De første 200 linjer.
= قسمت پایانی =-
حسابی بخور
باشه مادر بزرگ
اوپا تازه الان رسیدی؟
هون جه تازه الان رسیده؟
ببیدن جقدر دلش می خواست زنشو ببینه که نموند پنکیک کیمچی بخوره
مادر معذرت می خوام
چاری الان به همه خبر دادم
اول گوشی رو میدم پدر
!چاری
!بابا
حقیقت داره؟
بله
ایندفعه دیگه واقعیه ، من واقعا دارم مادر می شم
چاری
تبریک می گم
بدش گوشی به من
چاری... خدای من بچه ما داره بچه میاره
حالت تهوع که نداری؟
نه اصلا تهوع ندارم خیلی هم اشتها دارم
چاری ما خیلی هم خوش اشتهاست
مادر بزرگ نگران نباشید اون حسابی می خوره
درسته من به دخترم افتخار می کنم
اگه مادرت زنده بود کلی خوشحال می شد
مادر بزرگ مگه خانم هان اونجا نیست؟
مادر
لطفا گوشی رو بدین به من
چاری تبریک می گم حالت خوبه؟
بله خوبم
چیزی دلت می خواد بخوری؟
خوب من همه چی رو خوب می خورم
بله ، قراره با هیونگ سون بریم بیمارستان
اگه شمام بیای خیلی خوب می شه
سان هم خیلی خوب غذا می خوره - بله -
سان چیزایی رو که من براش درست می کنم به این خوبی نمی خوره
می گه دست پخت مادر بزرگش خیلی خوبه
با اینکه الان مزه ها رو خوب نمی دونم بازم خوشمزه است؟
گاهی اتفاق افتاده ولی با این حال همیشه خوشمزه است
خدای من ببین چقدر عاقلانه حرف میزنه
برادر منم الان دیگه حامله ام
حسودیت بشه می خوام به مادر بگم یه عالمه برام غذای خوشمزه درست کنه
هی چاری بسه دیگه خیلی حرف زدی غذات داره سرد می شه
منظورت چیه خیلی حرف زده؟ هیون سو بده بخوره تا سرد نشده
چاری هم حرف بزن هم بخور
واقعا؟
مامان تو خونه مام همه دارن برای جین یه طبق دستور شما غذا درست می کنن
واقعا...آی خجالت زدم کردن
باشه برادر منم میام
مادر نظرت در مورد نوشتن یه کتاب آشپزی چیه؟
آه ایده خیلی خوبیه
سان خیلی خوب می شه یه کتاب بنویسی
ول کن اصلا لازم به نوشتن همچین چیزایی نیست
یه کتاب دستور عملی زنده دارم واسه چی باید بنویسم
یه کتاب دستورالعمل زنده؟ کتاب دستور العمل؟
، هی جوی خودمو می گم دارم در مورد شاگردم حرف میزنم
به نظرتون یه کم اغراق نمی کنین در مورد بهترین داشن آموز
چاری
هی هی سان تا می تونی بخور
واقعا باورم نمی شه ولی ما الان دیگه یانگ یانگ داریم
این یکی یانگ یانگ نیست این خود یانگ یانگ
درسته می خوای اسم این یکی رو بذاریم بنگ بنگ
چی؟
این اواخر همه اش به فکر مامانم بودم
اگه مامانم بود خیلی خوشحال می شد
حتمامی دونه و حتما خیلی خوشحال
الان دیگه من به مادرت مثل مامان خودم نگاه می کنم
مادر ما قراره حالا حالا زندگی کنه
الان گفتن حالش بهتر شده
درسته مامان قراره سالم بمونه و قراره نیست بره
البته ...ما باید توی قلبمون مثبت فکر کنیم
چاری خوابیدی؟
نه مامان لطفا بیاین تو
فکر کردم بعد از اون پنکیک کیمچی حسابی تشنه تون می شه
مامان ترسیدی تو راه آشپزخونه بخورم زمین برا همین خودت آوردی
نه
اومدم اینجا برای اینکه اینطوری بغلت کنم
مامان
خوشگل دوست داشتنی من
تو یه هدیه دیگه به من دادی که خیلی خوشحالم کرده
ممنونم چاری
منم مامان
مامان چرا فقط از اون تشکر می کنی منم توی این موضع سهم داشتم
باشه باشه معلومه که از تو هم متشکرم
بهت افتخار می کنم
هیونگ گیو ، خوابیدی؟
هیونگ گیو هنوزم برات حرف زدن سخته
حتما بخاطر من خیلی شوک شدی
نه ، یه بار دیگه هم وقتی اخراج شده بودی اینطوری شدی
خیلی ناراحت بودی و برای یه مدتی نمی تونستی حرف بزنی
هیونگ گیو بیا مثل اون موقع با هم تمرین حرف زدن بکنیم
چرا که نه؟ اون موقع هم با من تمرین کردی تا بالاخره دوباره به حرف اومدی
سعی کن بگی ...ما..مان
سعی کن ..ما...مان
بهت گفتم سعی کن ...ما...مان
ما...مان
بیا دوباره امتحان کنیم ...ما...مان
ما..مان
چرا گریه می کنی؟ گریه فایده نداره
اشکالی نداره درست می شه تو می تونی حرف بزنی
اینقدر خودتو تحت فشار قرار نده درست می شه ، درست می شه
درسته
اشکالی نداره همه چی درست می شه هیونگ گیو
گریه نکن
من دارم میرم فروشگاه
، بهت گفتم نمی خواد این کارارو بکنی
نگاه کن هر وقت آدم لباس عروس بپوشه خوشگل می شه
منم باید قدیم می پوشیدم
با لباس عروس خوشگل می شدم
فقط دشمن آدمه
خب مگه قیمتش چقدره بیا تو هم بپوش
، توی این سن؟ به چه درد می خوره پوشیدنش؟
بدش من ، بدش من تمیز کنم
فکر کن لیم سان اوک توی این سن لباس عروس بپوشه
من همه چی توی زندگی با چولی دارم
مگه نه؟ همینطوره؟
اما مثل اینکه داری بهتر می شی
البته دکترم همینو گفت ...قرار نیست بدتر بشه
بذار برم یه نگاه به ماشین لباسشویی بندازم
باشه برو چک کنی ..چیزی برای ترسیدن نیست
خوب راش انداختم مگه نه ....کارم درسته درسته؟
درسته ، آفرین به تو
کار ول ما حرف نذاره
البته من الان خودم متخصص شدم توی روشن کردن ماشین لباسشویی
درسته ، به این زودی باید مدرک دکترا بگیری
سلام - خوش اومدین -
بفرمایید تو پدر
هیونگ نیم شما واقعا می خوای برام کیک بخری؟
خودت گفتی بنگ بنگ دلش می خواد
اونی اونی
فقط برای بنگ بنگ خریدی ؟ پس من چی؟
می خوام یه تیکه هم برای شما بخرم پس لطفا شمام انتخاب کنید
باشه
این چه خوشگله
لطفا سه تکه بدین - با این می پردازم -
هی جو تلفن جدید خریدی؟
خوشگله
هیونگ گیو اینو به یه مناسبتی برام خرید
خیلی خوشگله مگه نه پدر؟
البته عروسای من هر دوشون خیلی خوشگلن
بفرمایید - برات بردارم -
وای این خوشگله
این یکی خوشمزه است ا
این یکی؟ تو هم اینو بردار هی جو
!هیونگ گیو
بیا امروز بریم سر قرار
امروز خیلی هوا خوبه ...قرار گذاشتن می چسبه
ما باید بیشتر این کارو بکنیم
حالا که دقت می کنم اولین باره دست تو دست با هیونگ گیوم می چرخم
تا الان چند بار با هیونگ سون این کارو کردم
= با تشکر از شما برای همراهی با ما تا پایان این سریال زیبا =-
چه رنگای قشنگی
می خواین آرایشتون کنم مادر
اوه نه
امتحان کنید مادر
چی؟
نه
، نه
من متوجه نشده بودم مادر شمام یه زنی
اونم یه زن ظریف و زیبا
بخاطر شما من اینطوری بزرگ شدم
با تمام رنج و دردی که داشتی
هیج کدوم اونها رو حس نکردم
کی می تونه بخاطر این بی دقتی منو ببخشه
مادر شما خیلی خوشگل شدی
هیونگ گیو از اینجا که نگاه می کنم پسرم خیلی خوش تیپه
هی ، تو کی تا حالا نرفته سلمونی
هی واقعا اشکالی نداره؟
اگه خراب بشه به من ربطی نداره
باشه ، چه می دونم
اگه خراب شد فوقش میری آرایشگاه درستش می کنه
از اونجایی که اون موقع ها
بخاطر اینکه تو پول صرفه جویی بشه
موهای شماهارو من خودم شروع کردم به کوتاه کردن
وقتی اینطوری قیچی می گیرم دستم عالیه
جین یه که دمدمی بود
خوشم میومد مردای خونه رو می شوندم موهاشونو میزدم
و مثل علف موهاتونو درو می کردم
چقدر اون روزها عالی بود
وااااو بذار ببینم پشت سر هیونگ گیو رو چطوری بزنم
مثل همیشه خوشگل
آخه تو به کی رفتی اینقدر خوشگلی هان؟
یه ذره فقط کوتاه می کنم
، خدای من ...تکون نخور
،پشت سر هیونگ گیوی من چقدر خوشگله
هیونگ گیو دیگه آزار دادن خودت رو تموم کن
تو ...به اندازه کافی خودتو اذیت کردی
اگه اینطوری کنی واقعا دلم آتیش می گیره
فکر کنم قبل از اینکه این بیماری نو بکش بخاطر این غصه بمیرم
می دونم تو چقدر منو دوست داری
چون خیلی منو دوست داشتی اینقدر اذیت شدم
برای همین به خودت فشار میاری
من همه رو می دونم
پس دیگه تمومش کن هیونگ گیو
عذاب دادن خودتو تموم کن هیونگ گیو
ما..مان ...مامان
درسته
، درست می شه
درست می شه
.مامان .مامان
خیلی خب دیگه گریه نکن خودتو عذاب نده
No comments yet. Be the first to leave one.