De første 200 linjer.
پسران برتر از گل
قسمت سوم
این مردانگی نیست که چنین خانم زیبایی رو نادیده بگیری
این یه رویاست؟
حس می کنم روی ابرها ایستادم
خیلی خوب می شد اگر می تونستی پاتو از روی پاهام برداری
اون شبیه شخص دیگه ای شده
مسلماً کار مین ـ هیون
شاید بهتر باشه برای رقص بعدی ازش دعوت کنم
این چیه؟
اوه دیونه کننده است
کمک کنید
اون افتاد
جون پیو
جون پیو افتاد توی استخر
زودباشید!زود باشید
یعنی چی؟
چرا اینقدر نگران هستید؟
اون نمی تونه
چی؟
تنها چیزی که جون پیو نمی تونه انجام بده شنا کردنه
گو ـ جون پیو
گو ـ جون پیو بیدار شو
چشاتو باز کن
زود باش نفس بکش...گو ـ جون پیو
گو ـ جون پیو
بلند شو
چی؟
تو واقعاً آشغالی
تو حرومزاده حقه باز
متاسفم ارباب جوان
یکی دیگه شو حاضر می کنم
لطفاً منو ببخشید
چی؟
سرما خوردید؟
دکتر کیم رو صدا کنم؟
چه سرمایی؟
حالم خیلی توپه
ماشین رو آماده کن من باید زود برم مدرسه
شما به این زودی می خواهید از خونه برید بیرون؟
برای شاگردانی که می رند مدرسه هیچوقت خیلی زود نیست
نشنیدی می گند؟
"سحر خیز باش تا دهنت شیرین شه؟"
فوراً خدمتکار رو اخراج می کنم
چرا؟
بله؟
آقای لی ,شما خیلی حساس نشدید؟
بیخی بابا بیخی
هوا چه محشره
این چیه؟
گو ـ جون پیو
نذار دستم بهت برسه
محاله اینبار ببخشمت
صبح زود از ما خواست اینجا باشیم و تمام روز اینطوری بود
اولین باره می بینم اون روی یه همچین چیزی اینطور جدی کار می کنه
اما سوال اینه چرا یه شاگرد فقیر آزار دهنده انتقالی؟
مگه اون زندگیشو نجات نداد؟
"نمک بخور و نمکدون نشکن" تو داری از این قانون پیروی می کنی درسته؟
مزخرف نگو
این روش تشکر من از اونه
وگرنه چرا باید چنین کار کسل کننده ای رو برای شخص پستی انجام بدم؟
آدمهای معمولی برای چنین چیزی احساس حق شناسی نمی کنند
ساکت باش
حالا هم نوبت توست تا بجای جیهو منو سرزنش کنی؟
...راستی
اون کجاست؟
از وقتی از مسافرت برگشتیم
من نمی دونم چه اتفاقی افتاده اون کاملاً افسرده شده
باید یه دعوای عاشقانه باشه وگرنه چه چیز دیگه ای می تونه باشه؟
مین ـ سو هیون خیلی سخت راضی می شه
اون خودشو می زنه به اون راه
اگر تو از دختری خوشت میاد باید بگیری ببوسی
این کار چقدر می تونه سخت باشه که؟
من بعد از اینکار میرم
داداش جون پیو برای اون کافی نیست اون داداش جیهو رو هم می خواد
تو واقعاً گور خودتو کندی
زودباش برو
اون مثل روباه مکاره
اون از تیپ دختر هایی که کم نمیارند
دختر احمق!حالا چکار کنیم؟
ساعت چنده؟چرا اینوقت شب تو اینجایی؟
ناسلامتی شناگر هستی, چطور نمی تونی روی تمریناتت تمرکز بگیری؟
مواظب باش وگرنه اخراجت می کنم
فکر می کنم مدتیه اونها با هم هستند
آره وگرنه چرا باید داداش جیهو از اون علف مواظبت کنه؟
در طول این مدت
اگر دوستی شماها بخاطر اون دختره ویران بشه چی؟
الان می دونی مگه نه؟
اون علف خیلی معصوم بنظر میاد ولی رفتارش مثل مار می مونه
خفه شو
اگر یک کلمه دیگه بگی گردنتو می شکنم
این جدید ترین مدل بود
از اینکه اونی که می خواستی ببینی نبود, ناامید شدی؟
ـ گو ـ جون پیو...باز چیه؟ ـ چیه؟
نمی تونم بیام اینجا؟
شما دو تا اینجا رو اجاره کردید؟
ـ کجا میری؟ ـ چیزی ندارم بهت بگم...من میرم خونه
...من دارم
ـ چی می خوایی؟ ـ یه چیزی می خوام بگم
بگو بذار برم
تو کی هستی؟فکر می کنی می تونی با من بازی کنی؟
بازی با اف چهار بی نظیر؟
کی با کی بازی کرده؟
بذار برم
فکر می کنی چون بامزه ای می ذارم بری ؟
شوخی می کنم؟
...نمی دونم می دونی یا نه ولی
من از اون آدمهایی نیستم که چیزی رو که به من داده شده تلافی نکنم
من باید به طور برابر تلافی کنم
چکار داری می کنی؟
من نمی خوام
نمی خوام
نمی خوام
اینقدر نفرت انگیزم؟
گوم ـ جاندی....مدرسه نمی ری؟
نمی رم
دلت می خواد کتک بخوری بعد بری مدرسه یا همین الان میری؟
!من نمی رم ...بزن
واقعاً که
نمیرم
نمی تونم برم
ترجیح می دم یخ های رودخانه هان رو بشکنم اما اونجا نرم
من اون مدرسه نمی رم
اگر دلت می خواد مرگ منو ببینی مجبورم کن برم
!ـ تو ـ امروز تعطیله؟
*(در کره دومین و چهارمین شنبه مدارس تعطیل میشود)
بعلاوه
یک آقایی ازم خواست اینو بهت بدم
این چیه؟
چی؟
[دعوتنامه:با عرض سلام من از همه شما می خواهم برای جشن بیست وسومین روز تولدم به منزلم تشریف بیارید.منتظرم.مین ـ سو هیون"]
پارتی؟
پارتی؟
پس معنی اش اینه بالاخره جاندی ما راه به جامعه اشراف باز کرد
آه عزیزم
عزیزم عزیزم
بذار بینم
زود بده به من
ما الان نباید این کارا رو بکنیم
لباس
عزیزم لباس...لباس
لباس
متاسفم که پدرت بدرد نخوره
من حتی نمی تونم واسه دخترم یه لباس مناسب تهیه کنم
این همسایه های فقیر ما
حتی نمی تونند یه چیز خوشگل بیارند
نمی تونه این هانبوک رو بپوشه؟
مگه داره میره عید دیدنی پدرشوهرش؟؟
اونها پارتی گرفتند پارتی
...معمولاً در چنین مواقعی
توی سریال ها همیشه شاهزاده لباس رو می خره
سلام
این هدیه خانم مین ـ سو هیون برای گوم ـ جاندی
این؟
این قشنگه
ـ اون باید اینطوری بپوشه نه؟ ـ بله بله
کمی عقب بکش
چرا منو به آخرین جشنت دعوت نکردی؟
تو گفتی با من تماس می گیری اما نگرفتی
منم می خواستم همینو بگم
تو امروز با کی اومدی؟
بنظر میاد کسی همراه نداری چرا من مال تو نشم؟
چرا اینطوری می کنی؟ چشم من روی اونه
بهش دست نزن
ـ چکار داری می کنی؟ ـ تو واقعاًٌ خیلی لوسی
ببخشید...یه لحظه
عزیزم چرا اینقدر دیر کردی؟
چرا اینقدر دیر اومدی؟
چرا اینجایی؟
برای اینکه آبجی سوـ هیون دعوتم کرد
مغازه شهر رو خالی کردی؟
اون دفعه آخر هم دیر اومد
گوم ـ جاندی
وقتی لباس می پوشه خوشگل میشه
درسته درسته
اون امروز جذاب ترین دیده میشه
کی جذابه؟
میشه خر رو رنگ کرد جای گورخر قالب کرد؟
گو ـ جون پیو
بالاخره اصطلاح درستی بکار برد
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک سو هیون
تولدت مبارک
از همتون ممنونم به تولد 23سالگی من تشریف آوردید
می خوام از پدر و مادرم هم بخاطر پشتیبانی شون تشکر کنم
و از دوستانم بخاطر محبتشون
می خوام حالا که همه هستند از فرصت استفاده کنم و چیزی بگم
بیشتر واسه همینه که جشن تولد گرفتم وگرنه اهلش نیستم
جیهو کدوم جهنمی رفت؟
می خواند نامزدی شونو اعلام کنند؟
من هفته بعد به پاریس بر می گردم
و فکر نمی کنم دیگه برگردم
شرکت مانکنی من داره راه می افته و من باید همه چیز رو تهیه کنم
چی داره می گه؟
از خانواده ام ممنونم . می دونم می تونم بدون زحمت از زندگی لذت ببرم
اما من دوست دارم از توانایی های خودم استفاده کنم و برای همینه که این راه جدید رو انتخاب کردم
من شرکت وکالت خانواده ام رو به ارث نمی برم
...چیزی که می خوام اینه که
یک زندگی داشته باشم که بتونم یک دنیا تجربه بدست بیارم
No comments yet. Be the first to leave one.