Lan Mo De Hua

Lan Mo De Hua

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Lan Mo De Hua - 09
En kommentar af OtaKurd
OtaKurd :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || Manga: @AwManga

Tags

other
Udgivet den: 2020-03-19
Downloads: 30
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 148 linjer.

.به کانال تلگرامی بپیوندید

.دنیای انیمه تقدیم میکند

OtaKurd

شهاب الدین محمدی

‫چه زمانی تنش شروع شد؟

‫از یک نیم نگاه معمولی

‫.در میانه شب، چراغ‌ها چشمک میزنن

‫.شاید من تغییر کنم

‫.آرزوها همراه با جوانی شکوفا میشوند

‫.کویر قلبم را آتش بزن

‫.شاید از هدفت غافل شوی

‫.مسیر نگاهم به سوی تو نمیچرخد

‫.آسمون مثل قلبم گرفته

‫.لبخند تو را نمیشه پاک کرد

‫.هرگز نخواه که تنها بمونی

‫این بهترین لحظه ممکنه

‫.به باد و نور خورشید سلام میکنم

‫...در دنبال کردن رویا‌هایم

‫.عشقمان را تصدیق میکنم

‫تشکری برای دنبال کردن رویاها...

‫.این به من شجاعت میده که راسخ بمونم

‫.تشکری دیگر برای بودنت در کنارم

‫.بیا با هم در ثانیه‌های زندگی حرکت کنیم

.بپیوندید @AWSub جهت دانلود زیرنویس انیمه‌ها به کانال تلگرام

: مترجم

OtaKurd

لان-مو سنجاق

‫قسمت نهایی

‫اه

‫لی-یفنگ، چکار میکنی؟

‫راستش میخوام تو آزی رو ببرم یجایی و یچیزی بخوریم.

‫شماها بهترین دوستای من هستید، ولی با اینحال همدیگه رو ندیدید.

‫نمیشه اینجوری بمونه.

‫نظرت راجب آخر هفت چیه؟

‫نه نه نه نه

‫--نه ‫--لین-تیانگه

‫--چرا؟ ‫--میشه کتابت رو امانت بگیرم؟

‫باوشه

‫ممنون، خیلی خانمی

‫دلیلی نداره، نه...

‫میدونستم چنین روزی بلاخره میاد...

‫ولی نمیشه با آزی یجا باشم...

‫نمیتونم بگم باشه، نمیشه!

‫نمیتونم بگم باشه، مهم نیست چی بشه!

‫مومو

‫اه؟

‫من یه رستوران خیلی خوب پیدا کردم...

‫تکه های گوشت سرخ شده خیلی ترد هستن.

‫وقتی سس بهشون بزنی، دیگه روح رو جلا میده.

‫میخوای بخوری؟

‫بله میخوام...

‫پس شنبه میبینمت...

‫اه؟

‫چرا بله گفتم؟

‫فرمایید منو...

‫تشکر

‫میخواید راهنمایی کنم؟

‫نه ممنون، اگه لازم شد خبرتون میکنم.

‫حالا چکار کنم؟

‫آزی گفت که امروز میاد اینجا...

‫چیزی میخوای بخوری؟

‫این نودل گوشت و تخم مرغ بنظر خوشمزست!

‫با سس گوجه چه شود!

‫و این گوشت و آناناس رو هم امتحان کنم.

‫همبرگر هم بنظر عالیه!

‫هرچی میخوای سفارش بده!

‫بفرمایید نودل

‫واو، عالیه.

‫چرا آزی هنوز نرسیده؟

‫اوه شعت، داشتم فراموشش میکردم.

‫چون من اینجام، آزی نمیتونه اینجا باشه...

‫اگه آزی نیاد، ممکنه که شک کنه.

‫من باید برم دستشویی...

‫مومو

‫یفنگ

‫آزی

‫لان-مو کجاست؟

‫الان دست شویی رفت.

‫بلاخره میتونی ببینیش...

‫تو همیشه راجبش حرف میزنی، خیلی کنجکاوم...

‫بزودی میبینیش...

‫من برات سفارش گرفتم، بخور

‫حتما سبک غذا خوردنم خیلی عالیه...

‫چرا هنوز لان-مو نیومده...

‫نکنه توی دسشویی افتاده!

‫بکش بیرون جاکش، بذار غذام رو کوفت کنم.

‫بذار من برم دنبالش...

‫آزی...

‫عالیه، هنوز نفهمیده...

‫خسته نشدی؟ میخوای همیشه بهش دروغ بگی؟

‫چقدر گناه داری تو...

‫لین-تیانگه، سنجاقم!!

‫برش گردون!!

‫ترسیدی؟

‫بدون این تو نمیتونی دوباره بهش نزذیک بشی!

‫بدون این فقط یه نقر عادی هستی!

‫مثل کفتاری که پوست آهو به تن کرده!

‫چه ناراحت کننده!

‫لین-تیانگه، انقد به پای من نپیچ!

‫من بدرن سنجاق هم بهترین دوستشم.

‫واقعا!؟ نظرت چیه امتحان کنیم!؟

‫امتحان!؟

‫تا حالا راجبش فکر کردی!؟

‫لیو-یفنگ میخواد با آزی ملاقات کنه، تو فقط یه پوشش هستی!

‫من یه پیام براش فرستادم.

‫بنظرت بعد دیدن این هنوز منتظرت میمونه!؟ ‫(لیو-یفنگ، تو عنوز منتظرشی!؟)

‫من همین الان دیدمش که از رستوران رفت!

‫حتما منتظر میمونه.

‫لیو-یفنگ...

‫دیدی!؟ تو براش هیچی نیستی!

‫حد خودت رو بدون، و انقدر توقع نداشته باش!

‫خانم، صورت حساب لطفا.

‫شما انواع نودل سفارش دادید، میشه 165 یوان!

‫اه، خیلی گرونه!

‫ببخشید ولی من پول کافی ندارم.

‫خانم، غذا و نوشیدنی که مفتی نیست!

‫لطفا ما رو خجالت زده نکنید.

‫شاید بتونیم با مدرستون تماس بگیریم.

‫نه نه نه

‫ببخشید، زود پرداخت میکنم.

‫ولی الان پول کافی ندارم.

‫من براش میپردازم.

‫تشکر

‫خیلی ممنون، خیلی زود پولتون رو پس میدم.

‫لازم نیست، مهمون من باش.

‫دیدم داشتی گریه میکردی، اتفاقی افتاده!؟

‫اگه بخوای میتونم به حرفات گوش بدم.

‫آپارتمان من همین نزدیکیه.

‫خیلی خوشگله، دقیقا مثل فرشته میمونه!

‫بخاطر این موضوع خیلی ممنونم.

‫لان-مو کجاست!؟ ا ن دختر احمق!

‫راستی...

‫(موقعیت‌یابی تلفن همراه)

‫خیلی خوبه، زیاد دور نیست!

‫این داستان خیلی عجیبه، نه!؟

‫یچیزی به اسم سنجاق میتونه قیافم رو تغییر بده...

‫فکرش رو نمیکردم این اتفاق برام بیوفته....

‫عجیب نیست، دخترای زیادی اینجوری هستن...

‫واقعا!؟ افراد دیگری هم هستن!؟

‫درسته، مثل لین-تیانگه...

‫لین-تیانگه!؟

‫اونم سنجاق داره.

‫امکان نداره، اون که سنجاق نداره!

‫چونکه...

‫مال اون بهتره...

‫کسی اینجاست!؟ من اینجا گیر افتادم...

‫سلام، من لین-تیانگه هستم، میشه با شما دوست بشم!؟

‫نه، دخترهی زشت، دنبال ما نیا.

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left