De første 148 linjer.
.به کانال تلگرامی بپیوندید
.دنیای انیمه تقدیم میکند
OtaKurd
شهاب الدین محمدی
چه زمانی تنش شروع شد؟
از یک نیم نگاه معمولی
.در میانه شب، چراغها چشمک میزنن
.شاید من تغییر کنم
.آرزوها همراه با جوانی شکوفا میشوند
.کویر قلبم را آتش بزن
.شاید از هدفت غافل شوی
.مسیر نگاهم به سوی تو نمیچرخد
.آسمون مثل قلبم گرفته
.لبخند تو را نمیشه پاک کرد
.هرگز نخواه که تنها بمونی
این بهترین لحظه ممکنه
.به باد و نور خورشید سلام میکنم
...در دنبال کردن رویاهایم
.عشقمان را تصدیق میکنم
تشکری برای دنبال کردن رویاها...
.این به من شجاعت میده که راسخ بمونم
.تشکری دیگر برای بودنت در کنارم
.بیا با هم در ثانیههای زندگی حرکت کنیم
.بپیوندید @AWSub جهت دانلود زیرنویس انیمهها به کانال تلگرام
: مترجم
OtaKurd
لان-مو سنجاق
قسمت نهایی
اه
لی-یفنگ، چکار میکنی؟
راستش میخوام تو آزی رو ببرم یجایی و یچیزی بخوریم.
شماها بهترین دوستای من هستید، ولی با اینحال همدیگه رو ندیدید.
نمیشه اینجوری بمونه.
نظرت راجب آخر هفت چیه؟
نه نه نه نه
--نه --لین-تیانگه
--چرا؟ --میشه کتابت رو امانت بگیرم؟
باوشه
ممنون، خیلی خانمی
دلیلی نداره، نه...
میدونستم چنین روزی بلاخره میاد...
ولی نمیشه با آزی یجا باشم...
نمیتونم بگم باشه، نمیشه!
نمیتونم بگم باشه، مهم نیست چی بشه!
مومو
اه؟
من یه رستوران خیلی خوب پیدا کردم...
تکه های گوشت سرخ شده خیلی ترد هستن.
وقتی سس بهشون بزنی، دیگه روح رو جلا میده.
میخوای بخوری؟
بله میخوام...
پس شنبه میبینمت...
اه؟
چرا بله گفتم؟
فرمایید منو...
تشکر
میخواید راهنمایی کنم؟
نه ممنون، اگه لازم شد خبرتون میکنم.
حالا چکار کنم؟
آزی گفت که امروز میاد اینجا...
چیزی میخوای بخوری؟
این نودل گوشت و تخم مرغ بنظر خوشمزست!
با سس گوجه چه شود!
و این گوشت و آناناس رو هم امتحان کنم.
همبرگر هم بنظر عالیه!
هرچی میخوای سفارش بده!
بفرمایید نودل
واو، عالیه.
چرا آزی هنوز نرسیده؟
اوه شعت، داشتم فراموشش میکردم.
چون من اینجام، آزی نمیتونه اینجا باشه...
اگه آزی نیاد، ممکنه که شک کنه.
من باید برم دستشویی...
مومو
یفنگ
آزی
لان-مو کجاست؟
الان دست شویی رفت.
بلاخره میتونی ببینیش...
تو همیشه راجبش حرف میزنی، خیلی کنجکاوم...
بزودی میبینیش...
من برات سفارش گرفتم، بخور
حتما سبک غذا خوردنم خیلی عالیه...
چرا هنوز لان-مو نیومده...
نکنه توی دسشویی افتاده!
بکش بیرون جاکش، بذار غذام رو کوفت کنم.
بذار من برم دنبالش...
آزی...
عالیه، هنوز نفهمیده...
خسته نشدی؟ میخوای همیشه بهش دروغ بگی؟
چقدر گناه داری تو...
لین-تیانگه، سنجاقم!!
برش گردون!!
ترسیدی؟
بدون این تو نمیتونی دوباره بهش نزذیک بشی!
بدون این فقط یه نقر عادی هستی!
مثل کفتاری که پوست آهو به تن کرده!
چه ناراحت کننده!
لین-تیانگه، انقد به پای من نپیچ!
من بدرن سنجاق هم بهترین دوستشم.
واقعا!؟ نظرت چیه امتحان کنیم!؟
امتحان!؟
تا حالا راجبش فکر کردی!؟
لیو-یفنگ میخواد با آزی ملاقات کنه، تو فقط یه پوشش هستی!
من یه پیام براش فرستادم.
بنظرت بعد دیدن این هنوز منتظرت میمونه!؟ (لیو-یفنگ، تو عنوز منتظرشی!؟)
من همین الان دیدمش که از رستوران رفت!
حتما منتظر میمونه.
لیو-یفنگ...
دیدی!؟ تو براش هیچی نیستی!
حد خودت رو بدون، و انقدر توقع نداشته باش!
خانم، صورت حساب لطفا.
شما انواع نودل سفارش دادید، میشه 165 یوان!
اه، خیلی گرونه!
ببخشید ولی من پول کافی ندارم.
خانم، غذا و نوشیدنی که مفتی نیست!
لطفا ما رو خجالت زده نکنید.
شاید بتونیم با مدرستون تماس بگیریم.
نه نه نه
ببخشید، زود پرداخت میکنم.
ولی الان پول کافی ندارم.
من براش میپردازم.
تشکر
خیلی ممنون، خیلی زود پولتون رو پس میدم.
لازم نیست، مهمون من باش.
دیدم داشتی گریه میکردی، اتفاقی افتاده!؟
اگه بخوای میتونم به حرفات گوش بدم.
آپارتمان من همین نزدیکیه.
خیلی خوشگله، دقیقا مثل فرشته میمونه!
بخاطر این موضوع خیلی ممنونم.
لان-مو کجاست!؟ ا ن دختر احمق!
راستی...
(موقعیتیابی تلفن همراه)
خیلی خوبه، زیاد دور نیست!
این داستان خیلی عجیبه، نه!؟
یچیزی به اسم سنجاق میتونه قیافم رو تغییر بده...
فکرش رو نمیکردم این اتفاق برام بیوفته....
عجیب نیست، دخترای زیادی اینجوری هستن...
واقعا!؟ افراد دیگری هم هستن!؟
درسته، مثل لین-تیانگه...
لین-تیانگه!؟
اونم سنجاق داره.
امکان نداره، اون که سنجاق نداره!
چونکه...
مال اون بهتره...
کسی اینجاست!؟ من اینجا گیر افتادم...
سلام، من لین-تیانگه هستم، میشه با شما دوست بشم!؟
نه، دخترهی زشت، دنبال ما نیا.
No comments yet. Be the first to leave one.