Firefly Lane

Firefly Lane

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Firefly Lane S01E10 1080p WEB H264-GGWP
Firefly Lane S01E10 WEBRip x264-ION10
Firefly Lane S01E10 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
Firefly Lane S01E10 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-STRONTiUM
Firefly Lane S01E10 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-iKA
Firefly Lane S01E10 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-iKA
Firefly Lane S01E10 NF WEBRip x264-GalaxyTV
Firefly Lane S01E10 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
En kommentar af MoieN
██► MoieN مــعــیــن | Bia2Movies.bid ◄◄

Tags

webrip
web
x264
BRip
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
2CH
1080
Udgivet den: 2021-03-21
Downloads: 41
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

« MoieN مترجم: « مـعـیـن

‫کتلین اسکارلت مولارکی. ‫به خیالت چه غلطی میکنی؟

‫به مامان نگو

‫به شرط این که یه پوک بدی

‫از کجا آوردیش؟

‫از کیف مامان کِش رفتم. ‫فکر کنم مست باشه

‫خب آره، امروز صبح باهم مست کردیم

‫لعنتی. کاش منم مست بودم

‫یه کم پیش تالی رو دیدم

‫چی؟ کِی؟

‫حدوداً 10 دقیقه پیش جلوی کلیسا

‫باهاش حرف زدی؟

‫نه

‫کاملاً مطمئنم رفت

‫حالت خوبه؟

‫آره، یعنی...

‫نمیخوام بهش فکر کنم. ‫امروز مخصوص باباست

‫آره. آره

‫باورم نمیشه بابا مُرده. ‫واقعی به نظر نمیاد

‫دیشب با اون تلسکوپ قدیمی ‫رو چمن پشت خونه نشستم

‫مدام صداش رو توی سرم می‌شنیدم

‫"کیتی خرسه، بیا اینجا و ماه رو ببین"

‫فردا کامل میشه

‫ایول

‫- هان؟ ‫- هوم

‫عالیه

‫تالی و مامانش دارن میان ‫واسه تزئین درخت کمک کنن

‫تالی می‌گفت درخت کلاد تا ماه رفته

‫- کلاد چه جور اسمیه آخه؟ ‫- بابا

‫مؤدب باش

‫میتونی بهش بگی یه تیکه‌ات اون بالاست

‫من فقط یکی از کارمندهای شرکتی هستم...

‫که ماه‌نورد رو ساخت، خب؟

‫چیزی که تو لمسش کردی ‫الان تو یه سیاره‌ی دیگه‌ست

‫البته می‌دونم سیاره نیست، ‫ولی چند نفر می‌تونن تشخیص بدن؟

‫- تو یه کله‌خرابی، می‌دونستی؟ ‫- آره، می‌دونم

‫سلام، بچه‌ها

‫ایناهاش

‫سلام

‫حالت خوبه؟ ‫صورتت یه کم سُرخ شده

‫هوا سرده

‫چیزی که لازم داشتی رو خریدی؟

‫آره، امیدوارم تالی و مامانش ‫ریواس دوست داشته باشن

‫هیچکس ریواس دوست نداره، مامان

‫خب، ریواسش تخفیف داشت، پس...

‫حتماً تو فروشگاه صف درازی بوده

‫بیشتر از یه ساعته که رفتی

‫آره، مجبور شدم بنزین بزنم ‫و مشروبِ اگناگ رو یادم رفت

‫بعد اتفاقی بانی رابرتز رو دیدم. ‫میدونی که چه فَکی داره

‫- آره ‫- آره

‫خب، باید پُخت این پای رو شروع کنم

‫وای، خیلی عجیبه. نمی‌فهمم. ‫چک مامانبزرگ هنوز نرسیده

‫موعد قبض‌ها رسیده. ‫باید مواد غذایی بخرم

‫تقصیر منه

‫هفته‌ی پیش نقدش کردم. ‫گروه یه آمپلی جدید لازم داشت

‫ولی تو دیگه با گروه نیستی. ‫تو و لیان به هم زدین

‫وقتی پول رو بهش دادم ‫نمی‌دونستم رابطه‌مون تمومه

‫اوه، جداً؟ چون من می‌دونستم

‫خب، تو یه آلبرت انیشتینِ ‫به تمام معنا هستی، نه؟

‫غذا رو چی‌کار کنیم؟

‫نون هست. تُست درست کن

‫یا نه

‫خب، خوبه. چون یه نقشه دارم

‫لیان برام یه کادوی کریسمسِ ‫یه کم زودتر از موعد گذاشته

‫پس نقشه‌ات اینه که بیشتر چِت کنی؟

‫نه، میخوام این جنس کوفتی رو آب کنم

‫اون بهم بدهکاره

‫دو روزه تمام پولی که لازم داریم جور میشه

‫نگران نباش، عزیزم

‫مامانی اوضاع رو تحت کنترل داره

‫فقط...آره

‫خب، واسه فصل تعطیلات ‫یه "کارول امتحانش می‌کنه"‌ی تازه لازم دارم

‫" کارول، کارول‌ها رو امتحان می‌کنه"

‫تاکوما درخواست کرده نخونم

‫اوه. "کارول دودکش‌ها رو امتحان می‌کنه"! ‫مثل بابانوئل از دودکش میری پایین

‫و اونیکی پامو بشکنم؟

‫" کارول شوکر رو امتحان می‌کنه"

‫این کجاش به عید می‌خوره؟

‫" کارول اسباب‌بازی‌ها رو امتحان می‌کنه". ‫خفن‌‌ترین اسباب‌بازی‌های سال 84 رو بررسی میکنی

‫کَبج پَچ کیدز و اون ربات‌های تبدیل‌شونده

‫یادداشت‌های منو میخونی؟

‫نه بابا!

‫ای دزد ناقلا!

‫آره، احتمالاً تو هم داشتی مال منو می‌خوندی

‫آره. به همین خیال باش، مولارکی

‫آره، فقط می‌خواستم پیشنهاد کنم...

‫بعدش به کودکان نیازمند اهداشون کنیم

‫آره، چون اینو از رو یادداشت‌های من خوندی!

‫وای خدا، اصلاً این کارو نکردم

‫خیلی‌خب. من اسباب‌بازی‌ها رو واسه ‫بردادرزاده و خواهرزاده‌ام نگه میدارم

‫اون‌ها هم نیازمندن. ‫تو یه آپارتمان دوطبقه زندگی می‌کنن

‫کسی چیزی واسه تالی نداره؟

‫راستش من داشتم رو یه پروژه...

‫راجع‌به کارخونه‌ی کانکس‌سازی ‫تو اسنوهومیش کار می‌کردم

‫اون‌ها قطعات ماه‌نورد رو ساختن

‫پدرم 25 سال اونجا کار می‌کرد. ‫دارن درش رو تخته می‌کنن

‫بنابراین صدها نفر بی‌کار میشن. ‫گزارش خیلی بزرگی واسه اخبار محلی ـه

‫خیلی خوبه، مولارکی. خوشم اومد

‫- میشه تا شب رئوس مطالب رو برسونی؟ ‫- اوهوم

‫حله

‫- جلسه‌ی عالی‌ای بود ‫- آره، عالی بود. خوب بود

‫وای خدا

‫من تاحالا تو زندگی واقعی ‫باد کردن سینه‌ رو ندیده بودم

‫تو کتاب‌ها خونده بودم

‫جانی و من فقط دوستیم

‫فقط داشتیم مسخره‌بازی در میاوردیم

‫نوک پستون‌هات سیخ شدن

‫- هوا سرده ‫- نخیرم، نیست

‫چرا، هست!

‫باشه، من و جانی اون‌شب‌ باهم حرف زدیم...

‫و جفتمون نمیخوایم با اونیکی قرار بذاریم

‫و بلندبلند گفتنش راحتمون کرد...

‫که بدون مزخرفات دیگه فقط دوست باشیم

‫مزخرفات

‫اگه هنوز تو کف جانی بودم،

‫امشب به یه قرار کورکورانه...

‫با برادرزاده‌ی بهترین دوست ‫همسایه‌ی طبقه پایینی‌مون...

‫که تو دارایی کار می‌کنه...

‫و خانوم پانتوزوپلوس برام به عنوان ‫یه تیکه‌ی خفن توصیفش کرده می‌رفتم؟

‫داری یه تیکه‌ی خفن رو به یه ‫جشن کریسمس تاکاما میاری؟

‫آره، که چی؟

‫ولی واسه این نیست که ‫میدونی، جانی رو بچزونی؟

‫نه، اصلاً

‫آها

‫باشه

‫باشه، مولارکی. برام آرزوی موفقیت کن

‫با ویلسون کینگ جلسه دارم

‫آره، ولی اون گفت فقط در صورتی ‫استخدامت می‌کنه که باهاش بخوابی

‫میخوام توضیح بدم که گرچه ‫عمراً این اتفاق نمی‌افته،

‫ولی خیلی احمقه اگه منو استخدام نکنه

‫من یه افسانه‌ی بالقوه‌ی کوفتی‌ام!

‫بر منکرش لعنت!

‫از دیدنت خوشحالم، تالی. ‫خوشحالم که تصمیم گرفتی بیای

‫خواهش می‌کنم، بشین

‫منم از دیدنت خوشحالم

‫خب، آم...

‫می‌دونم سر جفتمون شلوغه، ‫پس میرم سر اصل مطلب

‫میخوام...

‫تو خانواده‌ی کی‌ال‌‌ای‌‌تی باشی

‫حاضرم یه قرارداد دو ساله باهات ببندم

‫گمونم شرایطش از نظر تو هم ‫بسیار سخاوتمندانه باشه

‫وای. این...

‫دو برابر درآمدت تو کی‌پی‌او‌سی ـه

‫بعلاوه دو برابر الان هم میری روی آنتن...

‫و میتونی خیلی زود مدیر برنامه بشی

‫پس...

‫امروز چندتا رویا رو برآورده کنیم؟

‫- دوست دارم اینجا کار کنم ‫- عالیه. میرم یه خودکار بیارم

‫ولی چندتا چیز هست که میخوام ‫اول راجع‌بهشون حرف بزنم

‫می‌تونیم سر بقیه‌ی جزئیات ‫موقع ناهار به توافق برسیم

‫شامپاین می‌زنیم و جشن می‌گیریم

‫دارم سر به سرت میذارم. بیا

‫خیلی‌خب. داریم چی‌کار می‌کنم؟

‫فقط شوخی می‌کنم

‫شاید رئیس باشم، ولی بعداً می‌بینی ‫که به یه کم شوخ‌طبعی هم معروفم

‫خیلی بامزه‌ای. میشه فقط...

‫- آره، ولی اول بلند شو ‫- چرا؟

‫چون من خواستم. ‫باید خواهش کنم؟

‫خب، حالا میشه یه کوچولو...

‫چرا؟

‫همیشه با رئیست انقدر سرسختی؟

‫میخوام ببینمت. میخوام چیزی رو ‫که دارم براش پول میدم حس کنم

‫می‌تونیم روی ممه‌ها بیشتر کار کنیم

‫خیلی‌خب. من با این شرایط راحت نیستم

‫بیخیال، تالی

‫جفتمون می‌دونیم موقر بودن ‫خصلت برجسته‌ی تو نیست

‫تو اخبار رو یه جور کثیفی میخونی

‫و منم خوشم میاد. ولی می‌تونیم ‫روی ممه‌ها بیشتر کار کنیم

‫میخوام تک‌تک بیننده‌های مرد تو سیاتل ‫در حال تماشا کردن تو...

‫راست کنن

‫مثل الانِ من

‫باشه، من میرم

‫- نه، نه، نه. آروم باش! ‫- هی!

‫آروم باش

‫باید دست از نگران بودن برادری

‫- دستت رو از صورتم بکش ‫- چروک می‌خوره؟

‫هی! هی!

‫تو چه مرگته؟

‫همچین آش دهن‌سوزی هم نیستی. ‫و یه گزارشگر آشغالی

‫تنها استعدادت تیر خوردن بود

‫اون بیرون موفق باشی. لازمت میشه

‫فکر میکنی چند وقت شده؟

‫از وقتی که تهدید کردی ‫چون باهات نخوابیدم...

‫زندگی کاریم رو نابود میکنی؟

‫مطمئن نیستم. ولی انگار همین دیروز بود

‫میخوام بابت رفتارم معذرت‌خواهی کنم

‫و میخوام بدونی من الان یه مرد خانواده‌ام

‫همه‌چی فرق کرده

‫چیزی جز احترام برات قائل نیستم

‫فکر کنم "ساعت دوست‌دختر" ‫یکی از گُل‌های سرسبد...

‫برنامه‌های روزپخش تلویزیون بود

‫تنها گل سرسبدشه

‫خب، بیخیال. اوپرا

‫ولی یه کم جلوه‌اش رو از دست داده

‫چون شبکه همش سعی داره وادارش کنه...

‫یکی دیگه باشه

‫موافقم. تالی باید تالی باشه

‫نه الن، نه اوپرا. فقط تالی

‫ولی تو دردسر جدی‌ای افتادی. ‫شرکت تولیدت تو رو فروخته،

‫شبکه ترسیده، امتیازها پایین اومدن،

More Farsi Persian subtitles for Firefly Lane

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left