De første 34 linjer.
گروه اسکرین چنل تقدیم میکند
کانال تلگرامی: ScreeningChannel@ ارائه دهندهی آثار نایاب سینمای جهان
«یک روز خوب»
:این اتفاقیه که افتاد
.انگار که همهی لوسیفرها گمراه شده بودن
،یک ابر سیاه ظاهر شد
.با یک دنبالهی بلند
!چه آسیبهای بدخواهانهای که به وجود نیاورد
!همه چیز رو متلاشی کرد
،مثلا فقرا رو اذیت کرد
.انبارهای کاهشون رو خراب کرد
.مال ما رو هم خراب کرد
.اما با ثروتمندها کاری نداشت
،و درخت صنور که خیلی بلند بود
،و قطور، خیلی قطور
.اما از ریشههاش کنده شد
.گودالی به عمق دو متر به جا گذاشته
،درخت با تمام قدرتش خودش رو به زمین چسبونده بود .اما ابرها از ریشه کندنش
.الان هممون توی این دنیا تنهاییم
.به زودی، مرگ به سراغ ما میاد
.دعا کن اول من برم، نه اون پیرمرد و نه اون اسب
الان حتی دیگه مُردن هم با آرامش .نیست، فقط گردباده
.بریم سر کارمون
معشوق من در مزرعه»
،خاک تیره را شخم میزند
،اسب سیاهش پیشاپیش او «.و خدای مهربان بالای سرش است
،خاک دانه را دربر خواهد گرف»
.نانهای زیادی خواهد داد .معشوقم در خانه منتظر است
چه خواستهی دیگری میتوانم داشته باشم؟
،معشوقم در خانه منتظر است
«.من از دور به اون نگاه میکنم
.خب
فکر میکنی نمیتونم ببینمت؟
.با کمک خدا، مزرعه کشت شد
No comments yet. Be the first to leave one.