Insect

Insect (Hmyz)

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Insect (2018) Hmyz
En kommentar af mazdosht
ما را از طریق کانال تلگرامی ِ *** ناسینما *** دنبال کنید http://Telegram.me/NAcinema مترجم / مزدُشت

Tags

other
Udgivet den: 2018-07-05
Downloads: 20
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

تــــــرجــــمــــــه و زيــــــرنويـــــــس MAZDOSHT

حشره

این فیلم ملهم از نمایش نامه ی ایست به نام ( حشرات) نوشته ی کارل چاپک و ژوزف چاپک که در ایران نیز به چاپ رسیده است

بشین - چی؟ -

میگم بگیر بشین ! خب؟

کار ، مثل همیشه ست

اون ثبت میکنه و میگه : اول صدا تو میگی دوربین آماده ست ، اونم ثبت میکنه

خانم ها و آقایون

این تمرین مشترکه

برای مولفین کتاب ها تا برای کارشون یه پیشگفتار بنویسن

شایدم اینطور نباشه چون

اونا میخوان برای خوانندگان کند ذهن معنی کتابشون رو توضیح بدن

اما یه کلید به اونها میدن برای خوندن کتابشون

چه نشسته باشن با یه فنجون قهوه

یا دراز کشیده باشن لب یه ساحل

زیر یه چتر ِ بازشده

یا در حالی که زیر پتو یه چراغ قوه نگه داشتن

گاهی یه پیشگفتار درباره ی اینم صحبت میکنه که

اون کتاب چطوری خلق شده

خب پس چرا توی فیلم هم یه مقدمه نباشه؟

کات

...حله . اون - اون نمی گه : صدا -

دوربین اونجاست؟ آره اونجاست-

پس خوبه - یه جورایی با عقل جور در نمیاد -

کل قضیه با عقل جور در نمیاد چطوری میخوای این یکی با عقل جور دربیاد؟

برادران ( چاپک ) کتاب ِ بازی حشره رو در سال 1924 نوشتن

تو اون زمان آدولف هیتلر نشسته بود تو یه میخونه توی مونیخ

آبجو میخورد و اجداد یهودیش رو از شجره نامه ش خارج میکرد

و جرجا موردو جوگاشویلی ( استالین ) داشت میراث لنین رو به دست می آورد

فقط برای اینکه بعدا بتونه تبدیلش کنه به یه اردوگاه بزرگ

برای همین ، نمایش هنوز قرار نبود یه هجو سیاسی باشه

اون نمایش ، یه انسان گریزی ِ خالص جوانانه بود

تعجبی نداشت پرچمداران ِ چک

که هنوز از سرمستی ِ استقلال تازه بدست اومده به هوش نیومده بودن

چاپک ها رو برای منفی بافی بی موردشون سرزنش کنن

و برادرای جوون هم ، حرف گوش دادن

و یه پایان خوش بینانه برای نمایش نوشتن

اوه چه روز داست داشتنی ای

یه روز اون آدم پست احتمالا بدنیا اومده بود

که بعدها در سرزمین چک ها دفعتا خیلی بزرگ شد

و به صفت بارز ِ ملی چک تبدیل شد

اما فیلم ما در این مورد نیست پس در چه موردیه؟

نمیدونم . من فیلمنامه رو همینطوری که از درونم میومد نوشتم

یه کله عین اینکه اتوماتیک بشینی بنویسی

اون فقط ... نه

اما فیلم ما در این مورد نیست پس در چه موردیه؟

نمیدونم . من فیلمنامه رو همینطوری که از درونم میومد نوشتم

یه کله عین اینکه اتوماتیک بشینی بنویسی

بدون هیچ منطق و مفهومی

فاک

بدون هیچ کنترل اخلاقی یا منطقی

این تنها راهیه که میتونی

از وسوسه ی مسیحیت که در هنرمندان بزرگ هست دوری کنی

برای اصلاحات نوع بشر برای پیشرفت

برای آگاهی ، برای اخلاص

اینا جواب نمیده فروید رو بخونید

تنها پاسخ خوب به بیداد ِ زندگی تمسخر ِ تخیله

همون چیزی که اون شاعر ِ فاسدِ چک میگه

کسی میتونه بهم بگه چه خبر از اون سوسک های سرگین؟

ده دقیقه قبل میباست اینجا می بود - کمر درد کلاسکوا کار دستش داده -

!دار و دسته ی تنبل ها

اینجوری نمیشه کار کرد

یک ، دو ، سه

پنج دقیقه بیشتر بخواد طول بکشه میفرستمتون برین خونه

سه دقیقه

سه دقیقه

سی ثانیه

دقیقا سی دقیقه دیر کردی - بیست و دو دقیقه-

این غیر قابل قبوله کارل

مجبور میشم نقش تو بدم به یکی دیگه

زیادی بزرگش نکن - قبلا 15 دقیقه بود ، امروز شد سی دقیقه -

بیست و دو دقیقه

دفعه ی بعدی میشه یه ساعت

بقیه چه احساسی در موردش خواهند داشت؟ - تعهدات دیگه ای داشتم -

!تعهدات دیگه ای داشتم فکر میکنی بقیه ی ماها کار دیگه ای نداریم ؟

کلاسکوا می مونه خونه تو رختخواب !تو هم که تعهداتی داری

پس چرا ترامپ اینجا نیست؟ - آلوییس گفت از طرفش عذرخواهی کنم -

باید منتظر پستچی می موند منتظر یه بسته از خونه بود

!فوق العاده ست ! جدا محشره

یه بسته غذای آشغال ...برای اون بیشتر از

اگه براتون مهم نیست میتونیم همه چیزو لغو کنیم. من اهمیتی نمیدم

خوشحال میشم وقتمو برای چیز باارزش تری اختصاص بدم

و اون چی میتونه باشه؟

اون رفیق ِ رِند من کجاست؟ اون دلقکم

نباید بهش اجازه بدی

اینو آوردم

تا شما بتونین ببینین قراره نقش کی یا چیو بازی کنین

تعداد حشرات و گوناگونی شون در دوره ی سوم زمین شناسی از همیشه بیشتر بوده

چون هوموساپین ها تا دوران ِ کواترنری هنوز پدیدار نشده بودن

پس اونا خیلی سن و سال دارتر از ما هستن- کیا؟-

حشرات

کدومش سوسک سرگین غلتانه؟

این یکی

این یکی؟

نه ، این یکی

نمیتونی یه سوسک سرگین غلتان رو تشخیص بدی؟ همونیه که گلوله داره

ولی تو داشتی به این یکی اشاره میکردی

بذار ببینم

این چیه ؟ کی میتونه بهم بگه من کی هستم؟

اوق ! اَه اَه

حالا که یه همچین بحث خوبی در مورد حشرات داشتیم

باید چند کلام مختصری هم درباره ی نویسنده های نمایشنامه بگیم

از بین تمام نمایشنامه های برادران چاپک

نمایش حشره شاید بزرگترین سوتفاهم رو رقم زد

به ویژه که تصور میشد به شدت بدبینانه ست

برادران چاپک انتقادات رو به جان و دل پذیرفتن

سردرنمیارم که چرا یهو پایانشو عوض کردن

و یه پایان خوشبینانه تر به نمایش دادن

با وجود این که کسی هم مجبورشون نکرده بود

از من که کاری بر نمیاد ولی اونا آدمای پستی بودن

اونا میخواستن جماعت رو راضی کنن

اونا میخواستن پسر خوبای ماساریک باشن

بسیار عالی - ممنون -

به گمونم تعجب کنید که من کدوم ورژن نمایش نامه رو برای تولیدمون انتخاب کردم

ورژن خوشبینانه یا بدبینانه

سعی نمی کنم مسایل رو ساده کنم

من پیامی تو قهرمان بازی قلابی نمی بینم

در این مورد ، کارگردان باید در خدمت مولف یا مولفین باشه

اونا پایان شو عوض کردن پس دیگه من کی باشم که بخوام بحث کنم؟

هرچی باشه اونا برادران ِ مهم چاپک هستن ، درسته؟

با شفاف کردن این نقطه نظر ما میتونیم کار بازیگری رو پیش ببریم

همونطور که همه تون میدونین من معتقد به متُد استانیسلاوسکی هستم

قبول دارم که شاید این متد دیگه چندان رایج نباشه

اما از نظر من هنوز کسی با رهیافتی جامع تر

و موثرتر و ژرف تر از اون نیومده

پس تو تقسیم نقش میکنی - تقسیم نقش بین همه ... بله -

و باید با هر نگاهت نشونش بدی

آره ، یه ذره بیشتر

و با متن ، اضافه میشه ، اوکی؟

...بیان خوب بود فقط حس کردم

...همونطور اگه بیشتر حرف میزدی با رُز -

یکی اینجاست و اینجا هم هیشکی نیست - ...آهان، فکر میکردم که رز-

رُز اینجاست - پس رز اینجاست -

ولی انگار اینجاست ...خب اگه اون رزه ، اونوقت تو

رُز سمت چپه ، (بودار) سمت راست - که اینطور ، اون سمت راسته ، درسته؟ -

پس اونجا ست و بروویچکا هم همینطور بموقع جداش کن

اکشن

با داشتن نقطه نظر شفاف میتونیم کار بازیگرو پیش ببریم

همونطور که همه میدونید من معتقد به متد استانیسلاوسکی هستم

قبول دارم که این متد دیگه چندان رایج نیست

اما از نظر من هنوز کسی با

رهیافتی جامع تر ، موثرتر و عمیق تر نیومده

با قبول قاعده ی اونه که بازیگر فرو میره تو نقشش

ای لعنت شما چتونه؟

من اینجا دارم تلاشمو میکنم تا توضیح بدم

همون بهتر ما هم میموندیم خونه غلت میزدیم تو رختخواب و منتظر یه بسته می موندیم

الان چطور؟ اسب ها آماده ن؟ خب امروز باید چی تمرین کنیم؟

مساله ای نیست فرانتیشک با تو حرف نمیزدم

تو بخواب. خبرت میکنم

بازگشت به پرده ی دوم صفحه ی 31

ترامپ اینجا نیست اون منتظر یه بسته ست

از قسمت اون رد میشیم

خانم ( سوسک سرگین) کمردرد داره

اما خانم ( سوسک سرگین ) اینجاست

سوسک سرگین

سوسک سرگین

اینجام

ییتکا میتونی متن خانم سوسک سرگین رو بجای خانم کلاسکوا بخونی؟

Mi-mi-mi-mi...

ساکت لطفا خانم ها آقایون ! شروع میکنیم

یه گوله ی بزرگ از سرگین میغلته روی صحنه که توسط آقا و خانم سوسک سرگین هل داده شده

یه گوله ی بزرگ از سرگین که توسط آقا و خانم سوسک سرگین هل داده شده

خوب پیش میره؟

تو یه سوسک سرگینی ، آره؟

من ... من ... من

زمین داره منفجر میشه

من ، من متولد شدم

ماجرای بزرگ شروع میشه

بده ببینم

اینجا

یه گوله ی بزرگ از سرگین میغلته روی صحنه که توسط آقا و خانم سوسک سرگین هل داده شده

خوب .. خوب پیش میره ، آره؟

!اوه گوله ی سرگین کوچیک مون اوه اوه ! اوپس ! منو ترسوندی

حالا خوبه عزیزم؟ !گوله ، گوله ی کوچیک با ارزش مون

Aha - hahaha, ha,

سرمایه مون

کپه ی درخشان ِ زباله مون

چیز چیز چیز طلایی مون

جهان جهانمون

تو توده ی زیبای سرگین گنج ما ، گوله ی دوست داشتنی سرگین مون

تخم ِ توی لونه مون

مایه ی مسرت و شادی مون

چقدر جمع کردیم

و ذخیره کردیم تا بدست بیاد

چقدر کار کردیم و جون کندیم

و رشدشو دیدیم

ذره به ذره با بوی متعفنش

تموم روز رو پاهامون بین صدها کپه ی کوچیک مشغول جمع کردن بودیم

پیش از اونکه به تو قالب و شکل بدیم

پُرت کردیم ، تکمیلت کردیم

چیه؟

کارگردانه کجاست؟ - تو باید بری معذرت بخوای -

من؟ از کی؟

برای چی؟

!برو آماده ش کن

من خواب نمیبینم و وقتی که ببینم یادم نمی مونه

گاهی خواب ِ از دست دادن یه نمایش تمرینی رو میبینم

یا یه اجرا ، یا اینی که متن مو رو صحنه نمی دونم

اونا خواب های افسرده و پارانوییدی هستن

ولی در حقیقت ارزش نوشتن ندارن

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left