میشه
فکر میکنی چند وقت شده؟
از وقتی که تهدید کردی چون باهات نخوابیدم...
زندگی کاریم رو نابود میکنی؟
مطمئن نیستم. ولی انگار همین دیروز بود
میخوام بابت رفتارم معذرتخواهی کنم
و میخوام بدونی من الان یه مرد خانوادهام
همهچی فرق کرده
چیزی جز احترام برات قائل نیستم
فکر کنم "ساعت دوستدختر" یکی از گُلهای سرسبد...
برنامههای روزپخش تلویزیون بود
تنها گل سرسبدشه
خب، بیخیال. اوپرا
ولی یه کم جلوهاش رو از دست داده
چون شبکه همش سعی داره وادارش کنه...
یکی دیگه باشه
موافقم. تالی باید تالی باشه
نه الن، نه اوپرا. فقط تالی
ولی تو دردسر جدیای افتادی. شرکت تولیدت تو رو فروخته،
شبکه ترسیده، امتیازها پایین اومدن،
No comments yet. Be the first to leave one.